Sam Ghandchiسام قندچي بحثی درباره تلاش رژیم برای گرفتن اعترافات تلویزیونی از رامین حسین پناهی

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2161-eteraafaat.htm

 

tv-confessions

 

به تازگی بعد از پخش اعترافات تلویزیونی خانم مائده هژبری از صدا و سیمای ایران، این موضوع پخش اعترافات از تلویزیون ایران دوباره مورد بحث مطبوعات و سازمانهای حقوق بشری قرار گرفته و درخواست برای تحریم تلویزیون رژیم اسلامی ایران مطرح شده است (1).  چند سال پیش هم شکایت از پخش اعترافات اجباری یک ژورنالیست ایرانی در تلویزیون پرس تی وی در بریتانیا که متعلق به رژیم اسلامی ایران است، آن رسانه را در معرض تعطیلی قرار داد. شخصاٌ نمی دانم تحریم صدا و سیمای جمهوری اسلامی در خارج کشور به نفع گردش آزاد خبر هست یا نه و شاید تحریم افرادی که مسؤل این کارها در رسانه های ایران هستند کار درست تری باشد، اما  تخصصی در مورد این نوع موضوعات حقوقی ندارم و دیگران نظیر تشکیلات عدالت برای ایران خیلی ییش از این قلم در این زمینه ها سواد دارند که نظر دهند (2)، و این نوشته هم در مورد موضوع تحریم صدا و سیمای ایران نیست. در واقع پخش اعتراف گیری در رسانه های ایران قبل از رژیم اسلامی نیز متداول بود و در همان زمان رژیم شاه زندانیانی را وادار به "اعتراف" در مطبوعات می کرد که "اقرارهای" آنها در روزنامه کیهان آن زمان منتشر می شد، و هیچوقت آن به اصطلاح "اعترافات" ارزش آنها را در نگاه فعالان سیاسی پایین نیاورد و اگر هم مخالفتی با آنها بود یا واقعاً آدم فروشی کرده و دوستان و یارانشان را تحویل رژیم داده بودند، و یا ممکن بود بخاطر دیدگاه هایشان در مورد مسائل سیاسی مورد نقد قرار می گرفتند، و نه به بخاطر مضحکه ای که مأموران امنیتی رژیم شاه برای آنها راه می انداختند.  مسلم بدانیم که وقتی رژیمی این خیمه شب بازی اعترافات اجباری را راه می اندازد، اعتبار خودش را از بین می برد و مردم هم ابداً آن اعترافات را باور نمی کنند. ولی آنچه می خواهم در میان گذارم احساس کسانی است که مجبور به شرکت در اینگونه "اعترافات" بوده اند. شخصاً زمانی که توسط ساواک احضار شدم نام کسانی را که در کنفدراسیون می شناختم از من سؤال کردند و البته همه را با اسم کوچک می شناختم غیر از افراد شناخته شده که ساواک هم برایش نام آنها مهم نبود و در نتیجه وقتی اسم کوچک نوشتم بازجوی ساواک  عصبانی شد و کلی فحش داد که چرا نام فامیل کسی را نمی دانم و بالاخره گفت امضا کن و برو. البته مورد این قلم آسان بود و این شغل آن بازجو بود که از ما اقرار بگیرد و بگوید آنچه می نویسیم را امضا کنیم (3). یکی از فعالان اصلاح طلب در زمان جنبش دانشجویی 18 تیرماه 1378 بازداشت شد و اعترافات تلویزیونی کرد و سالها بعد هم او را در آمریکا تصادفاً در یک مهمانی دیدم و همچنان فعال سیاسی است و گهگاه مصاحبه های او را در اینترنت می بینم و هیچکسی حتی در مورد آن اعترافات او حرفی نمیزند، و به خاطر آن به اصطلاح "اعترافات" تلویزیونی، هیچگاه کسی او را محکوم نکرد. همکاری با دستگاه های امنیتی و آدم فروشی و تحویل دادن دوستان و همراهان، بحث دیگری است اما این اعترافات تلویزیونی واقعاً خیمه شب بازی عده ای بازجوی بیکار در رژیم است که فکر می کنند با این کارها برای خودشان شغلی نظیر تولیدکنندگان برنامه هویت تلویزیون رژیم اسلامی درست کرده اند و خیال می کنند افکار عمومی را به نفع رژیم جهت می دهند و برای خودشان دکان تواب سازی باز کرده اند، در حالیکه همیشه نتیجه این فشارها عکس آن است و تنفر از رژیم اسلامی را بیشتر می کند. حالا هم عده ای از این ناقص العقلها دارند تلاش می کنند از زندانی سیاسی آقای رامین حسین پناهی (4)، اعتراف تلویزیونی بگیرند (5). شخصاٌ هیچ اهمیتی به اینگونه اعترافات تلویزیونی نمی دهم و اگر هم آقای رامین حسین پناهی در این شو تلویزیونی شرکت کند ذره ای از ارزش او برای امثال این قلم کاسته نخواهد شد. در واقع این کارها، ما را در مبارزه مان برای حقوق بشر ثابت قدم تر می کند و ما را به یاد کسانیکه بنام اپوزیسیون ایران برای زندانیان گوانتنامو رگهای گردنشان سرخ می شد ولی همه این مدت یک کلمه در دفاع از حقوق بشر رامین حسین پناهی نگفته اند، می اندازد و اگر رامین اعدام شود نام این افراد را علناً اعلام خواهم کرد تا فکر نکنند با ژست دکتر فلان فیزیکدان و با عضویت در تشکیلات اتحاد جمهوریخواهان ایران می توانند همه را گول بزنند (6). شش ماه است این بحث را تکرار کرده ام و این افراد تصور می کنند که ما نمی دانیم که با رژیم در توطئه سکوت در مورد جنایت علیه زندانیان سیاسی همکار هستند. آدم فروش همینها هستند که پشت نقاب اصلاح طلبی در خارج قایم شده اند و نظیر آن رییس زندان سنندج فقط بلدند به یک زندانی زور بگویند و او را به قتل توسط زندانیان گماشته خود تهدید کنند. اما فردا که در دادگاه های جنایت علیه بشریت محاکمه شوند مرتب می گویند که مأمور بوده اند و معذور، همانطور که اخیراً در کامبوج و اندونزی شاهد محاکمه امثال این جنایتکاران در دادگاه های رسیدگی به جرائم ناقضان حقوق بشری بوده و هستیم.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

بیست و سوم تیر ماه 1397
July 14, 2018

 

 

پانویس ها:

 

1. تحریم بین‌المللی صدا و سیما، تنها راه برای پاسخگو کردنِ مسئولان پخش اعترافات اجباری
https://www.facebook.com/JusticeForIran/videos/2204493639566062

 

2. همانجا

 

3. آقای ف. م. سخن خسته نباشید
http://www.ghandchi.com/1516-f-m-sokhan.htm

 

4. درباره رامین حسین پناهی

https://goo.gl/VU8p7N

 

5. کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی: فشار بر رامین حسین‌پناهی برای اخذ اعتراف تلویزیونی

http://www.kampain.info/archive/21560.htm

 

6. چطور درباره گوانتانامو معترضیم اما درباره رامین حسین پناهی در زندان سنندج سکوت می کنیم
http://www.ghandchi.com/1899-ramin-hossein-panahi.htm

 

 

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH