Sam Ghandchiسام قندچي قاضی مقیسه در پاسخ به سهیل عربی: فقط خدا میتواند ما را محاکمه کند
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2100-soheil-arabi.htm

  

soheil-arabi-mohammad-mogheisi

 

در خبرها آمده که سهیل عربی و قاضی مقیسه دو روز پیش یعنی یکشنبه 20 خرداد ماه 97 در شعبه 28 دادگاه انقلاب در خیابان معلم در تهران مکالمه زیر را داشته اند:

 

سهیل عربی: ننگ بر تو و رهبرت. من با افتخار یک آنارشیستم. من از تو تقاضای بخشش نمیکنم. شما بزودی سرنگون خواهید شد و جای ما با هم عوض میشود.
قاضی مقیسه: فقط خدا میتواند ما را محاکمه کند.
سهیل عربی: شما در دادگاههای مردمی و توسط مردم محاکمه خواهید شد. و آن روز بزودی می آید.

 

شخصاً با سخنان آقای سهیل عربی در مورد برگزاری دادگاه های مردمی و محاکمه توسط مردم مخالفم و امیدوارم هیچوقت دادگاه های مردمی در ایران تشکیل نشود. چهارده سال پیش در نوشتاری تحت عنوان "دموکراسی حکومت مردم نیست، قضاوت مردم است" توضیح دادم که چرا دموکراسی حکومت مردم نیست و ای کاش دستکم فعالین سیاسی ما می خواندند و انقدر به غلط نمی گفتند دموکراسی حکومت مردم است (1)؛ امروز نیز همین بحث را در ارتباط با نامه 100 نفر از اصلاح طلبان به سید محمد خاتمی، تکرار کردم (2). مردم فقط زمانی که نهادهای قضاوت مردم نظیر مجلس واقعی، مطبوعات آزاد، اتحادیه های کارگری، سازمان های زنان و دیگر تشکیلاتهای سیاسی و مدنی وجود داشته باشند و از حقوق مساوی بدون تبعیض برخوردار باشند، می توانند از طریق این نهادها درباره حکومت، قضاوت شایسته کنند و نه آنکه خودشان قرار باشد قاضی و دادستان و وکیل باشند. هیتلر وقتی نهادهای قضاوت مردم نظیر رایشتاگ را تعطیل کرد به دموکراسی آلمان وایمار پایان داد. امیدوارم در ایران حکومتی سکولار و دموکراتیک جایگزین رژیم کنونی شود و دادگاه های مدرن برای رسیدگی به جرائم، تشکیل شود. در دادگاه متمدن، علاوه بر قاضی و دادستان که باید از هم جدا باشند، وکیل حضور دارد و متهم باید بتواند تقاضای دادگاه با حضور هیئت منصفه کند، حال چه متهم امروز، آقای سهیل عربی باشد، چه متهم فردا، قاضی مقیسه باشد. به اندازه کافی بنام خدا و مردم در ایران جنایت شده است. باید مجازات اعدام ملغی شود و همه قوانین وحشیانه از جمله قوانین شریعت و قصاص نظیر کشتن مرتد، سنگسار، قطع دست و پا و امثالهم ملغی شوند و قوانین مدرن و تشکیلات قضایی مدرن در کشور برقرار شود. ما نیاز به قهرمان نداریم، نیم قرن پیش قهرمانانی نظیر خسرو گلسرخی داشتیم ولی بعد در 1357 دست به انتقام بردیم. دیگر بس است، جنایت راه کار نیست. ما خواهان عوض کردن جای خود با قاضی مقیسه نیستیم. ما خواهان دستگاه عدالت مدرن هستیم. مردم ایران مدنیت می خواهند و نه جایگزینی توحش مذهبی با توحش خلقی که در ویتنام، چین، کامبوج، و حتی در کردستان ایران در نخستین سالهای بعد از انقلاب 57 شاهد بودیم. دادگاه مردمی، عدالت خواهی نیست بلکه سیستمی جنایتکارانه است و دوستانی نظیر آقای سهیل عربی که در موقعیتی هستند که بسیاری از جوانان ما به حرفهایشان توجه می کنند لازم است دانش خود را در این زمینه ها تعمیق دهند وگرنه نظیر بسیاری رهبران ویتنام و کامبوج و ایران زمان انقلاب 1357، به مردم ایران لطمه میزنند این بار بنام خلق. جهنم را هم با حسن نیت ساختند (3).

 

در پایان بگویم که اگر قاضی مقیسه واقعاً فکر می کند که ایشان را فقط خدا می تواند محاکمه کند، چرا وقت خود را با کار قضایی تلف می کند و محاکمه دیگران را هم به خدا واگذار نمی کند، بویژه وقتی متهمان را بخاطر توهین به خدا و پیغمبر، محاکمه می کند. خدا و پیغمبری که ایشان مدعی آن است به اندازه کافی باید قدرت داشته باشند از حقوق خود دفاع کنند، قاضی مقیسه می تواند فکر کسانی باشد که در بند هستند از جمله آقای سهیل عربی که نه کسی را کشته و نه به جان و مال کسی تجاوز کرده است. این دور تسلسل اعدام ها و انتقامها را باید متوقف کرد. 40 سال از انقلاب 1357 گذشته است و وجود دادگاه انقلاب در ایران پس از اینهمه سال به خودی خود نشان می دهد که یک چیزی اشکال دارد. به تسلسل شوم جنایت و انتقام باید پایان داد و آزادی سهیل عربی می تواند آغازی در این راه باشد. آقای سهیل عربی راست می گوید این رژیم اسلامی است که باید بخاطر تلف کردن همه سالهای جوانی اش به دلیل بیان عقایدش، از او و خانواده اش تقاضای بخشش کند و نه آنکه آقای سهیل عربی قرار باشد از رژیمی که زندگی اش را برای یک ابراز عقیده به باد داده، طلب بخشش کند (4). اگر آمریکا نیز مانند ایران بود بسیاری از مسلمانان باید به دلیل عقایدشان در این کشور به زندان می افتادند. ایران نیز باید مانند آمریکا و بقیه جهان متمدن این توحش را کنار بگذارد که انسانها را بخاطر ترک و ستیز با اسلام مستوجب زندان و اعدام می داند، اسلام یک عقیده است و یکی می تواند از آن هواداری کند و دیگری هم با آن ستیز نظری کند، اگر عقیده ای ارزش دارد که نباید از مجادله نظری با خود بهراسد. در غرب در چند قرن معاصر که حکومتهای سکولار بر سر کار بوده اند، مجادله نظری با عقاید مسیحیت آزاد، و کلیساها هم جای خودشان هستند و خون هم به دلیل ستیز نظری با عقاید مسیحیت از دماغ کسی نریخته است. فحش دادن به آمریکا هم دردی برای رژیم اسلامی دوا نمی کند. قوانین ایران در این زمینه توحش کامل است و هر کسی از این حرف ناراحت می شود برود قوانین ایران ضدجمهوریت اسلامی را عوض کند وگرنه هر آدم عاقل بی طرفی می بیند که قوانین قصاص و مرتد کشی و سنگسار و بسیاری دیگر از قوانین رژیم ضدجمهوریت اسلامی با تمدن بیگانه است و شاید 1400 سال پیش ممکن بود جامعه ای ادعای تمدن کند و چنین قوانینی داشته باشد، اما مطمئناً امروز با چنین قوانینی نمی توان ادعای متمدن بودن کرد.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

بیست و دوم خرداد ماه 1397
June 12, 2018

 

پانویس:

 

 

1. دموکراسی حکومت مردم نیست، قضاوت مردم است
http://www.ghandchi.com/313-Judgment.htm 
Democracy is Not People's Rule, It is People's Judgment
http://www.ghandchi.com/313-JudgmentEng.htm

 

2. درک نادرست از دموکراسی در نامه 100 امضا به خاتمی برای اصلاح اصلاحات
http://www.ghandchi.com/2099-khatami-100-emzaa.htm

 

3. وضعیت سهیل عربی بهترین اثبات اینکه کوکلاکس کلان اسلامی 40 سال است بر ایران حکومت می کند
http://www.ghandchi.com/2068-soheil-arabi.htm

 

4. شرح حال سهیل عربی را بخوانیم و به حال خود گریه کنیم که در قرن بیست و یکم گرفتار حکومت مذهبی هستیم
http://www.ghandchi.com/1549-soheil-arabi.htm

 

 

 

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH