Sam Ghandchiسام قندچيمالیات دادن بدون حق نمایندگی
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/1431-taxation-without-representation.htm

 

امروز در ایران، انتخابات ریاست جمهوری 1396 در جریان است. در خیابانی در واشنگتن در حال رانندگی بودم و چشمم به نمره ماشین جلویی افتاد که زیر عدد نمره اتومبیل، نوشته شده بود: مالیات دادن بدون حق نمایندگی (1).

 

شعار "مالیات دادن بدون حق نمایندگی" تعریف استبداد در دوران انقلاب آمریکا و پیش از آن بود. معنی شعار نیز این بود که بریتانیایی هایی که به کلونی های آمریکا مهاجرت کرده و در این سرزمین زندگی می کردند، به بریتانیا مالیات می دادند اما از حق دادن رأی در انتخابات مجلس بریتانیا، محروم بودند. البته این شعار، امروز، در زیر نمره اتومبیلهای واشنگتن، معنی دیگری دارد. هنوز شهر واشنگتن در آمریکا، ایالت محسوب نمی شود و به همین دلیل در کنگره آمریکا، سناتور ندارد، نماینده واشنگتن در مجلس نمایندگان نیز حق رأی در صحن مجلس ندارد و فقط در کمیته های مجلس و در امور اساسنامه ای حق رأی دارد؛ حتی، برای اهالی واشنگتن، حق دادن رأی برای انتخابات ریاست جمهوری نیز، در سالهای اخیر بدست آمده است. البته، اهالی واشنگتن در واقع مالیات ایالتی نمی دهند، چون ایالت نیستند، اما به هر حال مالیات فدرال که می دهند و تازه مالیات محلی که چیزی نظیر مالیات شهری است نیز، پرداخت می کنند.

 

شاید اگر انقلابیون دو قرن و نیم پیش آمریکا، با انتخابات امروز در ایران مواجه بودند، نمی دانستند که چه شعاری انتخاب کنند، چون مردم ایران حق دارند که در انتخابات شرکت کنند، گرچه برای انتخاب شدن، تبعیضها فراوان است، و در نتیجه نمی شود گفت که آنکس که انتخاب می شود واقعاً نماینده مردم است. گویا جمهوری اسلامی برعکس بریتانیای قرن هجدهم ترجیح می دهد تعداد رأی دهندگان هرچه بیشتر باشد، اما انتخاب شوندگان را خودش از طریق شورای نگهبان و نظارت استصوابی، تعیین می کند. سکولارها و بهاییان و زنان و همجنسگرایان و بسیاری دیگران هم که کلاً حق رییس جمهور شدن ندارند. در نتیجه زیر نمره ماشین ها در ایران باید چه شعاری نوشت؟ اگر پیشنهادی دارید در اینترنت مطرح کنید شاید اداره راهنمایی و رانندگی در ایران بتواند این کار را هم به تقلید آمریکایی ها برایش نسخه بدلی درست کند. به هر حال نسخه بدل انتخابات دموکراسی های سکولار را، 38 سال است در ایران جمهوری اسلامی، درست کرده اند، و اسمش را هم گذاشته اند "دموکراسی اسلامی" (2).

 

ممکن است بگویید که این حرفها تکراری است و حرف تازه ای نیست. دقیقاً درست می گویید، همینطور است. اتفاقاً 38 سال است که شماری از ما این حرفها را زده ایم، و امروز حزب سکولار دموکرات ایرانیان (3)، بعنوان تشکیلاتی کوچک و نوپا، همین حرفها را می زند، اما تا وقتی این صدا کوچک و نارسا است، در بر همین پاشنه می چرخد. در آمریکای قبل از انقلاب 1775، این صدا بلندتر و بلندتر شد، و امروز هم در شهر واشنگتن، این شعار بیانی شده است برای بیان اعتراض به تبعیض در حق نمایندگی در دولت، از سوی اهالی این شهر، که حتی بر نمره همه اتومبیلها، نقش بسته است، یعنی "مالیات دادن بدون حق نمایندگی!" به ایران نگاه کنیم، تا کی سکولارهای ایران باید از حق انتخاب شدن محروم باشند (4)، و بازهم در انتخابات شرکت کنند (5). این حرفها، تکراری است اما با رساتر شدن، بالاخره روزی به نتیجه می رسد. شاید روزی مردم ایران، زیر نمره اتومبیلهای خود بنویسند: "انتخاب کردن بدون حق انتخاب شدن!"

 

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com 
http://www.ghandchi.com
بیست و نهم اردیبهشت ماه 1396
May 19, 2017
 

 

پانویس:

 

1. Taxation without Representation

 

2. افسانه دموکراسی اسلامی با حذف سکولارها آغاز شد
http://isdmovement.com/2017/0517/051217/051217.Sam-Ghandchi-The-purge-began-with-seculars.htm

 

3. حزب سکولار دموکرات ایرانیان
http://goo.gl/ncSFhR

 

4. واقعیت پشت پرده قصه بد و بدتر برخی دوستان سکولار در انتخابات
http://www.ghandchi.com/1418-gheseh-bad-o-badtar.htm

 

5. در انتخابات به سکولاریسم رأی می دهم
http://www.ghandchi.com/1364-man-beh-secularism-ray-midaham.htm
 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

 

SEARCH