Sam Ghandchiسام قندچيپیشنهادی برای دیالوگ در داخل و خارج در مورد تحریم
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/1274-tahrim.htm

 

در چند روز اخیر در پی انتشار نامه 30 تن به ترامپ، برخی آینده نگرهای داخل کشور، در واکنش، نوشته هایی منتشر کرده و نویسندگان نامه را مخبط یا خائن، خطاب کرده اند (1).

 

همانطور که می دانیم بسیاری که خود را لیبرال می خوانند از تحریم علیه آفریقای جنوبی در گذشته و امروز علیه اسراییل، حمایت کرده اند. در نتیجه بحث تحریم نمی تواند با طرح دیدگاه لیبرالیسم قرن هجدهم درباره آزادی تجارت، حل شود. تازه در نیم قرن اخیر آزادی تجارت در آمریکا موضع محافظه کاران جمهوریخواه نظیر ریگان بوده و نه موضع لیبرالها، و اکنون نیز بالعکس، آقای ترامپ که رییس جمهوری از حزب جمهوریخواه است در نقطه مخالف ریگان در ارتباط با آزادی تجارت موضعگیری دارد گرچه اکثریت سیاستمداران محافظه کار حزب جمهوریخواه و وال استریت هوادار آزادی تجارت هستند. به عبارت دیگر بحث به این سادگی نیست.

 

شخصاً نظرم را در مورد نامه منتشر شده با صراحت، بیان کرده ام (2) و آقای حشمت طبرزدی نیز نظر خود را در مورد این نامه به رغم فشارها و خطرات، با شجاعت و به روشنی در داخل ایران مطرح کرده است (3). از دیدگاه این قلم وقت آن است که شبکه ای اینترنتی جهت دیالوگ در مورد مسأله تحریم ایران ایجاد شود، نظیر شبکه ماهواره ای "فراسوی جنگ" که در سالهای جنگ سرد، فعالیت می کرد (4).

 

اگر چنین شبکه اینترنتی برای دیالوگ ایجاد شود، نظرات موافق و مخالف، در داخل و خارج کشور، می توانند همزمان در مورد موضوع تحریم، مورد تبادل نظر قرار گیرند.


به امید 
جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com
http://www.ghandchi.com
هفدهم دی ماه 1395
January 6, 201
7

 

پانویس:

 

1. موسی غنی نژاد: تحریم اقتصادی بدیل جنگ نیست بلکه مقدمه آن است

http://goo.gl/gT7NAz

 موسی غنی نژاد: "اخیرا عده ای ایرانی خارج از کشور طی نامه ای خطاب به دونالد ترامپ رئیس جمهور منتخب آمریکا خواستار تجدید نظر در برجام و بازگرداندن تحریم های اقتصادی شده اند. طرفه اینجا است که برخی از این افراد خود را لیبرال معرفی کرده و با این صفت زیر نامه را امضا کرده اند.


"تحریم اقتصادی معنی دیگری جز منع تجارت آزاد ندارد، حال پرسش این است چگونه کسی که خود را لیبرال می نامد خواستار نقض تجارت آزاد می شود؟ قاعدتا لیبرال کسی است که حد اقل یک یا چند اثر مهم از متفکران لیبرال را خوانده باشد. کدام متفکر لیبرال قابل اعتنایی تاکنون رای به نقض و منع تجارت آزاد یا تحریم اقتصادی داده است؟ اصلا متفکری که اندیشه‌اش بر اساس آزادی تجارت بنا شده چگونه می‌تواند از نقض و نفی بنیاد موسس فکر خود دفاع کند؟ این ها در توجیه این حرکت نامربوط خود اشاره کرده اند که برای ممانعت از جنگ خواستار تحریم شده اند. شگفتا که این به اصطلاح لیبرال ها گویا سخن معروف "فردریک باستیا" متفکر بزرگ آزادی‌خواه را نشنیده اند که اگر کالاها از مرزها عبور نکنند سربازها عبور خواهند کرد. این سخن نه یک شعار روشنفکرانه بلکه بیانگر حقیقتی است که بارها در تاریخ تجربه شده است.


"حد اقلی از تلاش فکری و استدلالی در چارچوب اندیشه آزادی معلوم می‌دارد که تحریم اقتصادی بدیل جنگ نیست بلکه مقدمه آن است. این بی توجهی به منطق آزادی از سوی کسانی که خود را آزادی‌خواه یا لیبرال می‌دانند مایه شگفتی و البته تأسف بسیار است.


"شگفتی از جهت بی دانشی و سطحی نگری و تأسف از این جهت که کسانی آگاهانه یا ناآگاهانه رئیس یک دولت بیگانه را دعوت به ضربه زدن به میهن و مردم خود می‌کنند. کسی که چنین درخواستی مطرح می‌کند یا مخبط است یا خائن. نیت خوانی جایی در تحلیل‌های علمی ندارد اما گریزی هم از استنتاج منطقی از نتایج رفتار انسانها نیست. مهاجری که خواستار به خطر انداختن زندگی خویشاوندان و هم میهنان خود می‌شود اگر دچار خبط دماغ نشده نباشد حتما به خاطر منافع خاصی دست به خیانت زده است."

 

2. پاسخی به نامه احمد باطبی و گروهی از ایرانیان مخالف حکومت به دونالد ترامپ
http://www.ghandchi.com/1266-ahmad-batebi.htm

 

 

3. حشمت طبرزدی: نامه ی 30 تن به ترامپ و هجوم به آنها

https://www.facebook.com/Tabarzadi.me/posts/1374216342622977


حشمت طبرزدی: "مدتی است که سیاسی ننوشته ام و تلاش می کنم به سکوت اجباری،ادامه دهم تا به نقطه ی روشن از تصمیم های مهم ملی و بدون امکان برگشت پذیری برسیم تا امکان شکستن ان فراهم شود.

"اما هجوم های پی در پی جناح چپ به ویژه چپ اسلامی که اینک ،اصلاح طلب و تدبیر و امیدی ،خوانده می شود به 30 تن از هم میهنان که وجه مشترک انها ازادیخواه بودن و اگاه بودن و مخالف بودن انها است، بر انم داشت تا چند جمله ای را قلمی کنم.

"یادم هست 4 سال پیش که حسن روحانی را به عنوان رییس جمهوری اورده و لقب دادند، چند تن از زندانیان سیاسی اصلاح طلب که در راس انها اقای میردامادی قرار داشت، در نامه ای مشابه، از پرزیدنت امریکا درخواست کردند که حال که روحانی امده، لطفا همه ی تحریم ها را بردارید و اشتی، اشتی.معنای ان نامه این بود که اگر تا دیروز تحریم نیاز بود به این دلیل بود که احمدی نژاد بر سر کار بود،اما امروز که ما اصلاح طلب ها بر سرقدرت برگشته ایم،دیگر نیازی نیست!

"من ان زمان ان نامه را نقد کرده و ان را بسیار ساده اندیشانه تلقی کردم اما بر خلاف مخالفین نامه ی 30 تن، به هیچ وجه،به نگارندگان ان ،توهین و فحاشی نکرده و انها را خائن،وطن فروش، پناه بردن به بیگانه،دریوزگی برای استکبار و امپریالیزم، قدرت طلب و فرصت طلب،ننامیدم. به قول خود اصلاحی طلبان یا به بیان درست تر، استمرار طلبان،این ادبیات را کیهانی دانسته و برای ان، زیبنده دانستم.اما پیام ان نامه این بود که تحریم زمانی خوب بود که ما بر سر قدرت نبودیم. زیرا تا پیش از روی کار امدن روحانی،همین جناح با لابی های قدرتمند در پی تحریم بیشتر و بلکه از اوباما انتظار حمایت از انها در برابر جناح حاکم را داشت.

"حال اما با امدن ترامپ،گروه دیگری از هم میهنان سیاست های ترامپ را بهتر از اوباما در برخورد با قدرت حاکم در ایران می دانند،به او نامه نوشته و خواهان اعمال تحریم های هوشمندانه تر از دوره ی اوباما،علیه قدرت حاکم در ایران هستند.انها خواسته اند که تحریم ها نه مردم ایران که سپاه و دستگاه رهبری حاکم در ایران را نشانه رفته و امکان بازدارندگی در برابر سرکوب مردم و دخالت در منطقه را داشته باشد که حرف درستی است.

شخصا به یاد ندارم جز در مورد مسئله ی حقوق بشر و عدم هماهنگی امریکا با رژیم حاکم بر ایران،بر سر نقض سیستماتیک حقوق بشر،نامه ای به پرزیدنت امریکا نوشته و از او در مورد کم و زیاد کردن تحریم،حرفی زده باشم.به همین دلیل، و به عنوان طرفدار حقوق بشر و دموکراسی،همواره خواهان عدم همکاری و به رسمیت نشناختن رژیم حاکم بر ایران،توسط دولت امریکا از طریق هر گونه حمایت مالی یا سیاسی بوده ام و طبیعی است که با ان بخش هایی از نامه ی 30 تن که با این دیدگاه من سازگاری دارد،قطعا موافق هستم.این حق ازادیخواهان و مخالفان یک رژیم است که از سایر قدرت ها بخواهند که به قدرت سرکوبگر حاکم، کمک نکرده و به ان مشروعیت ندهد. شخص ایت اله خمینی حد اقل دوبار به پرزیدنت های وقت امریکا نامه نوشت یا پیام ارسال کرد و حتا در سال 57 با کمک امریکا،ارتش شاهنشاهی را در دست گرفت.

"اما برای من بسیار اموزنده بود که جناحی که خودش را اصلاح طلب و تدبیری می نامد،از طریق دو تریبون قدرتمند جماران و کلمه که البته هر دو به مثابه ی رسانه های متصل به قدرت جناحی از رژیم،همواره از بودجه های همین کشور منتفع بوده اند،این حق را به خود می دهد تا هر گونه فحش و هتاکی از جنس به قول خودشان کیهانی اش را نثار این 30 تن کند که چرا به ترامپ نامه نوشته و نظرات خود را بیان کرده اند!؟انها را خائن،وطن فروش!ضد ملی،بازیچه ی استکبار و...نامیدند.انها را متهم کردند که خواهان دخالت نظامی امریکا در ایران ،پاره کردن برجام و تحریم ملت ایران شده اند!

"به راستی که این جناحی که امروز از قدرت افتاده و مظلوم نمایی کرده و ظاهرا با طرفداران ازادی، همنوایی می کند و مثلا با رفتار و ادبیات دهه ی 60 و 70 فاصله گرفته ،در برابر نظر 30 تن از ایرانیان دگر اندیش و مخالف رژیم،چنین کم تحملی نشان داده و سرکوبگرانه برخورد می کند،چنانچه فردا دوباره قدرت به سمت او شیفت شده و به جای رقیب در جایگاه رهبر و خبرگان و...قرار بگیرد،چه خواهد کرد!؟

"هستند بسیاری از روشنفکران و حتا تودهها که بر این باورند که در دوره ی گذار از وضعیت کنونی به یک جمهوری ازاد،دموکراتیک ،سکولار و غیر تمرکز گرا،این اصلاح طلبان هستند که صلاحیت نیروی جایگزین را خواهند داشت،اما من همواره و به دلیل اشنایی نزدیک با ماهیت این جناح،با این امر مخالفت داشته ام. نیرویی که اینک که در موضع اپوزسیون جناح رقیب حاکم است،در روز روشن به مخالفین حکومت اتهام دروغ زده و در عوامفریبی اشکار،حرف انها در نامه به ترامپ را تحریف می کند و انها را جنگ طلب،ضد ملی،و طرفدار تحریم ملت ایران قلمداد می کند،در فردای قدرت، ممکن است از جناح تمامیت خواه حاکم فعلی هزار بار بدتر عمل کند.اینها را ازموده ایم.

"به فرض که 30 تن با برجام مخالفت کنند که البته نکردند،ایا حق چنین ابراز نظری را ندارند؟جناح استمرارطلب تدبیری،به خوبی اگاه است که حنای انها نیز رنگی نداشته و 8 سال و 4 سال فحش به احمدی نژاد،برای مردم نان و ازادی و مسکن نیاورد.اینک مردم فقیر و گرسنه و سرکوب شده به حرکت در امده و بعید است، به روضه خوانی های روحانی و رفستجانی نیز دلخوش کنند.حال این جناح شکست خورده تلاش می کند با متهم ساختن مخالفین کلیت رژیم،مثلا راه مفری برای خودش پیدا کند و با مظلوم نمایی،به بخشی از عوام، القا کند که مخالفین رژیم، مشتی جنگ طلب،وطن فروش و خائن هستند، پس به انها اعتماد نکنید و همچنان به ما گوش بدهید و جز ما، نیرویی وجود ندارد تا شما را از این منجلاب 40 ساله نجات بدهد. منجلابی که خود عامل ان بوده اند. این تبلیغات دروغین نزدیک به 40 سال است که از تریبون های رسمی و غیر رسمی رژیم،مطرح شده و به مرور رنگ می بازد.البته هنوز در جنگ قدرت جناح های حاکم، خواهان تقویت این جناح از قدرت افتاده در برابر جناح تمامیت خواه حاکم هستیم اما، این نه از حب علی که از بغض معاویه است. در انتظار فرصت تاریخی هستیم تا بساط ستم،درغگویی و ریاکاری و تبعیض از این کشور زخم خورده بر چیده شود.ان روز دیر نیست اما اصلاحی-تدبیری ها،اینک که در استانه ی شکست دیگری قرار گرفته اند،از تاریخ درس اموخته و به اخلاق سیاسی،اجتماعی اقتدارگرایانه پایان دهند. خط امام در حال ترک برداشتن است و دوران طلایی ، دوران مس و مفرغ بوده است و طلایش بدلی بوده است.درود بر منتظری که این بدلی بودن را حتا برای پیروان خط امام اشکار ساخت.کمی از تاریخ بیاموزند."

 

4.  فراسوی جنگ
http://www.ghandchi.com/357-BeyondWar.htm

 

Beyond War
http://www.ghandchi.com/357-BeyondWarEng.htm
 

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

SEARCH