Sam Ghandchiسام قندچينگاهی به مصاحبه علی خاوری از رهبران حزب توده
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/1030-khavari-taarikh.htm


روز گذشته مصاحبه ای با علی خاوری از رهبران حزب توده منتشر شده است (1). به جرئت میتوان گفت هیچ موضوع تاریخی در جنبش سیاسی ایران به اندازه حزب توده بحث نشده و مواضع تک تک فعالین سیاسی در مورد آن روشن است (2). اما چرا این بحثهای تاریخی تکراری و بی حاصل هستند؟ متأسفانه تنها در مورد گفتمان راجع به تاریخ حزب توده وضع چنین نیست و بحثهای تاریخی که در 37 سال گذشته عمده تأکید جنبش سیاسی ایران بوده با چنین ضعفی روبرو ست.

 

مقصود از نگاه به تاریخ خود جزئیات آن نظیر کینه ایرانیان و یونانیان در دو هزار سال پیش نیست. عده ای نظیر صوفیان در تاریخ، بی حاصلی همه تلاشها را می دیدند، در صورتیکه هدف برای یک آینده نگر، درک دستاوردهای تاریخ است که در پرتو خردگرایی و آینده نگری می تواند منشاء اثری برای حال باشد. البته این حرف به این معنا نیست که تاریخ را برای اهداف سیاسی روز تحریف کنیم که خوشبختانه مورخان واقعی چنین نمی کنند، اما کار علمی ترقی خواهانه در این عرصه، لازم است که تأکیدش بر ارزیابی از دستاوردهای تاریخ قرار گیرد. آينده نگری بعنوان بخشی از گفتمان ترقی دست کم از زمان ارسطو بطور آشکار در فلسفه غرب قابل مشاهده است (3).

 

بزرگترین دستاورد حزب توده در سالهای شبه دموکراسی 1320 تا 1332 رهبری پرتوان جنبش مدنی ایران بود و در واقع دلیل ماندگاری نام حزب توده در تاریخ نه وابستگی به شوروی بود، و نه خیانتهای برخی و ایستادگی های دیگر اعضا، کادرها و رهبری آن. در آن زمان حتی جبهه ملی نتوانست از حد متشکل کردن بازاریان فراتر رود و دیگر تشکیلاتهای سیاسی نیز در حد گروه های چند نفری باقی ماندند. پیش و بعد از حزب توده نیز چنین تجربه ای نداریم و حتی در انقلاب 57 رهبری جنبش مدنی را در پایان، روحانیت از طریق شبکه مساجد در دست گرفت چرا که هیچ تشکیلات سیاسی دیگری قادر نشد چنین نقشی را ایفا کند، چون نیروهای سیاسی دیگر به دلیل سالها تکیه بر مشی چریکی نتوانستند مهارتهای لازم را برای رهبری جنبش مدنی بدست آورند. درست است که اختناق در سالهای پیش از انقلاب علیه مساجد و روحانیت کمتر اعمال می شد تا علیه مخالفین سکولار، اما سکولارهایی هم که مخالف مشی چریکی بودند و قادر به فعالیت، با پا گرفتن مشی چریکی در یک دهه پیش از انقلاب آنقدر ناتوان شدند که قادر به رهبری جنبش مدنی حتی در اعتصابات شرکت نفت در بحبوحه انقلاب 57 نشدند و جملگی در عرصه جنبش های مدنی به دنبالچه حرکت روحانیت تبدیل شدند.

 

متأسفانه در بررسی حزب توده تأکید بر موضوعاتی نظیر رابطه با شوروی و خیانت و ایستادگی بوده است. تا آنجا که به وابستگی مربوط است مسأله چندان تفاوتی با وابستگی سیاستمدارانی که عامل بریتانیا، روسیه، آلمان و آمریکا بودند نیست و سرسپردگان آن دولت ها با کسانی نظیر علامه دهخدا که از ارزشهای دموکراسی غرب آموختند متفاوت هستند. موضوع خیانت و ایستادگی رهبران هم در هر تشکیلاتی به نسبت بزرگی آن، تعداد هردو گروه بیشتر یا کمتر است و البته شاید وابستگی در باختن روحیه برخی رهبران حزب توده در زندان تأثیر بیشتری داشته اما نه همه آنها و تازه این موضوعات روانشناسی سالهاست بحث شده و تا آنجا که به آینده جنبش سیاسی مربوط می شود بهتر است ارزیابی از دستاوردهای حزب توده را در زمینه رهبری جنبش مدنی مورد ارزیابی قرار دهیم و از آن درس بگیریم (4).


به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبير ایرانسکوپ
http://iranscope.blogspot.com 
http://www.iranscope.com
http://www.ghandchi.com
بیست و نهم مهر ماه 1394
October 21, 2015

پانویس:

1. مصاحبه با علی خاوری، صدر کمیته مرکزی حزب توده ایران
http://news.gooya.com/politics/archives/2015/10/203689.php
 

2. آنچه از تراژدی جوانشیر و حزب توده می توان آموخت
http://www.ghandchi.com/940-javanshir.htm

 

3. ترقی خواهی در عصر کنونی- متن کامل
http://www.ghandchi.com/352-taraghikhahi.htm

 

4. درسی که از تجربه حزب توده گرفته نشد
http://www.ghandchi.com/1023-lessons-hezbe-tudeh.htm

 


متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 
 

SEARCH