Should we Take Sides in the Fight of Ahmadinejad and Larijani

Sam Ghandchiسام قندچيآيا بايد در دعوای احمدی نژاد و لاريجانی طرف گرفت

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/748-ahmadinejad-larijani.htm

 

دعوای محمود احمدی نژاد و برادران لاريجانی آنقدر بالا گرفته است که آيت الله خامنه ای نيز روز گذشته ظاهرا هر دو طرف را مورد سرزنش قرار داد.  اختلاف اين بار با استيضاح وزير کابينه احمدی نژاد در مجلس شعله ور شد و با ارائه پرونده فساد مالی فاضل لاريجانی از سوی آقای احمدی نژاد تشديد شد. کمتر از چهار ماه به انتخابات رياست جمهوری سال 1392 مانده است. 

 

محمود احمدی نژاد به صراحت در مورد مهندسی انتخابات توسط رقبا يعنی برادران لاريجانی حرف می زند. چهار سال پيش همين نظر از سوی آقایان موسوی و کروبی البته بعد از انتخابات در مورد آقای احمدی نژاد مطرح شد و اين دو رهبر شجاع اصلاح طلب و جنبش سبز که در دفاع از آنان به پا خواسته بود، سرکوب شدند. 

 

اما امروز دعوا با آقای احمدی نژاد آنقدر بالا گرفته است که آقای عسگراولادی از بازاريان هوادار پروپاقرص جمهوری اسلامی و حتی آيت الله علم الهدا مشهد، از سردمداران روحانيون هوادار رژيم، بتازگی گفتند که موسوی و کروبی فتنه گرنيستند و خواهان بازگرداندن آنها به پروسه سياسی شدند.  سؤال اين است که آيا درست است امروز اپوزيسيون در دعوای احمدی نژاد و لاريجانی طرف بگيرد؟

 

بنظر می رسد اصلاح طلبان طرف لاريجانی ها را گرفته اند. نگاهی مختصر به سايت کلمه، تأکيد بر اختلاس های دوران شهردار بودن احمدی نژاد و نقل قولهای از حجت الاسلام رفسنجانی در مورد بداخلاقی ها و تظاهرات عليه لاريجانی ها در قم حکايت از سمت گيری با لاريجانی ها دارد!

 

اصلاح طلبان در انتخابات 1388 حق داشتند که از تقلب در انتخابات شکايت کنند و به همين دليل نيز اپوزيسيون دموکراسی خواه در جنبش سبز از آنها حمايت کرد. البته در همان زمان برادران لاريجانی برای جنبش سبز شمشير کشيدند (1). اما جدا از همه تاريخ رويدادهای جنبش سبز آيا برای انتخابات سالم نبايد اول اصل انتخابی بودن قبول شود؟ منظورم چيست؟ در پايين توضيح می دهم.

 

در چند سال اخير آقای علی لاريجانی رييس مجلس تلاش کرد که انتخاب مستقيم رييس جمهوری را از بين ببرد و حتی در يک مقطه معين بنظر می رسيد آيت الله خامنه ای نيز حاضر است با برادران لاريجانی برای تغيير قانون اساسی همراه شود اما مشاهده کرد که اگر در آينده رييس جمهور، يا پست نخست وزيری بجای آن، منتخب مجلس باشد ممکن است برای ولی فقيه بيشتر دردسر ساز باشد و در صورت تقابل آندو، مجلس طرف رييس جمهور منتخب خود را بگيرد و در نهايت مجلس همه کاره شود و نه ولی فقيه و به همين علت آقای خامنه ای با طرح لاريجانی ها مخالفت کرد (2).

 

در جمهوری اسلامی ايران از همان اول انتخابی بودن رييس جمهور دردسر ساز شد. از اولين انتخابات رياست جمهوری در ايران آيت الله خمينی نه تنها اجازه نداد نمايندگان منتحب مردم نظير شادروان عبدالرحمن قاسملو به مجلس راه پيدا کنند  بلکه با مداخله خود باعث شد که ابوالحسن بنی صدر به رياست جمهوری ايران برسد وگرنه ممکن بود دريادار مدنی رأی بالاتری می آورد. البته منظورم توهين به آقای بنی صدر نيست و ايشان به رغم فشارهای بعدی رژيم در کنار آزاديخواهان ايران ايستادند. در زمان انتخاب حجت الاسلام احمد خاتمی نيز ترجيح ولی فقيه انتخاب ناطق نوری بود اما مردم ميز را گرداندند. در همه انتخاباتهای رياست جمهوری علاوه بر دخالتهای غيرمستقيم ولی فقيه، بزرگترين ارگانی که اساسی ترين تقلب را در انتخابی بودن رييس جمهوری به عمل می آورد شورای نگهبان است که کانديداها را وتو می کند. اما به هرحال مقام رييس جمهوری مهمترين مقام انتخابی در جمهوری اسلامی است.

 

با همه اين احوال برادران لاريجانی همين يک ذره انتخابی بودن رييس جمهوری کشور را هم نمی خواهند تحمل کنند و می خواستند رييس جمهور منتخب توسط مجلس برگزيده شود و نه آنکه منتخب مستقيم مردم باشد.  در دنيای کنونی در کشورهای پيشرفته حتی برخی قوانين کشور هم مستقيماً به رأی مردم گذاشته می شوند (3). اما برادران لاريجانی بجای آنکه چنين پيشرفتهايی را در قانونگذاری به ايران معرفی کنند می خواهند همين انتخابی بودن محدود رييس جمهوری را نيز از بين ببرند. نظرهايشان در مورد حقوق بشر نيز که در مورد نسرين ستوده آشکارا بيان شده اند (4).

 

آيا اپوزيسيون دموکراتيک ايران در اين مورد بايد سمت گيری کند؟  بنظر اينجانب جنبش دموکراسی خواهی ايران بايد با اصل انتخابی بودن و تضمين آراء مردم سمت گيری کند. اين اصلی است که برای آينده دموکراسی در ايران اهميت دارد و آزاديخواهان را از مستبدان جدا می کند.  آزاديخواهان نه تنها انتخابی بودن سيستم را می خواهند بلکه در مقابل هرگونه محدوديت بر آن و تقلب در شمارش و گزارش آراء می ايستند.


سام قندچی، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
http://www.iranscope.com
بيست و چهارم بهمن ماه 1391
February 12, 2013
 

1. ژنرال لاريجانی حکم اعدام "عوامل فتنه گر" را صادر کرد

http://www.ghandchi.com/654-Larijani.htm


2. بازهم تشکر از آيت الله خامنه ای اينبار برای انتخابات اسفندماه

http://www.ghandchi.com/681-KhameneiElection.htm

 

3. قانونگذاري با رأي مستقيم و ايران

http://www.ghandchi.com/356-BallotInitiatives.htm

 

4. نسرين ستوده از زبان «کاسپر شاپ ِ» ايران
http://www.newsecularism.com/2012/12/3.Monday/120312.Sam-Ghandchi-Re-Nasrin-Sotudeh.htm