Sam Ghandchiسام قندچيگفتگویی با ری کورزویل در مورد خودآگاهی

سام قندچی 
http://www.ghandchi.com/708-SelfConsciousness.htm

A Conversation with Ray Kurzweil about SelfConsciousness
http://www.ghandchi.com/699-SelfConsciousnessEng.htm

 

بعدالتحریر نوزدهم آذر ماه 1392

http://www.ghandchi.com/900-singularity-kurzweil.htm

کامنت کوروزیل 15 نوامبر 2010: سام عزیز،  جالب است مردم تا چه حد خود را با نماد بصری خویش هم هویت می بینند. وقتی خود را برای برنامه تی ئی دی در سال 2001 به رامونا تغییر دادم گرچه تکنولوژی آنزمان با معیارهای امروزی بسیار ابتدائی بود اما به من این را نشان داد که شخصیت حقیقی من نماد بصری ام نیست و ما آن را می توانیم و خواهیم تغییر داد. ما نیازمند آیینه های تازه ای هستیم. با بهترین ها، ری *


گفتگوی نقل شده در مقاله زیر مربوط به دو سال پیش است که آقای کورزویل در وبلاگ خود درج کرده است (1). همچنین با اجازه آقای کورزویل در ماه گذشته در پانویس ذکر شده است که جزئیات این بحث را در کتاب تازه خودشان در ماه اکتبر امسال بیشتر باز خواهند کرد. چرا این بحث برای این حقیر مطرح شد به دلیل بررسی شکست سکولاریسم در نیمی از جهان بود (2). به عبارت دیگر چرا خودآگاهی در بطن جامعه در اروپا و سپس امتداد آن در آمریکا آنچنان تطور پیدا کرد که توانست مبنای محکمی برای جامعه مدرن در این مناطق جهان شود. و اینکه همچنان سکولاریسم به رغم همه تحولات سیاسی چند قرن گذشته در این مناطق دوام آورده و رشد کرده است. و مهمتر آنکه چشم انداز تطور تازه تر خودآگاهی در دنیای فراصنعتی، تکاملی هوشمند را نوید می دهد (3). این موضوعی است که در یک رشته مقالات در مورد گسترش اینترنت و تکامل آواتارها بیشتر به آن پرداخته شده است (4). همچنین در نوشتار دیگری در مورد "اهمیت فردیت در فضای مجازی" جوانب دیگری از این موضوع مورد بررسی قرار گرفته است (5). این پژوهش کاری تمام شده نیست و تحقیقات جاری است که با شما در میان گذاشته می شود.

 


به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://iranscope.blogspot.com   
http://www.iranscope.com   
http://www.ghandchi.com

بیست و یکم مرداد ماه 1391

August 11, 2012

 

مقاله ضمیمه:

 

درک خودآگاهی: تفکیک انسان از دیگر موجودات متفکر

http://ir.voanews.com/content/blog/1404119.html

 

متن مقاله به زبان انگلیسی

http://www.ghandchi.com/699-SelfConsciousnessEng.htm

 

تحقیقات تازه نشان می دهد که میمون های ریسوس قادرند خود را در آئینه بشناسند. به رغم کشف این مورد،  اما همچنان  توان خودآگاهی، تفکیک مهم قدرت دماغی انسان از موجودات متفکر دیگر، محسوب می شود. اینکه جد مشترک بشر امروز و میمون ریسوس چقدر توان خودآگاهی داشته را نمی دانیم اما شکی نیست که خودآگاهی ما از انسان اولیه فرسنگها فاصله دارد.

 

 مثلاً اگر نوشته ای را سالها پیش نوشته ایم هنگام مطالعه مجدد، خود را در آن مقطع زمانی و مکانی به یاد می آوریم. ابزارسازی، زبان و نگارش مطمئناً در تکامل خودآگاهی انسان در طول تاریخ نقش ایفا کرده اند. و با آغاز عصر مدرن و رشد فردیت، خودآگاهی نیز بیشتر تکامل یافته است و عبارت کوتاه من میاندیشم پس هستم دکارت بیان خوبی از جایگاه خودآگاهی برای انسان مدرن است. و طبعاً انسان مدرنی که با خودآگاهی بیشتر در جامعه عمل می کند نسبت به جزئی از یک توده انبوه در قرون وسطی، مستقل تر می اندیشد.

 

 بیش از ده سال پیش ری کورزویل رباتی درست کرده بود بنام رامونا که قرار بود بجای او خوانندگان وبسایت او را راهنمایی کند. جالب است که این ربات به شکل یک خانم ساخته شده بود در صورتیکه شبیه سازی فکری آقای کورزویل بود. کورزویل نقل می کند در این تجربه چگونه متوجه شده است که مردم تا چه حد خود را با نماد بصری خویش هم هویت می بینند در صورتیکه هویت واقعی برابر نماد بصری نیست و ادامه می دهد که ما به آئینه های عمیق تر نیاز داریم*.

 

 مطمئناً آنچه شخص در کتابی نوشته و آن را در زمان و مکانی دیگر دوباره مطالعه می کند هویتی از او است که معادل نماد بصری وی نیست. یا اگر یک قطعه موسیقی نگاشته است هنگام تدوین اثر بیشتر قدرت سمعی خود را بکار گرفته است و زمانی که به آن اثر دوباره گوش می دهد بدون نیاز به حس بینایی است.

 

 این است که تأمل اندیشمندانه یا مدیتیشن همه حواس و فکر ما را بکار می گیرد تا درکی عمیق تر از خویشتن را متبلور کند. جالب است که دکارت در کتاب گفتمانی در مورد متد، روایت تبیین نظریه خود را درباره متدولوژی علم مدرن به شکل نوعی خودآگاهی در طی روزها تأمل اندیشمندانه نقل می کند. گوئی به توصیف بیداراندیشی پرداخته است.

 

 در حقیقت کتابت، نگارش نت موسیقی و ترسیم تابلو نقاشی نوعی خودآگاهی عمیقتر را طی تاریخ برای بشریت میسر ساخته اند. اما امروز به مدد تکنولوژی های جدید امکان تکامل تازه تری از خودآگاهی فراهم شده است. احتمالاً خودآگاهی پایه ای ژنتیکی دارد و در عین حال با این عوامل محیطی رشد می کند. و در هوش مصنوعی نیز می تواند از طریق آلگوریتم های خودآموزی تکامل یابد.

 

 وقتی فرد می تواند به کسی تلفن بزند یا ایمیلی بفرستد و پاسخی دریافت کند بدون آنکه فرستنده یا دریافت کننده هیچگاه یکدیگر را دیده باشند؛ این خودآگاهی متفاوت از نماد بصری است که رشد می کند و فوریت آن نظیر مکالمه روزمره است و نه مانند کتاب که در آن تأخیر طولانی بین نگاشتن و خواندن، وجود دارد.  با رشد تلفن های هوشمند این توان در وسائل ارتباطات بتدریج به هم سنگی مکالمه رودررو نزدیک می شود.

 

 آیا نمی شود انتظار داشت که خودآگاهی بشر در عصر اینترنت با سرعتی شتابنده رشد کند؟ آیا اینترنت به نوعی آئینه عمیق تر که کورزویل از آن صحبت می کند، تبدیل نشده است؟ اگر دموکراسی دنیای مدرن با اندیشیدن مستقل فردی در غرب تکامل یافت آیا نمی شود امیدوار بود که جهان سایبر نویدبخش رشد انسانهایی با بینشی ژرف تر از خود در فراسوی ظاهر بصری باشد؟

 

 

پانویس:

 

1. http://www.kurzweilai.net/ask-ray-the-future-of-human-self-awareness-deeper-mirrors

 

 کورزویل در ادامه مکالمه بالا جزئیات تکنیکی این بحث را در کتاب زیر که ثمره تحقیقات او در مورد مهندسی معکوس مغز است، در ماه اکتبر منتشر خواهد کرد

 Ray Kurzweil, How to Create a Mind, The Secret of Human Thought Revealed (Viking, October 2012)

http://www.ghandchi.com/730-kurzweil-prtm.htm

 

2. http://www.ghandchi.com/639-WhySecularismFailed.htm

 

3. http://ir.voanews.com/content/blog/1405295.html

 

4. http://www.ghandchi.com/705-InternetPluralism.htm

    http://www.ghandchi.com/706-avatars.htm
 

5. http://ir.voanews.com/content/cyber-cult/1215945.html

 

مقاله مرتبط

بازهم درباره فردیت
http://www.ghandchi.com/786-individuality-again.htm

 


متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com   

 

SEARCH