Iranscope Storeفروشگاه ايرانسکوپ

Futurism and Road of Change in Iran

http://www.ghandchi.com/442-tahavvol-plus.htm

 

Sam Ghandchiسام قندچيآينده نگري و راه تحول ايران

سام قندچي

 

دوازده سال پيش سؤال اينکه ما چه ميخواهيم را هنوز بسياري از نيروهاي سياسي ايران مقابل خود قرار نداده بودند و اگر هم قرار ميدادند پاسخ روشني به آن نداشتند.  امروز تقريباً همه نيروهاي سياسي ايران پلاتفرم دارند.  در نتيجه درست است که هر جريان و گروهي هدف متفاوتي را براي آينده در نظر دارد وليکن به جرئت ميتوان گفت که برعکس سالهاي پيش از انقلاب 57 که مخالفين رژيم درباره آينده پس از سقوط رژيم خيلي کم انديشيده بودند، امروز بسياري از نيروهاي سياسي ايران حتي پيش نويس قانون اساسي مورد علاقه خود براي ايران بعد از جمهوري اسلامي را نيز تدوين کرده اند و اميدوارند که بتوانند هر چه زودتر در رفراندومي براي انتخاب قانون اساسي مورد نظر خود رأي دهند.

 

حال که نيروهاي سياسي ايران اهدافشان براي آينده روشن است، سؤال اين است که راه رسيدن به اين اهداف چيست.  اگر در پاسخ به اينکه ما چه ميخواهيم جوابهاي زيادي طرح شدند که بالاخره در تعداد معيني از پلاتفرم هاي احزاب و گروههاي سياسي تبلور يافتند، در پاسخ به سؤال راه تحول نيز راه ها ميتوانند بسيار زياد باشند، و بستگي به اينکه چه راهي مورد نظر هر نيرو و شخصيت اجتماعي است، نوع معيني عمل خواهد کرد. هدف من در اينجا طرح راه هاي مورد نظر جريانات مختلف سياسي ايران نيست.  آنچه در اينجا مورد نظر من است راه تحولي است که بنظر من براي نيروهاي سياسي آينده نگر ايران درست بنظر ميرسد.

 

اجازه دهيد قبلاً خاطر نشان کنم که منظور من اين نيست که مثلاً راه تحول مسلحانه يا مسالمت آميز را در پيش روي نيروهاي سياسي ترسيم کنم.  اگر راه ما اين است که بايستي از جاده تبريز به تهران برويم بجاي آنکه مثلاً از ترن و يا خطوط هوائي استفاده کنيم، در آنصورت سؤال بعدي اين است که با تانک آن جاده را پيمائيم يا با اتوبوس.  بسياري از اوقات بحث مسالمت آميز بودن بعنوان راه طرح ميشود در صورتيکه مسالمت آميز بودن مربوط به وسائل مورد استفاده در راه است و نه تبيين کننده خود راه.  بنظر من اينکه ترجيح نيروهاي سياسي ايران امروز استفاده از وسائل مسالمت آميز براي رسيدن به مرحله بعدي ايران است قابل ترديد نيست و اينکه چنين ترجيحي عوض شود، هم به رژيم بستگي دارد و هم به اپوزيسيون، و در اينجا اصلاً موضوع بحث من اين مطلب نيست.  موضوع بحث من خود راه تحول در ايران است.

 

متأسفانه بسياري از فعالين قديمي و جوان ايران فکر ميکنند راه تحول آينده ايران شبيه راهي است که  خميني و نيروهاي اسلامي در انقلاب 57 از آنطريق به پيروزي رسيدند.  آن نيروها با براه انداختن تظاهراتها و اعتصابات مداوم از طريق تجمعات درون مساجد به پيروزي رسيدند.  در ايران تشکيلات مشابه سکولاري با چنين وسعتي وجود ندارد.  دانشگاه ها و مدارس هم خيلي محدودند.  دادن شعارهائي نظير انتخابات آزاد محدود به تشکيللاتهاي دانشجوئي و بازار بعنوان راه تحول بوسيله جبهه ملي در همه سالهاي حکومت شاه توان حتي ساقط کردن يک کابينه دولتي را نداشت.  فقط در سالهاي 1320 تا 1332 است که تشکيلاتهاي صنفي وسيع حزب توده قدرت سازماني سکولار را در جامعه ايران نشان داد و راه رسيدن به هدف از کانال اين تشکيلاتها نيروي جدي تلقي ميشد که به دليل اشتباهات سياسي و اشکالات ايدئولوژيک به جائي نرسيد، وليکن راه انتخاب شده موق ترين مورد براي نيروهاي سکولار در ايران بوده است.

 

در نتيجه اينکه امروز عده اي از بهترين فعالين قديمي يا جوان که در جنبش دانشجوئي رشد يافته اند حتي متحد هم باشند نميتواند جمعشان راه تحول آينده ايران محسوب شوند.  البته اگر قرار باشد که از طريق يک دولت خارجي نيروئي بقدرت برسد ديگر بستگي دارد به وابستگي شان به آن دولت و علاقه آن دولت به اينکه کدام از آنها را به سر کار آورد.  وگرنه تا آنجا که به تحول از طريق نيروي مستقل داخلي مربوط است، اينگونه نيروها در خودشان و حتي بشکل متحدشان هم نميتوانند راه تحول آينده ايران تلقي شوند، گرچه صادق ترين و فداکارترين انسانهاي اين مرز و بوم باشند.

 

با اينکه بنظر من ايجاد حزب آينده نگر ايران [http://www.ghandchi.com/348-HezbeAyandehnegar.htm]  از مهمترين نيازهاي آينده ايران است، وليکن تشکيل چنين جمع هائي و نام حزب بر آن نهادن دردي را دوا نميکند و در چند ساله اخير بسياري از اين جمع ها با نام هاي حزب هاي مختلف بوجود آمده اند و از بين رفته اند و اگر هم کماکان موجودند حتي باندازه يک گروه کوچک زنان نتوانسته اند در جامعه تأثير بگذارند.  واقعيت اين است که بسياري از آنها از نظر پلاتفرم بسيار پيشرو و مترقي هستند وليکن تعيين هدف با تعيين راه رسيدن به هدف خيلي فرق دارد.

 

بنظر من راه تحول آينده ايران از طريق اتحاديه هاي صنفي و اجتماعي مختلف با نيازها و درخواست هاي مختلف است که به نقطه اي برسند که درخواست هاي سياسي تحول ايران را طرح کنند. مثل تشکيلات همبستگي در لهستان.  در واقع تحول در همه کشورهاي کمونيست سابق اين شانس را داشت که در همگي آنها تشکيلاتهاي وسيع سکولار نظير اتحاديه هاي کارگري و انجمن هاي صنفي وجود داشت.  در ايران خوشبختانه زنان خيلي آگاه تر و زودتر از گروه بندي هاي اجتماعي ديگر به خود آمده و تشکيلاتهاي مختلفي براي احقاق درخواست هاي خود ايجاد کرده اند آنهم در جامعه اي که فعاليت اجتماعي براي زنان سخت ترين کار است.  چرا گروه هاي اجتماعي ديگر چنين نکرده اند؟  بنظر من به اين خاطر که همه اميدوار به راه ميان بر و نتيجه سريع بوده اند.

 

در واقع تشکيلات سنديکاي شرکت واحد يکي از اولين کوشش هاي جدي در اين راه است.  سؤال اين است که در عصر کنوني چگونه ميتوان اتحاديه هاي صنفي بيشتر و بيشتري را شکل داد و آنهم نه فقط از کارگران.  بنطر من راه حل در اينترنت است.

 

اينترنت هم اکنون ديگر در دسترس يک گروه برگزيده نيست و از اشتراک 4 تا 6 ميليون نفر در ايران و حتي بيشتر صحبت ميشود، که اگر هر فرد در يک خانواده با شعاع چهار نفر ديگر فرض شود اين رقم بمعني در بر گرفتن 20 ميليون نفر است.  چنين فضائي بهترين عرصه براي ايجاد اتحاديه هاي صنفي است.

 

شايان توجه است که در غرب نيز تحول مشابهي شروع شده است و نه تنها در ميان اصناف و گروه هاي اجتماعي قديمي نظير کارگران، بلکه حتي در ميان خود حرفه هاي مربوط به کامپيوتر نظير برنامه نويسي، اتحاديه هاي اينترنتي در حال شکل گيري هستند.  ديگر براي همه دست اندر کاران عصر اطلاعات روشن شده است که اکثريت آنان بيل گيتز مايکروسافت يا بنيان گذاران گوگل نخواهند بود و مسائلي نظير بازنشستگي، بيمه، حقوق بيکاري و امثالهم براي خود و خانواده شان تعيين کننده است و خواهد بود.  در مقاله اي درباره عدالت اجتماعي و انقلاب کامپيوتري [http://www.ghandchi.com/265-EconJustice.htm] وضعيت "سيليکان ولي" آمريکا را بعد از بحران سالهاي اخير توضيح داه ام و وضعيت مشابهي در همه نقاط ديگرجهان از جمله ايران بوجود آمده يا خواهد آمد. 

 

خلاصه آنکه شکل گيري تشکيلاتهاي مختلف براي صنف ها و مشاغل و گروه هاي اجتماعي مختلف، نظير سازمان هاي زنان در ايران، آنچيزي است که بنظر من راه تحول آينده ايران است و بدون چنين بنياني هر حزب سکولار مجبور ميشود که به نيروهاي خارجي اتکاء کند و يا آنکه با بخشي از رژيم کنار بيايد، چرا که پايگاه داخلي نيرومندي ندارد.  بنظر من آنچه در برابر افراد و جمع هاي آينده نگر قرار دارد کمک به شکل گيري اين تشکيلاتها براي احراز حقوق حرفه اي، صنفي، و اجتماعي با استفاده از اينترنت است.

 

به اميد جمهوری آينده نگر، فدرال، دموکراتيک، و سکولار در ايران

 

سام قندچي، ناشر و سردبير

ايرانسکوپ

http://www.iranscope.com

 22 ارديبهشت 1385

May 12, 2006

 

 

 متن مقاله به زبان انگليسي

http://www.ghandchi.com/442-tahavvolEng.htm

 

مقالات مرتبط:

http://www.ghandchi.com/index-Page10.html

 

 

 

--------------------------------------------------------- 

مقالات تئوريک

http://www.ghandchi.com

 

فهرست مقالات

http://www.ghandchi.com/SelectedArticles.html

 

Web ghandchi.com