Sam Ghandchiسام قندچي آیا هوش مصنوعی از هوش بشر جلو زده؟ آری و نه

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/4314-ai-vs-human-intelligence.htm

Has AI Passed Human Intelligence? Yes and No

http://www.ghandchi.com/4314-ai-vs-human-intelligence-english.htm

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8     9     10     11     12

 

ai-human-intelligence-tiktaalik

 

1. کمتر از دو ماه پیش در دوم خرداد 1401، ما همه شاهد انتشار گزارش زیر در مطبوعات بودیم:

 

"دکتر ناندو دی فریتاس پژوهشگر اصلی «بخش هوش مصنوعی پروژه ی دیپ مایندِ گوگل» گفت که در تلاش یک دهه ی گذشته برای هوش مصنوعی عمومی  بعد از اینکه «دیپ مایند» سیستمی را که قادر به انجام وظائفی بغرنج در سطح بسیار وسیع از چیدن بلوکها تا نوشتن شعر انجام داده، دیگر «بازی تمام است»! «گاتو ای آی» جدید ساخته شده توسط «دیپ مایند» فقط لازم است در سطج وسیعتری به کار برده شود تا قادر شود که با هوش انسان رقابت کند." *

 

2. به عبارت دیگر توان هوش مصنوعی عمومی هم اکنون از توان مغز بشر پیشی گرفته است، آنچه که ری کرزوایل پیش بینی کرده بود که تا سال 2029 به انجام رسد! بنابراین ما از پیش بینی کرزوایل جلو هستیم و در واقع همیشه پیش بینی های «ری» از هوش مصنوعی درست بوده و مطمئناً در مورد موضوع هوش مصنوعی و مغز که الگوشناسی تفکر یا «پی آر تی ام »ِ کرزوایل، حرف آخر را میزند! اما همه ی این بحثها در مورد جلو زدن هوش مصنوعی از *مغز* انسان است! آیا این به معنی جلو زدن از *هوش* بشر است؟ شما همه اخم کرده و خواهید گفت که «آه، سام، نه دوباره»، ما نمی خواهیم به سالهای 1980 برگردیم و برایمان همه ی آن حرفهای درایفوس و سرل اهمیتی ندارند و نسخه های بعدی که می گفتند نمی توانید در مجادله با زامبی ها به نتیجه ای برسید! نه من به همه ی آن بحثها درباره ی احساسات و عواطف بشر و یا حرف زدن در مورد *زون کردن* وقتی انسانهای شطرنج باز در رقابت با کامپیوترها برنده می شدند، نمی خواهم برگردم، و ما همه می دانیم امروز، کامپیوتر است که برنده می شود! بنابراین، نه، من نمی خواهم به همه ی آن مجادلات و بحثهای ضد آنها برگردم و در واقع در آن زمان هم با زنده یاد «ماروین مینسکی» از ام آی تی و زنده یاد جان مکارتی از استنفورد سمتگیری داشتم و هنوز هم همانطور فکر می کنم! پس، مسأله ی من حالا چیست؟ بنظرم همه ی گفتمان (دیسکورس) آنزمان بر محور *مغز* دور می زد و اینکه چی می تواند و چه نمی تواند انجام دهد، و آنهایی که قابلیت هوش مصنوعی را برای انجام کاری نفی می کردند، نمی فهمیدند که احساسات، عواطف و زونینگ و غیره هم همانقدر فانکسیونهای مغز هستند که ریاضیات، و می توان آنها را با هوش مصنوعی سیمولیت کرد، و در واقع همه ی اینکارها در 40 سال گذشته انجام شده، و ما اکنون اینجا رسیده ایم با اطلاعیه ی تازه ی بخش هوش مصنوعی دیپ مایند گوگل! بنابراین من چه مسأله ای را اکنون در مورد هوش بشر مطرح می کنم؟

 

2. در سال 1985، این نگارنده رساله ای منتشر کردم تحت عنوان «ابزار هوشمند: شالوده تمدني نوين». در آنزمان، ری کرزوایل را نمی شناختم، اما سالها بعد دوست عزیزم ری را پیدا کردم و از او خیلی یاد گرفتم که می توانم بگویم که اگر او را آنزمان که آن رساله را نوشتم می شناختم، آن نوشتار را متفاوت نوشته بودم چرا که ری از همه ی دست اندرکاران این عرصه جلوتر بوده و هست، آنزمان و هم اکنون! در آنزمان من فقط آثار پیشقراولان هوش مصنوعی نظیر مینسکی و مکارتی را نمی خواندم. در حقیقت خیلی از کارهای ریچارد لیکی را در عرصه ی علم تکامل خواندم و حتی کارهای زیادی در عرصه پالیونتولوژی (دیرین شناسی) از استیون جی کولد را مورد مطالعه قرار دادم و تئوری «تعادل نقطه ای» بسیار برایم مورد تحسین بود. جالب است که ری کرزوایل نیز در سال 2006 در بخش پایانی نوشته ای تحت عنوان «اختراع دوباره ی بشریت»، استیون گولد را ذکر کرده است.  بنابراین بنظر میرسد که ما همه می خواستیم که درباره ی تکامل بدانیم و هنوز هم مورد توجه مان است. می توانم اینهمه را در یک جمله خلاصه کنم: همه ی توجه هوش مصنوعی بر اساس جدایی انسانها از میمونها شکل گرفت با تمرکز کانون فکر ما بر مغز بشر! البته، حیوانات دیگر نظیر *موش* هم مورد توجه بودند و می دانیم در بیشتر آزمایشهای بیولوژی از موش استفاده می شود چرا که حدود 90 درصد دی ان ای انسان و موش مشترک است. اساساً هوش مصنوعی بر میمونها تمرکز داشت و اینکه مغز بشر از میمونها پیشی گرفت و به همین دلیل در رساله ام خیلی در این مورد بحث کرده ام که چگونه ابزارها در تکامل مغز و زبان مهم بوده اند، و به رغم آنکه رساله در مورد *ابزار هوشمند* بود که شامل هوش مصنوعی می شود، در عین حال همه ی توجه به هوش مغز بود آنگونه که در میمونها و انسانها می بینیم!

 

3. به تازگی داشتم کتابی بسیار خواندنی را مطالعه می کردم که یک پالیونتولوژیست به نام نیل شوبین نوشته تحت عنوان «ماهی درون شما» که 14 سال پیش یعنی در سال 2008 نوشته شده است (به فارسی هم ترجمه شده)! نویسنده به همراه همکارانش کاشف ماهی «تیکتالیک» است که در ماه آوریل 2006 در مطبوعات اعلام شد! تیک تالیک حدود 375 میلیون سال پیش زندگی می کرده و ماهی ای است که دست دارد و به خشکی وارد شده و در واقع از اجداد بشر است که برروی خشکی زندگی می کرده. اگر کل کتاب را بخوانید، چیز زیادی در مورد مغز گفته نشده و همه ی بحث درباره ی **باله های ماهی** است در مقایسه با *اعضای بدن* انسان نظیر دست! آیا این موضوع ربطی به هوش دارد؟ مطمئن هستم که طراحان روباتها پاسخ «مثبت» می دهند اما کانون توجه شان بر کنترل عضو بدن توسط مغز است. به تازگی هنگام خم کردن انگشت کوچک دست چپم که هنگام تایپ کردن خیلی استفاده می کنم درد زیادی داشتم. به همین دلیل رفتم به مغازه ی والگرینز نزدیک خانه ام و چیزی خریدم به نام «فینگر اسپلینت» که معادل فارسی آن می شود تخته ی شکسته بندی! ارزان است و چیز لوکسی نیست و آنرا روی انگشت کوچک دست چپم گذاشتم. دیدم وقتی تایپ می کنم، بعد از چند روز، داشتم از انگشت حلقه برای تایپ کردن استفاده می کردم که در کنار انگشت کوچک است. بعد در انگشت حلقه هم احساس درد کردم، و فینگر اسپلینت را به انگشت حلقه منتقل کردم و دوباره ناخودآگاه داشتم از انگشت میانی استقاده می کردم و به انگشت کوچک دیگر برنگشتم که از اول استفاده کرده بودم. این از نظر من هوش است و تصور نمی کنم ربطی به قدرت مغز داشته باشد. شاید اشتباه کنم اما به باور من، این توان هوشی را ما از اجداد ماهی خود که 375 میلیون سال پیش زندگی می کرده اند به ارث برده ایم.

 

***

 

4. آیا هوش مصنوعی جدید اینگونه توان هوشمند را که در بالا ذکر شد نیز در بر می گیرد؟ ممکن است بپرسید که آیا تا آنجایی که ما از هوش مصنوعی استفاده می کنیم، برای ما اصلاً این موضوع اهمیتی دارد! شاید نه، مگر اینکه داریم اعضای مصنوعی بدن انسان یا که دست و پای ربات می سازیم! به عبارت دیگر ما نمی خواهیم که هوش انسان یا هوش حیوانات را بازتولید کنیم و فقط می خواهیم *هوش مصنوعی* یا *هوش غیربیولوژیک* بسازیم، بنابراین آنچه در اینجا بحث کردم شاید اهمیتی ندارد. منظورم اینکه مثلاً تا آنجا که به هوش عمومی مربوط می شود، انسانها از سگها جلوترند، اما تا آنجا که حس بویایی مورد توجه باشد، می شود گفت که سگها از انسانها با هوش ترند! نمی دانم چه بگویم، به همین دلیل در عنوان این مقاله نوشتم «آری و نه»!

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

21 تیر ماه 1401
July 12,
2022

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

 

SEARCH