Sam Ghandchiسام قندچي خانم مسیح علینژاد حمله ی شما به خانواده های سران رژیم در غرب غلط است

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/4244-masih-alinejad.htm

پی نوشت اول اسفندماه 1400: دو ساعت بعد از انتشار مقاله ی زیر، خانم مسیح علینژاد توییتی به شرح زیر منتشر کردند:


مسیح علینژاد: چرا عکس مهناز افشار را کنار بستگان رامین منتشر کردی؟  پاسخ: چون خودش عکسش را با افتخار کنار آقازاده‌ی رامین منتشر کرد. باید گفت از خمینی و ‌هاشمی، خامنه‌ای، خاتمی، روحانی و رامین‌هایی که زندگی اسلامی اجباری را به ملت ایران تحمیل کردند ولی در برابر سبک زندگی بچه‌های‌شان خفه شدند.
 

(شکی نیست اگر اینها به خانواده خود پشت نکرده اند و با ظاهر سکولار کارگزار و فرونت خانواده شان هستند، نظیر پرستوها باید محکوم شوند). اما دوباره توییت بالا نشان می دهد که دوست عزیز خانم مسیح علینژاد موضوع را متوجه نیستند. ایشان می گوید ناراحت است که برخی از سران رژیم «در برابر سبک زندگی بچه‌های‌شان خفه شدند»، اتفاقاً باید از این موضوع خوشحال بود و تشویق کرد. در ابتدای رژیم اسلامی بسیاری از سران رژیم وقتی با سرپیچی فرزندانشان روبرو می شدند، بچه های خود را برای اعدام شدن تحویل می دادند یا همان عبارت معروف را می گفتند که اگر فرزندت ضد اسلام عمل کرد وظیفه داری او را گردن بزنی! آیت الله ری شهری، آیت الله محمد محمدی گیلانی و همین آیت الله جنتی که معروف خاص و عام است نمونه هایی کوچک از این واقعیات رژیم اسلامی بوده و هستند. اینکه امروز برخی از سران رژیم درجه ی تحمل خود را برای خانواده شان قدری بالا برده اند، در واقع به دلیل پیروزی سکولار دموکراتها در جامعه است و نه برعکس! اجازه دهید برایتان مثالی بزنم. بسیاری از آدمهای متعصب هستند که وقتی فرزندشان همجنسگرا، تراجنسیتی و کلاً به ال جی بی تی تعلق دارد، اقلاً لیبرال عمل می کنند؛ اما، برخی دیگر نه تنها در مورد دیگران هوموفوبیک هستند، بلکه فرزندان خودشان را هم اگر برایشان پیش آید، می کشند، نظیر ماجرای قتل علیرضا فاضلی منفرد که همین سال گذشته بود! باید آنهایی را که توانسته اند وقتی پای فرزند خودشان به میان می آید اقلاً انقدر جنایتکارانه به موضوع الی جی بی تی نگاه نکنند را، تشویق کرد، نه آنکه آنها را هول داد به عقب! خانم مسیح علینژاد من شما را حتی یکبار هم ندیده ام و حتی یکبار هم با یکدیگر تماس نداشته ایم ولی شما را دوست خود می دانم. شما امروز وقتی نماد مبارزه برای حقوق بشر در ایران شده اید، لازم است به این ریزه کاری ها توجه کنید. آنگ سان سوچی در جنبش حقوق بشر برمه انسانی موفق بود اما وقتی رهبری جنبش حقوق بشری را در دست گرفت که در آن سیاست هم مطرح است و بعد هم رهبری سیاسی، نتوانست در ارتباط با ریزه کاری های سیاست، موفق عمل کند. امروز شما دوست گرامی خانم مسیح علینژاد در جایگاه بسیار مهمی قرار دارید و شخصاً مطمئن هستم که گام بعدی را نیز برخواهید داشت و امیدوارم که برنده جایزه صلح نوبل شوید.

مطالب مرتبط: 1     2      3     4     5     6     7     8     9     10

 

alinejad-masih

 

دوست عزیز خانم مسیح علینژاد،

 

بارها در چند سال اخیر به طور غیرمستقیم در مورد حملات شما از جمله به دختر آقای علی لاریجانی، و پسر خانم معصومه ابتکار برخورد کردم، اما امروز دوباره یادداشت شما را در اینستاگرام دیدم که نشان می دهد همچنان این موضوع را درک نمی کنید و برای کسی که رهبر مبارزات حقوق بشری ایرانیان است این فقدان درک چنین موضوع مهمی که یک فعال حقوق بشر را از یک هوادار انتقامگیری از نوع طالبانیسم جدا می کند، مشکل ساز است. این نگارنده از روز اول از فعالیتهای حقوق بشری شما حمایت کرده ام و همچنان حمایت می کنم چرا که در 43 سال گذشته شما را تنها کسی می بینم که نظیر فعالان دوران کنفدراسیون از ته دل برای حقوق بشر در ایران مبارزه می کنید، صرفنظر از اینکه آنها چه عقاید سیاسی داشتند، یا اینکه امروز شما چه عقاید سیاسی دارید! با اینهمه در همان زمان کنفدراسیون، بسیار بودند از فرزندان خانواده های حکومتگر در ایران که نه تنها نظیرِ به اصطلاحِ امروز، آقازاده ها، در خارج سبک زندگی دیگری را برگزیده بودند، بلکه خودشان از رهبران کنفدراسیون شدند، از جمله پسر تیمسار حجت که حتی پدرش او را رسماً از فرزندی خود، "خلع" کرد (امیدوارم کاربرد لغت «خلع» در این مورد درست باشد)! در مقایسه، شما مرتب به فرزندان سران رژیم که زندگی دیگری در خارج برگزیده اند، حمله ور می شوید، و نه تنها اجازه نمی دهید آنها متحدان اپوزیسیون شوند، بلکه آنها را به دشمنان اپوزیسیون تبدیل می کنید، و دلیلی که می آورید این است که حتی با کسانی از خانواده ی شما که با شما موافق نیستند نیز، رژیم اسلامی چنین رفتار می کند یا که اینها پولشان را از خانواده شان گرفته اند! تا آنجا که به موضوع اول مرتبط است دقیقاً به همین دلیل شما باید عکس آن عمل کنید وقتی شما خودتان رژیم اسلامی را غیرمتمدن می دانید. در مورد موضوع دوم نیز اگر خانواده شان آنها را به دلیل اختلاف فکری از ثروت محروم می کردند، باید شما معترض باشید چرا که این فرزندان به سبک زندگی خانواده ی خود پشت کرده اند! در واقع رفتار شما در این مورد معین، نظیر طالبان است که به دلیل مخالفت با کسی، کل خانواده ی وی را هدف قرار می دهند! خوشبختانه در ایران چه در دوران رژیم اسلامی و چه پیش از آن، این نوع "خونخواهی های از نوع قومی و خانوادگی،" بسیار اندک بوده است. شخصاً افغانهایی را می شناختم که به من می گفتند کل خانواده شان را در افغانستان به دلیل فعالیتهای آنها علیه طالبان، به قتل رسانده بودند. در مورد مشخص شما، رفتاری که با برادرتان شده را بارها خوانده ام ولی اساساً این روش خونخواهی خانوادگی در اوج قتل عام زندانیان در سالهای دهه ی 60 هم در ایران وجود نداشته، و حتی اگر وجود داشت نیز نباید اپوزیسیون به آن دامن بزند که شکلی از انتقامجویی و چشم در برابر چشم و قصاص طلبی است! در اپوزیسیون یکنفر در سالهای اخیر این نوع طالبانیسم را ترویج می کرد و آنهم آقای سید محمد حسینی بود که 4 سال پیش درباره اش نوشتم و او می خواست رفتاری که در به اصطلاح «ریستارت» خود ترویج می کرد را، بعنوان آنارشیسم جلوه دهد در حالیکه آنارشیستهای ایران ابداً چنین روشهایی را انتخاب نکرده اند و در واقع آنارشیستهای ایران بیشتر به لیبرالهای غرب شبیه هستند، تا حتی آنارشیستهای غرب، و اگر هر وقت فرصت کنم درباره ی آنارشیسم در غرب بیشتر خواهم نوشت که آنهم اساساً انتقامجویی نیست ولی با آنارشیسم در ایران متفاوت است. به هر حال خانم علینژاد امیدوارم از من برای این نقد ناراحت نشوید. بارها سعی کردم این پیام را به طور غیرمستقیم در مقالات گوناگون به شما برسانم، اما موفق نشدم. ضمناً همچنان از کاندیداتوری شما برای جایزه ی نوبل حمایت می کنم و برایتان آرزوی موفقیت دارم. در زمان کاندیداتوری خانم شیرین عبادی برای جایزه ی نوبل از موضع ایشان در حمایت از دکتر شریعتی و سید محمد خاتمی نقد کردم اما از کاندیداتوری ایشان حمایت کردم؛ و در عین حال، همان زمان با کاندیداتوری آقای هاشم آقاجری مخالفت کردم به این دلیل که ایشان حتی وقتی تحت حکم ارتداد توسط آیت الله نوری همدانی قرار داشت، همچنان از حکم قتل سلمان رشدی در فتوای آیت الله خمینی دفاع می کرد. در پایان اضافه کنم که در مورد جزئیات زندگی خانواده ی آقای محمد علی رامین اطلاعی ندارم، اما شخصاً همیشه از هواداران خانم مهناز افشار بوده و هستم و ایشان را یکی از سلبریتی های فهمیده در ایران قلمداد می کنم و از خدمات ایشان به جامعه ی ایرانی سپاسگزارم. در پایان دوباره تکرار می کنم که کلاً انتقام گیری غلط است و بویژه برای یک رهبر حقوق بشری و این را فقط برای شما ننوشته ام، و آخرش هم انتقامجویی به طالبانیسم منتهی می شود!

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

اول اسفند ماه 1400
February 20,
2022

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

 

SEARCH