Sam Ghandchiسام قندچي کمدی یا تراژدی: ماجرای تلویزیون دیدنِ همخانه ای های من: آدم نمی داند بخندد یا بگرید

گفتا: «ز که نالیم که از ماست که بر ماست.»

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/4181-comedy-or-tragedy.htm

پی نوشت نهم آبان ماه 1400: پاسخی به التماس دعای سیامک مهر/محمد رضا پورشجری

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8     9      10    11     12    13      14

 

comedy-or-tragedy

 

همانطور که در گذشته به تفصیل توضیح داده ام، این نگارنده از سال 2005 تا 2013 در صدای آمریکا در شهر واشنگتن کار می کردم. در سال 2007، دو بار، در فوریه و نوامبر، در پی هر یک از دو مصاحبه ام با صدای آمریکا، آقایی که لابد خیلی به صاحب این قلم لطف داشتند و آنزمان دست در دست وبلاگ سرباز کوچک کار می کردند، و به هر دلیلی در دولت آمریکا صاحب نفوذ بودند، به دفتر صدای آمریکا تشریف آوردند و با خانم شیلا گنجی و دکتر کامبیز محمودی که به ترتیب مدیر و سردبیر وقت صدای آمریکا بودند، صحبت کردند و از آنها خواستند دیگر مصاحبه ای با این نگارنده نگذارند و به کارم در صدای آمریکا پایان دهند. خوشبختانه خانم گنجی و دکتر محمودی انسان بودند و مرا اخراج نکردند، و فقط مصاحبه با اینجانب را متوقف کردند و با اینکه 6 سال دیگر در صدای آمریکا کار می کردم، همواره از رسمی شدنم ممانعت می شد، با اینحال، در صدای آمریکا بطور قراردادی کار می کردم و قراردادم سال به سال تمدید می شد؛ و گرچه به دلیل قراردادی ماندن، تضمین شغلی، بیمه درمانی، حقوق بیکاری و بازنشستگی نداشتم، لیکن شغلی داشتم، و حتی در دوران ریاست جمهوری پرزیدنت اوباما، در زمان مذاکرات، بلاگ فرادید را در صدای آمریکا منتشر می کردم، هرچند بعد از پایان یافتن جنبش سبز و امضای برجام، هنگامیکه برنامه های تلویزیونی صدای آمریکا در حمایت از جنبش سبز خاتمه یافت، توسط خانم ستاره درخشش که زیر نظر آقای استیو ردیش کار می کرد، بعد از 8 سال کار، قراردادِ شغلی ام با صدای آمریکا، دیگر برای سال 2013 تمدید نشد! اجازه دهید بگویم در سال 2011 یعنی دو سال پیش از خاتمه یافتن قراردادم با صدای آمریکا، 400 هزار دلار ارثیه ی پدری به من رسیده بود و این تنها پولی بود که داشتم و با آن خانه ای در منطقه ی واشنگتن خریده بودم. لازم به یادآوری است که خانه ی اولم را در آمریکا، در زمان کار در شرکتهای کامپیوتری، در سال 1994، در کالیفرنیا خریده بودم که به دلیل بیکار شدن در سال 2001، و بعد هم فعالیت تمام وقت سیاسی در سالهای 2001 تا 2005، خانه ام را از دست دادم. به هر حال در سال 2013 بعد از بیکار شدن از صدای آمریکا، نخواستم فعالیتهای سیاسی ام را متوقف کنم و ادامه دادم! اول سعی کردم منابع مالی برای ایرانسکوپ در آمریکا تهیه کنم و با دکتر عباس میلانی تماس گرفتم و پاسخ ایشان هم این بود: برای پروژه ای مثل ایرانسکوپ کسی از این پولها نمیده! و بعد از آنهم ایشان دیگر ایمیلهایم را پاسخ ندادند! بعد هم در همان سال 2013 روی خانه ام وام گرفتم، و با امکانات خودم به فعالیت ادامه دادم. در اولین سالهای بیکاری از صدای آمریکا، همین حقوق بازنشستگیِ کمی را که امروز به دلیل بیش از 40 سال کار در آمریکا دریافت می کنم، به اینجانب پرداخت نمی شد چون هنوز در آنزمان 65 سالم نبود، و البته از «کار در آمریکا» بعنوان مبنای دریافت همین حقوق بازنشستگی ناچیز، منظور کاری است که پیش از کار در صدای آمریکا کرده ام، وقتی از جمله بعنوان مهندس و مدیر در سیلیکانولی کالیفرنیا، به طور رسمی کار می کردم و حق بازنشستگی داشتم. به هر حال به دلیل این وضعیت، وامی که بعد از بیکار شدن از صدای آمریکا با گرو گذاشتن خانه ام گرفتم، خیلی زود مصرف شد و تا سال گذشته، همه چیزم را از دست دادم و یک سال است در اتاقی در یک خانه ی مخروبه زندگی می کنم و همخانه ای هایم نیز همه آمریکایی، و افرادی هستند که وضع مالی شان از اینجانب هم بدتر است! اما آنچه می خواستم در این مقاله بگویم اینکه این همخانه ای های فلک زده، از اینترنت برای تماشای تلویزیون استفاده می کنند و حتی نمی دانند ایران و پاکستان دو کشور جداگانه هستند:) خلاصه حالا اصل ماجرا! مدتی بود اینترنت اینجا قطع بود و آدمی که مسبب آن بود یک ماه پیش از اینجا رفت و این همخانه ای ها خوشحال بودند که بالاخره می توانند با استفاده از اینترنت، تلویزیون تماشا کنند، و صاحب این قلم هم خوشحال بودم که می توانم راحت مقاله ای را با استفاده از اینترنتِ پرسرعت، منتشر کنم. بدبختی این است که هر دفعه مقاله ای منتشر می کنم آنقدر حمله ی سایبری به اینترنتِ این خانه می شود، که این بیچاره ها به دلیل قطع و وصل اینترنت اینجا، نمی توانند راحت تلویزیون تماشا کنند! در گذشته بارها در مقالاتم خطاب به اف بی آی در مورد حمله های سایبری به اینترنتِ محل زندگی ام، اطلاع رسانی کردم، اما واقعاً تا آنجا که می فهمم منشأ این حملات سایبری فقط ایران نیست و مطمئناً وقتی مقاله ای از صاحب این قلم منتشر می شود، اف بی آی می تواند فوراً منشأ ارسال آن حملات را، که محل زندگی ام را هدف قرار داده، مشخص کند و این حمله کنندگان را شناسایی کند! به هر حال دیگر در این دوران بیماری سرطان و فشارهای زندگی شخصی، فرصت رسیدگی به این موضوعات را ندارم. آنکسی که به اینجانب لطف داشت، و از روزی که به صدای آمریکا رفتم، خود و خانواده ام را به این روز انداخت، شاید بداند که بیش از نیم میلیون دلار به این نگارنده و خانواده ام ضرر زده و در این روزگار پیری ما را به این روز انداخته، و شاید هم برایش اهمیت نداشته باشد، ولی واقعاً آیا فکر نمی کند که او هم نظیر رژیم خمینی با کسانیکه نظرشان با او متفاوت است، رفتار کرده، و سعی هم نکرده جبران مافات کند! خانم شیلا گنجی و دکتر کامبیز محمودی که با آن فرد دو بار در فوریه و نوامبر 2007 در صدای آمریکا ملاقات کردند، هویت او را کاملاً می شناسند! و مضحک است که این فرد خیلی دم از متحد کردن اپوزیسیون میزند! دروغگویی و عدم شفافیت و همه ی رفتارهای این فرد در اپوزیسیون ایران که از جمله در سطور بالا ذکر شد، که طی این سالها در پشت پرده با سوء استفاده از ارتباطاتش با دستگاههای اطلاعاتی کشورهای مختلف، ضربه به فعالین مخالف خود زده، آیا آن دموکراسی است که او و امثال او برای ایرانِ آینده، نویدش را به ملت ایران می دهند! بازهم بگویم که وقتی به همخانه ای هایم که می خواهند راحت تلویزیون تماشا کنند، نگاه می کنم، نمی دانم بخندم یا گریه کنم، و چه بگویم که بتوانند دلیل این قطع و وصل اینترنتشان را درک کنند، و در پی این هستم که یکی از آن آپارتمانهای مخصوص افراد بی بضاعت را اجاره کنم، و از این خانه بروم، که هم این همخانه ای ها راحت شوند، و هم من زیر بار اجاره بیشتر خرد نشوم. البته منتظرم که درمان کنونی سرطانم در چند هفته ی آینده، تمام شود. واقعاً ما افراد مستقل در اپوزیسیون ایران به قول آمریکایی ها بین صخره و سنگِ سخت، قرار داریم! گفتا: «ز که نالیم؟ که از ماست که بر ماست».

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

سوم آبان ماه 1400
October 25, 2021

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

 

SEARCH