Sam Ghandchiسام قندچي ناسیونالیسم: در حاشیه ی گفتگوی بی بی سی با شرکت محمد امینی
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3361-mohammad-amini-bbc.htm

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8      9

 

mohammad-amini-bbc

 

ساعتی پیش به گفتگویی شنیدنی در بی بی سی فارسی گوش می کردم درباره ی *ناسیونالیسم* که در آن آقای محمد امینی شرکت داشتند که از متخصصان مبحث ناسیونالیسم در میان اندیشمندان ایرانی هستند و پژوهشهای چشمگیری در این عرصه انتشار داده اند. اما بحث ناسیونالیسم در چند سال اخیر به دو دلیل میان صاحب نظران ایرانی مورد توجه قرار گرفته:

 

1. به این دلیل که در جهان در نیم قرن اخیر با تطور جامعه ی فراصنعتی و گسترش و تعمیق گلوبالیزاسیون در اقتصاد جهانی، دولتهای ملی به وضعیتی نظیر دولتهای خانوادگی (موروثی)، قبیله ای و ایلیاتی در اواخر قرن هفدهم دچار شده اند که به دلیل سقوط قدرت سیاسی خانواده، قبیله و ایل، آن نهادها اهمیت سیاسی خود را از دست می دادند، یعنی اگر در آنزمان تا به امروز علاقه به خانواده، قبیله و ایل همچنان وجود دارد، اما اهمیت آنها به خاطر داشتن قدرت سیاسی در سه قرن گذشته از بین رفته است با اینحال وقتی به خانواده ی پویا بختیاری در ایران ظلم می شود، پدر خانواده یعنی آقای منوچهر بختیاری همان وقت در تدارک روز چهلم گفت که همه ی بختیاری ها در آنروز در تهران خواهند بود یعنی خاطره ی قدرت ایلیاتی همچنان با ما است. اما در نیم قرن اخیر، قدرت سیاسی ملتها نیز در عصر فراصنعتی هر روز بیشتر کاهش می یابد و اگر دقت کنید هربار آیت الله خامنه ای در مورد مذاکره با آمریکا حرف میزند از آنها تعهد می خواهد که رژیم اسلامی را سرنگون نکنند، یعنی از قدرتهای بین المللی بیشتر نگرانی دارد تا قیام ملت. ممکن است گفته شود که در 28 مرداد نیز اینچنین بود و آن 67 سال پیش بود. در حقیقت آن زمان قدرت ملت آنچنان تعیین کننده بود که بعد از سقوط مصدق، ملی شدن صنعت نفت ادامه پیدا کرد، در حالیکه امروز داستان برعکس است و رژیم اسلامی دارد هر امتیاز ضد ملی را از دریای مازندران تا شیلات جنوب می دهد که در قدرت بماند. بحثهای آقای محمد امینی که در راستای نشان دادن تفاوت احساسات ملی با قدرت سیاسی ملت یا آنچه دولت ملت خوانده می شود و اشاره ی ایشان به موضوع ملی شدن صنعت نفت همین مطلب را نشان می دهد. سی و یک سال پیش جوانبی از این مبحث در رساله ای تحت عنوان «یک دیدگاه آینده نگر» مطرح شد و بعد هم در مرور بر بررسی های تاریخی آقای محمد امینی، به عمق این تفاوت احساسات ما برای خانواده، قبیله و ایل در گذشته، و موضوع قدرت سیاسی آن نهادها در مقایسه با احساسات دوست داشتن آنها، و اینکه مورد مشابهی را در عصر حاضر در ارتباط با احساسات ملی در مقایسه با قدرت سیاسی ملت در کالبد دولت-ملت می بینیم؛ به عبارت دیگر، بحث «میهن دوستی» در مقایسه با «ناسیونالیسم» که در کانون گفتگوی مورد اشاره قرار داشت، موضوعی بسیار عمیق و ریشه ای در عصر کنونی است که برخی تصور می کنند مشکل واژه ها است و گفتگوی بی بی سی نیز بیشتر صرف بحث واژه ها شد، و امیدوارم تلویزیونهای پربیننده ای نظیر بی بی سی وارد عمق این بحث شوند و مایه ی خوشوقتی است که آقای محمد امینی در این بحث شرکت دارند که جوانب عمیق تر موضوع، مورد توجه قرار گیرد.

 

2. موضوع ناسیونالیسم از منظر دیگری نیز چهار سال پیش، بعد از انتخاب پرزیدنت ترامپ، اهمیت پیدا کرده وقتی در ابتدا ظاهراً بعنوان چالشی در برابر گلوبالیسم نمودار شد و حتی برکسیت در بریتانیا نیز اینگونه برداشت شده است. واقعیت آنچه را که "ناسیونالیسم" پرزیدنت ترامپ است، اگر بخواهیم خوب درک کنیم در برخورد متفاوت آقای ترامپ در مقایسه با پرزیدنت اوباما و اروپاییان به چین نهفته است، چین که با همراهی روسیه، یا بدون روسیه، ابرقدرت دوم جهان حاضر است. در حقیقت در تاریخ در دوران اوج برده داری در آمریکا، اروپاییان برخورد مشابهی با برده داران آمریکا داشتند که از برده داران جنوب در آمریکا حمایت می کردند چون قیمت کتان در اروپا ارزان می ماند و برده داران هم شخصاً و خانواده هایشان کلی در اروپا خرج می کردند، اما آنچه به مخالفان برده داری در آمریکا در زمان آبراهام لینکن کمک کرد این بود که در زمان جنگ داخلی در آمریکا، تولید پنبه در مصر باعث ارزان شدن کتان شد و اروپایی ها دیگر از برده داران در آمریکا حمایت نکردند و عجله ای برای فیصله دادن به جنگ داخلی در آمریکا نشان ندادند و بالاخره ایالات شمالی به رهبری آبراهام لینکن پیروز شدند، گرچه بعداً کوکلاکس کلانها در دوران رکانستراکسیون نه تنها تلاش کردند جلوی دموکراتیزه تر شدن کشور را بگیرند، بلکه با دو شقه کردن سیاهان، سعی بر بازگرداندن جامعه به عقب، و حتی بدتر از دوران پیش از الغای برده داری کردند، نظیر کوکلاکس کلانهای اسلامی در ایران و خاورمیانه ی کنونی. منظور اینکه امروز نیز اروپا اساساً از نقش چین راضی است که قیمتهای تولیدات صنعتی را پایین نگه می دارد و از سوی دیگر ثروتمندان چینی در شهرهای اصلی اروپا نظیر لندن، پاریس و برلین مستغلات میخرند. به عبارتی دیگر برخورد اروپا به چین، نوعی برخورد اشرافی است. اما برخورد دونالد ترامپ، هزینه ی تولید را در چین بالا می برد، چه به دلیل تعرفه هایی که براجناس چینی می گذارد، و چه به دلیل مقابله با کنترل دولت چین بر ارزش برابری یوان و دلار. در حقیقت پولی که پرزیدنت ترامپ توانسته به شکل نوعی یارانه به کشاورزان آمریکایی بدهد از این راه به دست آمده و در این بحبوحه ی کرونا، بهای تولیدات کشاورزی در آمریکا بالا نرفته و حتی تقویت و بهتر شده است و دلیلش فقط سقوط بهای نفت نیست و این یارانه های دولت ترامپ به کشاورزان کمک کرده است. به هر حال این معنای ناسیونالیسم پرزیدنت ترامپ است که نه تنها به معنی از بین بردن گلوبالیزاسیون نیست بلکه به شکل تازه ای دارد از گلوبالیزاسیون برای رشد اقتصادی در آمریکا استفاده می کند که شاید اگر ماجرای پاندمی کرونا پیش نیامده بود، نوعی شکوفایی اقتصادی را به دنبال می داشت که البته برعکس تصور پرزیدنت ترامپ و برخی از هواداران او در طبقه ی متوسط این کشور، امید به احیاء تولید صنعتی به شکل گذشته، انتظاری واقعی نیست، چرا که بیشتر این تحول، «مالی» است، و نه لزوماً «تولیدی» یا به اصطلاح «صنعتی»!

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

 

سام قندچی
http://www.ghandchi.com

یازدهم خرداد ماه 1399
May 31, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH