Sam Ghandchiسام قندچي توده ایها، مسعود بهنود، رضا پهلوی و زنده یاد اسکندر فیروز
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3174-eskandar-firouz.htm

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8     9    10    11    12    13    14

 

eskandar-firouz

 

حدود یکهفته پیش زنده یاد اسکندر فیروز از شخصیتهای محیط زیست ایران درگذشت. یک اعلان فوت برای او توسط توده ایهایی که سلطنت طلب شده اند در کیهان لندن به فارسی و همچنین به زبان انگلیسی منتشر شد. اعلان فوت دیگری نیز توسط آقای مسعود بهنود و توده ایهایی که به اصلاح طلبان رژیم اسلامی پیوسته اند، منتشر شد، و با دیدگاه های آقای مسعود بهنود هم آشنا هستیم. و البته مطبوعات رژیم اسلامی حاکم بر ایران نیز حالا که زنده یاد اسکندر فیروز فوت کرده درباره ی او قلم فرسایی می کنند، در حالیکه درباره ی رفتار رژیم اسلامی با فعالان محیط زیست باید از نیلوفر بیانی ها، و یا از خانواده ی زنده یاد کاوس سید امامی پرسید که بحث خصوصی نیست و در عرصه ی عمومی است. شخصاً با اینکه آقای اسکندر فیروز در بیمارستانی در مریلند در همین نزدیکی های محلی که در حال حاضر این نگارنده زندگی می کند فوت کردند، اصلاً ایشان را نمی شناختم که نشان می دهد تا چه حد در مورد محیط زیست در ایران، بیسواد هستم. اما چرا حزب توده را در این رابطه مطرح کردم. مریم فیروز همسر وفادار کیانوری رهبر حزب توده نیز 12 سال پیش در سن 95 سالگی درگذشت؛ خانم مریم فیروز را نمی شناختم، و خود همیشه از مخالفان حزب توده و شخص نورالدین کیانوری بودم که لیبرالیسم را در فرهنگ سیاسی ایران به فحش تبدیل کرد، با اینحال جز خوبی درباره ی مریم فیروز نخوانده ام که به رغم آنکه شاهزاده بود بسیار خاکی و بی تکبر زندگی می کرده است همچون برخی فعالان سیاسی و مدنی از خانواده هایی نظیر راکفلر و کندی در آمریکا. داستان توده ای هایی نیز که سلطنت طلب شده اند، یا اصلاح طلب، مشکلی نیست و چه بهتر که روشن درباره ی مواضع سیاسی گذشته و حال خود بگویند، به جای حاشا کردن هردو، مگر قران خدا غلط می شود که آدم موضع سیاسی خود را تغییر دهد. این نگارنده از حامیان فدرالیسم بودم اما سه سال پیش رسماً و علناً اعلام تغییر موضع به مخالفت با هرگونه فدرالیسم برای ایران را منتشر و در آن اطلاعیه دلایل تغییر موضع خود را توضیح دادم. به اصل بحث برگردیم. خاندان فرمانفرماییان که از شاهزادگان قاجار بودند، شخصیتهای برجسته ای را در ایران معاصر از خود باقی گذاشتند از جمله زنده یاد ستاره فرمانفرماییان که یکی از فعالان مدنی در دورانی بود که اصلاً کسی اصطلاح جنبش مدنی را در اپوزیسیون ایران به کار نمی برد، یا مظفر فیروز که برخی در سالهای شبه دموکراسی 1320 تا 1332 می گفتند که می خواهد سلطنت قاجار را به ایران برگرداند اما به نظر این نگارنده شاید همه ی آن حرفها شایعه بود و او نیز در آن دوران که نسبتاً فعالیت سیاسی در ایران آزاد بود مثل بسیاری دیگر، کار سیاسی می کرد و شاید هر زمان نظر مختلفی داشته است. حتی امروز نیز خیریه های فرمانفرماییان در ایران وجود دارد؛ در کودکی وقتی تابستانها به باغ شمیران خانوادگی می رفتیم، همسایه ی برخی از خاندان فرمانفرماییان بودیم و با بچه های آنها همبازی بودم هرچند بعدها هیچگاه دیگر تماسی نداشته ام، اما هنوز هم همانجا در جنب کوچه کاشف در جاده ی قدیم شمیران محل موقوفات خیریه ی فرمانفرماییان است و شاید بشود آنها را با خاندانهای سیاسی آمریکا نظیر راکفلرها و کندی ها مقایسه کرد. در واقع آنچه همیشه برایم در دوران سلطنت پهلوی امری مثبت به حساب آمده این بود که برخلاف تغییر اکثر سلسله های دیگر ایران نظیر دوران انتقال از زندیه به قاجاریه، با خون و خونریزی و اعمال قساوت با بازماندگان همراه نبود؛ همه درباره ی رفتار قساوت آمیز آقا محمد خان قاجار با بازماندگان زندیه می دانیم و حتی همزمان هنوز بازماندگانی از پادشاهی افشاریه در ایران بوده اند و رفتار آقا محمد خان قاجار با آنها نیز با شقاوت همراه بود؛ در حالیکه هیچگاه رضا شاه و محمد رضا شاه چنین رفتاری را با بازماندگان قاجاریه نکردند و بسیاری از بلندپایگان خاندان قاجار نظیر جهانبانی ها، در رژیم پهلوی صاحب منصب بودند و خدمات شایسته ای به ایران و ایرانی کردند، حتی در کودکی به دبستان ایران که شوکت ملک جهانبانی که همسرش از خاندان قاجار بود و در خانی آباد در خیابان مولوی آن مدرسه را تأسیس کرده بود می رفتم، که مدرسه ای مختلط بود و از سه سال کودکستان تا کلاس ششم دبستان، در همانجا تحصیل کردم، ولی بعد از آن به دبیرستان البرز رفتم و دیگر هم به محل باغ شمیران تابستانی کاملاً اسباب کشی کردیم و ارتباطم با مدرسه ی ایران و آن ناحیه تهران، قطع شد، اما حتی زمان تحصیلم، یعنی در سالهای 1333 تا 1336، کودکستان آن مدرسه، مختلط و مدرن بود، و از 1336 تا 1342 در دبستان ایران جهانبانی، زبان انگلیسی به ما تدریس می شد، و البته وقتی می گویم مدرسه ی مختلط، کلاسهای پسرها و دخترها از هم جدا بود به رغم آنکه مدرسه ی پسرانه و دخترانه با هم یکجا بود و خواهرهایم را که در همان سالها در همانجا تحصیل می کردند، در زنگ تفریح می دیدم. به هر حال درباره ی رفتار رژیم پهلوی با قاجاریه، فقط آن دسته از اولاد رضا شاه نظیر شاهپور غلامرضا پهلوی که از مادر قاجار بود، از حق شاه شدن محروم بودند، که تبعیض بود، اما در هر زمینه ی دیگری فرقی با برادران خود نداشتند مثلاً شاهپور غلامرضا پهلوی از سرمایه داران برجسته ی ایران محسوب می شد. شخصاً نسبتی با قاجاریه ندارم و نسبتی هم با قندچی های تبریز ندارم و اینها فقط اطلاعات تاریخی است که بیان کردم و دلیل گفتن نکته ی آخر نیز اینکه، یکبار یک دیوانه ی متعصب ضد آذری و ضد قاجاریه در اینترنت که خوانده بود در جایی نوشته ام پدرم ترکی بلد بوده، مرا در خیالاتش به قندچی های تبریز متصل کرد و از آنجا هم به قاجاریه گویی همه ی آذریها با قاجاریه فامیل هستند. پدرم ابداً هیچ ریشه ی اصل و نسب خانوادگی در مناطق آذری نشین ایران نداشت و چون تاجر بود و در ساکنان محله هایی نظیر رباط کریم تهران در آنزمان بیشتر آذری بودند، پدرم زبان ترکی را پیش خودش یاد گرفته بود تا بتواند با آنها هم بیزینس کند، و یکبار که برای گردش به تبریز رفته بودیم وقتی مردم می دیدند که او فارس است ولی ترکی به خوبی می تواند حرف بزند، خیلی ما را تحویل می گرفتند. به هر حال به موضوع بحث برگردیم و بازهم تأکید کنم که فقدان اعمال قساوت در مورد سلسله ی پادشاهی قبلی در زمان حکومت پهلوی بسیار مهم است، آنچه ای کاش رژیم اسلامی حاکم بر ایران می آموخت؛ می دانیم که رضا شاه حتی استخوانهای لطفعلی خان زند را که آقا محمد خان قاجار برای انتقام جویی جلوی تخت خود در کاخ گلستان گذاشته بود که از روی آن هر روز رد شود، به شهر ری منتقل کرد تا به این رفتار قساوت آمیز و انتقامجویانه با خاطره ی جانشین کریم خان زند، پایان دهد. جالب است هفته ی پیش نیز جایی که اول بار در مورد درگذشت زنده یاد اسکندر فیروز خواندم در صفحه ی فیسبوک آقای رضا پهلوی بود که نشان از احترام خاندان پهلوی برای خدمات جهانبانی ها، فرمانفرماییان ها و بسیاری دیگر از بزرگان خاندان قاجار است. با آرزوی پایان دادن به انتقامجویی ها و  امید به آینده و آینده نگری هرچه بیشتر برای ایران و ایرانی و با عرض تسلیت به خانواده، دوستان و بازماندگان زنده یاد اسکندر فیروز.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

بیست و سوم اسفند ماه 1398
March 13, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH