Sam Ghandchiسام قندچي رژیم: دامن زدن به فضای شک، ترس از برباد رفتن ایران، و تسلیم به فاشیسم مذهبی
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2954-aban98.htm

مطالب مرتبط:   http://bit.ly/2OnwrIZ

 

etesaab-shak

 

خیزش آبان ماه 98 نظیر هر حرکت انقلابی دیگر از نیروهای مختلف سیاسی تشکیل شده بود و بدون شک بسیاری افراد کسانی را که در کنارشان علیه رژیم در این حرکت اعتراضی شرکت داشتند، نمی شناختند، اما رژیم به چند بازی گمراه کننده دست زده است. یک عده را رژیم، عوامل خود نظیر فاطمییون و زینبیون و غیره معرفی می کند تا به فضای بی اعتمادی دامن بزند، که گویا دعوای جناح های حکومتی در این حرکت پررنگ است. عده ای دیگر از معترضان را عوامل سازمانهای اطلاعاتی خارجی و یا اعضای مجاهدین یا سلطنت طلبان که از خارج آمده اند معرفی می کنند و اینهمه برای ایجاد شک و شبهه و مشغول کردن فعالان به بازی های جانی دالری است و همزمان نیز یک سری عوامل رژیم در خارج کشور میروند بالای منبر در رسانه های بین المللی تحت نفوذ رژیم اسلامی و دوباره از سوریه ای شدن حرف میزنند و در دلهای مردم ترس از تجزیه ی کشور و از دست رفتن ایران را تبلیغ می کنند که گویی این 40 سال اگر این رژیم نبود ما لبنان و سوریه شده بودیم، و گویی ما خود در همه ی این موارد همه گونه کار نظری نکرده و آگاه نیستیم. همه ی اینها برای ایجاد روحیه ی تسلیم به فاشیسم در پی هولوکاستی است که رژیم اسلامی در هفته ی آخر آبان98 در 130 شهر ایران با قتل عام خیابانی و قطع اینترنت راه انداخت. بویژه برخی فعالان قدیمی چپ که سالهاست اصلاً در فعالیتهای سیاسی نبوده اند یا در حاشیه ی جمعهای خود بوده و از حرکتهای جوانان در این سالها خبر ندارند، اما نامشان معروف است با تحلیلهایی که عملاً به نفع رژیم است البته می خواهند به جنبش کمک کنند اما در یکی دو روز اخیر با راه انداختن بحثهایی که گویی دارند در یک رژیم دموکراتیک برای اداره ی پلیس کار می کنند، از پویایی این حرکت کاسته اند، و اقدامشان یادآور توده ای هایی است که در دوران انقلاب 57 تازه بعد از 25 سال از خارج به ایران برگشته بودند و مشاوره دادن هایشان در زمان داستان دانشجویان خط امام، نیروهای رادیکال جنبش را منحرف کرد و عملاً به نفع رژیم شد و البته چند سال بعد نیز برخی از خود آنها هم در دوران دهه 60 قربانی شدند. دقیقاً در اوائل دهه شصت بعد از بمبگذاری در مجلس، توجه بسیاری از نیروهای سیاسی آن دوران نظیر حزب توده متمرکز به همین نوع بحثهایی شد که گویی آنها خودِ پلیس برای پیدا کردن عوامل جنایات هستند، یعنی آنچه رژیم می خواست مشغولیت اپوزیسیون شود در صورتیکه رژیم خود خوب می دانست چه کسانی مسؤل بمبگذاری بودند و می دانست که همان حزب توده را نیز بعداً نابود خواهد کرد و در واقع سعید امامی سالها بعد از قتل زنده یادان فروهرها، در اعترافات خود همه ی ماجرا را گفت. برخی دوستانِ بسیار با تجربه در اپوزیسیون نیز اکنون بعد از خیزش98 افتاده اند وسط این بحثهای جانی دالری که فقط به فضای شک مبارزان در خیابانها نسبت به یکدیگر، و ترس از برباد رفتن ایران، و تسلیمِ به فاشیسم کوکلاکس کلان های اسلامی، دامن می زند، به جای آنکه جنبش وارد فاز بعدیِ اعتصابات سراسری شود. البته این حرف به این معنی نیست که بسیاری از این موضوعات نمی تواند حقیقت داشته باشد. حتی در کشورهای دموکراسی غربی در یک تظاهرات ساده پرووکاتورهای مأمور یکدفعه دعوا راه می اندازند و مطمئناً سازماندهان تظاهرات می دانند چگونه این موارد را مدیریت کنند، ولی اجازه نمی دهند که هدف تظاهراتشان با این بازی ها تحت الشعاع قرار گیرد. آنهایی نیز که در ایران در خیزش96 و خیزش98 تظاهرات با چنین عظمتی راه انداخته اند مطمئناً بیش از بسیاری از دوستان در خارج که بازهم تکرار می کنم از روی حسن نیت ولی با این بحثها دارند انرژی جنبش را تضعیف می کنند، بهتر می دانند در محیط فعالیت خود چه کار کنند و ایجاد یأس و ترس و تسلیم در فضای نشریات و تلویزیونهای اپوزیسیون دقیقاً همان کاری است که رژیم می خواهد در این لحظه مشغولیت اپوزیسیون شود وگرنه ما خود در این 40 سال مثلاً به موضوع تمامیت ارضی بسیار بیش از همه ی آنچه این رژیم در ایران اجازه ی بحث آنرا داده باشد، مورد بحث قرار داده ایم و کشف تازه ای نیست. واقعیت این است که نیروی اصلی در جنبش حاضر، آنارشیستها هستند و آنها اساساً اعتقاد دارند که مالکیت خصوصی، مذهب و دولت باید فوراً از بین بروند و بسیاری از تاکتیکهایی که در مبارزات خود انتخاب می کنند منعکس کننده ی این دیدگاهایشان است و توطئه ی کسی نیست. در عین حال آنارشیستهای ایران سالهاست که در اتحاد با سلطنت طلبان و مجاهدین فعالیت می کنند و برایشان این موضوع مشکلی نیست و بسیاری از چپ دموکرات نیز به همینگونه می اندیشند در حالیکه آن بخش چپ که در 35 سال گذشته در صفوف اصلاح طلبان فعالیت کرده، خط کشی پررنگ تری با سلطنت طلبان و مجاهدین دارد، و از سوی دیگر چپِ نزدیک به اصلاح طلبان نظیر حزب توده و چریکهای اکثریت همیشه از دیدگاه های افراطی در مورد مالکیت خصوصی، مذهب و دولت، دور بوده است و به همین دلیل برخی شعارهای این خیزش98 ممکن است برایشان توطئه ی پرووکاتورها جلوه کند. به هرحال گرچه از نظر برنامه ای آن بخش چپ که حرکت کنونی خیزش98، و دوسال پیش از این خیزش96 را رهبری کرده اند، آنارشیست هستند و مشخصاً خواهان لغو مالکیت خصوصی بر وسائل تولید و تشکیل فوری شوراها برای اداره ی کشورند، اما واقعیتِ بعد از سقوط رژیم، مطمئناً چنین چیزی نخواهد بود و به همراه سقوط رژیم و ایجاد فضای باز، نیروهای مختلف سیاسی نظیر هر جامعه ی آزاد، به میدان خواهند آمد و هرکس رأی خود را خواهد داشت. اجازه ندهیم نظیر آغاز دهه ی 60 با ایجاد شک و شبهه نسبت به یکدیگر، ترس از تجزیه ی کشور، و اشاعه ی تسلیم طلبی در برابر اقتدارگرایان رژیم اسلامی، نفسمان را نظیر 10 سالِ دهه ی 60، نه تنها بند آورند، بلکه عملاً به این شکل با فرستادن ما به دنبال نخود سیاه برای پیدا کردن به اصطلاح «مجاهدین»، «سلطنت طلبان»، «عوامل خارجی» و غیره که گویی در صفوف ما مثلاً "رخنه" کرده اند، انرژی و توان اپوزیسیون را هدر دهند. بازهم تکرار می کنم که اقدامات پیشگیرانه در برابر پرووکاتورها از سوی رهبران تظاهرات و اعتصابات در هر محل مطمئناً انجام باید بشود، و می شود، و آنها که توانسته اند بیش از 200000 نفر را در چنین حرکت عظیمی در هفته ی آخر آبان ماه به راه اندازند، مطمئناً از این کسانیکه تازه در تلویزیونها و رسانه های دیگر می آیند بحث می کنند، بهتر می دانند در محیط فعالیتشان واقعیت چگونه است و فقط بسیاری از این آیه های یأس خواندنها، باعث شده که حتی حامیان این جنبش در خارج کشور یکدفعه مأیوس شوند و فکر کنند دارند به مردم ضرر میزنند یا ایران را دارند نابود می کنند، در حالیکه بزرگترین ضرر به ایران در این 40 سال این رژیم اسلامی واپسگرای در قدرت بوده و امروز نیز قتل عام خیابانی و هولوکاستی است که در هفته ی گذشته این رژیم اسلامی برقرار کرده، که نباید با این حرفهای جانی دالری حواسمان پرت شود و درباره این هولوکاست سکوت کنیم. اختلافات سیاسی را از جمله در مورد مسائل اتنیکی سالهاست که بحث کرده ایم و نیازی به کشف تازه ی این افراد نیست. بسیاری از بحثهای دیگری که این جنبش مطرح می کند نظیر سیستم شورایی در کشورهای مختلف به اشکال گوناگون وجود دارند و مختص سیستم شکست خورده ی شوروی نیست، حتی انتخابات رسمی در ایالت آیوا در آمریکا که «کاکِس» خوانده می شود همین مدل شورایی است و مهمتر آنکه آنارشیستها هم بخشی از نیروهای سیاسی در هر جامعه هستند، گرچه شخصاً از منتفدان دیدگاه های این دوستان هستم. همچنین نفوذی های پلیس و امثالهم در همه ی دنیا وجود دارند، اما هیچ رژیمی نمی آید انرژی خود را صرف برهم زدن بساط خود کند، به قول معروف چاقو دسته ی خودش را نمی برد. خلاصه آنکه انقلاب همه ی این چیزها را دارد. به هر حال خیلی از این بحثهایی که برخی شاید با نیت خوب راه انداخته اند بیشتر منحرف کردن این حرکت از گام نهادن به اقدام بعدی جامعه یعنی اعتصابات عمومی است. نباید از شتاب این حرکت با این حرفهای مأیوس کننده کم کرد که فقط کار رژیم را در گسترش هولوکاستی که راه انداخته راحت تر می کند. باید با اقدامات عملی در خیابانها، خواستار آزادی فوری همه ی زندانیان سیاسی شد. نباید کسی را به خاطر عقایدش زندانی کنند و در نتیجه جامعه ی آزاد نباید زندانی سیاسی داشته باشد، اما و اگر هم ندارد و همه ی زندانیان سیاسی باید آزاد شوند.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

هفتم آذر ماه 1398
November 28, 2019

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

SEARCH