Sam Ghandchiسام قندچي درباره حملات اینترنتی به آقای مهدی خلجی
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2523-mehdi-khalaji.htm

مطالب مرتبط: https://goo.gl/LZe1K4

 

mehdi-khalaji

 

چند روزی است که در اینترنت شاهد حملاتی به آقای مهدی خلجی و خانواده شان هستیم و امروز ایشان پاسخی منتشر کرده اند (1). شخصاً هیچ آشنایی با آقای مهدی خلجی ندارم و آنچه می نویسم بحثی کلی است. آقای خلجی پژوهشگری در موضوعات مربوط به روحانیت و ایران هستند که در واشنگتن زندگی می کنند. اگر هر کسی در موقعیت ایشان بخواهد شغلی در این شهر واشنگتن داشته باشد تا زندگی اش بگذرد باید در مؤسساتی شغل پیدا کند که کارشان به ایران مرتبط است. ایشان هم در انستیتو واشنگتن کار می کنند و نمی دانم شغلشان آنجا چیست ولی دیدم مصاحبه هایی با شخصیتهای مختلف از جمله شاهزاده رضا پهلوی ترتیب داده اند. اصلاً فرض کنیم شغل ایشان مترجمی باشد. چه فرقی می کند که کسی در بی بی سی، صدای آمریکا، رادیو فردا، انستیتو واشنگتن، سی آی اِی، اف بی آی، یا هر مؤسسه دولتی دیگر آمریکایی مترجم باشد. مترجم بودن در این مؤسسات کسی را جاسوس نمی کند. جولیا چایلد یکی از بهترین آشپزهای دنیا که آمریکایی بود و در فرانسه در دوران جنگ جهانی دوم زندگی می کرد، اصلاً شغلش ربطی به موضوعات سیاسی نداشت، اما جاسوس بود. بیخود به مردم بخاطر شغلی که دارند، انگ نزنیم. اگر پولدار بودند که مجبور نبودند برای گذران زندگی بروند 8 ساعت در روز مترجمی کنند. واقعاً در اپوزیسیون ایران بعد از 28 مرداد یک سنت قلابی رسم شده که عده ای که خودشان نیازی به شغل ندارند برای بقیه مردم دستور می دهند که بروند رستوران کار کنند اما خودشان در عمرشان یک روز کار نکرده اند و مانند زنده یاد مصدق نیاز مالی نداشتند. نه اینکه کار در رستوران بد باشد اما آدمی که دارد کار پژوهشی می کند که بخش مهمی از آن ترجمه متون است، شغلی لازم دارد که به کار پژوهشی اش بخورد. البته یکی هم نظیر کارل مارکس وقتی کار پژوهشی می کرد پول مختصری از فردریک انگلس می گرفت و حتی یکی از بچه هایش از فقر مرد اما کار کارگری یا استادی دانشگاه نگرفت چون دیگر نمی توانست به تحقیقاتش برسد وگرنه برایش کارگر بودن کسر شأن نبود. شخصاً در کالیفرنیا و چند جای دیگر در رستوران کار کردم، بعد هم در یکی دو دانشگاه وقتی بعد از لیسانس درس می خواندم شغل تحقیق و تدریس در موضوعات مرتبط با فیزیک مکانیک تئوریک داشتم، بعد هم در شیکاگو در کارخانه ای کارگر بودم، و چند سال پیش از انقلاب به ایران برگشتم و مدیر 10 نفر مترجم و برنامه نویس کامپیوتر در مرکز لویزان نیروی زمینی در دوران سربازی بعنوان افسر وظیفه بودم، و بعد از پایان خدمت مدیر پروژه راهسازی و برنامه نویس کامپیوتر برای طرح مهندسی کمربندی تهران در شرکت راهور شدم و یکی از شرکای شرکت هم مهندس توسلی بود که بعد از انقلاب شهردار تهران شد، اما هیچگاه با او حتی یکبار هم حرف نزده ام یعنی حتی در مورد سیاسی بودن ایشان نمی دانستم. بعد از انقلاب در هیئت تحریریه ی ندای آزادی بودم که اصلاً ربطی به روزنامه ای با همین نام که امروز منتشر می شود نداشت، و دو سه سال بعد از انقلاب، از ایران به آمریکا برگشتم و مدتی در پیتزا فروشی کار کردم، چند سالی کتابفروشی داشتم، و بعد هم پروفشنال و مدیر ارشد در شرکتهای کامپیوتری سیلیکانولی بودم، اما وقتی در ایرانسکوپ کار تحقیقاتی و مطبوعاتی می کردم که هنوز هم فعالیت اصلی ام است، مناسب ترین شغلی که برایم فرصتی ایجاد می کرد که در آمریکا در باغ مسائل ایران بمانم و درآمدی داشته باشم، و هم کار پژوهشی و مطبوعاتی خودم را ادامه دهم، کار کردن در جایی نظیر صدای آمریکا بود و به همین دلیل از کالیفرنیا به واشنگتن آمدم و برخی دوستان در 2005 که می خواستم در صدای آمریکا کار بگیرم به این قلم می گفتند این کار را نگیر برایت حرف در میاورند، اما هشت سال آنجا کار کردم و البته همانطور که توضیح داده ام صدای آمریکا قراردادم را در زمان پرزیدنت اوباما در ژانویه 2013 دیگر تمدید نکرد. جالب است همانهایی که در 2005 کار کردن در صدای آمریکا را "حرام" می دانستند، بعداً که اصلاح طلبان با کمک همانهایی که می دانیم صدای آمریکا را به تسخیر خود درآوردند، یا آنجا کار می کنند و یا که با صدای آمریکا مصاحبه می کنند. به هرحال این بحثهایی که در اپوزیسیون ایران بخاطر شغل مردم راه می اندازند، بیشتر دعواهای لابی های مختلف در واشنگتن است (2). وگرنه اینکه بی بی سی در انقلاب 57 دست داشته یا نداشته یا سی آی اِی کودتای 28 مرداد را راه انداخته یا صدای آمریکا طرح های اوباما را بیش از 8 سال اجرا کرد، چه ربطی به کسی دارد که آنجا مترجم است. منظور اینکه شغل، شغل است و برای گذران زندگی خود و خانواده، و فعالیتهای سیاسی و اجتماعی هم موضوعی دیگر اما اگر به هم کمک کنند، مایه مسرت وگرنه نظیر اکثر شعرای ایران باید یک پادشاه پیدا کنیم که در آخر دیوان خود از او مدحی بگوییم. از شوخی گذشته، مگر بقیه شرکتهایی که برای آنها کار می کنیم فرشته آسمانی هستند. شرکت اتوموبیل سازی فورد آمریکا و شرکت مرسدس بنز آلمان در زمان فاشیسم قراردادهایشان با هیتلر بود و اصلاً فاشیسم هیتلری بدون تکنولوژی مرسدس بنز بی معنی بود، و شرکت مهم داروسازی بایر، در زمان فاشیسم ..، این یکی را بهتر است بیشتر نگویم که چه کار می کردند. این بحثهای قلابی را در مورد مردم دامن نزنیم و تعطیل کنیم. از واتسلاو هاول ها یاد بگیریم که بهترین روابط را با آمریکا داشتند تا حدی که کنگره آمریکا از او دعوت برای سخنرانی می کرد.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

نوزدهم اسفند ماه 1397
March 10, 2019

 

پانویس:

 

1. یادداشت‌ مهدی خلجی درباره اتهامات رسانه‌ای اخیر به همسرش
https://news.gooya.com/2019/03/post-24161.php

 

2. شفافیت: خبر ایران و گروه های لابی در واشنگتن
http://www.ghandchi.com/863-iran-news-lobby-groups.htm 
Transparency: Iran News and Lobby Groups in Washington, DC
http://www.ghandchi.com/863-iran-news-lobby-groups-english.htm
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

 

 

 

SEARCH