Sam Ghandchiسام قندچيهشت سال کار در صدای آمريکا+

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/734-voa.htm

http://goo.gl/DQJL2x

 

Eight Years of Working at VOA+

http://www.ghandchi.com/734-voa-eng.htm

 

در ماه ژوئيه 2005 بعنوان کارمند قراردادی در صدای آمريکا توسط مديری استخدام شدم که خود پس از چند ماه از صدای آمريکا رفت. در 8 سال گذشته وبسايت بخش فارسی صدای آمريکا را به تنهايی برای 8 ساعت شيفت شب اداره می کردم. قرارداد کارم روز 20 دسامبر تمام می شود و .. سردبير جديد صدای آمريکا از تمديد آن جلوگيری کرده است.

 

در هشت سال گذشته به دليل اعمال نفوذ برخی افراد هر بار که برای استخدام دائم در صدای آمريکا تقاضا می کردم، رد میشدم و کسانی که صلاحيت بسيار کمتر تحصيلی و تجربی در ژورناليسم و اينترنت داشتند، برگزيده می شدند. در نتيجه از مزايای کارمند رسمی برای امنيت شغلی برخوردار نشده ام. اما حتی آن افراد با نفوذ هم به دليل کيفيت کارم قادر نبودند مديران مستقيم مرا وادار کنند که قرارداد کارم را تمديد نکنند.

 

اگر کيفيت کارم خوب نبود با خروج مديری که از همان اول کار صدای آمريکا را ترک کرد در کار خود هشت سال دوام نمياوردم و همه کارمندان وب هم اين واقعيت را تأييد نميکردند. اما چند ماه پيش در پی برکناری مسؤل بخش وب هنگاميکه مدیر جدید مديريت خود را به اين بخش تعميم دادند، نه تنها تقاضای مجدد مرا برای استخدام رسمی رد کردند بلکه با در دست گرفتن کنترل اين بخش از تمديد قرارداد کارم، سرباز زدند.

 

شخصاً در گذشته در مشاغل تکنولوژی جديد چهار برابر صدای آمريکا درآمد داشتم با اينحال، اين کار را که به خود و خانواده ام حتی بيمه درمانی هم نمی داد، پذيرفتم به اين خاطر که بتوانم به اخبار ايران نزديک باشم، در خبررسانی دقيق و متعادل و نيز ترويج ارزش های دموکراتيک شرکت کنم. هدفی که در صدر چارتر صدای آمريکا است و مطلوب ژورناليستهای با صداقتی است که کارشان نان به نرخ روز خوردن نيست. البته زجر و مشقت ناشی از نداشتن بيمه درمانی در برابر سختی های مردم ايران موضوع بی اهميتی است اما تبعيض از سوی مدير مسؤل بويژه برای مؤسسه ای ژورناليستی که بر حقوق بشر تأکيد دارد، پرسش برانگيز است.

 

شخصا همه کارهايم را در صدای آمريکا دوست داشتم و اميدوارم که منشأ اثری بوده باشم بويژه در ساختن بلاگ فراديد:

 

http://www.ghandchi.com/faradid.htm  

 

پيش از ملحق شدن به صدای آمريکا پورتال خبری ايرانسکوپ خود را که بيش از پانزده سال پيش ساخته بودم و همان هدف های ژورناليستی يعنی خبررسانی دقيق و متعادل و ترويج ارزش های دموکراتيک را دنبال می کرد، اتوماتيک کردم و بطور خودکار همه اين سالها فعال بود و به اينطريق اخبار بخش های فارسی و انگليسی صدای آمريکا و منابع خبری ديگر را پخش می کردم. همچنين ويديوهای جالب فارسی و انگليسی صدای آمريکا و منابع ديگر را از يوتيوب در وقت آزاد خود، توزيع می کردم. اميدوارم اين تلاشها به پخش بيشتر اخبار ايران و جهان بويژه در ميان ايرانيانی که پشت ديوار فيلترينگ اينترنت قرار دارند، کمکی بوده باشد. مضافاً آنکه هميشه کار ژورناليستی خود را از نگرش سياسی ام جدا نگهداشته ام. در سيستم پخش اخبار در وبسايت شخصی ام خبرهای همه منابع از جمله منابع رسمی ايران را بدون تعصب در کنار اخبار منابع خارجی و خبرهای منابع مختلف اپوزيسيون انتشار داده ام و معيارم برای پخش اخبارهمواره ارزش خبری و انصاف بوده است. لطفاً به پورتال ايرانسکوپ نگاه کنيد و خود قضاوت کنيد:

 

http://www.iranscope.com
 

از اينکه اين سعادت را داشته ام که بخشی از تيم توانای صدای آمريکا باشم بسيار خوشحالم و برای همه همکاران و ادامه برنامه های اين شبکه خبری آرزوی موفقيت دارم.

 

سام قندچی

بيست و هشتم آذر ماه 1391

December 18, 2012

 

بعدالتحرير-بيست و نهم آذرماه 1391

چرا پنچ سال در تلويزيون صدای آمريکا نبودم

 

برخی دوستان تماس گرفته و سؤال کردند اين افراد صاحب نفوذ در صدای آمريکا چه کسانی هستند که اينچنين با اينجانب دشمنی می ورزند و چرا؟ اما برای پاسخ به اين سؤال بگويم که در سال 2007 دو مصاحبه با صدای آمريکا داشتم يکی در مورد فيلترشکن و دومی در مورد آينده نگری. پس از پخش تلويزيونی کسانيکه مرا برای مصاحبه دعوت کرده بودند توسط دو مدير ارشد صدای آمريکا مورد مؤاخذه قرار گرفتند. خود موضوع را بدون اشاره به صدای آمريکا و افراد همان زمان در مقاله ای تحت عنوان "سومين نامه سرگشاده به آقای رضا پهلوی" منتشر کردم. پس از آن دو مصاحبه، در پنج سال گذشته ديگر هيچگاه به برنامه های تلويزيونی صدای آمريکا دعوت نشدم.

 

شخصاً ترجيح داده ام وقت جنبش سياسی ايران را با اينگونه بحث ها تلف نکنم چرا که واقعاً توجه فکری ام به مسائل خبری و نظری است و نه اينگونه جدل ها. اما فقط بگويم که بتازگی بنياد بين المللی لايف بوت اينجانب را بعنوان عضو هيئت مشورتی بورد فيوچريست خود اعلام کرد و در بيوگرافی ام که منتشر کرده است در مورد بازجوئی های ساواک در زمان شاه نيز اشاره ای داشته است. گويی اين موضوع اين افراد صاحب نفوذ را دوباره ناراحت کرده است. در واقع آنچه نويسنده لايف بوت استفاده کرده است متنی متعلق به 20 سال پيش در اينترنت است. می توانيد خودتان بخوانيد و قضاوت کنيد:

 

http://lifeboat.com/ex/bios.sam.ghandchi

 

در پايان بگويم که همه طرفداران پادشاهی را از اين شمار افراطی نمی بينم که از نفوذ خود در صدای آمريکا به اين طريق برای اهداف استبدادی سوء استفاده کنند. در واقع طيف وسيعی از انديشه های سياسی ايران در 30 سال گذشته در ديدگاه های خود به دموکراسی روی آورده اند. بسياری  پادشاهی خواهان نيز بسوی رفرم در سيستم فکری خود تمايل دارند و شخصاً در صدای آمريکا با شماری از آنها افتخار آشنايی داشته ام که همانقدر دلشان برای آزادی و مخالفت با سانسور می طپد که ديگران از نحله های ديگر فکری. دوران جمود فکری و طرفداری از ديکتاتوری از هر نوعش سالهاست سپری شده است. شخصا برای بسياری از دوستان پادشاهی خواه دموکرات منش همانقدر احترام قائل هستم که برای دموکراتهای ديگر. اگر کسانی که سران خود جمهوری اسلامی بوده اند حاضرند از رفرم در سيستم سياسی و فکری خود حرف بزنند ديگر مگر می شود غير از اين را از ايرانيانی که در خارج هستند، و تازه رهبران سيستم فکری شان در قدرت نيستند، انتظار داشت؟

 

***

 

همچنين تأکيد می کنم که نوشته اينجانب ابدا خراب کردن صدای آمريکا نبوده است اما توضيح در مورد سلطنت طلبان افراطی که هنوز تا حدی قادرند در کارهای آن مؤسسه دخالت کنند بوده است. وگرنه آنچه در وب در صدای آمريکا انجام دادم و در بلاگ فراديد در مقابل ديدگان همه هست بخشی ار کارهای صدای آمريکا است. نوشتم خودم داوطلبانه مطالب خبری و ويديويی صدای آمريکا را پخش می کنم. پس چگونه می توان تصور کرد حرفم خراب کردن آنهاست. اين افراد با نفوذ افراطی هم کاری در آنجا نکرده اند که بخواهم آن را خراب کنم. خير ابدا اين نيست که وقتی از جايی بيرون آمدم گفتم بد است. شايد کسانی اينگونه عمل کنند ولی آنچه نوشتم چنين نبوده است و چه داخل جمعی بوده ام و چه بيرون واقع گرا بوده ام و هم با غلو مخالفم و هم با خراب کردن. مضحک است که هرروز در صدای آمريکا در مورد شکنجه و بازجويی ها در جمهوری اسلامی حرف زده می شود اما اين افراد طاقت شنيدن حرفی در مورد شکنجه ها و بازجويی های زمان شاه حتی در بيرون صدای آمريکا را هم ندارند و بجای محکوم کردن عوامل رژيم شاه، قربانيان آن فجايع نظير نگارنده این سطور را محکوم و توبيخ می کنند و کسی که مرا حتی برای مصاحبه علمی دعوت کرده است را مورد مؤاخذه قرار می دهند. همانگونه که در زمان شاه يک استاد فيزيک دانشگاه را بخاطر نظرات سياسی اش از مقام تدريس منتظر خدمت می کردند و بايد خوشحال می بود اگر به زندانش نياندازند. تازه همانطور که در بالا نوشتم آنچه نويسنده لايف بوت استفاده کرده است متنی متعلق به 20 سال پيش در اينترنت است وگرنه اينجانب سالهاست در مورد دوران سلطنت ايران چيزی ننوشته ام.

در مورد قطع مصاحبه هايم در پنج سال پيش هم روشن توضيح دادم که مسأله شخصی نبوده و برخی تلاش می کنند همه چيزها را اختلاف شخصی جلوه دهند. اتفاقا مصاحبه ها بسيار علمی و مورد استقبال بينندگان هم بودند و هنوز هم بعد از پنج سال بسياری در مورد آن بحث ها تماس می گيرند و دليل ادامه نيافتن آنها هم همان عوامل افراطی سلطنت طلب بودند. خوانندگان می توانند تحقيق کنند و اگر خلاف آنرا کسی در صدای آمريکا گفت اطلاع رسانی کنند. تا سیه روی شود هر که در او غش باشد. چرا همان موقع نگفتم؟ اتفاقا در همان زمان در "نامه سوم به رضا پهلوی" همان وقت روشن مسأله را گفته ام، بدون ذکر نام افراد و امروز هم از کسی نام نبردم چون هدفم حل مسأله است و نه نابود کردن کسی. در مورد سلطنت و مجاهدين هم در مقاله زير سالها پيش نظرم را روشن گفته ام:

http://www.ghandchi.com/337-MonarchyMKO.htm 

اما مسأله اينجا همکاری نيروهای مختلف در سازمان های خبری و حقوق بشری است که دوباره جو بی اعتمادی به دليل اين نيروهای افراطی تقويت شد وگرنه کار همه ما معلوم است و نيازی به رزومه ندارد و کسی قرار نيست سياست و ايدئولوژی اش را عوض کند که همکاری کند. در آخر هم دوباره بگويم که سالهاست از اين جدلها دوری می کنم و کانون توجهم بر مسائل خبری و نظری است و دليل نوشتن اين مقاله هم پرسش دوستانی بود که سالهاست می شناسم و خود را موظف ديدم به سؤالات آنها پاسخ دهم و برای همه همکارانم در صدای آمريکا نیز آرزوی موفقيت دارم.

 

 

مقاله مرتبط:

پاسخ به يک دوست

http://www.ghandchi.com/737-response-to-a-friend.htm

 

صدای آمريکا: شايعات و واقعيات

http://www.ghandchi.com/749-voa-rumors-realities.htm

 

قصور اوباما در ارتباط با مردم ایران (8 ژانویه 2017)
http://www.ghandchi.com/1276-obama-iranians.htm

 

 

 

 

Web ghandchi.com