Sam Ghandchiسام قندچي همجنسگرایی و اسلام
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2446-homosexuality-and-islam.htm

Homosexuality and Islam

http://www.ghandchi.com/2446-homosexuality-and-islam-english.htm

 

hezaro-yek-shab

 

پیشگفتار 1397

این مقاله نخستین بار 25 سال پیش در بیست و دوم اردیبهشت ماه 1373 به زبان انگلیسی به رشته تحریر در آمد و در اینترنت در گروه خبری ایرانیان ملقب به اس سی آیِ یوزنت، منتشر شد. ایرانیان در آن سالها در اینترنت اساساً به انگلیسی می نوشتند و بعدها نیز متأسفانه تا امروز نهم بهمن ماه 1397 فرصت ترجمه این نوشتار به فارسی دست نداد. لازم به تذکر است شخصی که با عبارت «ب ب ب» در زیر به او اشاره شده یک اسلامگرای افراطی نظیر داعشی های امروز بود که در آن روزها در اس سی آی بطور مرتب مطلب درج می کرد. همچنین در آن زمان یعنی 25 سال پیش اساساً شانس تغییر رژیم را به حکومتی سکولار دموکرات در آینده ی نزدیک نمی دیدم و در نتیجه در نوشته هایم در آنزمان در یوزنت تلاشم این بود که راه های خلاقانه ای بیابم که ال جی بی تی بتوانند در ایران راحت تر زندگی کنند. البته لازم به یادآوری است که اینکار دستاورد بسیار کمی داشت چرا که واقعاً حل معضل ال جی بی تی بدون تغییر رژیم به حکومتی سکولار دموکرات، ناممکن است. س.ق.

 

«اِی اِی اِی» نوشت: "من کاملا منطق بحث را نمی بینم ... شما می گویید اگر این سال 2500 است و ما قادریم از طریق آزمایش های ژنتیکی افرادی را که بیشتر در معرض ابتلا به همجنسگرایی هستند شناسایی کنیم، باید آنها را بکشیم؟ اجازه دهید دقیقتر شویم.  فرض کنیم در آینده شما قادر باشید بفهمیدکه فرزند شما دارای به اصطلاح "نقص" ژنتیکی بالا است. آیا فکر می کنید او را مانند سرطان باید از بین برد؟"

«ب ب ب» در پاسخ نوشت:
"همجنسگرا بودن با عمل کردن به همجنسگرایی متفاوت است. اگر کسی در حال انجام دادن این فعل گیر بیافتد، مجازات آن مرگ است. ممکن است بخواهم کاری را انجام دهم، این مسئله نیست. مشکل زمانی است که اگر این کار را انجام دهم! اگر فرزند خودم در هنگام انجام این عمل گرفتار شود، درد بزرگی برای من و مادرش خواهد بود. آیا مجازات مرگ را برای او تایید می کنم. متأسفانه گزینه ی دیگری ندارم. سخت خواهد بود ...... "

از دیدگاه این قلم شما دارید در حق خود و فرزند فرضی تان بدخدمتی می کنید که تصور می کنید گزینه ی دیگری ندارید. انتخاب های خود را بسیار محدود کرده اید، حتی در چارچوب مذهبی و ایدئولوژیک خودتان. در واقع در قالب فکریِ خودِ شما هم، می توانید انتخاب های بیشتری داشته باشید.


طبق رساله آیت الله بروجردی، مجازات عمل لواط اعدام *نیست*. بنابراین در زمان آینده، بسته به مرجع تقلید آن زمان، ممکن است مجازات چنین عملی اعدام نباشد. علاوه بر این، تکنولوژی نیز ممکن است برای تغییرات ژنی در دسترس باشد که قادر باشد همجنسگرایی را تغییر دهد، اگر به ژن مرتبط باشد و در صورت تمایل فرد. در حال حاضر برخی از بیماری های ژنتیکی با این روش درمان می شوند. اجازه دهید تأکید کنم که با نوشتن این نکته، هدف این نیست که تلویحاً بگویم همجنسگرایی یک بیماری است، که نیست.

اما مسأله همجنسگرایی مبحثی بسیار پیچیده است. در ناحیه خلیج سانفرانسیسکو که در آنجا زندگی می کنم [در سال 1994 که این مطلب نوشته شده در آن منطقه زندگی می کردم]، این موضوع بحثی بسیار رایج بود و حتی بیش از اندازه در همه جا مطرح بود. در برخی از نقاط دیگر جهان، برعکس است و هیچ کس در مورد این موضوع صحبت نمی کند و نوعی تابو است. شهر سانفرانسیسکو، مکه همجنسگرایان نامیده می شود. در منطقه خلیج سانفرانسیسکو، خود شاهد تبعیض از سوی همجنسگرایان نسبت به دگرجنسگرایان بوده ام، اما در کل، در سراسر جهان، همجنسگرایان بیشتر مورد تبعیض قرار می گیرند.


خانمی را می شناختم که به دانشگاه سانتاکروز میرفت و همواره توسط برخی لزبین ها مورد آزار و اذیت قرار می گرفت که به او می گفتند که می ترسد *آن* را امتحان کند. او نمیتوانست به آنها بفهماند که این انتخاب شخصی او است که تصمیم بگیرد چه چیزی را امتحان کند و چه چیزی را آزمایش نکند. به باور این قلم، همجنسگرایی نظیر شکلی است که افراد مختلف با کلم روبرو می شوند. اگر شما کلم دوست ندارید و یا اگر شما ترجیح می دهید با همجنسگرایان ارتباط برقرار نکنید، باید حق داشته باشید که همانکه هستید باشید. دوست نداشتن چیزی، به این معنا نیست که شما تبعیض قائل می شوید، بلکه موضوعِ انتخاب شخصی است.

 

کلاً تعصبات علیه همجنس گرایان، علت تصویر غیرواقعی از واقعیت همجنسگرایان است. در واقع همجنسگرایی همیشه در جوامع بشری وجود داشته، اما بسیار در حاشیه بوده است. درصد مشخصی از انسان ها در همه جوامع، همجنسگرا بوده اند، چه برای بیان آن آزاد بوده اند و چه نه. تا آنجا که می دانم، همجنسگرایی در انسان بیش از حیوانات دیده می شود. چرا؟ به این دلیل که سکس و تولید مثل برای انسان ها مترادف نیست، و به نسبتی که جوامع انسانی رشد می کنند، رابطه جنسی برای لذت بردن و سکس برای تولید مثل، بیشتر تفکیک می شوند.

در واقع سکس برای لذت و نه تولید مثل بخش اصلی روابط جنسی را در *همه* جوامع بشری در عصر ما، صرفنظر از تربیت مذهبی، تشکیل می دهد. بنابراين اگر عمل جنسی برای تولید مثل نباشد، می تواند فرم های دیگری را در مقایسه با رابطه زن و مرد پیدا کند. اکثر این فرمها طبیعی *نیستند* بدین معنی که در طبیعت روابطی به این شکل لزوماً پیدا نمی شود، و چه اهمیتی دارد، این واقعیتِ یک جامعه تکنولوژیک است که همه چیز قرار نیست به اصطلاح "طبیعی" باشد. گاهی اوقات فکر می کنم خیلی احمقانه است که برخی مردم از همجنس گرایان متنفرند، و اعمال همجنس گرایانه را برای توهین، به عنوان اعمال حیوانی می خوانند! در حالیکه همجنسگرایی اساسا رفتاری انسانی است و همانطور که توضیح داده شد در میان حیوانات ابداً در این ابعاد وجود ندارد.


آیا تمام اشکال لذت جنسی سالم هستند؟ خب، بستگی دارد. همین سوال را می توان در مورد لباس، غذا و غیره پرسید. لباس پوشیدن نیز به اصطلاح "طبیعی" نیست و نوعی مصنوعی است. این ها مسائل شخصی است. من حق دارم که همجنسگرا نباشم و همجنسگرایان حق دارند آنچه باشند که هستند. از لحاظ تاریخی، جوامع پیشرفته تر و طبقات بالاتر مانند اشراف، این گرایش را بیشتر نشان داده اند. فکر می کنم این امر به این دلیل بوده که برای آنها تفکیک رابطه جنسی برای لذت بردن از سکس برای تولید مثل، بیشتر حقیقت داشته، و در نتیجه، اشراف یونان باستان این امکان را داشتند که زودتر از بسیاری دیگر از جوامع و طبقات پایین تر به این مرحله رشد برسند. البته در اینجا بحث از همجنسگرایی به مثابه یک انتخاب مطرح است. همجنسگرایی ناشی از فقدان گزینه های دیگر، مثل مواردی در عربستان سعودی که در آن به علت سختی در دسترس بودن روابط با جنس مخالف یا مواردی مانند زندان یا ملوانان در کشتی ها یا ارتش و غیره موضوع بحث ما در اینجا نیست.


همانطور که اشاره شد، یونان باستان مثال بسیار خوبی است. این درست نیست که یونانی ها گویا چون می خواستند جمعیت را کاهش دهند، همجنس گرایی را تشویق می کردند. اینها خیالپردازی است. اشراف یونان به سادگی این امکان را داشتند که آزادانه شکل رابطه جنسی مورد علاقه شان را برای لذت بردن انتخاب کنند
و درصد کمی همجنسگرایی را انتخاب کردند. افلاطون قطعا گرایش همجنسگرایانه داشته است (شاید او دوجنسیتی بوده است). می دانم که بسیاری از علمای تشیع، افلاطون را خوانده اند، اما نمی دانم آیا آنها از این واقعیت آگاه هستند یا خیر. نوشتار سمپوزیومِ افلاطون یا آثار دیگرش را بخوانید و تمایلات همجنسگرایی او واضح است. در ایران، گلستان سعدی را بخوانید و در بسیاری از داستان ها واضح است که سعدی گرایشهای همجنسگرایانه دارد. در قابوسنامه، به پادشاهِ آینده توصیه می شود که با غلامان و کنیزان خود بطور مساوی همبستری کند، به طوری که احساس نکنند مورد بی اعتنایی قرار گرفته اند. در هزار و یکشب، داستانهای بسیاری، از گی ها و لزبینها، بدون هیچ روپوشی، وجود دارد. بنابراین ایرانی ها این گرایش جنسی را درست مثل هر ملت دیگری در تاریخ خود داشته اند.
 

به باور این قلم، همجنس گرایی اگر آزاد باشد، همیشه موضوعی حاشیه ای خواهد بود، زیرا هرچند انسان ها از طبیعت حیوانی جدا شده اند، اما تا زمانی که ما بعنوان انسان زندگی می کنیم و در یک بدن بیولوژیک تولید مثل می کنیم، نمی توانیم از سایر حیوانات چندان دور شویم. بنابراین همجنسگرایی بعنوان مسأله حقوق اقلیت، باقی خواهد ماند.

کشتن مردم به خاطر همجنسگرا بودن واقعا منصفانه نیست. مثل این است که کسی را بخاطر خوردن کلم بکشند. اگر من از کلم متنفرم، فقط می توانم برای آنهایی که کلم می خورند آرزو کنم که رستوران مخصوص خودشان را داشته باشند و کانال تلویزیونی مخصوصی که در آن برای کلم خوردن تبلیغ کنند، اما چگونه می توانم آنها را برای دوست داشتن کلم، اعدام کنم؟ واقعا فکر می کنم راه های بسیار خلاقانه ای برای روبرو شدن با این موضوع در چارچوب اسلام وجود دارد تا اینکه مردم را حلق آویز کنند یا که از صخره به پایین پرتاب کنند!


در پایان اشاره کنم که طرفداران متعصب اسلامگرای رژیم اسلامی ایران هنگامی که می خواهند کسی را در تالارهای بحث تحقیر کنند، آنها را «کونی» می نامند که معنایش در فارسی همجنسگرای مذکر است. چرا از این اصطلاح به عنوان توهین، استفاده می شود؟ اول اجازه دهید بگویم که این قلم، همجنسگرا *نیستم* و حتی هنگام مشاهده بوسیدن دو همجنسگرای مرد، راحت نیستم. اما از دیدگاه اینجانب این حق آنهاست که آنچه هستند باشند، و مجبور نیستم آنها را نگاه کنم یا که برنامه های تلویزیونی آنها را تماشا کنم. شاید آنها نیز خوششان نیاید که بوسیدن یک مرد و یک زن را تماشا کنند. عادت یا دوست داشتن با تبعیض متفاوت است. لازم به یادآوری است که این موضوع در دموکراسی های غربی بسیار متفاوت از ایران است. شنیده ام که در برخی از فرهنگ های آمریکای لاتین، همجنسگرایان به همان شیوه، نظیر ایران، مورد توهین قرار می گیرند. یعنی فاعل و مفعول متمایز می شوند و نظیر حزب اللهی ها در تالارهای بحث ایرانیان در اینترنت، با افتخار خود را فاعل «کونکن» می خوانند، و مفعول که با عبارت «کونده» متمایز می شود، مورد تحقیر آنها قرار می گیرد، و به این شکل مخالفان خود را با عبارات «کونده» یا «کونی» مورد عنایت قرار می دهد. در رژیم اسلامی ایران، تبعیض علیه همجنسگرایان، تبعیضی قانونی است و طبق قانون انجام می شود. قانون به نوعی جنسیتی است که خواستار اعدام همجنسگرایان است. بعضی از متون اسلامی مانند رساله آیت الله بروجردی، برای مجازات رابطه همجنسگرایان مذکر، پرتاب از صخره را تجویز می کنند. به باور این قلم مبارزه برای حقوق بشرِ همجنس گرایان، بخشی از مبارزه برای حقوق بشر در ایران است.


به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

بیست و دوم اردیبهشت ماه 1373
May 12, 1994

 

مطالب مرتبط
آلن تورینگ: همجنسگرایی که خودکشی کرد
http://www.ghandchi.com/2445-alan-turing-lgbt.htm

Alan Turing: A Homosexual Who Committed Suicide
http://www.ghandchi.com/2445-alan-turing-lgbt-english.htm
 

تورینگ و هوش مصنوعی
http://www.ghandchi.com/439-Turing.htm

Turing and AI
http://www.ghandchi.com/439-TuringEng.htm
 

درباره همجنسگرایان
https://goo.gl/Cc8j3E
  

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH