Sam Ghandchiسام قندچي دو سه کلمه درباره خشونتهای سیاسی دوران انقلاب پنجاه و هفت
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2021-khoshoonat57.htm

khalkhali-sanandaj

 

امروز به ویژه پس از خبر پیدا شدن مومیایی منتسب به رضا شاه (1)، بحث خشونتهای سیاسی دوران انقلاب 1357 دوباره مطرح شده و از جمله نقش حجت الاسلام خلخالی در خراب کردن آرامگاه رضا شاه و جنایاتی که در دادگاه های انقلاب علیه سران رژیم سابق و بعد هم در کردستان توسط او انجام شد مورد بازبینی قرار گرفته است و البته نویسندگانی نظیر آقای مسعود بهنود نیز تلاش کرده اند که جوانب بیشتری را نشان دهند و یک طرفه به قاضی نروند (2). اما موضوع خشونت سیاسی آن زمان فقط اعمال خلخالی ها در پشت بام مدرسه رفاه نبود، بلکه مسأله خود مردم بودند. در آن روزها در ایران بعنوان یک روزنامه نگار به نماز جمعه در دانشگاه تهران برای تهیه گزارش میرفتم. به یاد دارم که حجت الاسلام خلخالی وقتی به آنجا آمده و نام افراد متهم و شرح اعمال آنها را می گفت، مردم فریاد اعدام خواهی سر می دادند که مرا به یاد توصیفات دادگاه های خلقی چین می انداخت. در همان زمان، جمهوری اسلامی به کردستان که منطقه ای عموماً سنی نشین بود و در برابر برقراری حکومت مذهبی شیعه از همان ابتدا برخاسته بود، نیروی نظامی گسیل کرد و بسیاری از پاسداران سپاه، فحش به مقدسات اهل تسنن می دادند از جمله فحش های رکیک به عمر می گفتند، و کشتار در کردستان راه انداختند؛ البته کسانی نظیر مقامات ملی مذهبی در دولت بازرگان و زنده یاد داریوش فروهر هم تلاش کردند که صلح برقرار کنند که به نتیجه ای نرسید. در همان زمان مدتی سنندج به دست نیروهای کرد افتاد و آنها هم چندان تفاوتی در اعمال خشونت علیه مخالفان نداشتند و نه تنها شکنجه پاسداران اسیر واقعیت داشت بلکه دادگاه های خلقی هم به پا کردند و نام متهم را می خواندند و بعد به مردم می گفتند که این فرد مثلاً جاش است که معنای لغت این بود که همشهری کرد آنها همکار رژیم بوده است و می پرسیدند با او چه کار کنند و مردم هم می گفتند، اعدام، اعدام. یا که یک نظامی نظیر پاسداری که به کردستان اعزام شده و افراد معینی را به قتل رسانده بود در پیشگاه مردم قرار می دادند و از مردم می پرسیدند که با او چه کار کنند و مردم هم فریاد میزدند، اعدام اعدام. یعنی نه دادگاهی بود، نه قاضی و دادستان و وکیل و هیئت منصفه و در میدان شهر این کارها می شد، بدتر از بیدادگاه پشت بام مدرسه رفاه در تهران، و اینگونه حکم اعدام صادر می کردند. یعنی در جو سیاسی دوران انقلاب 57 و یکی دو سال بعد از آن، این نبود که با بیماری روانی آنگونه که می گویند حجت الاسلام خلخالی بوده روبرو بودیم بلکه این خود مردم بودند که خشونت را راه تسویه حسابهای آنچه بر سرشان رفته بود می دیدند و این واقعیت در هر دو سو بود چه در تهران که تحت سلطه رژیم اسلامی بود چه مثلاً در سنندج که مدتی قدرت کاملاً در دست نیروهای سکولار کرد قرار داشت. آنچه در آن دوران اتفاق افتاده امروز موضوع تاریخ است اما باید از آن تجربه درس بگیریم و در این انقلاب قرن 21 ایران (3) که در جریان است تسلیم تهییجات خشونت آمیز مردم نشویم و آن را با اصطلاحاتی نظیر همراهی با حرکت مردم توجیه نکنیم. زمانهایی هست که دقیقاً باید در مقابل حرکت مردم ایستاد و از عقلانیت دفاع کرد و اجازه نداد انتقام جویی، ما را به ورطه توحش بیاندازد. خشونت ها در انقلاب 57 متأسفانه اساساً از خود مردم برخاست و نمی شود فقط عده ای روانی را برای آنچه روی داد، متهم کرد، و اینها موضوع خشونت در حرکتهای سیاسی و اجتماعی هستند که جامعه ای را نابود می کنند، نه مسائل شخصی که اساساً به فرد و خانواده محدود باشد، و متأسفانه تشکیلاتهای رهبری انقلاب 1357 اساساً در آن آزمون رفوزه شدند و نتوانستند در برابر موج خشونت بایستند و جامعه را بسوی آرامش و عقلانیت رهنمون شوند.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

پنجم اردیبهشت ماه 1397
April 25, 2018

 

پانویس:

 

1. خبر غیرموثق پیدا شدن مومیایی منتسب به رضا شاه سؤالی است در مورد آینده مقبره آیت الله خمینی
http://www.ghandchi.com/2020-rezashah-khomeini.htm

 

2. هزار داستان با مسعود بهنود -- درباره حجت الاسلام صادق خلخالی

https://www.facebook.com/cyrus.dowlatshahi.7/videos/237361670155771

 

3. "انقلاب 21 ایران" 
https://goo.gl/w5rMvF


 

 

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH