Sam Ghandchiسام قندچي چند کلمه درباره تغییر رژیم
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/1996-regime-change.htm

 

تغییر رژیم

 

سالهاست در اپوزیسیون ایران ضرورت تغییر رژیم در ایران بحث شده است (1) و در خیزش 96 نیز به روشنی جنبش مردم در خیابانها همین خواست را مطرح کرد (2). با اینحال کماکان برخی در خارج کشور همچنان تغییر رژیم را نه بعنوان خواست مردم و اپوزیسیون ایران، بلکه بمثابه برنامه کشورهای خارجی و نیروهای سیاسی معینی جلوه می دهند (3). هدف، تکرار حرفهایی نیست که هزاران بار گفته شده و مواضع جریانات مختلف نیز روشن است، بلکه در اینجا بحث در مورد نظر برخی دوستان در داخل کشور است که تصور می کنند دلیل عدم سقوط رژیم در ایران فقدان حرکت قوی ایرانیان در خارج کشور علیه جمهوری اسلامی است، آنچه در آخرین سال رژیم شاه در آمریکا و اروپا شاهد بودیم وقتی تظاهرات چندین هزار نفره در شهرهای واشنگتن و سانفرانسیسکو با شعار سرنگونی رژیم شاه به راه افتاده بود و به حمایت آمریکا از رژیم شاه ضربه نهایی را وارد کرد. درست است که جنبش قوی ضد رژیم جمهوری اسلامی همه این 40 سال در خارج راه نیافتاده و دليل فقدان تشکیلاتی مثل کنفدراسیون (4) و واقعیت توهماتی که دربارهء اپوزیسیون خارج از کشور (5) وجود دارد، بارها بحث شده و می دانیم امروز به رغم رقم بسیار بالای ایرانیان در خارج کشور، در مقایسه با 40 سال پیش، تظاهراتهای وسیعی را علیه رژیم اسلامی در آمریکا و اروپا شاهد نیستیم. اما اگر بود و چنین جنبشی در خارج وجود داشت، چندان فرقی نمی کرد. اساساً رژیم حاضر در ایران نظیر رژیم شاه نیست که قطع حمایت اروپا و آمریکا از آن تأثیر چندانی در موجودیتش داشته باشد. در واقع اروپا و آمریکا بدون هر تلاش کنشگران ایرانی ضدیتشان با رژیم اسلامی در ایران بیش از ضدیت کنفدراسیون با رژیم شاه است، در نتیجه اگر تشکیلاتی به قدرت کنفدراسیون هم امروز در خارج وجود داشت نمی توانست اثر چندانی در مواضع اروپا و آمریکا داشته باشد. البته مگر آنکه آن تشکیلات می خواست مانند احمد چلبی لابی حمله آمریکا به ایران شود. اگر برخی از دوستانی که از داخل کشور برای فعالان خارج می نویسند "از سر راه کنار بروید" منظورشان باز کردن راه برای امثال احمد چلبی های ایرانی است، در آنصورت چرا رک و پوست کنده نمی نویسند. واقعیت این است که اکثریت اپوزیسیون ایران با حمله نظامی آمریکا به ایران مخالفند جدا از آنکه اصلاً آمریکا بخواهد چنین کاری بکند یا نه. اما این دوستان فکر می کنند که حمله آمریکا راه حل "کتک خوردن و جان کندن و کشته شدن" مردم ایران است، و به همین دلیل به فعالان خارج بعد از چند توهین می گویند "از سر راه کنار بروید." این دوستان فکر می کنند اگر آمریکا تا به حال به ایران حمله نکرده بخاطر چهارتا نامه سرگشاده چند ایرانی به دولت آمریکا است. واقعیت این است که این نامه ها تأثیر دارد اما همانطور که بحث شد اپوزیسیون متشکل ایرانی در خارج آنقدر در مقایسه با دوران شاه ضعیف است که اگر بخواهد هم، در صورتیکه آمریکا تصمیم به حمله به ایران بگیرد، قادر نخواهد بود از آن جلوگیری کند. این ضعیف بودن اپوزیسیون خارج شمشیر دو لبه است به این معنا که هم در جهت سرنگونی و هم در جهت ضد آن یعنی جلوگیری از حمله به ایران، اهمیت چندانی ندارد. از گروه های لابی نزدیک به جمهوری اسلامی در آمریکا بحث می شود. آنها نیز در واقع بخشی از نیروهای سیاسی خود آمریکا هستند که مواضع دیگری دارند و ابداً در مقایسه با لابی های عربستان و اسراییل در آمریکا، نیروی قابل ملاحظه ای نیستند. به عبارت دیگر همانطور که بارها گفته شده در تحول کنونی ایران، خارج کشور چندان اهمیتی ندارد و رسانه های فارسی زبان دولتهای خارجی نیز اساساً برای هدف تثبیت یا سرنگونی رژیم اسلامی نیستند و منعکس کننده سیاستهای روز کشورهایی هستند که آن رسانه ها را ساخته و مخارج آنها را تأمین می کنند، چه خوب و چه بد. اینهمه، نشان می دهد که جنبش سیاسی در ایران باید روی خودش حساب کند و اینکه برخی از این دوستان صبح تا شب جزییات این برنامه ها و مجریانشان را از ایران دنبال می کنند وقتشان را تلف می کنند چون حتی سازندگان این برنامه ها انقدر در مورد آنچه منتشر می کنند فکر نمی کنند و تصویرهای کاذب از آنها در فضای ایرانی تخیلی است. حالا برای تغییر رژیم نظیر هر جامعه دیگر نیروهای اپوزیسیون ضروری است که تشکل ایجاد کرده باشند که وقتی می گویند فردا دو ساعت دیرتر برویم سر کار، اقلاً چند میلیون نفر این کار را بکنند. ممکن است گفته شود که ایران که آمریکا نیست که مثلاً حزب دموکرات بتواند در همکاری با اتحادیه کارگری اِی اِف اِل سی آی او، مثلاً چندین هزار کارگر را با خود برای چنین اقدامی هم آواز کند، و اینکه هرگونه کار تشکیلاتی در ایران فوری و به شدت سرکوب می شود. این حرف درست است اما نتیجه اش، اینکه سازماندهی و تشکل مجبور است که مخفیانه انجام شود. درست است کار ساده ای هم نیست، هر چقدر هم اعلامیه داده شود و گفته شود "این مردم بی غیرت،" در شرایط فقدان تشکل مخفی، این حرفها بگوش کسی هم نمیرسد که بخواهند شرمسار شوند وگرنه سالهاست که زندانیان در ایام عید حتی در اعتصاب غذا جان داده اند ولی اساساً مردم به گشت و گذار خود مشغول بوده اند و کاری هم در شرایط فقدان تشکیلات نمی شود کرد. ممکن است کسی بگوید که اصلاً این متشکل کردن مخفی در ایران برای 40 سال ثمری نداده و باید به حمله خارجی کمک کرد که این رژیم را بپاشاند و مثال از فاشیسم هیتلری آورده میشود که با حمله متفقین فرو پاشید. برخی هم در خارج آمادگی خود را برای پیوستن به نیروهای تجاوز به ایران اعلام کرده اند. واقعیت این است که رژیم ایران توتالیتر نیست (6)، هرچند جنایتکار و دیکتاتور است و ادعاهای توتالیتر بودن برای توجیه راه حل حمله نظامی قابل قبول نیست، اما در عین حال این دوستان حق دارند که استبداد در ایران بویژه برای کسانیکه بخواهند تشکیلات علنی یا مخفی درست کنند خیلی شدید است. در گذشته عامل دیگری نیز مانع ایجاد تشکیلاتهای مترقی بود و آن فقدان برنامه روشنی برای آینده، در افق جریانات سیاسی خواستار آزادی ایران بود؛ امروز خوشبختانه این مسأله اساساً حل شده است (7). با اینحال، کارِ تشکیلات ساختن، در ایران بسیار سخت است و امید به آنکه به اصطلاح نیرویی از خارج بیاید و این رژیم را براندازد به شکل آرزو مطرح است و حتی ممکن است رژیم اسلامی خود عامل وقوع چنین سناریویی شود، و در آنصورت نه تنها نیروهای سیاسی اپوزیسیون، بلکه جناح های مختلف رژیم نظیر آقای احمدی نژاد (8) نیز متفاوت از امروز عمل خواهند کرد، و دلیلش این نخواهد بود که خودشان عامل شروع حمله نظامی به ایران بوده اند بلکه نظیر شهریور 20، عملاً در برابر عمل انجام شده قرار خواهند گرفت (9).


به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

 

سام قندچی

iranscope@hotmail.com
http://www.ghandchi.com

چهاردهم فروردین ماه 1397
April 2, 2018

 

 

1. تغییر رژیم
https://goo.gl/8o9TNe 
Regime Change
https://goo.gl/GYT66c

 

2. خیزش 96

https://goo.gl/QmJPYV

 

3. چرا نیویورک تایمز و واشنگتن پست در مقاله جان بولتون هیچگاه از فعالین ایرانی داخل کشور که خواستار تغییر رژیم هستند حرفی نمیزنند
http://www.ghandchi.com/1986-inside-iran.htm
Why NYT and WP in John Bolton's Article Never Mention Iranian Activists inside Iran Who Call for Regime Change
http://www.ghandchi.com/1986-inside-iran-english.htm

 

4. دليل فقدان تشکیلاتی مثل کنفدراسیون
http://isdmovement.com/2016/0516/052516/052516.Sam-Ghandchi.Ansence-of-an-organization-like-Confederation.htm
http://www.ghandchi.com/1170-confederation.htm

 

5. توهماتی دربارهء اپوزیسیون خارج از کشور
http://www.ghandchi.com/534-OppositionAbroad.htm

 

6. چرا پاسخ به سؤال توتالیتر بودن رژیم اسلامی مهم است
http://www.ghandchi.com/1673-iran-totalitarianism.htm

 

7. تدارک پلاتفرم برای حزبی آینده نگر
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

8. درباره آقای محمود احمدی نژاد و دولت بهار
https://goo.gl/iiHFU9

 

9. در شهريور 20 استقلال با آزادی معاوضه شد
http://www.ghandchi.com/676-shahrivare20.htm

 

 

 

 

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH