Sam Ghandchiسام قندچي انقلاب 21 ایران نظیر انقلابهای 1848 اروپا نیست
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/1945-enghelabe21iran-vs-1848revolutions.htm

باستیل

 

برخی دوستان آنارشیست (1)، انقلاب قرن بیست و یکمی ایران (2) را نظیر انقلابهای 1848 اروپا و بعد از آن در فرانسه که به کمون پاریس در 1871 منتهی شد ارزیابی کرده و از اصطلاح انقلاب پرولتری برای توصیف انقلاب پیش رو در ایران، استفاده می کنند. گرچه از سوی این قلم نیز از روز اول خیزش 96 این بحث طرح شد که به دلیل رهبری آنارشیستی، این انقلاب ایران می تواند با تجربه ای نظیر کمون پاریس از نظر راه افتادن حمام خون روبرو شود چرا که توسط تشکیلاتی پرقدرت رهبری نمی شود؛ اما ابداً منظور این قلم نبود که انقلاب کنونی ایران را با انقلاب های 1848 و بعد از آن در فرانسه و بقیه اروپا که به کمون پاریس در 1871 منتهی شد، مقایسه کنم. در واقع آنچه ویژگی انقلابهای 1848 اروپا و بعد از آن بود این حقیقت است که دعوا میان گروه بندی های تازه جامعه مدرن اصل موضوع آن انقلابها بود یعنی اساساً کشمکش میان کارگران و سرمایه داران، در مقایسه با انقلاب 1789 فرانسه که کمتر از یک قرن پیشتر میان نظم کهن فئودالی و جامعه مدرن سرمایه داری بود. حالا نگاهی کنیم به ایران. ایران در سال 1357 انقلابی علیه نظم کهن پادشاهی کرد که بازمانده جامعه کهن ماقبل صنعتی ایران بود و البته مورد حمایت قدرتهای جهانی قرار داشت. اما انقلاب 1357 نتوانست به قدرت سرمایه داران ایران و جامعه مدرن منتهی شود، و نه تنها بازاریان که سرمایه تجاری ایران را نمایندگی می کنند که عقب مانده تر از سرمایه صنعتی است، بلکه سرمایه ربائی ایران نیز مشکلی با روحانیت که در ظاهر با ربا مخالف است نداشته و بانک های قرض الحسنه سالها پیش از تأسیس رژیم جمهوری اسلامی به وجود آمدند که از انواع کلاه شرعی برای سرمایه ربایی استفاده می کردند و اینهمه در زمان رژیم شاه بود و جملگی نیز از هواداران آیت الله خمینی بودند و تا امروز نیز ادامه دارد و هم اکنون بهره بانکی در ایران بیشتر از همه کشورهای سرمایه داری است که البته اگر بخواهیم منصف باشیم دلیلش فقط قدرت سرمایه ربایی در ایران نیست و نوعی ضدتورم در غرب باعث شده که بهره بانکی در غرب این اندازه سقوط کرده است. اما به هر حال نه تنها بخش های عقب مانده تر سرمایه داری ایران نظیر سرمایه تجاری در بازار و سرمایه ربایی در قرض الحسنه ها، بلکه گروه بندی های مدرن تر سرمایه داران ایران نیز با رژیم اسلامی همکاری داشته و دارند، با اینحال این رژیم را نمی توان رژیم سرمایه داران نامید بلکه نظیر آلمان فاشیستی که در آن حتی شرکتهایی نظیر مرسدس بنز با هیتلر همکاری نزدیک داشتند، اینجا نیز ما شاهد همکاری سرمایه های بزرگ با رژیم دست ساخت روحانیت یعنی جمهوری اسلامی هستیم. اما اساساً رژیم اسلامی نه تنها نیروهای ماقبل سرمایه داری بازمانده در سلطنت ایران را از قدرت کنار نزد بلکه به آن قدرت روحانیت قرون وسطایی را نیز افزود. در نتیجه اساساً ما با رژیمی روبرو هستیم که همچنان با عناصر ماقبل سرمایه داری تعریف می شود و حتی از این نظر کشور نسبت به سالهای پایانی رژیم شاه، عقب تر هم رفته است. در نتیجه اساساً انقلاب پیش رو به نوعی ادامه انقلاب 1357 ایران است که در اساس هدفش پایان دادن به قدرت ماقبل سرمایه داری در ایران بود. به همین دلیل، انقلاب پیش رو در ایران بازهم نظیر دوران انقلاب 1357 بیشتر قابل مقایسه با انقلاب 1789 فرانسه و کشورهای دیگر اروپایی و آسیایی است که در پی برانداختن نظم کهن ماقبل سرمایه داری و جایگزنی آن با جامعه مدرن بودند و نه آنکه انقلاب 21 ایران قابل مقایسه با انقلابهای 1848 و بعد از آن در اروپا باشد که بر تضادهای نیروهای نوین جامعه مدرن متمرکز بود. شکی نیست که انقلاب 1357 ایران در قرن بیستم صورت گرفت و این انقلاب 21 ایران که در جریان است در قرن بیست و یکم تطور می یابد و ما در جهان قرن هجدهم انقلاب 1789 فرانسه نیستیم و در نتیجه ما همزمان نه تنها با تضادهای جامعه صنعتی نظیر تضاد کار و سرمایه روبرو هستیم، بلکه جامعه فراصنعتی نیز نیم قرن است که در دنیا شروع شده و حتی در ایران نیز پیش از انقلاب 1357 این تحول با گسترش به کارگیری کامپیوتر ها آغاز شده بود و در 39 سال گذشته در اقتصاد ایران سکتور فراصنعتی خود را نشان داده است و در بازار بورس ایران هم اکنون حضور چشمگیر دارد. در نتیجه درست است که از سویی اساساً ما با ادامه انقلاب 1357 روبرو هستیم که مانند انقلاب 1789 فرانسه پایان دادن به بقایای فئودالیسم ایران یا آنچه برخی شیوه تولید آسیایی می نامند و در رأس آن جامعه روحانیت این بازمانده قرون وسطی که در 40 سال گذشته حیات دوباره یافته؛ معضل اصلی ما است، اما همزمان ما با جامعه مدرن و تضادهای آن از جمله تضاد کار و سرمایه و حتی اختلاف منافع گروه بندی های اجتماعی تازه تر در تولید فراصنعتی روبرو هستیم. با اینحال ضروری است آگاه باشیم که اصل مسأله در انقلاب پیش رو موضوع اول یعنی برانداختن قدرت بقایای جامعه کهن ایران و در رأس آن روحانیت است و نه آنکه بخواهیم هدف خود را دومی قرار دهیم و تصور کنیم که ما با وضعیتی نظیر انقلابهای 1848 و بعد از آن، در ایران کنونی، روبرو هستیم. در واقع جریاناتی که دست بر قضا همه این سالها با جریانات واپسگرای ماقبل سرمایه داری ایران و مشخصاً دم و دستگاه روحانیت دستشان یکی بوده، امروز با دادن شعارهای به ظاهر عدالتخواهانه علیه سرمایه داران کوچک خصوصی تلاش دارند تا انقلاب حاضر را منحرف کرده و دوباره به نفع ابقای قدرت روحانیت از چنین استراتژی استفاده کنند (3) و دوستان آنارشیست بهتر است به این موضوع توجه کنند که سوء استفاده از تلاشهای بی شائبه این دوستان است.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی

سایت آینده نگر ایرانسکوپ
http://www.ghandchi.com

اول اسفند ماه 1396
February 20, 2018

 

پانویس:

 

1. آنارشیستها

https://goo.gl/Eg3a27

 

2. "انقلاب 21 ایران"

https://goo.gl/ZNB82J

 

3. عدالت خیالی *اما* استبداد واقعی
http://www.ghandchi.com/417-edaalat.htm

 

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH