Sam Ghandchiسام قندچي آیا اسلام از اساس اصلاح ناپذیر است
 سام قندچی
http://www.ghandchi.com/1720-islam-eslaahpaziri.htm

 

اصلاح ناپذیری اسلام اقلاً از زمان توکویل مطرح شده است. توکویل می نویسد:  آنچه محمد از بهشت با خود آورد و در قران قرار داد به اصول مذهبی محدود نبود، بلکه مبانی سياسی، قوانين جزايی و مدنی، و تئوری های علمی بود. اما انجيل به مناسبات کلی انسان و خدا و انسان با انسان، محدود است. بيش از آن را نيز درسی نميدهد و مردم را متعهد به اعتقاد به چيزی در آن عرصه ها نميداند. همين امر بيش از هزار دليل ديگر کافی است که نشان دهد اسلام قادر نخواهد بود در عصر روشنگری و دموکراسی، قدرت خود را حفظ کند، در صورتيکه قدرت مسيحيت در چنين اعصاری نظير هر عصر ديگر، مقدّر است (دموکراسی در آمريکا، الکسی دو توکویل، صفحه ۲۴۲ متن انگليسی) (1). امروز هم بسیاری در اپوزیسیون ایران بر همین موضوع تأکید می کنند مثلاً برخی می گویند که جنبش باب ابتدا برای رفرم در اسلام شروع شد اما به دلیل اصلاح ناپذیری اسلام به پایه گذاری مذهب نوین بهایی انجامید (2). واقعیت این است که دستکم همه عرفا و صوفیان ایران طی قرون متمادی خواسته اند به نوعی اسلام را اصلاح کنند و در زمان خود ما نواندیشان مذهبی نظیر دکتر سروش و اکبر گنجی عملاً کار مشابهی می خواهند بکنند. آیا اقدام آنها به اندازه اصلاحات در مسیحیت نظیر خیزش لوتر (3) و پروتستانها نتیجه بخش خواهد بود و حتی آنگونه که توکویل فکر می کرد اصلاح مسیحیت بود که به سکولاریسم رسید (4)! واقعاً این موضوعی است که به پیروان اسلام مربوط می شود همانطور که الکسی دو توکویل خود پیرو جدی مذهب کاتولیک بود. تا آنجا که به افراد غیرمذهبی مثل این قلم مربوط است واقعاً چه اسلام اصلاح پذیر باشد و چه نباشد، خواستار جدایی حکومت و مذهب هستم و به همین دلیل نیز "بیانیهء جدایی کامل حکومت و مذهب در ایران" (5) را امضا کرده ام. از دیدگاه اینجانب وضعیتی که صد در صد نیاز به اصلاح دارد تلاشهای سکولار دموکراتهایی است که صبح تا شب دنبال اصلاح اسلام هستند و نه جدایی حکومت و مذهب، در حالیکه بهتر است توجه کنند که اولی واقعاً به معتقدان به اسلام مربوط است و نه آنکه افراد غیرمذهبی برایشان تکلیف تعیین کنند. نمی گویم که اصلاح اسلام بد است، و اینکه اصلاً ممکن است یا ناممکن، اما این امر مربوط به خود مسلمانان است نه کسانیکه اصلاً مذهبی نیستند. درست است که وقتی در کشوری حکومت مذهبی برقرار است و در آن قانون شرع حاکم است، مسأله زندگی روزمره ما که غیرمذهبی هستیم نیز این می شود که اسلام فلان قانون را دارد یا نه، اما مشکل دقیقاً بخاطر عدم جدایی حکومت و مذهب است و باید آن را برطرف کرد و نه آنکه بخواهیم برای مسلمانان، اسلام را تغییر دهیم که نه کار ما است و نه به ما که مذهبی نیستیم ربطی دارد و نه حتی معلوم است که امکان پذیر باشد. در نتیجه بهتر است اصلاح طلبان سکولار، خود را اصلاح کنند تا تغییر در ایران انقدر ناممکن جلوه نکند، چون واقعاً لازمه تغییر در ایران، تغییر یا اصلاح اسلام نیست همانگونه که تغییر در روسیه و بلوک شرق ثابت کرد که لازمه اش تغییر یا اصلاح مارکسیسم و کمونیسم نبود، بلکه حذف آن از حکومت بود (6).

 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com
http://www.ghandchi.com

شانزدهم آذر ماه 1396
December 7, 2017

 

پانویس:

 

1. بحث توکويل در مورد اسلام برای ايران اهميت استراتژيک دارد

http://www.ghandchi.com/714-tocqueville-islam.htm

 

2. فاضل غیبی: چه باید کرد؟

http://isdmovement.com/2017/1217/120817/120817.Fazel-Gheibi-What-should-be-done.htm

 

3. اصلاح طلبان بیشتر ضد سکولار هستند-ویرایش دوم
http://www.ghandchi.com/1259-eslaahtalabi-bishtar-zede-secular.htm 

 

4. الکسی دو توکویل: "در بدو ورودم به آمریکا جنبه مذهبی کشور اولین چیزی بود که توجه مرا بخود جلب کرد، هر چه بیشتر در آنجا ماندم، بیشتر نتائج سیاسی این وضعیت را ملاحظه کردم. در فرانسه همیشه روحیه مذهبی و روحیه آزادی را دو حرکت در جهت متضاد هم دیده بودم. اما در آمریکا دیدم که در نهایت این دو متحد بودند و مشترکأ بر کشور مشترکی حکم میراندند. علاقه ام به کشف علت این پدیده روز به روز افزایش مییافت. برای راضی کردن خود، از اعضأ همه فرقه های مذهبی سوال کردم، بویژه از جامعه روحانیون که منبع همه مذاهب گوناگون و بویژه در ادامه آن صاحب منفعت، سوأل کردم. بعنوان عضوی از کلیسای کاتولیک، بویژه در ارتباط با چندین کشیش آن مذهب که با آنان از خیلی نزدیک آشنا بودم، قرار گرفتم. به هر یک از آنان تحیر خود را بیان داشتم و شک خود را توضیح دادم. دیدم آنها فقط درباره موضوعات جزئی با هم اختلاف داشتند، اما جملگی حیات صلح آمیز مذهب را در کشور خود اساسأ با جدائی مذهب و دولت مرتبط میدیدند. حتی لحظه ای تردید نمیکنم این موضوع را تأیید کنم که در تمام مدت اقامتم در آمریکا حتی یک نفر از روحانیون یا مردم عادی را ندیدم نظری غیر از این نکته را ابراز کند....مدت کوتاه سه سال نمیتواند هرگز تجسم انسان را سیر کند، و نه آنکه شادی های ناکامل این دنیا دل وی را راضی کنند. انسان بتنهائی، از میان همه مخلوقات، تحقیر برای وضع طبیعی زیستن را به نما میگذارد، و در عین تمایل بی نهایت برای زیستن، او به زندگی لعنت میکند، در حالیکه از نابود شدن می هراسد. این احساسات متفاوت مرتبأ روح وی را به سوی اندیشه وضعیت آینده متمایل میکند، و مذهب این تفکرات وی را به دور دست ها میبرد. مذهب، به عبارت ساده نوع دیگری از امید است. انسانها نمیتوانند اعتقاد مذهبی خود را بدون عدم انطباق فهم خود، و یک نوع تحریف خشونت بار خصلت حقیقی خود، ترک کنند، و به طور مغلوب نشدنی به احساسات وارسته خود باز میگردند. بی ایمانی یک اتفاق است، و اعتقاد تنها وضعیت ثابت بشریت است...وقتی مذهبی، امپراطوری خود را تنها بر مبنای خواست فناناپذیری که در قلب هر بشری هست بنا کند، آن زمان ممکن است که قلمرو جهانی را بطلبد، اما هنگامیکه خود را به دولت متصل میکند، بایستی اصولی را بپذیرد که تنها در محدوده ملت معینی قابل قبولند. در نتیجه، با ایجاد اتحاد با نیروی سیاسی، مذهب اتوریته خود را بر جمعی اضافه میکند، اما امید حکمرانی بر همه را از دست میدهد." [کتاب دموکراسی در آمریکا، Alexis de Tocqueville ص 319-322 متن انگلیسی]. به نقل شده از نوشتار زیر:

ایران-جمهوری آینده نگر
http://www.ghandchi.com/411-FuturistRepublic.htm
Iran-Futurist Republic-Third Edition
http://www.ghandchi.com/411-FuturistRepublicEng.htm

 

5. بیانیهء جدایی کامل حکومت و مذهب در ایران
http://isdmovement.com/Ghandchi-Bayanieh.htm

 

6. درباره مارکسیسم

https://goo.gl/mPbLnd

About Marxism

https://goo.gl/82CzeA

 

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH