Sam Ghandchiسام قندچيصدای آمریکا: شایعات و واقعیات

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/749-voa-rumors-realities.htm

 

VOA: Rumors and Realities

http://www.ghandchi.com/749-voa-rumors-realities-eng.htm

 

 

شایعات زیادی در مورد صدای آمریکا گفته می شود و تشخیص واقعیت بسیار دشوار است. صدای آمریکا مؤسسه ای خبری است که در زمان جنگ جهانی دوم شکل گرفت و هدف آن ارائه خبرهای دقیق و ترویج ارزش های دموکراتیک بین شنوندگان خود در کشورهای تحت سلطه فاشیسم بود. اکنون حدود 70 سال از آن تاریخ می گذرد. خبرهایی که در کشورهای زیر حاکمیت دیکتاتورها قابل دسترسی هستند طی 70 سال گذشته تغییر کرده اند. مثلا میزان و محتوای خبر در اتحاد شوروی در گذشته، و یا امروز در چین کمونیست با آلمان هیتلری یکی نبوده است. یا خبرها و تحلیل های قابل دسترس در مطبوعات جمهوری اسلامی ایران، رادیو، تلویزیون و اینترنت در داخل کشور، با اخبار ارائه شده در هفتاد سال پیش در کشورهای دیکتاتوری متفاوت است.  صدای آمریکا به بیش از 40 زبان برنامه پخش می کند و طبیعی است بسیاری از اخباری که در کشورهای مورد توجه این برنامه ها در دسترس هستند، ارزش پخش مجدد ندارند. به همین دلیل این رسانه خبری نمیتواند مانند رسانه های خبری عادی در کشورهای مختلف عمل کند و اخبار غیرقابل دسترس در کشورهای مورد نظر را در کانون استراتژی خود قرار می دهد که لزوما برای همه کشورها یکسان نیست.

 

با در نظر گرفتن واقعیت بالا استراتژی بخش فارسی صدای آمریکا ریخته شده است. در چارتر صدای آمریکا نگاشته شده است که خبررسانی دقیق و متعادل به علاوه ترویج ارزش های دموکراتیک وظیفه این رسانه است؛ اما، برای بینندگان تلویزیون، خوانندگان وب و شنوندگان رادیو که از طریق منابع رسمی ایران دسترسی به بسیاری از خبرها را در این عصر اطلاعات دارند نیاز به تمرکز بر روی اخباری است که در دسترس آنها نیست. در نتیجه نه تنها اخبار بلکه تحلیلهایی نیز که در صدای آمریکا ارائه می شوند کارهایی است که در مطبوعات ایران پخش نمی شوند وگرنه نیازی به این یاری رسانی کشورهای دموکراتیک جهت خبررسانی برای ایرانیان نبود. به همین دلیل در بسیاری از مناطق که در گذشته برنامه به زبان آنها وجود داشته است، با تحولات دموکراتیک و رشد رسانه های مستقل در آن نقاط، برنامه های صدای آمریکا قطع شده است.

 

اساسا دو نگرش غلط در مورد استراتژی صدای آمریکا برای ایران در محافل خارج بیان می شود:

 

1. نگرش اول از سوی کسانی مطرح می شود که تصور می کنند مردم در داخل ایران نیازشان به نوع اخبار و برنامه هایی است که مورد نیاز مهاجران ایرانی است. همانطور که بسیار بحث شده نیازهای مهاجران ایرانی با نیازهای مردم ایران در داخل کشور متفاوت است. در سالهای اخیر که تعداد مهاجران ایرانی در خارج زیاد شده است مطبوعاتی که مورد توجه مهاجران هستند در خارج رشد کرده اند و ناشران آن رسانه ها هم مشخص هستند. اساسا مهاجران خواهان بهتر کردن زندگی خود در آمریکا و دیگر کشورهای محل مهاجرت خود هستند و همچنین خواستار مناسبات خوب بین آمریکا و ایران می باشند جدا از آنکه رژیم سیاسی ایران مطلوب نظرشان باشد یا خیر، چرا که می خواهند بتوانند راحت به ایران سفر کنند و به راحتی به تجارت بپردازند. البته آنها مانند بسیاری از تبعیدیان نگران جنگ با ایران نیز هستند، هرچند تأکید بر شرایط حقوق بشری برای مناسبات دو کشور باعث جنگ نمی شود. با این حال قائل شدن شرایط حقوق بشری برای ایجاد مناسبات بین دو کشور برای مهاجران آنقدر مهم نیست. این حرف به آن معنا نیست که مهاجران از استبداد در ایران دفاع می کنند یا تمایلی به رعایت حقوق بشر در ایران ندارند، ولی الویت برای مهاجران بهتر کردن زندگی خودشان در آمریکا و نقاط دیگر است و به آنها از این بابت نمی توان خرده گرفت (1).

 

به هرحال با افزایش تعداد مهاجران در آمریکا جریانات فکری و سیاسی که خواستهای این گروه از ایرانیان را بیان می کنند نیز در تلاشند تا در صدای آمریکا تأثیر بگذارند.  مثلا ادعا می شود که روزنامه نگاری بیطرف و متعادل یعنی داشتن محتوایی غیرسیاسی و یا ندادن خبرهایی که احتمالاً باعث رنجش گروه های فشار می شود. این تصورات کاملاً غلط هستند. خبرنگاران افرادی هستند بسیار آگاه و اتفاقا اگر هیچ گرایش سیاسی نداشته باشند نشان از آن است که چندان مطلع نیستند. اگر بدانیم که خبرنگار یا تحلیلگری  پادشاهی خواه است و گزارش او را گوش کنیم مطمئنا بهتر می توانیم تشخیص دهیم که وی گزارش درست علمی و ژورنالیستی ارائه کرده است یا خیر. کسانیکه تلاش می کنند نشان دهند خبرنگاران رسانه ای موضع سیاسی ندارند تا گزارش های آنها بیطرفانه فرض شود خودشان و دیگران را گول می زنند. عدم تبعیض به این معنا نیست که خبرنگار یا تحلیلگر هوادار پادشاهی یا هوادار مجاهدین یا هوادار اصلاح طلبان نباشد. وجود آگاهانه چنین خبرنگاران و تحلیلگران اگر افراد مطلعی باشند تضمین دسترسی به خبرهایی است که واقعا ارزش خبری دارند و اتفاقاً مراجعه کنندگان به رادیو، تلویزیون و سایت رسانه ای نظیر صدای آمریکا نیز در پی دسترسی به چنین خبرها و تحلیلها هستند و آنقدر هم با هوش هستند که تشخیص خود را داشته باشند و گزارش ها را ارزیابی کنند و احتیاجی به ممیزی نیست که از رنجش ها پیشگیری شود، مگر اینجا کودکستان است.

 

2. اما نگرش دوم غلط در مورد استراتژی رسانه ای از سوی برخی از هواداران ایرانی نئوکان های آمریکایی مطرح می شود. آنها فکر می کنند که صدای آمریکا قرار است در ایران انقلاب کند و دوست دارند در این رسانه بنشینند و دستورعمل کار انقلابی بدهند. فکر می کنند مثلا اگر روابط با ایران خوب باشد چنین اجازه ای به آنها داده نخواهد شد اما اگر روابط بد باشد چنین اجازه ای را خواهند یافت. در نتیجه تصور می کنند سد راهشان برای دستیابی به این مقصود لابی های جمهوری اسلامی است که به زعم آنها در صدای آمریکا نفوذ کرده اند. اشتباه آنها این است که صدای آمریکا را با یک حزب سیاسی اشتباه گرفته اند. خبرنگاران صدای آمریکا نظیر هر شهروند آزاد می توانند طرفدار یا عضو هر حزب سیاسی باشند اما خبررسانی آنها ارائه ژورنالیسم علمی و ترویج دموکراسی است که در چارچوب چارتر صدای آمریکا به روشنی تعریف شده است. یعنی حتی همان زمانی که متفقین در جنگ با آلمان فاشیستی بودند بازهم وظیفه صدای آمریکا خبررسانی بود و نه جایگزین شدن برای حزبی سیاسی و به اجرا گذاشتن عملیات پارتیزانی علیه هیتلر.

 

بدنیست نگاهی بیاندازیم به شایعاتی که در چند سال اخیر در مورد علی سجادی، سردبیر ارشد پیشین صدای آمریکا، تکرار می شود. عده ای از نئوکان ها می نویسند که پدر ایشان از آخوندهایی است که برای ولی فقیه کار میکند و داستانی هم در مورد گزارش مرگ ندا آقا سلطان درست کرده اند که گویی آقای سجادی جلوی اعلام خبر را گرفته بوده و گویی اینهم دلیل دیگری است برای آنکه ایشان را عامل جمهوری اسلامی اعلام کنند. در مورد پدر آقای سجادی واقعا نمی دانم چرا بعضی خجالت نمی کشند که در توهین به مخالف نظری خود خانواده او را هم مورد حمله قرار می دهند و به اینطریق گوی را از دست جمهوری اسلامی ربوده اند. خواهش می کنم این ادعاها را ثابت کنند وگرنه سیه روی شود هرکه در او غش باشد. در مورد اعلام خبر مرگ ندا نیز آقای سجادی دقیقا طبق اصل خبرنگاری برمبنای دریافت خبر از دو منبع موثق کار کرده و کارش هیچ اشکالی نداشته و همه این اتهامات دروغ محض است. ولیکن آنچه واقعیت در مورد کار آقای سجادی است موضوع دیگری است.

 

علی سجادی با دانش ترین ادیتوری است که نه تنها در همه هشت سال گذشته در صدای آمریکا دیده ام بلکه یکی از با دانش ترین ویراستارهایی است که در همه عمر خود شناخته ام. نه تنها فردی قادر و پرکار هستند بلکه زمانی که سردبیر ارشد و مسؤل خبر صدای آمریکا بودند دقیقترین خبرها و موضوعاتی که واقعا ارزش خبری داشتند در تلویزیون صدای آمریکا پخش می شد. وقتی دو سال پیش این مسؤلیت به فرد دیگری داده شد، کیفیت خبرهای تلویزیون صدای آمریکا افت کرد، هرچند بسیاری از خبرنگاران با سواد همچنان کارهای خوب تولید می کردند. اما چرا آن بخش از آقای سجادی گرفته شد؟  دلیلش سختگیری زیاده از حد آقای سجادی بود. آقای سجادی بسیار باسواد هستند و بسیار سخت کوش و آنقدر احساس مسؤلیت می کنند که حاضر نیستند حتی یک سر سوزن کار بی ارزش ارائه شود. به همین علت نیز بسیار سخت گیر هستند که کسانیکه برای ایشان کار می کنند گاهی فرصت ندارند حتی تجدید انرژی کنند و ممکن است سالها کار ارائه کنند و فرصت حتی قدری مطالعه شخصی پیدا نکنند. در چنین شرایطی آنهایی که توان کاری شان پایین است یا سوادشان کم نمیتوانند دوام بیاورند و معمولا اینگونه افراد هم بیشتر فرصت دارند که به شایعه پراکنی و حرفهای اینگونه بپردازند تا آنکه در وقت آزادشان مطالعه و کار کنند و چون نه وقت برای تحقیقات صرف می کنند و نه دانش آن را دارند که کاری با ارزش بتوانند ارائه کنند، تلاش خود را صرف خراب کردن کسی مثل آقای علی سجادی می کنند.

 

در یکی از سایتهای مهاجران ایرانی در آمریکا ادعا شده کسی که جای آقای علی سجادی را برای یکسال و نیم اشغال کرده بود توانمندی زیادی در روزنامه نگاری داشته است. اما فرد مورد نظر حتی وقتی از دستاوردهای دهه اول قرن بیست و یکم ارزیابی کرده و به سال 2009 رسیده جنبش سبز را فراموش کرده است (2).

 

همچنین وقتی ادعا می شود که آن فرد به همه در صدای آمریکا درس ژورنالیسم داده است قدری بی لطفی است. ژورنالیسم بویژه در خبرگزاری سیاسی بیش از همه دانش سیاسی، اقتصادی و تاریخی در مورد ایران و جهان است و نه املا و انشا. در این عصر اینترنت نوشته های خبری و تحلیلی افراد بر روی اینترنت در دسترس است. خوانندگان می توانند نوشته های افراد مختلف را خود بخوانند و ارزش نظری و خبری آنها را مورد قضاوت قرار دهند و بعد ارزیابی کنند که فردی با آن اندازه دانش سیاسی چگونه می تواند ادعا کند که ادیتور پرسابقه برای این نوع کار خبری است. رسانه هایی مانند صدای آمریکا را با انتشارات مهاجران در خارج یکی نبینیم. هر کدام وظیفه خاص خود را دارند و نیاز به احترام متقابل.

 

از نظر خطوط سیاسی نیز آقای سجادی وقتی سردبیر ارشد صدای آمریکا بود، از نئوکان ها تا اصلاح طلبان، از سلطنت طلبان تا مجاهدین، از چپ ها تا جبهه ای ها و خلاصه با همه خطوط سیاسی همکاری می کرد و آنها را در برنامه های تلویزیونی  شرکت می داد اما معیار او انتخاب افرادی بود که حرفی برای گفتن داشته باشند و دانش لازم را هم داشت که این امر را تشخیص دهد. پر کردن ساعت برنامه با تولیداتی که ممکن است برای مهاجران ایرانی جالب باشد اما برای بینندگان در ایران حرف تازه ای در بر ندارد، هدف نیست. بیشتر نشریات ایرانی بویژه آنها که به انگلیسی در خارج منتشر می شوند برای مهاجران قابل استفاده اند و محتوای آنها برای مردم در داخل ایران فاقد اهمیت است.  زمانی که علی سجادی سردبیر صدای آمریکا بود محتوای خبرهای این رسانه از چنین خبرهایی تشکیل نمی شد. ضمنا درست است که برنامه های تفریحی و غیره نیز برای یک رسانه تلویزیونی لازم است اما دوباره باید گفت آنچیزی مهم است ارائه شود که در داخل ایران قابل دسترس نباشد.

 

در آخر ذکر کنم که ماه ها است با آقای علی سجادی هیچگونه تماسی نداشته ام و همه این سطور را به این دلیل نوشتم که بتازگی در زیر مقالات خود در ایران گلوبال کامنت های توهین آمیزی به آقای سجادی دیدم که در آنها پرسیده شده بود چرا به او برخورد نمیکنم. گفتم شاید این افراد از روی ناآگاهی چنین کاری می کنند و به همین دلیل این توضیحات را نوشتم. البته آنهایی که از روی غرض چنین می کنند را هزار سخن اینجانب دوایی نیست اما شاید کسانیکه از روی ناآگاهی به اشاعه شایعات علیه این انسان ایرانی شریف که دلش برای ایران می تپد ادامه می دهند از این کار دست بردارند.

 

به امید جمهوری آینده نگر  دموکراتیک و سکولار در ایران،


سام قندچی، ناشر و سردبیر
ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com
دوم اسفندماه 1391
February 20, 2013
 

پانویس:

 

1. http://www.ghandchi.com/534-OppositionAbroad.htm

2. http://iranscope.blogspot.com/2013/01/blog-post_7937.html

 

مقاله مرتبط

 

قصور اوباما در ارتباط با مردم ایران (8 ژانویه 2017)
http://www.ghandchi.com/1276-obama-iranians.htm

 

هشت سال کار در صدای آمریکا+

http://www.ghandchi.com/734-voa.htm