Response to a Friend

 

Sam Ghandchiسام قندچيپاسخ به یک دوست

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/737-response-to-a-friend.htm

 

دوستی در ارتباط با مقاله قبلی ام (1) در فیس بوک نوشته است: "رفتار غیر دموکراتیک گروه های فشار سلطنت طلب مایه ی تاسف عمیق است. اما در این بین مقاومت و شفافیت مبارزاتی شما مایه ی تحسین است...غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل/ شاید که چو وابینی خیر تو در این باشد."

در پاسخ به او نوشتم:

 

دوست گرامی با سپاس از لطف شما. آنچه برایم در این چند روزه مایه شگفتی بوده است این است که به استثنا سایت های سکولاریسم نو، ایران گلوبال، کمپین صلح فعالان در تبعید، و گزارشگران، دیگر سایت های مدافع حقوق بشر در خارج اساساً در این مورد سکوت اختیار کردند.

 

به دلیل این تبعیض که مانع استخدام رسمی ام در صدای آمریکا شد در هشت سال گذشته خود و خانواده ام از بیمه درمانی محروم بودیم و امروز هم از هیچ مزایائی برخوردار نیستم (2). همسرم که به بیماری آرتروز روماتوئید مبتلا ست همه این سالها نمی توانست به راحتی دکتر برود. آیا اینها موضوع حقوق بشر نیست؟ آنهم اعمال شده از سوی کارفرمایی که مدعی دفاع از حقوق بشر ایرانیان است؟ در مقایسه با وضعیت مردم ایران این سختی های من و خانواده ام ناچیز است اما چه دلیلی برای سکوت در مورد این تبعیض ها وجود دارد غیر از آنکه بسیاری از نیروهای اپوزیسیون فکر می کنند که باید در چشم سلطنت طلبان افراطی بی خطر جلوه کنند تابتوانند گرانت های خود را با حمایت آنها دریافت کنند ویا آنکه در آمریکا و اروپا از کارشکنی های این جریانات افراطی مصون بمانند. 

 

البته درک می کنم که  مقابله با این جریانات کار ساده ای نیست و خود یک تنه سالها این رنجها را تحمل کردم بدون آنکه حتی از امکانات مالی گروهی یا وکلای حقوق بشر اپوزیسیون بهره مند شوم. اما سؤال این است، هنگامیکه بعنوان یک فرد در غرب ما نمی توانیم بخاطر هراس از غضب گروه های فشار مدعی دموکراسی از حقوق بشر برخوردارشویم، چگونه می خواهیم در ایران زمانی که همین نیروها در آینده در قدرت قرار گیرند امیدی به رعایت حقوق بشر داشته باشیم. ببینید که چگونه لینک بلاگی که ساخته بودم را از سایت صدای آمریکا حذف کرده اند و لطفاً خودتان همه مقالات آن بلاگ را بخوانید و قضاوت کنید که آیا هیچ دلیل علمی و ژورنالیستی برای حذف آنها هست و آیا این کار نقض آشکار حقوق بشر نیست؟  تازه برای اصل کار تحقیقاتی ام روی این مقالات اصلا حق الزحمه ای از صدای آمریکا دریافت نکردم و به دعوت آن مؤسسه و با تأیید سردبیری آن مقالات درج شدند (3).

 

بزرگترین ایرادی که به کنفدراسیون در زمان شاه گرفته می شود این است که چرا با برنامه واپسگرای خمینی مبارزه نکرد. اتفاقا آنزمان این حقیر دقیقا این کار را در کنفدراسیون کردم و طبیعی بود که مورد حمله طرفداران افراطی خمینی قرار گرفتم، اما همان وقت مورد سرزنش اکثر جریانات اپوزیسیون وقت نیز قرار گرفتم که می گفتند چرا بر تضاد عمده که رژیم است تمرکز نمی کنم. امروز نیز وقتی از جریانات واپسگرای سلطنت طلبان افراطی نقد می کنم عده ای در اپوزیسیون مرا به همانگونه سرزنش می کنند و می گویند که تضاد عمده رژیم است و می خواهند که به اعمال این جریانات واپسگرا نپردازم. یعنی کنفدراسیون در رابطه با جریانات واپسگرای افراطی مخالف رژیم شاه فاقد آینده نگری بود و امروز نیز اپوزیسیون کنونی در مورد جریانات واپسگرای افراطی مخالف جمهوری اسلامی فاقد آینده نگری است وگرنه می دیدند که این نیروهای ضددموکراتیک افراطی نوید آزادی در آینده را پس از کسب قدرت نمی دهند و هدفشان بازگرداندن دیکتاتوری است و امروز به کمک چند نفر وابستگان خارجی پیشین خود در آمریکا برای آندسته از فعالان جنبش دموکراسی خواهی ایران که بی خطر نمی بینند پاپوش درست می کنند و فردا نیز اگر در ایران به قدرت برسند علیه همه آزادیخواهان به همین شکل عمل خواهند کرد همانگونه که ساواک بیش از بیست سال چنین کرد.

 

تا آنجا که به جنبش سیاسی خارج کشور مربوط می شود در مقاله "کنفرانس های بی حاصل ایرانیان در خارج" قبل از همه این جریانات، نوشتم که نیازهای واقعی ایرانیان در خارج چیست، و حرف بیشتری نمی توانم بگویم که چرا آنگونه تلاشها به نتیجه ای نمیرسد و امیدوارم دوستان اگر فرصتی دست داد آن مقاله را دقیقاً مورد مطالعه قرار دهند (4).

 

بعدالتحریر هفتم ژانویه
خواننده ای در یادداشتی به من این قسمت نوشته بالا را نقل کرده است: "امروز به کمک چند نفر وابستگان خارجی پیشین خود در آمریکا برای فعالان جنبش دموکراسی خواهی ایران که بی خطر نمی بینند پاپوش درست می کنند." بعد این خواننده پرسیده است: "میتونید این ادعا رو ثابت کنید یا فقط فرضیاته ؟"

در پاسخ او نوشتم: همانطور که در مقاله پیشتر ذکر شد دو مدیر ارشدی که دعوت کننده ام به مصاحبه پنج سال پیش را مورد مواخذه قرار دادند می شناسم و آنها هم کسی را که پاپوش ساز بوده می شناسند اما ترجیح می دهم این کارهای ناصواب را متوقف کنم که فردا برای دیگری روی ندهد بجای آنکه با نام بردن از افراد آنها را خراب کنم. هدفم حل این بازی های مخرب درون اپوزیسیون است وگرنه برای بسیاری از مشروطه خواهان دموکرات منش خیلی هم احترام قائل هستم.
 

سام قندچی، ناشر و سردبیر

ایرانسکوپ

http://www.iranscope.com

هجدهم دی ماه 1391

January 7, 2013

 

1. http://www.ghandchi.com/736-obama-monarchy.htm 

2. http://www.ghandchi.com/734-voa.htm

3. http://faradid.ghandchi.com/  

4. http://www.ghandchi.com/731-iranians-abroad.htm
 

ENGLISH VERSION

 

1. http://www.ghandchi.com/736-obama-monarchy-eng.htm 
2. http://www.ghandchi.com/734-voa-eng.htm 
3. http://bit.ly/UkH36b  
4. http://www.ghandchi.com/731-iranians-abroad-eng.htm 

 

Web ghandchi.com