در دومین سالگرد قتل مهسا
ژینا امینی
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/4575-mahsa-jina-amini.htm
اکنون دومین سالگرد جنبش مهسا است و من همچنان درگیر وضعیت بیماری که مانع از فعالیتم در شبکه های اجتماعی است. یک هفته بعد از قتل آن زنده یاد، در مقاله ای تحت عنوان «قتل مهسا امینی و اینکه چرا رژیم اسلامی دست از تحمیل حجاب اسلامی بر نمی دارد»، نام آن بزرگوار را «ژینا #مهسا_امینی» ذکر کردم و دلیلش را نیز توضیح دادم چرا که در خانه او را خانواده اش ژینا صدا می کردند ولی هشتگ اینترنتی او بر اساس نام شناسنامه ای اش، در این جنبش سراسری، از اول «مهسا امینی» برگزیده شد و به استثناء یک عده تجزیه طلب کرد که از اول بنای استفاده از هشتگ «ژینا_امینی» را گذاشتند، چه در زبان فارسی و چه در زبانهای لاتین از هشتگ «مهسا_امینی» استفاده شد و در واقع به بزرگترین هشتگ تاریخ توییتر داشت تبدیل می شد. یک ماه پیش قبل از وخیمتر شدن بیماری ام، در «30 مرداد 1403» در آخرین مقاله ام در این ارتباط تحت عنوان «چرا جنبش مهسا شکست خورد»، فقط نام «مهسا امینی» را به کار بردم که این جنبش سراسری و جهانی از اول با آن نام در عرصه ی **عمومی** رقم خورده است و خانواده ی مهسا که در خانه او را «ژینا» صدا می کردند نیز که برنده ی جایزه ی ساخاروف شدند، با درایت از همین نام «مهسا» استفاده کرده اند. در حقیقت فقط آن زنده یاد نبود که در خانواده یک نام داشت و در بیرون با نام دیگری زندگی می کرد و درست است که نام «ژینا» را رژیم اسلامی با تحمیل به آنها اجازه نداده بود که در شناسنامه اش بگذارند ولی به هر حال با آن نام در جامعه شناخته شده بود و خودش و خانواده اش نیز با درایت هیچگاه نخواستند در عرصه ی عمومی او را با نام دیگری بشناسانند و باعث شکاف در جنبش سراسری شوند هرچند همیشه این حقیقت را توضیح دادند و این موضوع تازه ای در ایران و جهان نیست و خیلی ها با دو نام که یکی را برخی اوقات معمولاً بعنوان نام میانی هم استفاده می کنند شناخته می شوند مثل دوست عزیز من دکتر اسماعیل نوری علا که در خانواده و میان دوستان خانوادگی اش همیشه او را «پیام» خطاب می کنند در حالیکه من که او را اساساً از دوران جنبش سیاسی سراسری ایران می شناسم (و البته نداشتن نام پیام در شناسنامه اش به زور و به دلیل دخالت دولت نبوده و در مورد برادر بزرگتر مرحوم من هم همینطور وجود دو نام در خانه و در شناسنامه یعنی در عرصه ی عمومی، به هر دلیلی، یک واقعیت بود)، و اکثر کسانیکه دکتر نوری علا را اساساً از دوران جنبش سیاسی یعنی در عرصه ی عمومی می شناسند، او را «اسماعیل» خطاب می کنند و به همین دلیل نیز همچنان در عرصه ی عمومی همیشه ترجیح داده که از این نام استفاده کند در حالیکه من در عرصه ی عمومی همیشه ترجیح داده ام خود را با نام «سام قندچی» معرفی کنم که یک بار برای ایلان ماسک درباره تاریخ آن تصمیم تغییر نام *، یادداشتی نوشتم:) و نمونه های تاریخی مشابه فراوان هستند! اما عده ای از تجزیه طلبان ایران نیز از روز اول بنای استفاده از هشتگ «ژینا امینی» را گذاشتند و همچنان به این کار تفرقه افکنانه خود ادامه می دهند و هدفشان نیز ادعاهایِ قلابیِ رهبری مردم ایران در کردستان ایران است. شکی نیست که این گروهها در کردستان ایران هوادارانی دارند، و حق آنهاست، ولی همه ی مردم کردستان هوادار آنها نیستند، و کل مردم ایران نیز خواستار همبستگی ملی هستند و تجزیه طلبان کرد هم اقلیتی هستند که باید به خواستهای آنها نیز احترام گذاشته شود و حق بیان خواستهای خود را چه امروز و چه در رژیم سکولار دموکرات آینده ایران باید که داشته باشند. بیش از این هم دامن زدن به این اختلافات، بیهوده است، و متأسفم که می بینم برخی دوستان از هردو طرف همچنان در این سالروز قتل مهسا به جای گرامیداشت آن جنبش بزرگ سراسری و خواستار شدن رسیدگی به قتل دولتی و محاکمه ی قاتلان، همچنان به این جنبش سراسری لطمه وارد می کنند و نمی گویند که در دوسال گذشته متأسفانه دو گروه از اپوزیسیون ایران یکی همین تجزیه طلبان و دیگری به اصطلاح ملی گرایان مخالف آنها داشتند در همکاری با جناحی از دولت اسراییل ایران را به آستانه ی تبدیل شدن به غزه تبدیل می کردند و حالا هیچ حرفی از همه ی آن خرابکاری هایشان نمیزنند که دیگر نه از تاک مانده بود و نه از تاک نشان!
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،
سام قندچی
IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com
25 شهریور 1403
September 15, 2024
متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com
برای
حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html