Iranscope Storeفروشگاه ايرانسکوپ

Ahmadinejad and Freedom of Speech

http://www.ghandchi.com/433-Ahmadinejad-plus.htm

Sam Ghandchiسام قندچياحمدي نژاد و آزادي بيان

سام قندچي

 

پيش از آغاز اين مقاله اجازه دهيد اشاره کنم که من از مخالفين جمهوري اسلامي هستم و در واقع درست پس از بقدرت رسيدن احمدي نژاد در انتخابات جمهوري اسلامي، من نوشتم که جمهوري اسلامي قابل اصلاح نيست و بايستي سرنگون شود [http://www.ghandchi.com/418-sarnegoon.htm]، و من کماکان از تحليل آنروز خود دفاع ميکنم.

.

بنابراين، آنچه که در زير مينويسم هيچ ربطي به پشتيباني کردن از جمهوري اسلامي يا احمدي نژاد ندارد.  اين نوشته نظير بيانيه هاي آنهائي است که براي متوقف کردن يک اعدام، در دفاع از بدترين جنايت کاران مينويسند، چرا که با مجازات اعدام مخالفند، بعنوان يک اصل.  نکته من در اين نوشتار دفاع از اصل آزادي انديشه است.

 

عکس العمل دنياي غرب در برابر اظهارات اخير محمود احمدي نژاد رئيس جمهوري اسلامي ايران مرا به ياد عکس العمل اسلامگرايان نسبت به سلمان رشدي در سالهاي 1360 مياندازد که بالاخره به فتواي خميني براي قتل رشدي رسيد، بخاطر افکاري که آن مرد در کتاب آيه هاي شيطاني خود بيان کرده بود.  من در دفاع از رشدي به کّرات نوشته ام، آنهم زمانيکه اکثر اپوزيسيون ايران در مورد رشدي خاموش بودند [http://www.ghandchi.com/366-Khamenei.htm].  در نتيجه من نيازي نيست که دفاع خودم ار رشدي را در اينجا تکرار کنم، چرا که براحتي قابل دسترس  علاقمندان است، و در اينجا من کانون توجهم را بر روي احمدي نژاد ميگذارم.

 

احمدي نژاد گفته است که درباره وجود هولوکاست ترديد دارد.  همچنين وي پيشنهاد کرده است که اگر اروپائيان معتقدند چنين چيزي واقعيت است، پس آنها ميتوانند حالا يهوديان را از اسرائيل به نقطه اي در اروپا يا آمريکا منتقل کنند.  گفته اول وي در اروپا جنايت محسوب ميشود و دومي آشکارا تبعيض آميز و نژاد پرستانه بر عليه يهوديان است.  گفتار اول آن چيزي است که همه خروش در جهان را باعث شده است، يعني انکار تاريخي هولوکاست، همه سوزي يهوديان که توسط هيتلر در زمان جنگ دوم جهاني انجام شد. و انکار هولوکاست در آلمان و در برخي کشورهاي اروپائي جنايت محسوب ميشود، و حتي برخي نويسندگان هم بخاطر چنين ابراز نظر هائي در گذشته به زندان افتاده اند.  آيا  من فکر ميکنم که قوانين اروپا از اين نظر درست هستند؟  مطمئناً من فکر نميکنم که اين قوانين اروپا درست است، گرچه من قانع هستم که  هولوکاست حقايق انکار ناپذير تاريخي و علمي است که مطمئناً حقيقت بوده و يکي از بزرگترين جنايات در تاريخ بشريت است.

 

اما آزادي انديشه به اين معني است که مردم ميتوانند هولوکاست را مثل هر چيز ديگر انکار کنند.  بنطر من دموکراسي هاي سکولار اروپائي در موضع خود در اين مورد در اشتباهند.  البته اگر کسي عمل نفرت يا جنايات تنفر نژادي را تبليغ کند، آن شخص بايستي محاکمه شود، اما فقط فکر کردن اينکه هولوکاست اتفاق نيافتاده، هر چند يک انديشه غير علمي و ضد همه واقعيات تاريخي  است، اما آزادي انديشه يعني که چنين کسي نبايستي بخاطر انديشه اش مورد آزار و ايذا قرار گيرد، فقط بخاطر آنکه چيزي کاملاً غلط را باور دارد.  البته، اگر انديشه اي برابر خود عمل است، مثل "تهديد کسي بمرگ" يا "پورنوگرافي کودکان،" من آزادي آن را آزادي انديشه تلقي *نميکنم،* و من با محاکمه چنان مجرمي بمثابه جنايتکار موافقم، اما بنظر من انکار يک حقيقت تاريخي،  چنين چيزي نيست.

 

پشتيباني از دموکراسي هاي غربي به اين معني نيست که من از همه قوانين و عملکرد هاي غرب پشتيباني کنم.  مثلاً گرچه من فکر ميکنم به عمل در آوردن آمريکائي تفکيک قوا در قانون اساسي آمريکا بهترين پياده کردن ان تئوري در تاريخ است، اما من فکر ميکنم اينکه رئيس ديوان عالي آمريکا از طرف پرزيدنت تعيين و بوسيله کنگره تأييد ميشود غلط است، و بنظر من اين مقام خوب است که انتخابي باشد و هر هشت سال يکبار انتخاب شود.  يا اينکه، بنظر من، قوانين اروپا درباره هولوکاست غلط هستند، گرچه من از دموکراسي اروپا و اکثر قوانين آن پشتيباني ميکنم.

 

در مورد احمدي نژاد، اگر که وي اسرائيل را با تروريسم يا جنگ تهديد کند، آنوقت من فکر ميکنم  که تعقيب قانوني وي معني دارد.  همچنين اگر ما بدانيم که وي *عمليات* مخفيانه اي بر عليه اسرائيل انجام داده است، آنوقت با او بايستي بنسبت آن *عمل* رفتار شود.  اما فقط بخاطر آنکه وي عقيده غلطي درباره يک واقعيت تاريخي دارد، او به يک جنايت کار تبديل نميشود. 

 

البته همه دموکراسي هاي غربي، و دنياي متمدن، ميتوانند به اشتباه وي اشاره کنند، اما مطمئن شويم که از اين موضوع، جنگ صليبي عليه او راه نياندازيم، آنگونه که اسلامگرايان بر عليه سلمان رشدي جنگ مذهبي راه انداختند، ضرفاً بخاطر آنکه عقيده مردي بر عليه پايه اي ترين اعتقادات علمي و تاريخي ما ست. 

 

بله بيائيم و به او بمثابه يک کافر نسبت به عقايد ما بنگريم، و اجازه دهيد که با اين مرتد، با احترام به حقوق يک مرتد رفتار کنيم، يک کافر نسبت به عقايد مورد احترام ما، برعکس نحوه اي که جمهوري اسلامي با امثال سلمان رشدي يعني با مرتدين  اعتقادات اسلامي رفتار کرد، وقتي که قانوناً در ايران باصطلاح اصلاح طلب آقاي خاتمي، پول جمع ميکردند تا تيرانداز حرفه اي اجير کنند و سلمان رشدي را بخاطر عقائدش بکشند، عملي که بروشني  ترور*جنايتکارانه* بود، و بوسيله خاتمي متوقف نشد.  بله، تفاوت دموکراسي سکولار و جمهوري اسلامي در همين است.  بله چه جمهوري اسلامي از نوع احمدي نژاد باشد و چه از نوع خاتمي ، تفاوت در اين است که ما طرفداران دموکراسي سکولار، به آزادي انديشه احترام ميگذاريم، و اجازه دهيد که اين را هيچگاه فراموش نکنيم، چرا که همين اصل ما را از حاميان يک دولت مذهبي فناتيک جدا ميکند.

 

البته بعنوان رئيس دولت، آقاي احمدي نژاد به اکثر ايرانيان لطمه ميزند، و به گروه مذهبي خود براي بدست آوردن پشتيباني در ميان اعراب بي چيز ياري ميکند، تا از آن نفوذ براي گرفتن امتياز از دولت هاي عرب استفاده کند، و همچنين اين موضع گيري ها به او در جايگاهش  بعنوان يک نيروي راديکال کمک ميکند، نه تنها در ميان بخش شيعه عراق، بلکه همجنين در رقابت گروهي خود با القاعده، هر چند شيعيان راديکال هيچگاه نميتوانند در ميان جمعيت سنّي موفق شوند، هر چقدر هم که سعي کنند، و جمهوري اسلامي هم خود به اين حقيقت خوب واقف است، و احمدي نژاد فقط اميدوار است که شکافي در ميان مخالفين خود، هم در سطح داخلي و هم در سطح خارجي ايجاد کند، تا که برعمر حکومت مذهبي جمهوري اسلامي چند صیاحي ديگر بيافزايد.  اما همه اين ها سياست است و ربطي به آزادي انديشه ندارد.

 

به اميد رژيمي سکولار در ايران،

 

 

سام قندچي، ناشر و سردبير

ايرانسکوپ

http://www.iranscope.com

 29 آذر 1384

December 20, 2005

 

مطالب مرتبط:

http://www.ghandchi.com/600-SecularismPluralism.htm

http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm

 

 

 

--------------------------------------------------------- 

مقالات تئوريک

http://www.ghandchi.com

 

فهرست مقالات

http://www.ghandchi.com/SelectedArticles.html

 

Web ghandchi.com