Iranscope Storeفروشگاه ايرانسکوپ

ُFrom Khatami to Moin

http://www.ghandchi.com/410-Moin-plus.htm

 

متن مقاله بزبان انگليسي

http://www.ghandchi.com/410-MoinEng.htm

 

Sam Ghandchiسام قندچياز خاتمي تا معين

سام قندچی

 

آيا فکر کرده ايد که رژيم جمهوري اسلامي،  بازي معين را براي شکستن تحريم انتخابات اختراع کرده است،  يا اين حرف من به تئوري توطئه شبيه است؟  اجازه دهيد توضيح دهم.

 

هشت سال پيش مردم ايران ميز انتخابات جمهوري اسلامي را چرخاندند،  و از ميان کانديداهاي منصوب شده رژيم، کانديداي توصيه شده دستگاه،  يعني ناطق نوري را کنار زدند، و به خاتمي رأي دادند، که گرچه وي نيز کانديداي منصوب شده ديگري از رژيم بود، اما قرار نبود که نتيجه نهائي صندوق هاي انتخاباتي باشد، و به همين علت مردم توانستند ضديت خود با رژيم را،  حتي  در محدوده بازي هاي خود رژيم هم نشان دهند.

 

اما نتيجه چه بود؟  واقعيت نشان داد که رژيم بدرستي خاتمي را در ميان منصوبين خود داشت، چه وقتي وي از رژيم در برابر جنبش دانشجوئي 18  تير حمايت کرد و چه وقتي بعد از اين همه سال، هنوز بدون معرفي فتوادهندگان قتل هاي زنجيره اي و قصابي فروهرها ، لبخند ميزند.  بله بدرستي ايشان از منصوبين رژيم بودند، .و در انتخابات  چهار سال بعد رياست جمهوري، ايشان به کانديد اول خود رژيم مبدل شدند.  چهار سال پيش هنوز هم از پشتيباني مردمي و سراب هاي اميد به اصلاحات قدري باقي مانده بود، و حتي پشت کردن ايشان به دانشجويان در 18 تير نيز مورد اغماض قرار ميگرفت و حرفهاي ايشان در رابطه با پيگيري قتل زهرا کاظمي جدي تلقي ميشد.  در واقع روشن شدن بازي هاي اصلاح طلبي، و جريان تحريم انتخابات هاي جمهوري اسلامي،  فقط دو سال است که  بطور جدي نيرو گرفته است.  آخر اين چه اصلاح طلبي اي است،  که مدعيانش 8 سال در قدرت بودند و تغيير در عدم حضور نيروهاي غير اسلامي در پروسه هاي سياسي نکردند؟

 

اگر نظير هگل،  تجربه مردم ما با خاتمي را تراژدي بناميم، داستان معين از همين حالا را بايستي يک کمدي خطاب کنيم.  ظاهرأ دو روز ديگر آقاي معين قرار است اعلام کنند که در انتخابات شرکت خواهند کرد يا نه.  ظاهر بازي اين که هفته پيش شوراي نگهبان ايشان را از کانديدائي انتخابات محروم کرد،  و گوئي بخاطر تظاهرات دانشجويان و فشار مردم،  آقاي خامنه اي ايشان را به صف کانديداها برگرداندند. گوئي ايشان دکتر مصدق هستند، که در 30 تير با فشار مردمي،  شاه وادار شد ايشان را به نخست وزيري بازگرداند.  در صورتيکه تا يک هفته پيش،  حتي کسي در ايران نميدانست کسي بنام معين وجود دارد،  او حتي از خاتمي قبل از رياست جمهوري هم،  گمنام تر بود،  پس کدام جنبش مردمي براي شخص معين،  باعث تصميم خامنه اي شد؟

 

البته من تظاهرات هاي دانشجوئي بر ضد تصميم شوراي نگهبان را ترفند نميدانم.  آنها بيان مخالفت دانشجويان با انتخاباتهاي استصوابي شوراي نگهبان،  و کليت جمهوري اسلامي است،  و شخص معين در اين ميان اهميتش حتي از اهميت شخص آغاجري در تظاهراتهاي آبان و آدز 1381 هم کمتر است،  و طبيعي بود که در سال 1381، در جو فاشيستي ايران، دانشجويان مخالفت خود با قانون ضد ملحدين را،  در مخالفت با موضوع آغاجري بيان کنند و نه در ارتباط با مورد سلمان رشدي.  حالا هم از صدها احزابي که حق فعاليت در ايران جمهوري اسلامي را ندارند، و هزاران انسان قابلي که ميتوانند ايران را درست هدايت کنند، دانشجويان مجبورند در ارتباط با تشکيلاتهائي که ميشود نام آنها را برد، و  نام هائي که ميشود بر زبان آورد،  استفاده کنند.  اما داستان ترفند رژيم سواي اين تاکتيکهاي مبارزات صادقانه دانشجويان است.

 

در اين يکي دو هفته قضيه اينگونه طرح شد که بحث سر اين است که خامنه اي "حکم حکومتي" داده يا نه، و  گويا اگر اين "حکم حکومتي" است، آقاي معين تبديل ميشود به خاتمي دوم که تصميم گيرنده خامنه اي خواهد بود.  گوئي اينجا بازي موش و گربه است.  گوئي اگر ايشان با تصميم شوراي نگهبان از اول منصوب شده بود، ايشان ميتوانستند مثلأ فرمانده کل قوا باشند.  حتي دکتر مصدق با همه محبوبيتش،  براي چنين اتوريته اي،  که مغاير قانون اساسي آنزمان ايران بود،  سالها مبارزه کرده بود، نه آنکه ساده لوحانه فکر کند به صرف تحميل شدن بر شخص اول مملکت،  ميتواند چنين حقي را کسب کند!  تازه در مورد معين قضيه بر عکس است،  و اين نبوده که ايشان شخصيت برجسته اي نظير دکتر مصدق بوده اند، اتفاقأ  اين بازي برعکس بوده است،  و براي برجسته کردن معين بوده است ، و نه تو سري خور کردن او.  در پائين توضيح ميدهم که چرا رژيم اين بازي را ميکند.

 

اساسأ هيچکدام ار کانديداهاي موجود، و از جمله معين، نميتوانستند نيروهاي تحريم کننده اين انتخابات را، به عرصه انتخابات بکشند.  از سوي ديگر آنهائي که در اين انتخابات شرکت ميکنند،  به معين يا کروبي رأي نميدهند.  اما با اين ترفند رژيم، معين ميتواند بخشي از نيروهاي تحريم کننده اين انتخابات را به عرصه انتخابات بکشد.  اگر اين نيروي ملحق شده به صفوف انتخابات آنقدر بزرگ باشد،  که معين را به رئيس جمهوري برساند، که خاتمي دومي ساخته شده است.  اگر هم نه، کانديداهاي ديگر جمهوري اسلامي انتخاب شده اند،  و در دنيا هم ميگويند که انتخابات با شرکت وسيع مردم انجام شد حتي اگر يک اقتدارگرا انتخاب شد.

 

متأسفانه از فرداي بازي شوراي نگهبان و خامنه ايي،  بسياري از نيروهائي که بدرستي بر رفراندوم و تحريم انتخابات تکيه کرده اند، دوباره نظير دوران خاتمي شروع کردند به نصيحت کردن به آقاي معين،  که ايشان اين کار را بکند يا آن کار را، گوئي که ايشان مصدق دومي است، و به اين طريق به تبليغات براي معين و به پيروزي تاکتيک رژيم  کمک نمودند.  در صورتيکه پيغام اپوزيسيون ايران براي آقاي معين،  فقط يک کلام ميبايست باشد و آنهم تحريم.  يعني آقاي معين،  اگر شما امروز واقعأ بدون اطلاع از اين بازي ها، توسط شوراي نگهبان حذف شده ايد و آقاي خامنه اي شما رابرگردانده، و خود بخشي از اين بازي رژيم نيستيد، اين انتخابات را که بوضوح در مورد خود شما نشان ميدهد،  که انتخابات نيست،  بلکه انتصاب است را،  تحريم کنيد.  بنظر من حتي اگر آقاي معين خود از اين بازي مطلع نباشد، اين مثل روز روشن است که بر خلاف 8 سال پيش، براي رژيم آنچه در درجه اول اهميت دارد،  مشروعيت است و بقأ،  و نه اينکه خاتمي بيايد يا ناطق نوري، معين بيايد يا رفسنجاني.

 

در يک جمهوري واقعي،  احزاب حق فعاليت دارند،  و مثلأ در آمريکا، حتي بيش از يک سال قبل از انتخابات رئيس جمهوري، در درون خود احزاب،  براي انتخاب کانديد رياست جمهوري مبارزه ميکنند،  و بعدأ کانديداهاي خود را در موعد انتخابات رئيس جمهوري ارائه ميدهند.  نه آنکه چند هفته مانده به انتخابات، يک باره هزاران نفر براي کانديد رياست جمهوري شدن،  ثبت نام کنند،  و يک شوراي نگهباني هم ليست را براي مردم از چند هزار نفر،  به چند نفر،  آنهم در چند روز،  که حتي وقت لازم براي خواندن اسامي شان هم نيست، تقليل دهد.  حتي سيستم کاملأ کامپيوتري با هوش مصنوعي نميتواند چنين سريع چنين تصميي را بگيرد.  يعني علاوه بر اينکه قانون اساسي جمهوري اسلامي،  قانوني کاملأ ارتجاعي است و بايستي کامليد عوض شود، اين متد تعيين کانديداهاي رئيس جمهوري در جمهوري اسلامي نيز، بسيار عقب مانده است که در مقاله ديگري چهار سال پيش بحث کردم و لازم به تکرار در اينجا نيست [http://www.ghandchi.com/76-primaries.htm].

 

مهم نيست که خاتمي ها و معين ها چقدر خود افراد درستکاري هستند،  و از همه جزئيات اين ترقند هاي رژيم مطلعند يا نه.  مهم اين است که اينان نقش مهمي در ادامه سيستمي دارند که در آن باصطلاح رئيس جمهور اصلاح طلب 8 سال در قدرت است،  و تشکيلاتهاي سياسي غير اسلامي حق حيات و انتخاب شدن ندارند،  و مخالفين سياسي، يا نظير اکبر گنجي در زندان هستند،  يا که نظير زهرا کاظمي بقتل ميرسند و مسؤلين قتلشان مقام دادگستري دارند،و يا که نظير  اسماعيل محمدي  نه تنها س از اين سالها آزاد نشده اند بلکه هر لحظه در خطر اعدامند.

 

 

به اميد جمهوری آينده نگر  فدرال، دموکراتيک، و سکولار در ايران

 

سام قندچی، ناشر و سردبير

ايرانسکوپ

http://www.iranscope.com

5 خرداد  1384

May 26, 2005

 

مقاله مرتبط:

http://www.ghandchi.com/409-UnityToEndIRI.htm

 

 

 

--------------------------------------------------------- 

مقالات تئوريک

http://www.ghandchi.com

 

فهرست مقالات

http://www.ghandchi.com/SelectedArticles.html

 

 

 

Web ghandchi.com