Sam Ghandchiسام قندچي کرونا و خواستهای زندانیان: پیشنهادی به آقای سهیل عربی برای مذاکره

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3266-soheil-arabi.htm

پی نوشت پنجم اردیبهشت 1399: گفتگو با خانم فرنگیس مظلوم در مورد اتهامات تازه علیه سهیل

پی نوشت چهارم اردیبهشت 1399: صحبتهای فرنگیس مظلوم، مادر سهیل عربی زندانی سیاسی پیرامون پرونده سازیهای جدید برای سهیل

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7

   

soheil-arabi

 

آقای سهیل عربی، لحظه ای پیش در فیسبوک شرح گفتگوی شما را با زندانبانان رژیم اسلامی خواندم؛ بسیار متأثر شدم و متن گفتگوی شما را نیز در پانویس، در پایین این صفحه، ضمیمه کرده ام. می دانید که شخصاً با اعتصاب غذای اعتراضی بعنوان روش مبارزه با رژیم اسلامی ایران مخالفم و بارها نیز دلیلم را توضیح داده ام، اما این حق شما و دیگر زندانیان سیاسی است که درباره ی روشهای مبارزاتی خود تصمیم گیری و انتخاب کنید. به هر حال این نوشته درباره ی اعتصاب غذا نیست. امروز در ایران و بقیه ی جهان شیوع کرونا وضعیتی اضطراری ایجاد کرده که بویژه برای زندانیان خطرناک است و رژیم اسلامی نیز مشخصاً از آزاد کردن یا حتی مرخصی دادن به زندانیان سیاسی سر باز می زند. داشتم فکر می کردم اگر زندانیان دیگر هم حاضر باشند به شما نمایندگی بدهند، همین گفتگویی را که با زندانبانان داشته اید ادامه دهید و نظیر نمایندگان اتحادیه های کارگری که با مذاکره برای حقوق کارگران چانه زنی می کنند، تلاش کنید بصورت منطقی همانطور که در شرح گفتگوهای خود هم نشان داده اید، اما برای هدفِ رسیدن به توافقاتی بر سر مرخصی و خواستهای دیگر زندانیان بویژه در این بحبوحه ی پاندمی کرونا، مذاکره کنید. اگر پیشنهادم بی معنی است، فقط پوزش می خواهم که همین حالا با خواندن بحثهای شما با بازجوها، این کار به نظرم رسید و گفتم یادداشتی در این رابطه بنویسم. با اظهار همدردی با شما که حتی در نوروز هم اجازه ندادند با مادر فداکارتان خانم فرنگیس مظلوم که هفت سین خود را دوباره در کنار دیوارهای زندان فشافویه پهن کرده بود، هنگام تحویل سال نو، در کنار هم باشید، البته بیرون از زندان هم نوروز امسال از شادی خبری نبود.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

دوم اردیبهشت ماه 1399
April 21, 2020

 

پانویس:

 


I am her-his voice - من صدای او هستم
April 20, 2020

https://www.facebook.com/IranZendaniSiasi/photos/a.1716978371667638/3104931852872276/?type=3
سهیل عربی از بازجویی های پی در پی و تهدید و ارعاب اخیر خود توسط اطلاعات می گوید ...

 

فکر کنم یک هفته پیش بود که به بند الف ۱ قرارگاه ثارالله رفتیم، تو یه برگه نوشته بود ۲۱ روز قابل تمدید، ولی تفاوت اینبار با دفعه های پیش این بود که اصلا ضرب و شتم نبود، به این دلیل که فکر میکنم از لحظه اول داشتن فیلم برداری میکردن.
خوب چند مدل بازجویی بود، بعضیهاش همراه با تهدید و خشونت کلامی، که چرا این کارارو انجام میدی، اینا مصداق جرمِ، زندانهای بدتر از اینجا هم هست که اگه بخوای ادامه بدی فعالیت علیه نظامِ و چرا با رسانه های معاند و با بیگانگان صحبت میکنی.
که بهشون گفتم‌، از نظر من هیچ انسانی بیگانه نیست مگر کسی که به همنوع خودش ظلم کنه، فساد کنه،زورگویی کنه وگرنه من با تموم مردم جهان دوستم و از نظر من هیچکس بیگانه نیست و وقتی تو مملکت خودم غریبمُ مورد تفتیش عقاید قرار گرفتم مسلم که با کسان دیگه صحبت میکنم و معلوم که دردودلم را به کسی میگم که بفهمه، هر کسی که به حقوق بشر اعتقاد داشته باشه، به دموکراسی اعتقاد داشته باشه دوستِ منه. مهم نیست چه ملیتی، چه رنگ پوستی، چه مذهبی داشته باشه ، مهم اینه که انسان باشه و به انسانیت احترام بگذاره به اینکه انسانها با همدیگه متفاوتن، اینکه ممکنه هر کدوم از انسانها به نوعی به زندگی نگاه کنن. اصلا هیچ دلیلی نداره که همه ما یک جور فکر کنیم، یک جور به زندگی نگاه کنیم ، هر کدوم از ما سلیقه ای داریم، عقایدی داریم و هنر اینه که بتونیم با همدیگه گفتگو کنیم که باهم توافق کنیم و اینکه شما مخالف خودتون رو با حکم اعدام و زندان میخواید سرکوب کنید، نمیتونید میل بشر رو به آزادی از بین ببرید چون انسان بالاخره راهی برای آزاد شدنش پیدا میکنه و هیچ کسی هم نتونسته انسان رو تو قفس تا همیشه نگه داره، بالاخره ما با اندیشه هامون پرواز می کنیم.
و اینکه گفت آب در آسیاب دشمن میریزی و گفتم اتفاقا شما اگر که دشمنی دارید آب در آسیابش میریزید با نگه داشتن یک نویسنده و روزنامه نگار در زندان. مسلما همون مردمی که من از حقوقشون حمایت کردم اونا هم از من حمایت میکنن و نمیذارن که یک نفر رو در اینجا گروگان بگیرید.
من صدای مردم ستمدیده بودم و حرف دل اونارو زدم و اونا هم منو تنها نگذاشتن، ازشونم ممنونم و اگر که میخواید رسانه های خبری کار نکنن شما هم زندانی سیاسی رو آزاد بکنید.
شما برعکس زندانیهایی که خطرناک بودن برای جامعه و اونایی که سارق و معتاد بودن و مواد فروش رو آزاد کردید، معلم و کارگر و دانشجو و روزنامه نگاری که به مردمشون خدمت میکنن رو توی زندان نگه داشتین.
گفت، آب در آسیاب دشمن می ریزی، گفتم اتفاقا شما خودتون باعث میشید که این خبرا منتشر بشه، وقتی که افراد جامعه رو بخاطر انتقاد کردن و حق طلبی مجازات می کنید،شکنجه می کنید،مسلما بقیه مردم هم اعتراض می کنن،امروز دیگه دهه ۶۰ نیست که شما بتونین هزاران نفر رو اعدام کنید و هیچکس نفهمه، امروز عصر ازتباطات و مردم باهم متحد هستن، این مردم، مردم مطالبه گری هستن و حقوق خودشون رو میخوان، نمیتونید با گلوله و طناب دار و زندان مردم رو از رسیدن به خواسته هاشون منصرف کنید و هیچ ستمگری هم نتونسته که میل بشر به آزادی رو سرکوب کنه و خود شما باعث این ظلمها شدید و من فقط واقعیتهارو نوشتم.
گفت چرا اعتصاب غذا میکنی، گفتم به این دلیل که حقوقم نقض شده، همین حداقل حقوقی که این قانون اساسی برای ما درنظر گرفته ....نقض شده مثل تفکیک جرایم، که من باید داخل بند سیاسی باشم با هم اندیش خودم باشم و منو کنار افرادی گذاشتید که هیچ حرف مشترکی با هم نداریم. من اینجا از ملاقات با خانوادم محرومم، اجازه تدریس بمن داده نمیشه در حالی که من توی زندان قبلی به ۱۰۰ نفر خوندن و نوشتن یاد دادم به بیش از ۴۰۰ نفر زبان فرانسوی و انگلیسی یاد دادم. و حداقل تا حدی مفید بودم برای افرادی که کنارم بودن ولی حتی اینجا اجازه تدریس نمیدید، کتاب و روزنامه بمن تحویل نمیدید و اینجا از همین حداقل حقوق خودمم محرومم و بارها نامه نگاری کردم، دادیار. . . زندان موظف بوده بیاد مطالبات منو بشنوه، دوسال که نیومده، هیچ نماینده ای نیومده اینجا با من صحبت کنه چونکه اینجا راهش خیلی دوره به قرارگاه ثاراله و وزارت اطلاعات و افرادی که میگن آنچه برخود نمیپسندی بر دیگران هم نپسند خوب چرا وقتی اونها نمیتونن این راه دور رو بیان، حاضرن خانواده من این راه دور رو بیان. مسلما اینجا خیلی سخته و اصلا جای زندانی سیاسی، جای فعالین سیاسی توی این زندانی که پر از معتاده نیستش امیدوارم که هیچ کسی هم معتاد نشه و هیچکسی تو زندان نباشه، ولی اینجا که نباید معلم و روزنامه نگار و دانشجوی معترض توی این زندانی که پر از معتاد و سارق نگهدارید. طرح طبقه بندی زندانیها پس کجاست؟ کی قراره اجرا بشه؟
و علاوه بر اون محرومیت از درمان و مرخصی و چندبار با شیوه های مختلف همین سوالها پرسیده شد، اینکه انگیزت از این کارا چیه؟
گفتم روزای اول که میگفتین این کارارو میکنید که کیس بگیرید که من چهار تا پرونده پنجتا پرونده دارم و میتونستم بعد از اینکه پرونده اولم تموم شد برم و باهاش کیس بگیرم ولی میدونید که من دنبال کیس نبودم و اصلا نیازی هم برای خارج رفتن از کشور به کیس نداشتم چونکه من چندین تخصص دارم عکاسی، طراحی، زبانهای مختلف بلدم صحبت کنم،ترجمه کنم و چندتا تخصص دارم که هیچ نیازی به کیس ندارم برای اینکه بخوام از کشور خارج بشم، هر جای دنیا برم بخاطر هنری که دارم برام جا هستش ولی من دنبال خروج از کشور نبودم برای اینکه میخواستم مملکت خودم رو درست بکنم میدونید که دنبال پولم نبودم، حسابهای بانکیمو و حتی حسابهای بانکی اقوامم رو چک کردید و دیدید که من یدونه هزارتومنی بابت فعالیتهام پولی نگرفتم و حتی پول اینترنت و تلفنم دادم برای اینکه بتونم اطلاع رسانی کنم و از یک ظلم بزرگ به مردم جلوگیری کنم. و هدف من فقط ساختن مملکتم بوده و توی جهان سوم هرکس بخواد مملکتشو بسازه ،خوننه اش رو ویران میکنن.
همین سوالها توی بازجویی ها ادامه داشت و چندبارم حین صحبت کردن معدم خیلی درد گرفت، انگار که یک نفر با پا ایستاده باشه روی قفسه سینم و فرستادنم بیمارستان، نمیدونم چه بیمارستانی بود که با چشم بند ندیدم. از زندان خارج شدیم و به بند الف یک رفتم و بیمارستانم با چشم بند میرفتیم تا محدوده ای که دور بشیم از اونجا بعد چشم بند رو برمیداشتن، من متوجه نشدم، اینقدر حالم بد بود نفهمیدم کجام .
خلاصه یه سری دارو برای معده درد دادن و چندتا آمپول و سرم و همینجوری تقریبا هر روز ۱۰ تا ۱۲ ساعت بازجویی ها ادامه داشت و فکر میکنم بخاطر فشارهای رسانه ای مجبور شدن که زودتر از موعدی که میخواستن برگردونن و مهمترین انگیزشون این بودش که من تلفن نداشته باشم و با دوستان نتونم صحبت بکنم و حتی گفت به این دلیل که با رسانه های بیگانه صحبت کردی باید تو یه سلول دور از جمع باشی که توی سلول انفرادی بودم، تلفن نداشتم، روزی دوتا ۲۰ دقیقه هواخوری با چشم بند و چند نوبت بازجویی، باز هم این سوالها که چه دشمنی با جمهوری اسلامی داری. گفتم من با بی عدالتی دشمنی دارم و هرکسی، هر مدیری که بتونه خوب مدیریت کنه، من طرفدار اونم، این مدیریت امروز ایران اصلا ....درستی نیست، اگر درست بود اینقدر زندانها پر از جوونا نبود و این جوونا معتاد نشده بودن، این همه آدم بیکار نداشتیم، اینهمه گرفتاری نداشتیم، افرادی بخاطر ۵ میلیون، ۱۰ میلیون تو زندان نبودن، افراد دیگه ای که فقط اعتراض کردن به این وضعیت تو زندان نبودن، این وضعیت از نظر من وضعیتی که نامطلوب است، من میخوام که دگرگونی ایجاد کنم و شرایط تغییر کنه.

#کرونا_زندان
#جان_زندانیان_در_خطر_است
#تعطیلی_ادارات_کارخانه_سربازخانه_زندان
#قرنطینه_بدون_تامین_معیشت_یعنی_گرسنگی‎'

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH