Sam Ghandchiسام قندچي دو کلمه درباره ی داستان شاه شناسی که دوباره در اپوزیسیون راه افتاده
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/3191-shahshenasi.htm

مطالب مرتبط: 1     2      3     4

 

shahshenasi

 

سالهاست درباره ماجرای شاه شناسی در اپوزیسیون ایران بحث کرده ایم و حرف تازه ای نیست. در حقیقت این داستان نظیر خبرهای فلسطین توسط خبرگزاریها ست که وقتی خبر مهمی در جهان نیست یکدفعه یک تیراندازی که از هرطرف در فلسطین شده باشد بدون هیچ دلیلِ قابل ذکری، به صدر خبرها میرود. در داخل ایرانِ رژیم اسلامی هرچند وقت که رژیم می خواهد سر مردم را از واقعیات جامعه منحرف کند، به سریالهایی نظیر «شهرزاد» یا «معمای شاه» میدان می دهد و زود هم می بیند که مردم وضع اختناق توسط وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه را در وصفیات ساواک و اداره اطلاعات شهربانی پیش از ساواک، در آن سریالها می بینند و ناگهان برای تولیدکنندگان آن سریالها پاپوشی درست می کنند و کارشان تخته می شود. در خارج هم به غیر از آنهایی که به قول آن مقامِ دولت قاجار اگر برای دیگران این چاه کندن ها به آب نرسیده برای آنها نان داشته است و صاحب دفتر و دستکی در انستیتو هوور در دانشگاه استانفورد شده اند، بقیه به سرنوشت تولیدکنندگان سریال «شهرزاد» دچار می شوند و تا نوبت بعدی، فراموش می شوند تا که این بحثها بعد از مدتی مثل خبرهای فلسطین دوباره به صدرخبرهای جهانِ اپوزیسیون بیایند. بسیاری از راه اندازان این بحثها نیز کسانی بوده اند که در گذشته نه با دستگاه سلطنت پهلوی بودند و نه با مصدق، و چپی بودند و بعد از آنکه دیگر با سقوط شوروی و بلوک شرق از چپ مأیوس شده اند، وقتی به گذشته فکر می کنند از خودشان می پرسند که اگر با دیدگاههای کنونی در آنزمانِ جنگ سرد فعال سیاسی بودند، چه موضعی اتخاذ می کردند. واقعیت این است که کسانی نظیر احمد کسروی در آن روزگار در چنان وضعیتی بودند، و درباره ی زندگی آنها نیز می دانیم، و حقیقت این است که زندگی سختی داشتند. حتی ما امروز با دیدگاههایی که هوادار هیچکدام از دوطرف دوران جنگ سرد نیستیم، و با اسلامگرایی نیز مخالفیم، برایمان ایجاد آلترناتیو در 40 سال گذشته به این سادگی نبوده، و تازه احزابی نظیر حزب سکولار دموکرات ایرانیان شکل گرفته اند که بیان دیدگاه هایمان هستند. اما جدا از این شاه شناسان امروز، کسانی که واقعاً در آن سالها با محمد رضا شاه بودند یا که واقعاً مصدقی بودند، اصلاً اینگونه فکر نمی کنند که این دوستان بر سرش دعوا دارند. سلطنت طلبان کنونی در اینترنت نیز اصلاً به این بحثها کاری ندارند. در مورد آنهایی که واقعاً در گذشته مصدقی بودند و امروز هم هستند می دانیم و لزومی به توضیح بیشتر نیست که خود زنده یاد خسرو شاکری در یک جمله کل جبهه ملی را توضیح داد که جریانی از جنبش مدنی بوده پیش از آنکه این اصطلاح «جنبش مدنی» در اپوزیسیون کنونی ایران مرسوم شود، و اینکه زنده یاد دکتر خسرو شاکری مشخصاً جبهه ی ملی را به حرکتی نظیر مارتین لوتر کینگ در آمریکا تشبیه می کرد یعنی جریانی اصلاح طلبانه چه در دوران شاه و چه در دوران رژیم اسلامی کنونی، و نه جریانی که دنبال تغییر رژیم باشد چه در دوران شاه و چه امروز. اما در مورد آنهایی که در گذشته رژیم شاه را تشکیل می دادند، و آنهایی که امروز در اینترنت هوادار احیاء سلطنت هستند، اجازه دهید قدری توضیح دهم و زحمت کشیده بقیه ی این یادداشت را با دقت بخوانید. شخصاً وقتی در صدای آمریکا کار می کردم این سعادت را داشتم که با یکی از رهبران «حزب مردم» (یعنی یکی از دو حزب رسمی هوادار محمدرضا شاه که قبل از حزب رستاخیز وجود داشت و دو دیگر هم «حزب ایران نوین» بود)، آشنا شدم که به صاحب این قلم اجازه داد با ذکر نام او، نظراتش را بیان کنم اما چون امروز در قید حیات نیست و در مراسم ختم او هم خانم فرح پهلوی پیام فرستاده بود، ترجیح می دهم نام آن زنده یاد را نبرم که شاید خانواده اش دوست نداشته باشند این حرفها بحث شود. او را وقتی به صدای آمریکا تازه رفته بودم، عده ای که مرا می شناختند بعنوان کسی که هوادار «نهضت آزادی» است معرفی کردند چون دانش بسیار بالایی از اسلام داشت و همیشه در مورد موضوعات مربوط به اسلام نظیر مراسم حج، او بود که مطلب می نوشت. وقتی بیشتر با او آشنا شدم دیدم که سالها پیش از آنکه امثال آقای اکبر گنجی یادداشتهای اسدالله علم را کشف کنند، زیر و روی آن یادداشتها را خوانده بود و برایم نقل می کرد و همچنین زیر و روی اسلامشناسی دکتر علی شریعتی را خوانده بود و برایم می گفت و نه تنها اسلامی نبود بلکه غیرمذهبی بود و به تئوری تکامل باور کامل داشت و بسیار هم از روی مطالعه ی علمی. و جالب این بود که سلطنت طلبهای این شهر واشنگتن او را بعنوان یکی از مراجع فکری خود می شناختند چرا که نه تنها بسیاری از سخنرانی های خانم فرح پهلوی را نوشته بود حتی در مراکش سخنرانی های شخص شاه را تهیه کرده بود. اما ممکن است شاخ در بیاورند که نوشتم نه مسلمان بود و نه سلطنت طلب، اما اینهمه حقیقت است، و مهمتر آنکه او یک لنینیست به تمام معنی بود زمانی که امثال این نگارنده که در گذشته چپی بودیم سالها ست حتی مارکسیسم را رد کرده ایم تا چه رسد به لنینیسم. در واقع آشنایی او با اینجانب از آنجا شروع شد که بحثی داشتیم و نقل قولی از برتراند راسل آوردم که برایش عجیب بود و خودش رفت در اینترنت گشت و دید درست گفته ام و دیگر می دانست که همه ی این موضوعات را می دانم. تا پایان عمر خیلی زحمت می کشید و شبی نبود که تا صبح کتابی نخواند و می خواست بفهمد که چه شد که ایران به این روز افتاد. مرد بسیار نیک و دانایی بود و خیلی انساندوست که از او بسیار درباره ی دوران محمد رضا شاه آموختم که در کتابها نمیشود پیدا کرد، یاد آن زنده یاد بخیر. اما آنچه گفته شد حکایتی از یک شخصیت قدیم سلطنت پهلوی بود. اما، سلطنت طلبان امروزِ ایران که در توییتر می بینیم جوانانی هستند که عکسهای دوران رضا شاه و محمد رضا شاه را می بینند چه در مدارس و چه در سواحل دریای خزر. شخصاً این نگارنده نیز اگر جای این جوانان بودم، بویژه دختران جوان، خواستار احیا سلطنت محمد رضا شاه می شدم و شاید هر روز به آهنگ «جنتلمن» ساسی مانکن، گوش می کردم!

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

سوم فروردین ماه 1399
March 22, 2020

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

 

SEARCH