Sam Ghandchiسام قندچي پاسخی به بیکارالدوله ها، درباره آقای امیر طاهری
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2837-amir-taheri.htm

مطالب مرتبط: http://bit.ly/2Pcyke6

 

amir-taheri

 

در همه ی عمرم هیچگاه با آقای امیر طاهری آشنایی شخصی نداشته ام و فقط نوشته های ایشان را در مطبوعات خوانده ام، چه در دوران رژیم شاه در داخل کشور، و چه در دوران بعد از انقلاب در مطبوعات بین المللی. در فیسبوک نیز سالهاست فرند هستیم اما فقط یکبار با ایشان تماس داشته ام هنگامیکه فردی با نام مستعار در فیسبوک بنای فحاشی به این قلم را گذاشته بود و فرند در صفحه فیسبوک ایشان بود، و به ایشان اطلاع دادم و آقای امیر طاهری اظهار تأسف کرد؛ بعد هم آن فرد را بلوک کردم. به هر حال به تازگی چند نفر آدم بیکارالدوله پیدا شده اند که حملات متعددی را به آقای امیر طاهری در فیسبوک راه انداخته اند از جمله همین امروز در صفحه فیسبوکِ آقای دکتر اسماعیل نوری علا یکی از آن افرادِ بیکار از همان کامنت های صد من یک غاز گذاشته بود، چرا که آقای نوری علا روز گذشته در شماره ی جدید نشریه ی آلترناتیو سکولار دموکرات، مقاله ای را از آقای امیر طاهری تحت عنوان «یک قرن نبرد مشروطه و مشروعه در ایران»، منتشر کرده بود. آن فرد در واقع حرفی را که هفته ی گذشته، آقای اکبر گنجی در دو یادداشت فیسبوکی از «خاطرات علم» و کتاب «معمای هویدا» در مورد آقای امیر طاهری نقل کرده، به شکل توهین آمیزی تکرار کرده است. این هم متن آن یادداشتها به نقل از فیسبوک آقای اکبر گنجی:

 

عَلَم: مدتی من و شاهنشاه به حال مصباح زاده خندیدیم که شاهنشاه و هویدا، امیر طاهری را سردبیر کیهان کرده اند.

https://www.facebook.com/AkbarGanji/photos/a.133372660041172/2610678342310579/?type=3
«موضوع دیشب کیهان را عرض کردم، بیچاره مصباح زاده در تاریکی است، تقصیری ندارد. مدیر فعلی [امیر طاهری] هم که دوست آن چنانی نخست وزیر است و خودش تعیین کرده و شاهنشاه هم که تأیید فرموده اید. مدتی خندیدیم»( خاطرات علم، جلد سوم، صص ۳۱۷- ۳۱۶. ۱۵ آذر ۱۳۵۲). https://t.me/ganji_akbar/7729
مصباح زاده: هویدا و عَلَم گفتند "ارباب"- شاه- فرموده اند امیر طاهری سردبیر کیهان بشود.
https://www.facebook.com/AkbarGanji/photos/a.133372660041172/2610677522310661/?type
مصباح زاده می نویسد: «آقای هویدا از اواسط دوران صدرات خود به فکر نفوذ بیشتر در مطبوعات افتاد. پیش از آن او سعی کرده بود عده ای از روزنامه نگاران را به صورت دوستان شخصی خود در آورد. در این راه مشاور، راهنما و کمک اصلی او فرهاد نیکوخواه بود...یک روز نیکوخواه پیش من آمد و گفت آقای نخست وزیر علاقمند است که شما امیر طاهری را به سردبیری کیهان بگمارید. من گفتم در حال حاضر من از سردبیر فعلی کیهان آقای سمسار که قریب بیست سال است در این سمت صادقانه با کیهان و من کار می کند کمال رضایت را دارم و هیچ دلیلی برای تعویض او نمی بینم...روزی نخست وزیر زنگ زد و خواست او را ببینم. وقتی به دیدنش رفتم صریحاً مسأله سردبیری امیر طاهری را مطرح کرد و اظهار داشت من خیلی علاقمندم این کار صورت بگیرد. من هم عین جواب پیش را که به نیکوخواه داده بودم به او دادم...هویدا فکری کرد. بعد موضوع صحبت را عوض نمود. این کار مدتی طول کشید. تا این که یک روز هویدا دوباره از من خواست که نهار مهمانش باشم. سر نهار پرسید آن موضوع سردبیر چه شد. تا من خواستم عذر بیاورم، سرش را بلند کرد و عکس شاه را نشان داد و گفت این خواهش من نیست، ارباب این طور می خواهد. من گفتم اگر امر اعلیحضرت است پس باید اجرا شود. من که واقعاً گرفتار شده بودم، به فکرم رسید که موضوع را با عَلَم وزیر دربار در میان بگذارم. به سراغ او رفتم و مطلب را گفتم و از علم خواستم که ته و توی کار را در بیاورد و مرا از نتیجه خبر کند. علم فکری کرد و گفت عجله نکن، صبر کن خودم خبرت می کنم. دو هفته بعد زنگ زد که صبحانه بیا پیش من با هم صحبت کنیم. سر صبحانه گفت آن موضوع را ارباب می خواهد. مثل این که چاره ای نداری...به این ترتیب، امیر طاهری سردبیر کیهان شد.» (عباس میلانی، معمای هویدا ، ۲۰۰۶. صص ۲۹۶- ۲۹۵).
https://t.me/ganji_akbar/7728

 

حالا معنای همه ی این گوشه و کنایه ها این است که سردبیری آقای امیر طاهری را در کیهان زمان شاه، شاه و یا شاه و آمریکا به مصباح زاده تحمیل کرده اند. فرض کنیم این حرف درست باشد، بازهم چنین تصمیمی یکی از تصمیمات درست آن دوران است. آقای امیر طاهری به گواه همه ی نوشته هایشان، یکی از باسوادترین، متبحرترین و پرکارترین روزنامه نگاران ایران هستند. آقای امیر طاهری پادشاهی خواه هستند و این قلم از مخالفان سرسخت پادشاهی، ولی حقیقت مهمتر از هر تعلق ایدئولوژیک است. اگر انتخاب کسی توسط شاه باید دلیلی بر ناتوانی آن فرد باشد، لابد دکتر مصدق را هم که توسط شاه به نخست وزیری انتخاب شد، باید نالایق تلقی کنیم. واقعاً اینگونه حملات سخیف را به افراد، به خاطر اختلافات ایدئولوژیک به راه نیاندازیم.

 

در پایان می خواهم حکایتی خنده دار را، که اشتباه این قلم بود، برایتان بازگو کنم. در سال 2005 یعنی حدود 14 سال پیش ایمیلی دریافت کردم که نگارنده فردی دانشمند علوم طبیعی بود و به نوعی تشابه اسمی با آقای امیر طاهری داشت. آن فرد پیشنهاد کرده بود که جمعی برای تحریم انتخابات در آن زمان درست کنیم و از دکتر ابوالحسن بنی صدر، اکبر گنجی، ناصر زرافشان و شماری از فعالان معروف سیاسی آن زمان، نام برده بود. وقتی آن نوشته را خواندم پیش خود گفتم چطور آقای امیر طاهری چنین انتظاری از این افراد دارد که در کنار هم بنشینند و چنین موضعی را اعلام کنند. پاسخی به آن ایمیل ندادم و بعداً متوجه شدم که تشابه اسمی بوده است وگرنه دانش آقای امیر طاهری در عرصه ی سیاسی ایران بسیار بالاتر از آن است که چنان لیست مشترکی را تهیه کند و البته آن دوست هم از روی حسن نیت چنان پیشنهادی را مطرح کرده بود گرچه عملی نبود، آنهم برای تحریم انتخابات. امروز که به آن ایمیل فکر می کنم از اشتباه خودم خنده ام می گیرد وگرنه نوشته های آقای امیر طاهری همیشه بسیار دقیق و با درک درست از عرصه ی سیاست ایران است. در پایان لازم به یادآوری است که درباره انتشار این نوشتار، نه با آقای امیر طاهری و نه با دکتر اسماعیل نوری علا و نه با هیچکس دیگری مشورت نشده است، و همین چند لحظه پیش این موضوع بنظرم آمد و تصمیم گرفتم این یادداشت را بنویسم. با بهترین آرزوها برای آقای امیر طاهری.

 

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

پنجم شهریور ماه 1398
August 27, 2019

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
https://sites.google.com/site/futuristparty

 

 

SEARCH