Sam Ghandchiسام قندچي بحثهای کشکی درباره فقدان آلترناتیو
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/2011-alternative.htm

 

عده ای که دوست ندارم نام ببرم مرتب اینطرف و آنطرف میروند مصاحبه می کنند که وای خطر فروپاشی رژیم و فقدان آلترناتیو وجود دارد. بخش اول جمله شان واقعاً خطر برای طرفداران رژیم باید باشد نه برای کسی که مدعی ضدیت با رژیم جمهوری اسلامی است. اما بخش دوم جمله یعنی "فقدان آلترناتیو." اگر منظورشان فقدان آلترناتیوی است که مورد علاقه آنها باشد، در آنصورت باید از خودشان بپرسند که اگر 40 سال است و نتوانسته اند آن آلترناتیو را بسازند، یعنی یا عرضه اش را نداشته اند، یا آنچه در نظر دارند امروز ممکن نیست، اما پاسخ هرچه باشد، به این معنی نیست که برای جمهوری اسلامی که ما در 40 سال گذشته شناخته ایم آلترناتیوی وجود ندارد. اصلاح طلبان اسلامی که بخشاً در رژیم هستند و البته آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد خود را آلترناتیو رژیم می دانند و عده ای هم هوادار دارند. همین حرف را در مورد تیم آقای احمدی نژاد می شود گفت. خارج از این رژیم هم سازمان مجاهدین آلترناتیوی برای این رژیم خود را می داند و عده ای هوادار دارد. همچنین شاهزاده رضا پهلوی و هواداران احیا سلطنت آلترناتیو دیگری هستند و عده ای هوادار دارند. جبهه ملی و گروه های چپ از جمله حزب چپ که چند روز پیش تشکیل شد جریان های دیگری هستند که خود را آلترناتیو می شناسند و هوادارانی هم دارند. شخصاً از همه این جریانات نزدیکتر به نظراتم حزب سکولار دموکرات ایرانیان را می شناسم و گرچه فعال سیاسی نبوده و فقط یک ژورنالیست هستم از آنها حمایت می کنم و آنها مهستان جنبش سکولار دموکراسی را ایجاد کرده اند که شخصاٌ ترجیح می دادم مهستان جمهوریخواهان آینده نگر بود، اما نیست، و هم پادشاهی خواهان و هم جمهوریخواهان در آن شرکت دارند، با اینحال کماکان از آنها حمایت می کنم چون از هر جریان دیگری به افکارم نزدیکترند. اتحاد برای دموکراسی جریان دیگری است و همین ساعتی پیش در مورد آنها هم نوشتم. آلترناتیو جمهوری اسلامی نظیر آلترناتیو رژیم شاه که جنبشی متحد زیر رهبری آیت الله خمینی بود، نیست و از این نظر خوبی هایی دارد و بدی هایی هم دارد اما واقعیت این نیست که فقدان آلترناتیو وجود دارد و باید 40 سال دیگر هم این رژیم جمهوری اسلامی مستبد را تحمل کرد. در کشورهای مختلف نیز تحول در جوامع هرجا یک جور بوده است. شخصاٌ آنچه دستم بر می آمده در این 40 سال بعنوان پژوهشگر و ژورنالیست کرده ام و مطمئناً دیگران هم همینطور و نزدیکترین چیزی که می تواند برایم مورد قبول باشد همان است که نوشتم. هرکس دیگری هم می تواند آنچه می خواهد را برگزیند اما اگر کسی یا عرضه ایجاد آلترناتیو بهتر نداشته یا کسی قبولش ندارد نمی تواند هر روز الکی بگوید که فقدان آلترناتیو وجود دارد، می تواند بگوید آلترناتیو مورد علاقه او وجود ندارد. مثل این است که شخصاً دکتر نیستم و برای درد پا باید از میان انتخابهای موجود بر گزینم و اگر از هیچ دکتری خوشم نمی آید و خودم هم عرضه دکتر پا شدن را ندارم نمی شود برای همه مردم حکم صادر کنم که دنیا با فقدان دکترِ پا روبرو است. برخی از این افراد فقط هر روز این کلیشه را عادت کرده اند که تکرار کنند و در عمل هم با جریاناتی همکاری دارند که فرسنگها از دیدگاه هایی که مدعی آن هستند فاصله دارد، نمی خواهم نام ببرم اما وقت خود و دیگران را تلف می کنند و ظاهراً فعال سیاسی هستند اما واقعاً کارشان 40 سال است حرف مفت زدن است.
 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

بیست و هشتم فروردین ماه 1397
April 16, 2018

 

 

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH