Sam Ghandchiسام قندچيدرسی که از تجربه صدای آمریکا می شود گرفت
سام قندچی
http://www.ghandchi.com/1167-lesson-of-voa.htm

 

دوباره در مطبوعات اپوزیسیون خبرهای کشمکش تازه ای با صدای آمریکا منتشر شده است. جای متهم و شاکی تغییر می کند اما اصل موضوع تفاوتی ندارد. صدای آمریکا و بی بی سی در ایران بیننده دارند و برای همین نیز هنوز وجود دارند. این ها مؤسسات خبری هستند و مانند هر مؤسسه دیگری استخدام و اخراج می کنندکه می تواند به هزار و یک دلیل باشد. مؤسسات مطبوعاتی چه دولتی باشند چه خصوصی، چه ایرانی چه خارجی، بخش بسیار ناچیزی از مشاغل جامعه را تشکیل می دهند، صرفنظر از اینکه متقاضیان، واجد شرایط باشند یا نه و مدیران تا چه حد درستکارانه و بر مبنای چارتر مؤسسه عمل کنند.

 

متأسفانه پس از سقوط کشورهای کمونیستی، دیدگاهی در جنبش سکولار ایران غالب شد که فعالیت حرفه ای و حزبی را مسؤل رشد دیکتاتوری در آن جوامع می دید و حرفه ای فعالیت نکردن را برای ایرانیان تجویز می کرد، در صورتیکه در جامعه ای نظیر آمریکا نیز حزب دموکرات و حزب جمهوریخواه حرفه ای کار می کنند. بااینحال جدا از آنچه تجویز می شد، عملاً فعالیت اپوزیسیون ایران در همه این سالها توسط کسانی انجام شده که بطور حرفه ای کار کرده اند اما مدل آن حزبی نبوده و به همین دلیل لطمات زیادی به افراد وارد شده که شاید به لحاظی از زندان و شکنجه دست کمی ندارد چون فرد ظاهراً در آزادی کامل و حتی در خارج کشور به سر می برد اما خود و خانواده اش بدون امکانات مالی و بیمه رها می شوند و بویژه اگر خانواده غیرسیاسی هستند برایشان قابل قبول نیست فردی که در زندان هم نیست به این دلایل نتواند نان آور خانواده باشد. خود نیز به رغم تجربه طولانی در ژورنالیسم و مدیریت، در این عرصه تجربه مشابهی داشته ام (1).

 

آنچه در همه موارد بالا اتفاق افتاده نه به این دلیل است که ایرانی ها همه بد هستند؛ و نه به این خاطر که این مؤسسات خیلی با مؤسسات دیگر همین جامعه و رفتاری که با خود آمریکایی ها می شود، تفاوتی دارند. کلاً مثل آن است که کسی بخواهد در رشته موسیقی یا نقاشی زندگی خود را تأمین کند در حالیکه تعداد آنهایی که عملاً می توانند بطور حرفه ای از راه موسیقی یا نقاشی تأمین معاش کنند، خیلی کم است و آن افراد یا خیلی با استعداد هستند و یا اینگونه فعلاً جامعه از آنها برداشت دارد. حتی فرد با استعدادی نظیر موتزارت در زمان حیات، خود و خانواده اش با فقر دست و پنجه نرم می کردند.

 

در 37 سال گذشته تعداد زیادی از ایرانیان چه خود را روزنامه نگار حرفه ای بخوانند و چه نه، خواسته اند بطور تمام وقت فعالیت سیاسی و اجتماعی کنند و به همین دلیل نیز کار در مؤسساتی نظیر صدای آمریکا را در خارج از کشور برگزیده اند. آنچه پس از همه این تجربه نسل جوان می تواند بیاموزد این است که فعالیت بطور حرفه ای نیاز به تشکیلات و حزب دارد و اینگونه آلترناتیو های شغلی می تواند نابود کننده باشد. در تشکیلات حزبی، اعضاء حزب، برنامه حزب را قبول دارند و حق عضویت می دهند و ممکن است در هفته چند ساعتی نیز در فعالیتی داوطلبانه برای حزب شرکت کنند اما بطور تمام وقت شغل خود را دارند و زندگی شان هم هیچ فرقی با بقیه مردم عادی ندارد. اما حزب با بودجه ای که از دریافت حق عضویت دارد قادر است کسانی را که برای کار تمام وقت واجد شرایط هستند و آنها هم مایل به کار سیاسی بطور حرفه ای باشند، تأمین مالی کند و فعالیت این کادرها و رهبران حزب به قیمت نابودی امکانات معیشتی خود و خانواده شان تمام نمی شود که ضررش را هم جنبش متحمل شود و هم آنها و خانواده شان. نمونه حزب دموکرات و حزب جمهوریخواه در آمریکا پیش روی ما است و حزبی عمل کردن به معنای ایجاد حزب بلشویک نیست.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ

http://www.iranscope.com

http://www.ghandchi.com
بیست و دوم اردیبهشت ماه 1395
May 12, 2016

 

پانویس:

 

1. Sam Ghandchi- LinkedIn
https://www.linkedin.com/in/sam-ghandchi-8898a598

 

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

SEARCH