Sam Ghandchiسام قندچيآیا بقای متافیزیک با موجودیت بیولوژیک ما مرتبط است؟

سام قندچی 

http://www.ghandchi.com/709-ScienceMetaphysics.htm

مقاله ضمیمه ادامه بحث هایی است که حدود ده سال پیش در این مورد نوشته شده است و امیدوارم خوانندگان ابتدا آن نوشتار را مورد مطالعه قرار دهند (1).

 

همچنین حدود 30 سال پیش در سخنرانی ای در برکلی گفتمان فلسفه علم در قرن بیستم بطور مفصل در جزئیات مورد بحث قرار گرفت که آن نیز پیش زمینه مقاله زیر است (2).

 

اما در مصاحبه ای حدود پنج سال پیش به جزئیات بیشتری پرداخته شده است که چرا موجودیت بیولوژیک انسان که پیری و مرگ بخشی از آن است اثر خود را در نگرش فلسفی ما به جهان باقی می گذارد و البته باید متذکر شد که لزوما همه موجودات بیولوژیک مرگ در اثر پیری را تجربه نمی کنند، مثلاً گیاهان ممکن است نابود شوند مثل انسانی که ممکن است در اثر تصادف با اتوموبیل از بین برود، اما پیر نمی شوند و مرگشان در اثر پیری نیست.  این بحث ها در آنجا توضیح داده شده است (3).

 

علاوه بر آنچه در سلسله نوشتارهای در مورد آواتارها بحث شد، به تازگی نیز دو راه بیولوژیک و غیربیولوژیک برای تکامل انسان پس از نقطه انفصالی مورد بحث قرار گرفت و اینکه از نظر این حقیر هنوز گزاره های ترکیبی کانت را موجودات بیولوژیک بهتر می توانند انجام دهند در صورتیکه هوش مصنوعی در مورد پردازش گزاره های تحلیلی بهتر عمل می کند. البته در این زمینه نظر دیگران در مورد توان هوش مصنوعی در نزدیکی نقطه انفصالی متفاوت است که امیدوارم در آینده بیشتر مورد بحث قرار گیرد (4).

 

در مقاله ضمیمه نشان داده شده است که ارتباط میان آنچه بحث های متافیزیک خوانده شده و موجودیت بیولوژیک انسان، در نوشته های کانت در این عرصه مطرح هستند. از نظر کانت اساساً بحث های متافیزیک چیزی بیش از آنچه در نقد عقل محض مورد بررسی قرار داده است نیست اما با این وجود بقای این بحث ها را آنگونه که در زیر نشان داده شده در همین موجودیت بیولوژیک انسان می بیند.

 

آخرین نکته نیز در این نوشتار بحث های ست لوید* است. از نظر اینجانب آقای لوید جالب ترین بحث های فلسفی را در یک دهه اخیر مطرح کرده اند هرچند فیلسوف نیستند و پروفسور مهندسی مکانیک در دانشگاه ام ای تی می باشند. متأسفانه فرصت پیدا نکرده ام که مفصل تر در مورد نظرات ایشان بحث کنم و آنچه در مقاله ضمیمه در این مورد آمده بسیار کوتاه است.

 

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com 
http://www.ghandchi.com

بیست و سوم مرداد ماه 1391

August 13, 2012

 

مقاله ضمیمه:

 

آیا در علوم جدید جایی برای متافیزیک وجود دارد؟

http://ir.voanews.com/content/blog/1454271.html

 

چند سال پیش در مقاله ای تحت عنوان متافیزیک و مذهب (1) رابطه این دو عرصه اندیشه مورد بحث قرار گرفت. حدود 30 سال پیش نیز مفصل تر به نگرش فلسفی دانشمندان و فلاسفه علوم در قرن بیستم پرداخته شد (2).

 

امروز که بیش از یک دهه از قرن بیست و یکم گذشته است آیا می شود گفت که هنوز اینگونه اندیشه ها در مباحثات علوم جدید قابل مشاهده هستند؟

 

اجازه دهید با نگاهی به کتاب کانت تحت عنوان پیش درآمدی درباره هرگونه متافیزیک آینده که پیش از آغاز قرن نوزدهم در سال 1783 نوشته شده است آغاز کنیم  نوشتاری که سلف منازعات علم، فلسفه و مذهب در قرون نوزده و بیست بود.

 

کانت این کتاب را با تحسین جسارت هیوم در به زیر سؤال بردن علیت آغاز می کند. جالب است که علیت موضوعی مذهبی نیست و جایگاهش در تاریخ علوم، بویژه با تحکیم فیزیک نیوتونی در آنزمان، بسیار شامخ بود - دورانی که هنوز از بحث های فیزیک کوانتا که بیش از یک قرن بعد مطرح شدند، خبری نبود. حتی هدف کانت از ارائه این بحث هیوم رفتن بسوی ایده آلیسم سوبژکتیف نیست چرا که خود به روشنی نظرات اسقف برکلی را در همین کتاب، رد می کند. در نتیجه سؤال این است که چرا آنقدر طرح بحث هیوم در مورد علیت برای کانت مهم است؟

 

متذکر شوم که کانت در این کتاب به روشنی ریاضیات را بعنوان گزاره های *ترکیبی* تعریف می کند. و فضا و زمان را بعنوان مفاهیمی اپریوری مطرح می کند که ما را قادر می سازند ریاضیات را در مورد جهان بیرون از ذهن به کار ببریم. امروز، قرن ها بعد از کانت، دیگر بدون ریاضیات نمی توان در مورد علوم جدید حرفی زد و حتی بجای بیان، این کامییوترها هستند که با کاربرد ریاضیات، بسیاری از آنچه حتی در بیان هم نمی گنجد را پردازش می کنند.

 

هدف کانت این نیست که نشان دهد تعریف هیوم از رابطه علت و معلولی بعنوان پیوستگی با بالاترین درجه، درست است. کانت با شروع این بحث هیوم می خواهد نشان دهد بسیاری از مفاهیم قبول شده در اندیشه بشر، که حتی ویژه مذهب نیز نیستند، نوعی مانع در برابر رشد اندیشه هستند و با ورود به بحث گزاره های *ترکیبی* و گزاره های *تحلیلی* و قرار دادن ریاضیات در دسته اول نشان می دهد که علوم تجربی با نگاهی تازه  می توانند کارایی بیشتری پیدا کنند. به عبارت دیگر چنین اندیشه های بظاهر کفرآلود در علم، نه تنها مضر نیستند، بلکه می توانند دانش بشری را گسترش و تعمیق بخشند.

 

البته امروز پس از آنچه کارل پوپر در فلسفه علم و دانشمندان فیزیک کوانتا در زمینه اصل عدم قطعیت انجام داده اند دیگر مشکلی برای درک اینگونه سنت شکنی های کانت در اواخر قرن هجدهم نداریم، وقتی دیگر ثابت شده است که آلبرت اینشتین نیز وقتی می گفت خدا با تاس بازی نمی کند اشتباه می کرد.

 

کانت تا پایان  کتاب پیش درآمدی درباره هرگونه متافیزیک آینده به این نتیجه می رسد که علمی تحت عنوان متافیزیک نمی تواند وجود داشته باشد و موضوعات مورد بحث در گفتمان متافیزیک چیزی نیستند بیش از آنچه در  کتاب نقد عقل محض  به آنها پرداخته است -  یعنی نوعی دلیل و برهان که گویی برای انسان تا وقتی موجودیت ما به شکل بیولوژیک است، مورد نیاز می باشد.

 

این نتیجه کانت امروز نیز صادق است وقتی ما هنوز بصورت موجودی بیولوژیک زندگی می کنیم و طرح بسیاری از بحث های ما در مورد موضوعاتی نظیر زندگی پس از مرگ، به دلیل محدودیت حیات بیولوژیک ما در این کره خاکی، پس از هزاران سال، نه تنها مختص مذهب نیست بلکه به بحث های مذهبی شباهت دارد.

دانیل بل در آخرین سالهای حیات خود در این مورد در بحث مذهب و عرصه مقدسات انسانها، این عرصه اندیشه بشر را به تسلایی برای پیرمردی نظیر خود تشبیه می کرد.

 

به این شکل شاید آنچه بودا بیش از دوهزار سال پیش در مورد بحث های متافیزیک می گفت را بشود امروز نیز نظیر او بعنوان آنچه با بیان نمی شود مطرح کرد، مورد اشاره قرار داد. بودا در بحث خود در مورد زندگی پس از مرگ از بدن ذهنی حرف می زند که گرچه به روح در فلسفه یونان شبیه است اما تأکیدش بر شکنندگی بدن انسان قرار دارد به رغم آنکه بدن ذهنی مورد نظر بودا از کالبد بشر مجزا نیست. بحث های تازه تر در این زمینه پنج سال پیش در مصاحبه ای بطور مفصل مطرح شد. (3).

 

اما به بحث رد علیت توسط هیوم برگردیم. آیا هنوز پس از سپری شدن سه قرن از این گفتمان می شود ادعا کرد که علم این نوع نظرات انتراعی را به دور افکنده است و آنها را بی حاصل قلمداد می کند؟ بنظر نمی رسد که اینطور باشد.

 

چند سال پیش آقای ست لوید* از پایه گذاران و سازندگان کامپیوترهای کوانتومی در دانشگاه ام آی تی در آمریکا نظریه ای را مطرح کرد که کل جهان را یک کامپیوتر کوانتومی می بیند و می گوید که کامپیوترهای کوانتومی به این دلیل موفق هستند که این توان واقعی را که در جهان هستی موجود است، مهار می کنند.

 

آقای لوید حتی رویداهای مهمی در تاریخ جهان نظیر بیگ بنگ، شکل گیری دی اِن ای و جنسیت و اختراع کتابت را در تاریخ مشابه همین مهار کردن پردازش اطلاعات که در خود جهان هستی وجود دارد، توصیف می کند. اینکه با استفاده از اصل عدم قطعیت فیزیک کوانتا اطلاعات ذخیره شده در بیت کوانتومی می تواند همزمان هم صفر و هم یک باشد یعنی که دو عملیات مختلف را می توان همزمان انجام داد، و در نتیجه پردازش موازی واقعی در این کامیپوترها ممکن می شود. این چیزی است که به قول ست لوید با عقل سلیم جور در نمی آید اما واقعیت است. در حقیقت موجودیت یافتن این پردازش موازی در کامپیوترهای کوانتومی به این معنی است که برعکس تصور اینشتین به اصطلاح خدا با تاس بازی می کند!

 

پانویس:

 

1. متافیزیک و مذهب
http://www.ghandchi.com/264-Metaphysics.htm
 
 

 

2. فلسفه علم در قرن بیستم-ویرایش سوم
http://www.ghandchi.com/358-falsafehElm.htm
 
 

3. آینده نگری و پایان مرگ
https://www.youtube.com/watch?v=CW81mhrFbBo

 

4. دو راه در فراسوی نقطه انفصالی
http://www.ghandchi.com/711-TwoPathsBeyondSingularity.htm
Two Paths beyond Singularity
http://www.ghandchi.com/701-TwoPathsBeyondSingularityEng.htm 

 

 *  Seth Lloyd


متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH