Seculars, Slogans, and Prosecuting Crimes against Humanity in iran

http://www.ghandchi.com/572-Shoar.htmSam Ghandchiسام قندچي

 

يادداشتي درباره سکولارها، شعارها، و پيگيری جنايات عليه بشريت

 

سام قندچی

وظيفه رهبري دنباله روي از مردم نيست هرچند بايد به شعارها و خواستهاي مردم توجه کامل نمود و در تخيلات سير نکرد.

 حمايت از ميرحسين موسوي در حال حاضر درست است همانطور که حمايت از خاتمي در دوم خرداد غلط نبود اما دنبال او افتادن غلط بود. دفاع از آقای خاتمی در دوم خرداد خواست عمومي مردم بود. پيرزني غير سياسي که همواره مخالف اختلاط مذهب و دولت بود و سالها بود که در هيچ انتخاباتي شرکت نکرده بود آن روزها از ايران به من ميگفت خاتمي کانديداي او است.

 اما اشتباه اپوزيسيون سکولار اين بود که  به مردم به روشني  نگفت که در عين حمايـت از آقاي خاتمي با برنامه ايشان که دموکراسي مذهبي بود، مخالف است، دقيقاً چون با آن برنامه به دموکراسي که هدف آن جنبش مردم بود، نميتوان رسيد.  به مردم بايد توضيح داده ميشد که هر پلاتفرم غيرسکولاري در ايران به دموکراسي نخواهد رسيد نه چون ما سکولارها آن را دوست نداريم بلکه چون دموکراسي بدون جدائي مذهب و دولت در ايران، غير ممکن است (1).   

 اين مهم است که به مردم گفته شود دموکراسي بدون سکولاريسم در ايران غير ممکن است و امروز که تجربه آقاي خاتمي اين موضوع را ثابت کرده است بايد در جنبش کنوني هواداري از آقای موسوي اين نکته را به روشني با مردم در ميان گذاشت.

 دقيقاً به همين دليل هم بايد شعار الله اکبر مردم که ميخواهند با ابزار خود اين رژيم، به مقابله با آن بپردازند را فهميد. در شعار الله اکبر ضرري نيست، و برعکس شعار مرگ بر ديکتاتور که بنظر من ضد حقوق بشر است، اين شعار الله اکبر بخودي خود اشکالي ندارد ولي کافي نيست. يعني کار امروز مردم شبيه زماني است که ميز انتخابات خود رژيم را ضد خودش چرخاندند و ناطق نوري يعني کانديداي درجه اول رژيم را در انتخابات خود رژيم کنار زدند و در اين کار از اپوزيسيون جلو بودند.  ولي در عين حمايت از اين حرکت تيزهوشانه مردم همان زمان ميبايست اپوزيسيون شعارهاي **مکمل** مطرح کرد، شعارهائي که نشان ميدادند بدون جدائي مذهب و دولت دستيابي به دموکراسي که آقاي خاتمي قول ان را ميداد، غير ممکن است.

شعارساز نيستم ولي شعاري با مفهومي نظير "تا دولت مذهبيه دموکراسي خياليه"  بايد بنوعي در تظاهرات ها مطرح ميشد.

 در گذشته زندانيان سياسي نظير آقاي اکبر گنجي از روزه گرفتن  بعنوان شيوه مبارزه استفاده ميکردند. همان زمان من نوشتم اين کار غلط است. ميدانم جريانهاي سکولار هم از ابزار روزه سياسي استفاده کرده اند ولي در ايران اين روشهايي که با جنبش ضد سکولار تداعي ميشوند را بايد کنار گذاشت. به مردم بايد گفت حتي به آنهائي که در اين مبارزه کشته ميشوند نام شهيد ندهند. بايد براي قدرداني از اين فداکارترين انسانهائي که جان خود را در راه آزادي ايران ميدهند از اصطلاحات سکولار استفاده کرد و از سنت هاي مذهبي لبنان و فلسطين که عاشق اين لغت شهيد هستند، دوري جست، نه چون ما ضد مذهبي هستيم که نيستيم، بلکه چون اين انتخاب ها تداخل دولت و مذهب در آينده را ادامه ميدهد، همانطور که افغانستان و عراق بعد از همه مشقات وقتي حتي پشتيباني بين المللي داشتند بازهم هم به دولت مذهبي رسيدند. البته برخي مذهبي هاي مخالف سکولاريسم اين شعارها را خواهند داد ولي سکولارها نيز حقشان است که شعارهاي مکمل خود را در اين کار مشترک طرح کنند.

 آنها که مرگ بر موسوي سر ميدهند کارشان غلط است و بايد  نقد شوند ولي اتحاد عمل به معني عدم طرح شعارهاي مناسب مکمل از سوي سکولارها نيست. شعارهائي که نشان دهد دستيابي به دموکراسي بدون پايان دادن به مذهبي بودن دولت، غير ممکن است.

 مردم عادي نميدانند لغت سکولار چيست ولي کاربرد شعارها است که برای مردم درک تازه را  شکوفا ميکند.  حتي استفاده از لغت سکولار هم درست است و بايد آنرا مثل اصطلاح دموکراسي با بکار بردن در شعارها در فرهنگ مردم متداول کرد.

 مثلاً بايد تحريم مراسم مذهبي "دولتي" در محرم يا ماه رمضان را مطرح کرد. اين ضد اسلام بودن نيست،  بلکه ضد تداخل مذهب و دولت بودن است. بنظرمن بايد هر چه مراسم مذهبي که از سوي دولت برگزار ميشود را تحريم کرد. مذهب بعنوان امر خصوصي يعني دقيقاً تحريم هر آنچه دولت بعنوان وظيفه شريعي وضع کند و يا دامن بزند.

 بنظر من با شعار "مرگ بر ديکتاتور" نيز بايد بطور جدي مقابله کرد.  اين شعار ضد حقوق بشر است و خشونت بار است. شعار مرگ بر خامنه اي و  مرگ بر احمدي نژاد هم ضد حقوق بشر است. ما حق نداريم خواستار مرگ هيچ کس حتي يک ديکتاتور بشويم.   ما حق داريم خواستار دادگاه صالحه براي جنايتکاران شويم.  گروه ها و جنبش هاي سياسي که در گذشته شعارهاي مرگ بر ديکتاتورها  و مزدوران رژيم سردادند بعداً هم در دادگاههاي باصطلاح خلقي که تجمع هاي بزرگ مردم است افراد را محکوم کرده و اعدام کرده اند. چنان تجمع هاي باصطلاح خلقي نه دادگاه است و نه صالح. دادگاه صالحه دادگاهي است با حضور وکيل مدافع و هيئت منصفه وگرنه آنگونه باضطلاح دادگاه هاي خلقي با دادگاه خلخالي هيچ فرقي ندارد.

 نبايد بگوئيم اين حرف ها از واقعيت  مردم ما خيلي فاصله دارد. 28 سال پيش وقتي از نيروهاي سياسي ايران بخاطر چنان شعارها و عملکردها نقد ميشد ميگفتند نکند که منتقد، هوادار جمهوري اسلامي است که اين حرف ها را ميزند. امروز 28 سال گذشته و گوشهاي شنواي بيشتري هست و کمتر کسي اين بحث ها درباره داگاه صالحه و خودداري از شعارهاي مرگ بر ديکتاتور، يا مرگ برخامنه اي يا مرگ بر احمدي نژاد  را حمل بر حمايت از جمهوري اسلامي ميکند. به هر حال بايد اين حرف ها را گفت و نبايد بدنبال  عوام انديشي رفت.

 بنظر من شعار "مرگ بر اين دولت مردم فريب " يکي از بهترين شعارهائي بوده است که اين جنبش  طرح کرده است . مرگ بر دولت با مرگ برد يکتاتور فرق دارد. حتي شعار مرگ بر استبداد خوب است ولي شعار مرگ بر مستبد ضد حقوق بشر است (2).

يک نکته آخر هم درباره پيگيري جنايات عليه بشريتي که آيت الله خامنه اي و محمود احمدي نژاد در رابطه با کشتارهاي تظاهر گنندگان در خيابان مرتکب ميشوند. من از آقاي دکتر محمد پروين پايه گذار گروه مهر  در اين زمينه سؤال کردم (3).

آقای دکتر پروين پاسخ مبسوطي به من ارسال کردند که در پانويس اين نوشتار اضافه کرده ام (4).

بنظر من منطقي است که اپوزيسيون در خارج جنبشي در سطح بين المللي براي قانع کردن کشورهاي عضو شوراي امنيت سازمان ملل متحد جهت موافقت با ايجاد تريبونال بين المللي براي انجام اين مهم سازمان دهد. آقاي دکتر پروين راه دومي را نيز ذکر ميکنند که در پانويس ميتوانيد بخوانيد که در گذشته گروه مهر بکار بسته است. آقاي دکتر پروين و گروه مهر سالهاست براي اين مسأله حقوق بشري تلاش کرده اند و بهترين کساني هستند که با کمک همه اپوزيسيون ميتوانند اين مهم را به پيش ببرند. ديگر در داخل يا در خارج موضوع اصلاح طلبان يا لابي گران در برابر اپوزيسيون اقلاً در لحظه حاضر معنايی ندارد و همه براي دستيابي به اين خواست رسيدگي به جنايات عليه بشريت رژيم متحد هستيم و اصلاح طلبان در اين حرکت اپوزيسيون هستند. به عقيده من اکنون وقت آن رسيده است که گروه هائي نظير نياک در خارج و کانون حقوق بشر خانم شيرين عبادي در ايران نيز در اين رابطه با دکتر پروين و گروه مهر همکاري کنند تا بشود شوراي امنيت سازمان ملل را به تشکيل تريبونال بين المللي در رابطه با جنايات عليه بشريت رژيم به حرکت درآورد.

به اميد جمهوري آينده نگر  فدرال، دموکراتيک، و سکولار در ايران،

 

سام قندچي، ناشر و سردبير

ايرانسکوپ

http://www.iranscope.com

8 تير 1388

June 29, 2009

 

 

پانويس ها:

 

1.  http://tinyurl.com/qn46ah
2http://tinyurl.com/ncfa5p

3.  http://www.mehr.og

4. ياداشت دکتر محمد پروين  بنيانگذار گروه مهر در پاسخ به سؤالات من در رابطه با  دادگاه صالحه برای رسيدگي به جنايات عليه بشريت رژيم
درود بر سام عزیز،

شورای حقوق بشر سازمان ملل و دادگاه لاهه حیطه قانونی برای رسیدگی به جنایات رژیم اسلامی را ندارند. دادگاه جزائی بین المللی هم متاسفانه بعلت اینکه ایران از امضا کنندگان اَن نیست دارای چنین حیطه قانونی نیست. شکایات علیه رژیم در حال حاضر از دو کانال قابل طرح است:

۱- از طریق شورای امنیت و ایجاد تریبونال بین المللی

طبیعتا اینکار فقط با خواست دولت های عضو شورای امنیت عملی است و چنین زمینه ای وجود ندارد.

۲- از طریق قوانین دیگر بین المللی نظیر قانون ضد شکنجه و نظایر اَن و طرح شکایت در دادگاه های رسمی کشور های اروپائی و امریکا. خود ما در اعلام جرم قبلی از اَن استفاده کردیم و دادگاه فدرال امریکا بر علیه رژیم حکم صادر کرد.

اینکار ممکن است و ما با همه مکانیسم اَن اَشنا هستیم و وکلای متخصص را هم میشناسیم. دو اشکال عمده بر سر راه است:

الف- امکانات مادی. وکلای داوطلب دیگر حاضر نیستند مجانی اینکار را پیش ببرند.
ب- این طرح شکایات نیز به خودی خود اثر چندانی نخواهد شد، مگر اینکه ایرانیان از اَن چماقی درست کنند و در صحنه های بین المللی در سلب حقانیت رژیم از اَن استفاده کنند. از اعلام جرم قبلی ما و نتایج اَن هیچ استفاده ای نشد و به اسثنای تو، و یکی دو نفر دیگر، هیچ فرد وسازمان و گروه دیگری کوچکترین اشاره ای به اَن نکرده است.

طرح شعاری شکایت هم احتیاج به تخصص و غیره ندارد و مدتهاست که گروه های مختلف با طرح شعاری شکایت از خامنه ای و پتیشن های بیحاصل و مخاطب قرار دادن نهادهائی که اصلا قدرت انجام چنین کاری را ندارند، مسئله را بدتر لوث کرده اند.

البته طرح شکایت حداقل در امریکا تا زمانی امکان پذیر است که رژیم اسلامی در لیست تروریست ها قرار دارد و از مصونیت دیپلماتیک برخوردار نیست.

مرا ببخش که واقعیت هائی تلخ را برایت بازگو کردم. اگر مایل بوی میتوانیم در موردش دقیق تر گفتگو کنیم.

سالم و پیروز باشی.

قربانت
محمد

http://www.mehr.og

 

 

 

 

 

 

-----------------------------------------------------------

برگزيده مقالات تئوريک

https://p9.secure.hostingprod.com/@www.ghandchi.com/ssl/ShortList.html

 

فهرست مقالات

https://p9.secure.hostingprod.com/@www.ghandchi.com/ssl/SelectedArticles.html

 

 

Web ghandchi.com