Iranians and IRI Elections

http://www.ghandchi.com/542-entekhabat.htm

 

Sam Ghandchiسام قندچيسکولارها، مردم و انتخابات در ايران

سام قندچي 

 

1. مردم جهان اما بخوبی واقف اند که در هيچ کجا انتخابات بی خدشه و تقلب و اجحاف وجود ندارد و در کار بودن اينگونه عمليات موجب آن نمی شود که عمل انتخاب رهبران و کارگزاران جامعه ناديده گرفته شود. در نتيجه، همين واقعيت که رژيم اسلامی برای قوای مقننه و مجريه انتخابات خاص خود را برگزار می کند در چشم بسياری از مردم داخل کشور مشروعيتي به رژيم داده است که نميشود آنرا فقط در حد تبليغات براي خارج نگاه کرد، هر چند که آن فاکتور هم بي اهميت نيست.


2. برگزاری مرتب اين انتخابات موجب شده که بين جمهوری اسلامی ايران و مثلاً حکومت طالبان در افغانستان تفاوتی آشکار بوجود آيد. منظورم اين است که اساساً برعکس نوع حاکميت طالبانی، برای همۀ جناح هاي رهبري جمهوري اسلامي شيعي در ايران شراکت دادن مردم ـ با روش های خاص خود اين اسلاميست ها ـ در الويت خاصي قرار داشته و همين هم نقطۀ قوتشان بوده است. بعبارت ديگر، آنچه، در مقايسه با مثلاً طالبان در افغانستان، در مورد استراتژي اسلام گرائي حاکميت شيعه در ايران جالب توجه است تلاش ممتد دست اندر کاران اين رژيم است براي شرکت دادن مردم در نه تنها شعائر اسلامي بلکه در توجه رژيم به سنت هاي مورد توجه مردم و اسلامي کردن آنها (1) و، به اين منظور، «اسلامی کردن» همهء مدل های عام اجتماعی، بخصوص مدل های سکولار است.


3. اگر «انتخابات سراسری و ملی» مربوط به نمايندگان مجلس و رئيس جمهور را از مظاهر بارز سکولاريسم بدانيم، آنگاه مشخص می شود که چگونه حاکمان اسلامی ايران از طريق اعمال فرآيند «اسلامی کردن» نهادها و مدل ها کوشيده اند تا خود سکولاريسم را اسلامی کنند. مثلاً، نه تنها مجلس شوراي ملي مدلي براي مجلس در دوران جمهوری اسلامی شد، بلکه انجمن هاي دانشجوئي که اکثراً توسط نيروهاي چپ بدعت گذاري شده بودند هم مدلي شدند براي انجمن هاي دانشجوئي اسلامي. تشکلات کارمندي و کارگري اسلامي هم به همان سياق در همۀ نقاط ايران شکل داده شدند. تشکيلات دولتي شاهنشاهي هم مدلي براي نهادهاي تازه اسلامي شدند و يا خود اينگونه استحاله يافتند. بارزترين نمونه هم: بنياد مستضعفان. و همين تبحر خاص رژيم در جلب شراکت مردم بزرگترين رمز بقاء جمهوري اسلامي بوده است.


4. اما روند «اسلامی کردن» از طريق خزيدن در درون نهادهای سکولار پديده ای نيست که پس از انقلاب اسلامی در صحنهء حيات سياسی کشورمان ظهور کرده باشد. اسلاميست ها ـ از مدرس گرفته تا کاشاني ـ حتی در رژيم غير اسلامي دوران مشروطيت نيز توان خود را نشان داده بودند. آيت الله خميني سالها پيش از آنکه بگويد ميزان رأي مردم است، در کتاب ولايت فقيه خود نحوۀ ادارۀ کليسياي کاتوليک را بعنوان مدلي از آنچه براي آيندۀ دولت شيعي مورد نظر خود داشت مطرح کرده بود. حال آنکه نه تنها در کارهاي اسلامگرايان طالبان در افغانستان بلکه حتي در کارهاي سيد قطب در مصر که بخشي از فدائيان اسلام در ايران به جديت از او پيروي مي کردند نيز، توجه به چنين روش هائي ديده نمي شود و اساسآً تحکم اسلام مورد نظرشان است و بس. در عين حال، آيت طالقاني نيز در نوشته هاي خود درباره شوراها در اسلام، نظرش منطبق بر انديشۀ انجمن هاي ايالتي و ولايتي مشروطه و نحوۀ مشارکت دادن مردم در حکومت بود و از اين بابت خود را همسوي خميني مي ديد و به همين علت هم در داخل ايران پشتيبان خميني بود. نتيجه اين توجه آن بوده که اسلاميست ها توانسته اند همهء ساختارهاي سکولار جامعه را اخذ کرده و، با اعمال روش های خاص خود، از دل آنها ساختارهائی «اسلامی» بيرون بکشند. و نه آنکه ـ نظير طالبان ـ آن ساختارها را نابود کنند. اگر طالبان مدارس مدرن را بست و مکتب خانه ملايان دوباره رواج يافت، جمهوري اسلامي مدارس سکولار را اسلامي کرد؛ در مهم ترين دانشگاه ايران يعني دانشگاه تهران از روز اول بزرگترين نماز جمعه کشور را برگزار کرد؛ يعني در ايراني که برعکس کشورهاي عربي در آن نماز جمعه آنقدر اهميتي نداشت يکباره در وسط دانشگاهي که مهمترين مکان سکولار جامعه بود، توانست شراکت مردم در اجرای يکي از شعائر منظم هفتگي اسلامي را بدست آورد و 30 سال است که اين کار را ادامه داده است. حتي عناصر ليبرال تر آنها، نظير مهندس بازرگان، نيز احزاب سياسي سکولار نظير جبهه ملي را رها کرده و نوع حزب سياسي- مذهبي خود را رشد دادند و در همين دوران اخير نيز روشنفکران اسلامي و باصطلاح نوانديشان مذهبي حزب مشارکت را راه انداختند تا دوباره مفهوم سکولار حزبيت را تغيير داده و حزب سياسي- مذهبي را جايگزين حزب سکولار کنند.


5. انقلاب مشروطه اگرچه مجلس شورای ملی را بوجود آورد و حق انتخاب نمايندگان از جانب عموم مردم را برسميت شناخت اما انتخاب رئيس دستگاه مجريه را در اختيار مردم نگذاشت و، در بهترين حالت، اين انتخاب را بصورت دو مرحله ای در آورد و آن را منوط به رأی تمايل مجلس به اشخاص کرد. در نتيجه، انتخابی شدن رئيس قوۀ مجريه از آرزوهای مردم ايران بوده است ـ آرزوئی که انقلاب اسلامی ـ باز با روش های خاص خود ـ به آن جامهء عمل پوشاند. کشور ما، در طول دوران بعد از مشروطه، حتي يک نخست وزير که مردم او را انتخاب کرده باشند نداشت. دکتر مصدق هم، که برايش مشروعيت انتخاب مردمي بيش از هر چيز ارزشمند بود، هميشه به قيام 30 تير اشاره مي کرد و آنرا نوعي انتخاب شدن از سوي مردم مي ديد و، با همان اندازه حمايت مردمي در 30 تير، در مقابل شاه ايستاد؛ ولي واقعيت آن است که تا پيش از انقلاب، رئيس دستگاه اجرائی کشور هيچگاه با رآی مستقيم مردم انتخاب نمی شد. اما، «انتخات رياست جمهوري» نيز که پديده ای سکولار تلقی می شود، از بوتهء همان استحالۀ «اسلامی سازی» رد شده است و، به اين ترتيب، در حکومت اسلامی هم رئيس قوه مجريۀ جامعه هر چهار سال يکبار، با همۀ تقلب ها و اجحافات، توسط «مردم» انتخاب مي شود.


6. حال بايد ديد که در همۀ اين 30 ساله مردم ايران در مورد انتخاب رئيس جمهور چگونه عمل کرده اند. در اين مورد کافی است که به همان نخستين انتخابات رياست جمهوری بنگريم. می دانيم که، به درست يا غلط شايع شد که کانديدای مورد حمايت آيت الله خمينی در بين چند کانديدای مطرح ابوالحسن بنی صدر است. چنين شايعه ای پيروزی او را در انتخابات تضمين می کرد. روشنفکران اما با معيار ديگری با مسئله روبرو شده و دنبال آن بودند که ببينند کدام يک از کانديداها «انقلابي تر» ند و بين بني صدر و مسعود رجوي دو دل بودند تا اينکه خميني انتخابشان را راحت کرد. ولي مردم عادي مخالف حاکميت اسلامي تصميم روشنی داشتند و به شادروان تيمسار مدني رأي دادند؛ نه به اين خاطر که وي عضو جبهه ملي بود، يا حتی نه به اين دليل که برنامه هايش در عرصه ناسيوناليسم را مي پسنديدند؛ بلکه بسادگی به اين خاطر که وي را کانديداي اصلي اسلامگرايان نمي ديدند حال آنکه از نظر آنها بني صدر چنين بود. منظورم اين است که بحث بر سر سجاياي فردي اين دو نفر نبود. می دانيم که همين اتفاق سال ها بعد نيز در زمان انتخاب خاتمي روي داد. در آن زمان شک دارم که کسی در اين فکر بوده باشد که آيا خاتمی از نظر برنامه، چه سياسي و چه اقتصادي، چه مزايائی بر ناطق نوري دارد. در اينجا هم برای مردم عادی مهم آن بود که خاتمی منتخب حاکميت اسلامی نيست، هرچند که خود روحانی و يکی از آنها است.


7. بدينسان جبههء مردم و جبههء حکومت وضعيت روشنی داشته اند. اما جبههء اپوزيسيون سکولار چگونه با مسئله روبرو شده است؟ می دانيم که اکثر نيروهاي اپوزيسيون کنونی ايران، به استثناء سلطنت طلبان، در سال 1358 در همه پرسي برای تعيين نوع رژيم ايران، و نيز انتخابات مجلس اول جمهوري اسلامي، شرکت داشته اند؛ و تنها پس از رد شدن اولين نامزدهای «غيرخودي» از سوي آيت الله خميني (نظير شادروان عبدالرحمن قاسملو در اولين مجلس اول جمهوری اسلامی) روند دلسردي نيروهاي اپوزسيون سکولار نسبت به انتخابات هائی که در جمهوري اسلامي انجام می شود آغاز شده حتی بعد از گذشت موج دوم خرداد و استقبال مردم از خاتمي نيز، نيروهاي اپوزيسيون اساساً تحليلگر انتخابات ها بوده اند بی آنکه در آنها شرکت فعالي داشته باشند. آنها، رفته رفته، حتی انتخات رئيس قوۀ مجريه را ـ به اين دليل که وي زير قدرت ولي فقيه و تدارکچی اوست، کاملاً بي اهميت تلقي کرده، يا نسبت به آن بی اعتنائی نموده و يا آن را کلاً تحريم کرده اند.


8. بنظر من، آنچه مردم عادی فهميده و بر حسب آن عمل کرده اند و اپوزيسيون سکولار از آن غافل مانده آن است که با همهء نکاتی که برای پوچ بودن رأی مردم در حکومت اسلامی بيان می شود، هيچگاه نبايد اهميت همين رأی پر چون و چرا را ناديده گرفت. بخصوص اينکه شخص رئيس جمهور، پس از انتخاب شدن، در برابر قدرت بالاتر از خود چگونه عمل می کند بيشتر به شخصيت خود او مربوط می شود. چنانکه ديديم بني صدر همين رأي را مبناي مشروعيت خود در مقابله اش با خميني ديد و به درستي هم ديد. حال آنکه خاتمی که با رأي مستقيم و گستردۀ مردم انتخاب شد، آن هم وقتي ولي فقيه از ناطق نوري حمايت کرده بود، در مقابل خامنه اي نايستاد و اولين کسي شد که خود را تدارکچي ولي فقيه دانست. پس اکنون آنچه برای مردم عادی مطرح است يکی سفارشی نبودن کانديدا از جانب حکومت و يکی هم نامتزلزل بودن شخصيت اوست. مردم با اين معيار، که از طريق آزمايش و خطا به دست آمده عمل می کنند.


9. پرسش محتوم آن است که در چنين وضعيتی تکليف اپوزيسيون سکولار چيست. آيا بايد براه مردم برود و شرکت در انتخابات را تأييد کند و يا همچنان در حالت پرهيز و تحريم بماند. من برای اين اپوزيسيون گوناگون توصيه خاصی ندارم اما يقين دارم که پروسهء انتخابات می تواند از ديد ديگری برای آن و حتی برای همهء احزاب اسلامی فرصت محسوب شود. توضيح می دهم: انتخابات با شرکت احزاب در صورتی معنا دارد که کانديدای هر حزب طی يک پروسهء داخلی از جانب حزبش برگزيده و معرفی شده باشد. احزاب ما اما، حتی آنها که اجازۀ داشتن کانديدا دارند، هر کدام نامزد انتخاباتي خود را بدون نظر خواهی از بدنهء حزب بر می گزينند. بنظر من فرصت هر چهار سال يکبار به احزاب مجاز و ممنوع به يک سان فرصت می دهد که تمرين در اين مورد آغاز کرده و همچون احزاب کشورهای غربی همهء اعضاء حزب را در پروسهء گزينش کانديدا درگير کنند. اعلام ميکنند، اگر همهء گروه ها، حتی آنان که تحت سيستم نظارت استصوابي اجازهء معرفی نامزدي در انتخابات را ندارد، در دورن خود شروع به پروسه کانديد شدن و رأي جمع کردن بکنند و اين روش را در ايران جا بياندازد که نامزد يک سازمان يا حزب سياسي را اعضاء آن حزب بايد انتخاب کنند و نه آنکه يک عده در پشت درهاي بسته تصميم بگيرند، يک سوی انتخابات که احزاب باشند از دل اين تمرين بصورتی مؤثر بيرون آمده و هم اعضاء خود و هم مردم عام را با نحوهء مطالبهء برنامه و نقطه نظرهای اجرائی دقيق آشنا می سازند.


10. من در گذشته نيز توضيح داده ام که وقتی احزاب سکولار حق دادن کانديدا را ندارند، از اين واقعيت می توان بعنوان معياری برای سنجش دموکرات بودن يا نبودن رژيم حاکم استفاده کرد، حال آنکه معيار توان سخن گفتن از آزادي و دموکراسي در جامعه وجود امکان قضاوت در ميان مردم است (2). بعبارت ديگر، اگرچه، در عمل، و در پايان کار، نامزد نيروهاي سکولار اجازه نخواهد يافت در انتخابات نهائي شرکت کند، ولي آنچه مهم است «نحوۀ» انتخاب شدن وي در داخل حزب خود اوست. چرا که، در واقع، همانطور که در گذشته هم نوشته ام، دموکراسي دربارۀ اين نيست که «چه» کسي انسان بهتري است بلکه در اين باره است که او چگونه انتخاب مي شود. و بزرگترين معيار دموکراتيک بودن جامعه هم نه قانون مند بودن بلکه وجود ارکانی است که مردم می توانند در مورد آنها قضاوت درست سياسی کنند.


11. زشت ترين و مخرب ترين روش ها در داخل سيستم احزاب استفاده از روش هاي «خواهش مي کنم شما داوطلب شويد آقاي خاتمي» است که جزئی از باصطلاح فروتني هاي عوام فريبانۀ اصلاح طلبان بوده و سال هاست که ديگر ارزش مصرفشان به پايان رسيده است.
 

به اميد جمهوري آينده نگر  فدرال، دموکراتيک، و سکولار در ايران،

 

سام قندچي، ناشر و سردبير

ايرانسکوپ

http://www.iranscope.com

 12 آبان 1387

November 2, 2008

 

پانويس ها:

 1. https://s.p9.hostingprod.com/@www.ghandchi.com/ssl/540-Hejab_e_Eslami.htm

 

2. https://p9.secure.hostingprod.com/@www.ghandchi.com/ssl/313-Judgment.htm

 

3. https://s.p9.hostingprod.com/@www.ghandchi.com/ssl/411-FuturistRepublic.htm

 

 

----------------------------------------------------------

مقالات تئوريک

https://s.p9.hostingprod.com/@www.ghandchi.com/ssl 

 

فهرست مقالات

https://s.p9.hostingprod.com/@www.ghandchi.com/ssl/SelectedArticles.html

 

 

Web ghandchi.com