Futurism on the other Side of Chasm
http://www.ghandchi.com/471-FuturismChasm-plus.htm
سام قندچي
در سال
به عبارت ديگر در آنسوي دره ديگر کسانيکه پتانسيل پذيرا شدن نوآوريهاي تازه را دارند نظير ويسيونرها نيستند که علاقه وافري به يافتن چيزهاي تازه دارند و دنبالش هستند، بلکه آنها پراگماتيست هستند و براي برآوردن نيازهاي مشخص خود به نوآوري تازه روي مياورند وقتي آن راه حل ها را پاسخگوي نياز مشخصي که دارند ميبينند و به همين علت است که بازارياب بايستي به مفهوم کل محصول و اينکه در چه جايگاهي ميتواند چه نيازي را برآورده کند، توجه کند، و نه آنکه به دنبال آن باشد که مشتري آينده خود را از جالب بودن نوآوري و تازه بودن آن و يا حرف آخر بودن در برابر همه راههاي ديگر، مجذوب کند، که اساساً دليل پذيرا شدن چيزي براي پراگماتيستهاي آنسوي دره نيست.
اگر بيشتر به جزئيات برويم ميبينيم که براي ويسيونرها بحث هاي طولاني درباره اينکه اين نوآوري مهم تر است يا نوآوري ديگر و يا اينکه در گذشته يا آينده راه چه بوده و امثال اين بحث ها ساعات بيشماري را براي جلبشان به تحول تازه اشغال ميکند، تا که آنها تهييج شوند و نوآوري تازه را بپذيرند. درصورتيکه براي پراگماتيستها مهم اين نيست که اين نوآوري حرف آخر را ميزند يا چيزي در گذشته يا آلترناتيو ديگري با ادعاهاي ديگر چه قدر اهميت دارد. براي آنها موضوع اينکه محصول چه جايگاهي در برآوردن نيازهاي مشخص اشغال ميکند و چگونه به هدف خود ميرسد، مهم است.
منظور من اين نيست که وقتي نوآوري به مرحله رفتن به آنسوي دره رسيده است ، هنوز کسي نميايد و با چالش بگويد که اصلاً اين چيز تازه نوآوري نيست، و يا اصلاً حرف تازه اي نيست، و کساني هم در پاسخ به چنين چالشهائي وقت صرف نخواهند کرد. درباره نوآوري هاي تکنولوژي هاي جديد وقتي به آنطرف دره ميرفتند هنوز عده اي در اينطرف دره وقت و زندگي خود را با اينگونه بحث ها صرف ميکردند، ولي در عمل آنها کساني بودند که در پيشبرد نوآوري هاي تازه و موفق کردن آن شکست خوردند، چرا که به موقع درک نکردند که ديگر وقت صرف وقت در اينطرف دره اهميت ندارد و بايستي کوشش خود را صرف استراتژي براي طرف ديگر دره مبذول کنند و آنرا پياده کنند تا که به نتيجه برسند، و به اينطريق کتاب جفري مور، رمز موفقيت بسياري از کساني شد که توانستند به موقع عبور از دره را براي نوآوري خود درک کرده و انرژي خود را در طرف اول دره، وقتي که زمانش گذشته بود، تلف نکنند.
بنظر من آينده نگري بويژه در ايران ديگر در حال عبور از دره است و توجه را بايستي بر روي پراگماتيستهاي سوي ديگر دره گذاشت و نه ويسيونر هاي دوران پيشين. من فکر ميکنم بيشتر بحث ها و سايتها و نشريات آينده نگر ايراني ديگر موضوعاتشان دردي براي موفقيت آينده نگري در ايران دوا نميکند و وقت خود را تلف ميکنند و حتي دسته ويسيونر ها هم از مقالات تکراري آنها خسته شده اند و بيشتر و بيشتر اين سايتهاي اينترنتي بينندگانشان را از دست ميدهند. ديگر بحث با کسانيکه هنوز اينترنت يا اقتصاد گلوبال يا نياز به حزب آينده نگر را نميبينند، اتلاف وقت است. مسأله اين است که اين بحث ها که بين ويسيونرها و گروه اوليه علاقمندان به اين تحولات مدتها ست جريان داشته، ديگر بايستي بطرف پراگماتيستها هدف گيري شود و براي پراگماتيستها موضوع اين نيست که ثابت کنيم اقتصاد ملي بايد ساخت يا اقتصاد گلوبال، و اتلاف وقت با اينگونه بحث ها. بلکه سؤال اين است که اقتصاد گلوبال چه شکلهائي دارد و عملاً چه چيزي براي ما به ارمغان مياورد، چه خوب و چه بد.
اجازه دهيد ساده تر بگويم. اگر يک برنامه تلويزيوني درست شود که صنعت اتوموبيل سازي ژاپن که با استراتژي اقتصاد گلوبال بوجود آمده است را نشان دهد و اينکه چگونه در حتي آمريکا توانسته است ميليونها عدد اتوموبيل بفروشد، و چگونه تواتسته است در ژاپن بر روي زندگي مردم آنکشور اثر گذارد، چنين برنامه اي از صد تا مقاله که بخواهد اثبات کند اتوموبيل سازي از نوع اوائل قرن گذشته برمبناي اقتصاد ملي در آمريکا کهنه شده و اتوموبيل سازي با استراتژي اقتصاد گلوبال نظير آنچه ژاپن در نيم قرن اخير انجام داده، ارجحيت دارد. مسأله پراگماتيستهاي آنسوي دره ديدن مدل جديد با ارزش ها و کاستي هايش است و نه بحث و قانع شدن که اين نوآوري است يا نيست، يا که تاريخش چيست، و بحث هاي پايان ناپذير تکراري با انديشه هاي کهن يا حتي انديشه هاي ديگر رقيب. آن بحث ها هميشه بوده و خواهد بود. براي آينده نگري بنظر من ديگر موضوع مرکزي سوي ديگر دره است، و نه آنطرفي که بيش از نيم قرن است در آنجا هم و کوشش خود را صرف کرده ايم.
من وقتي به نشريات و رسانه هاي آينده نگر ايراني نگاه ميکنم بندرت چيزي مييابم که توجه اش به آنسوي دره باشد. بهترين چيزي که تا به حال ديده ام برنامه اي است که تلويزيون قارسي صداي آمريکا بتازگي درست کرده است بنام شباهنگ:
http://www.voanews.com/persian/late-edition.cfm
منظور من اين نيست که برنامه شباهنگ
غناي کامل آنچه که آينده نگري بايستي براي آنسوي دره باشد
را دارد. ابداً. اتفاقاً
نشريات و رسانه هائي که به اينسوي دره يعني به ويسيونرها توجه دارند خيلي کاملتر
هستند ولي براي آنسوي دره يعني براي پراگماتيستها که اکنون اصل توجه جنبش آينده
نگري بايستي باشند،
دردي را دوا نميکنند هر چند از نظر آکادميک خيلي غني تر هستند. بعوض عملاً برنامه شباهنگ کوشش ميکند که بيان
استراتژي و مفهوم محصول کامل براي آنسوي دره باشد، نميگويم آگاهانه، چون نميدانم ،
ولي از آنچه من مشاهده
ميکنم، اين برنامه دارد مدل تازه اي براي ايران ارائه ميدهد. منظورم حرفهائي
نظير اينکه براي جوانها است
و امثال اين شعارها نيست. بحث جوان و پير مطرح نيست.
مدل تازه که ارائه شد براي هر کسي است که آنرا استفاده کند. کاري هم به جزئيات
برنامه ندارم که شايد
سطح کيفيت کوششهاي براي آنسوي دره مثل کار سنگاپور يا
ژاپن است که چهار دهه پيش کانون توجه خود را روي استراتژي اقتصاد گلوبال گذاشتند،
هرچند در آنزمان ممکن بود حتي
خلاصه کنم، بنظر من وقت آن است که نشريات و رسانه هاي آينده نگر نگاه جدي به آنچه ارائه ميدهند بکنند و آنطرف دره و پراگماتيستهاي آنسو را هدف بگيرند وگرنه ديري نخواهد پائيد که همين تعداد بيننده اي که دارند را هم از دست خواهند داد.
به اميد جمهوری آينده نگر، فدرال، دموکراتيک، و سکولار در ايران
سام قندچي، ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
27
فروردين
April
16
مطالب مرتبط
http://www.ghandchi.com/468-AyandehnegariChist.htm
http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm
متن مقاله بزبان انگليسي
http://www.ghandchi.com/471-FuturismChasmEng.htm
---------------------------------------------------------
مقالات
تئوريک
فهرست
مقالات
http://www.ghandchi.com/SelectedArticles.html