Beginning of the End of IRI

http://www.ghandchi.com/448-aghazepayan-plus.htm

 

Sam Ghandchiسام قندچيآغازِ پايان جمهوري اسلامي

سام قندچي

 

من سالهاست که در جنبش سياسي ايران فعال هستم و تا به حال از ارائه ارزيابي درباره نقطه پايان جمهوري اسلامي و نيز درباره آنکه مردم در ايران چه بايد بکنند پرهيز کرده ام.

دليل پرهيز اول اين بوده است که عوامل بسيار زيادي دخيل هستند که کار پيش بيني مشخص را تقريباً غير ممکن ميکنند. درباره دومي نيز از آنجا که در خارج زندگي ميکنم هيمشه فکر کرده ام بهتر است نظرات کساني را که در ايران هستند مد نظر بگيرم بجای آنکه بگويم کسي که در ايران است چه کار بايد کند.

امروز اولين باري است که در مورد اول ميتوانم به جرئت بنويسم که پايان جمهوري اسلامي از اين هفته شروع شده است و در سطور زير در بخش اول اين مقاله توضيح ميدهم که چرا اينگونه مي بينم.

در مورد دوم نيز براي اولين بار فکر ميکنم که در اين هفته جنبشي که پايان دادن به جمهوري اسلامي را رقم خواهد زد مشخص شد و آنرا هم در بخش دوم اين مقاله توضيح خواهم داد.

***

وقايع لبنان در اين هفته باعث شد که پايان جمهوري اسلامي آغاز شود. چرا؟ بنظر من سالها جمهوري اسلامي از نظر ايدئولوژيک فتح قدس و تعهد خود به فلسطين را اعلام کرده بود. درست است که در مورد عراق هم اولين تحريکات خميني عليه عراق ايدئولوژيک بود و از فتح کربلا سخن ميگفت و اين هم درست است که وقتي عراق به ايران حمله کرد، جمهوري اسلامي به هر حال وارد جنگ متقابل شد، اما خيلي زود دفاع ايران رنگ ايدئولوژيک اسلامي خود را از دست داد و براي مقابله مؤثر با عراق رنگ ملي گرفت و بالاخره هم برای تن دادن به صلح بعدي با صدام از دليل منافع ملي سود جست.

به هرحال در مورد عراق نه موضوع آنقدر رنگ ايدئولوژيک گرفت و نه جمهوري اسلامي ظاهراً از ادعاهاي خود چندان عقب نشست و با چرخش به ملي گرائي خود را راحت کرد و امروز هم پس از سقوط صدام دوباره از وحدت شيعيان با عراق سخن گفته ميشود وقتي که اساساً دولت در دست شيعيان است و هزينه اي هم براي جمهوري اسلامي ندارد.

اما در مقابل روش جمهوري اسلامي در ارتباط با فلسطين براي نزديک 30 سال برخورد ايدئولوژيک بوده است و با حکومت احمدي نژاد و شعارهاي اوائل انقلاب خميني درباره اسرائيل و اضافه کردن شعارهاي درباره هولوکاست، جمهوري اسلامي اين راه طولاني ادعاهاي ايدئولوژيک دفاع از اسلامگرائي در فلسطين و هدف نابودي اسرائيل به دلائل ايدئولوژيک را به اوج خود رساند. در چنين شرايطي ناگهان دو نيروي اصلي اسلامگرا در فلسطين و جنوب لبنان، يعني حماس و حزب الله، در پي تحريکات جمهوري اسلامي با اسرائيل درگير شدند. و پس از آنهمه نمايش سلاح هاي دور برد توسط جمهوري اسلامي، از يکسو فوراً سوريه اعلام کرد که در مخاصمات شرکتي ندارد و جمهوري اسلامي هم گفت در صورت حمله به سوريه اسرائيل با جهان اسلام روبرو ميشود، شعاري که معنايش اين است که جمهوري اسلامي کاري بيش از همان کمک ها و تحريکات را براي نيروهاي فلسطيني اسلامگرا نخواهد کرد و در همين حال جمهوري اسلامي از ارائه طرح هاي آتش بس صحبت ميکند يعني رسماً حزب الله لبنان بعنوان مزدور آنها بايستي کشته بدهد و جمهوري اسلامي معامله کند.

يعني در فرصتي که براي جمهوري اسلامي ايران پس از سي سال شعار دادن ايدئولوژيک با طرح اهداف اسلامگرائي براي نابودي اسرائيل بوجود آمده است، جمهوري اسلامي جا خالي کرده و رئيس جمهور آن پس از يک شعار توخالي در دفاع از سوريه که خود اصلاً حکومتی با ايدئولوژی اسلامي در منطقه نيست، به کار روزانه شعار دادن و سخنراني براي باصطلاح جوانان در ايران برگشته است. يعني تمام حاميان ايدئولوژيک جمهوري اسلامي در فلسطين و نقاط ديگر از اينجا ببعد راه نا اميدي از اينکه شعارهاي ايدئولوژيک اسلامگرايان ايران بيش از حرف نيست را پيش روي خود دارند. پيش از اين در اين مورد که کارل پاپر گفته است شوروي در زمان بحران 1962 کوبا به پايان رسيد مفصلاً توضيح داده ام چرا که آن زمان اولين فرصت براي نابودي غرب پيش آمد يعنی فرصت انجام کاری که ده ها سال کمونيسم شوروي حرفش را زده بود و در آن لحظه معين به انجام نرساندن ادعا به مشروعيت شوروي پايان داد و تيک تاک ساعت براي سقوط آن سيستم آغاز شد (1).

چرا جمهوري اسلامي به اسرائيل حمله نميکند؟ جمهوري اسلامي بخوبي از تجربه جنگ عراق آموخته است که مردم ايران اهل جنگ ايدئولوژيک براي اسلام نيستند و خود اينکه جمهوري اسلامي جنگ عراق را توانست تا هشت سال ادامه دهد بخاطر جنبه دفاع ملي گرفتن آن بود ومضافاً آنکه بعد از جنگ عراق احساسات ضد جنگ در ايران آنقدر قوي شده است که حتي درگيري در جنگ دفاعي هم آنقدر ساده نيست تا چه رسد به جنگ تهاجمي بويژه اگر جنگي ايدئولوژيک باشد و بخاطر اسلامگرائي راه بيافتد. درواقع احساسات صلح طلبي و ضد جنگ در ايران آنقدر قوي است که دولت جمهوري اسلامي از آن براي مقابله با غرب در بحث هاي مربوط به انرژي اتمي سود جسته است. اين واقعيت من را به موضوع دوم ميرساند.

***
موضوع دومي که مطرح کردم اين است که اين هفته پس از سالها اولين باري است که ميتوانم به جرئت بگويم جنبشي که پايان دادن به جمهوري اسلامي را رقم خواهد زد مشخص شد و آنهم جنبش براي ايران و جهاني فراسوي جنگ است. سالها پيش درباره موضوع فراسوي جنگ مفصلاً نوشتم و هدفم در اينجا تکرار آن بحث نيست (2).

بحثم اين است که جنبشي که با فراخوان اکبر گنجي در هفته گذشته تحت عنوان اعتصاب غذا براي آزادي زندانيان سياسي انجام شد و تأکيد وي برروي مسأله صلح که اساساً بخاطر صلح طلبي در برابر احتمال حمله آمريکا به ايران مطرح شد فوراً ابعاد وسيعي گرفت و آنها که در ايران از آن پشتيباني کردند اساساً حمله آمريکا را به درست يا به غلط، واقعي نميپنداشتند، و دليل بلند کردن فرياد صلح طلبي شان خطر حمله ايران به اسرائُيل بود. در واقع مردم ايران از شروع جنگي ايدئولوژيک با اهداف اسلامگرائي توسط دولت جمهوري وحشت داشتند و یه همين جهت اين حرکت خيلي زود ابعاد گسترده يافت و حرف هاي خامنه اي که فقط شعارهاي توخالي درگير شدن در فلسطين را تکرار ميکرد با عکس العمل هاي شديد در محافل بالاي حکومتي در ايران مواجه شد. اين ها آن چيزي است که آغاز سقوط جمهوري اسلامي ميبينم.

برخي در اين دوره به بحث درباره جهت گيري هاي آقاي گنجي نشسته اند و درباره گذشته هاي دور او سخن ميگويند يا از نزديکي هاي کنوني وي به برخي اصلاح طلبان ارتجاعي (3). تا آنجا که به دموکراسي اسلامي مربوط ميشود قبلاً مفصصلاً توضيح داده ام و نيازي به تکرار نيست (4). بنظرم آقاي گنجي در سفر اول خود به خارج و بعد از شرکت در کنفرانس برلين و افشاگري دليرانه درباره قتل هاي زنجيره اي که موضوع اصلي جنبش سياسي ايران در آنزمان بود، به زندان رفت. اين بار هم ايشان با جنبش اصلي که بنظرم پايان جمهوري اسلامي را رقم خواهد زد سمت گيري کرده اند. اما جريانات مختلف جنبش سياسي ايران رهبران خود را دارند و خواهند داشت که يکروزه شکل نگرفته اند و شکل هم نخواهند گرفت. شخصيت کشي از ايشان بخاطر اختلاف با نظريات سياسي و فکري شان همانقدر غلط است که شخصيت کشي از مثلاً رضا پهلوي براي جمهوري خواهان ايران. آقاي رضا پهلوي رهبر سلطنت طلبان و مشروطه خواهان ايران هستند و طبعاً کساني که با احياء سلطنت مخالفند، نظير خود من، در اين زمينه با ايشان مخالفند وليکن اين امر دليل بر ترور شخصيت کردن از ايشان نيست که بنظرم در اين سالها تعهد خود به دموکراسي را بارها خاطر نشان کرده اند. جنبش سياسي ايران رهبران خود را خواهد داشت و شايد هيچگاه دوباره فقط يک رهبر نخواهد داشت چرا که بيشتر و بيشتر يک جنبش پلوراليستي است.

به بحث اصلي برگردم. در واقع با تصميم دولت ايران که بنظر ميرسد شبيه ميانجي آتش بس اسرائيل و فلسطين شده است ما آغاز يک جنگ سرد بين جمهوري اسلامي و اسرائيل و غرب را شاهد خواهيم بود و در اين دوران، جنبش دموکراتيک، عدالت خواه و حقوق بشري ايران از کانال جنبش براي ايران فراسوي جنگ خواهد گذشت چرا که همه مردم ايران از اين خواست آگاه بوده و مورد حمايتشان است که نميخواهند گوشت دم توپ براي ماجراجوئي هاي ايدئولوژيک رهبران اسلامگراي جمهوري اسلامي شوند و در هر قدمي در آنسو جلوي رژيم خواهند ايستاد. از امروز ديگر در هر کوي و برزن با شعارهاي ايدئولوژيک تحريک آميز در مورد اسرائيل و فلسطين و راه قدس بايستي مقابله شود. مردم ما جنگ نميخواهند و بخوبي اگاهند همانطور که در جنگ با عراق شيعيان کشورهاي عربي به دفاع از ايرانيان بر نخواستند، در هر جنگ با اسرائيل هم مسلمانان عرب، چه شيعه و چه سني، ما را تنها خواهند گذاشت و فقط ملت و کشور ايران خواهد بود که در چنين ماجراجوئي ايدئولوژيک اسلامگرايان گوشت دم توپ خواهد شد.

بنظرم جنبش هفته گذشته نشان داد که چه پتانسيل عظيمي در جنبش صلح طلبي در ميان ايرانيان در داخل کشور وجود دارد و اينکه اين جنبش آغاز حرکتی بزرگ در راه ايراني صلح طلب و فراسوي جنگ است و در برهه زماني حاضر تجربيات سازمان فراسوي جنگ که در زمان جنگ سرد آمريکا و شوروي شکل گرفت و به پايان يافتن سيستم شوروي ياري رساند براي ما بسيار مفيد است. در مقاله اي که ذکر کردم در اين باره قبلاً مفصلاً توضيح داده ام (5).


 

به اميد جمهوری آينده نگر، دموکراتيک، و سکولار در ايران

 

سام قندچي، ناشر و سردبير

ايرانسکوپ

http://www.iranscope.com

 27 تير 1385

July 18, 2006

 

پانويس:

1. http://www.ghandchi.com/441-OmidKazeb.htm

2. http://www.ghandchi.com/357-BeyondWar.htm

3. http://www.ghandchi.com/249-ReactionaryReformism.htm

4. http://www.ghandchi.com/308-IslamicDemocracy.htm

5. فراسوی جنگ

 http://www.ghandchi.com/357-BeyondWar.htm

 

 متن مقاله به زبان انگليسي

http://www.ghandchi.com/448-aghazepayanEng.htm

 

مطالب مرتبط:

http://www.ghandchi.com/600-SecularismPluralism.htm

 

 

 

--------------------------------------------------------- 

مقالات تئوريک

http://www.ghandchi.com

 

فهرست مقالات

http://www.ghandchi.com/SelectedArticles.html

 

Web ghandchi.com

1 1