http://www.ghandchi.com/426-leukemia-plus.htm
انرژی اتمي
و افزايش
سرطان خون در ايران
سام قندچي
در سالهای
جنگ ايران
و عراق و تا
مدتي پس از
آن دولت ايران
در محافل بين المللي از افزايش
موارد سرطان
خون صحبت
ميکرد و ادعا
ميکرد که
موارد يافت
شده در ميان
کساني است که در
جنگ با
عراق بوده اند
و يا در مناطق
جنگ زده زندگي
کرده اند
و علت بيماري
را هم به گازهاي شيميائي
استفاده
شده توسط عراق
در جنگ ايران
و عراق مرتبط ميکرد. در آن زمان
در ارتباط با
گازهائي
نظير Mustard Gas که
عراقي ها در
جنگ استفاده
کرده بودند
و احتمال
ابتلا به
سرطان خون در
اثر قرار گرفتن
در معرض آن گاز و عوارض
بعدي آن، آزمايشهائي
هم در اروپا و
هم در ايران
انجام
شد، که يافتن
مدارک آن آزمايش
ها براي
محققين نبايستي
دشوار باشد.
اما در پانزده
سال اخير
دولت ايران
حرفي از افزايش
ابتلا به
سرطان خون و
آن هم در ميان
*بزرگسالان*
نميزند.
در واقع
تحقيقات جهاني
نشان داده
است که مثلأ
سرطان خون نوع
AAL اساسأ
يک بيماري
ژنتيک است که در
کودکان
پيدا ميشود
*اما* در ميان بزرگسالاني که
سابقه خانوادگي
هم از آن نداشته
اند، اين بيماري اساسأ بعلت
قرار گرفتن در
معرض اشعه
راديو آکتيو
بوجود ميايد.
حالا
وقتي افزايش
اين بيماري
در بزرگسالان
مثل جوانان
28 ساله آنهم
در ميان کساني که اصلأ به
جنگ نرفته اند
و حتي در
مناطق جنوبي ايران نبوده
اند و در تهران
همه عمر زندگي
کرده اند ديده
شود، آيا
سؤال برانگيز نيست؟
آيا مثلأ نميتواند دليلش نزديکي
مدرسه اين
جوانان
به يک محل
مخزن اتمي
باشد وقتي شکافي
در تأسيسات
بدون آنکه خودشان
بدانند، وجود
داشته، و
همه آنها بدينگونه
در يک سن
معين در معرض اشعه
راديو آکتيو
قرار گرفته باشند؟
من
وقتي ديروز
در خبر ها از
قول سخنگوی
وزارت خارجه
آمريکا [http://www.voanews.com/english/2005-10-05-voa58.cfm] خواندم
که آژانس بين المللي
انرژي اتمي IAEA هم تأييد
کرده است
که در ايران
در منطقه لويزان
يعني بالاي
شميران
کنار تهران
در زير زمين
فعاليت هاي اتمي
انجام
شده است از خودم
سؤال کردم چرا دولت ايران
حرفي از افزايش ابتلاي جوانان آن
منطقه به بيماري
سرطان خون نميزند؟
آيا دولت اين
آمار را
ندارد؟
آيا در تهران
و شميرانات
که بيمارستان هاي مجهز هستند، آمار
ابتلا به
سرطان خون و افزايش آن
در اين سالها ندانسته
است؟ ما از يک
منطقه دور افتاده
بلوچستان
حرف نميزنيم.
لويزان
کنار تهران
است.
چطور سالهاست
که دولت ايران
حرفي از
تحقيق در مورد
تأثيرات مواد شيميائي و
راديو آکتيو
عراق در جنگ نميزند؟ نميشود هم براي اين
واقعيت تلخ فقط
دولت احمدي نژاد را محکوم
کرد. هشت سال آقاي
خاتمي بوده است و امثال
آقاي
معين هم در
مقامات علمي
دولتي بوده
اند؟ آيا اينها
در اين
مورد نميدانند؟
اين روزها
خيلي بحث درباره
استفاده ايران از
انرژي اتمي براي
مصارف نظامي است و اينکه
آيا يک رژيم
ضد حقوق بشر
حق دارد
چنين سلاح
هائي داشته
باشد. از نظر من
يک رژيم ضد
حقوق بشر حتي
پليس هايش
نبايستي
حق داشته باشند که باتون داشته
باشند تا چه رسد
به اسلحه
گرم و از آنهم بدتر
سلاح اتمي.
در اين
رابطه موضوع الويت دارتر
همان ضديت رژيم با
حقوق بشر است
و اينکه
چنين
رژيمي نميتواند
از منافع ايران
دفاع کند. من
در اين
باره باندازه
کافي نوشته
ام و اينکه
رژيم با
جنگي ديگر بخواهد
به خود مشروعيت ناسيوناليستي
بدهد براي
من و بسياري
ايرانيان
ديگر اين حرف هامثل روز روشن
است، و آن ها هم که
هنوز در اين دام ميافتند،
بخاطر ندانستن
نيست که
لازم باشد
بيشتر
بحث کنيِم،
تقصير از
رژيم نيست،
بعد از
تجربه عراق و
تجربه همه اين
سالها
ديگر بايستي
بگويم که
تقصير از خود آن دوستان
است که هنوز گول اين حرف
ها را ميخورند.
به هر حال من هدفم بحث بيشتر در اين رابطه نيست که آنچه بايد گفته شود تا
حال گفته شده
و صلاح کار
خود خسروان
دانند.
ميدانم که خيلي ها
سؤال ميکنند
که ايران با اينهمه
مخازن نفت جه
نيازي به آلترناتيو انرژي اتمي دارد.
بنظر من ساختن
آلترناتيو
درست است.
البته در دنياي
کنوني من
ترجيح ميدهم
که کار
تحقيق آلترناتيو
براي نفت
بر روي نانوتکنولوژي متمرکز شود و نه انرژي اتمي.
و موضوع برق
در ايران
به شبکه اي
که اُفت زياد نداشته
باشد بيشتر
مربوط است
تا توليد
که اميدوارم
فرصت کنم روزي
در اين
باره بنويسم.
اما به هر
حال من هم اذعان
ميکنم که تنها
آلترناتيو
واقعأ
موجود براي
توليد انرژي
که نسبت هزينه
به توليدش
اقتصادي است
همين انرژي
اتمي است.
در نتيحه
اگر کشوري به آلترناتيو
همين حالا
احتياج داشته
باشد شايد
راه اولش
همين انرژي
اتمي است
و نه راه هاي تميز
مثل انرژي
خورشيدي
يا باد و
غيره. اما
اگر هدف دراز
مدت است،
بنظر من راه
همان ننوتکنولوژي است. تا
آنجا هم
که به نياز
مربوط به داشتن
سلاح اتمي
يا نداشتن
آن براي
يک دولت دموکراتيک
مربوط ميشود،
فعلأ که
ما دولت دموکراتيکي نداريم و آنطور که
گفتم براي
دولت کنوني حتي باتون
پاسبانها
هم بمعني دفاع
از حقوق مردم نيست
تا چه رسد
به سلاح اتمي.
اما بحث
من در اين جا در مورد
ايمني است
و نه استراتژي
آلترناتيو
انرژي از نظر
اقتصادي و يا استراتژي
نظاميبراي
دولت دموکراتيک آينده.
در
واقع بحث من
در رابطه با
استفاده از انرژي
اتمي،
اگر مصرف آن
نظامي يا غير
نظامي باشد،
فرقي ندارد.
آيا تأسيساتي
که ادعا ميشود غير
نظامي است
از نطر
ايمني ارزيابي
شده اند، چه
در لويزان
در کنار تهران
باشند و
چه در بوشهر
در کنار خليج
فارس؟ مثلأ
در ايران
زلزله خيز
آيا در نقطه اي مثل لويزان
خيلي راحت
زلزله نميتواند
شکاف در نيروگاه
اتمي ايجاد
کند و باعث درز
کردن مواد
راديو آکتيو
شود؟
زباله ها به کجا ريخته
ميشود و امروز آب شميرانات چقدر
سالم است
که ميوه درختان آنجا را
ميخوريم؟
آيا منطقه اطراف
لويزان و
محل هاي
ديگر اتمي از نظر
راديو آکتيو
با استاندارد
هاي بين المللي و از طريق مؤسسات
مستقل بين المللي
آزمايش
شده است؟
به هرحال
بحث من سلامت
مردم ايران
در شرايط
حاضر است.
آيا ميشود
از سازمان
ملل و آژانس
بين المللي
انرژي اتمي و آقاي
البرداعي
که حالا جايزه
نوبل صلح را
هم برده اند خواست که
هيئتي بفرستند
و مسأله افزايش
ابتلا به بيماري
سرطان خون در
بزرگسالان
در ايران
و ارتباط آنرا
با پروژه هاي اتمي
ايران ارزيابي
کنند. اين
کار اقلأ
کمک ميکند که آمار فوت فرزندان بسياري از خانواده
هائي را
که دختر و
پسر خود را در
عنفوان جواني
در
25
و 30 سالگي
يکباره در مدت
کوتاهي از دست داده
اند مورد استفاده
قرار گيرد که
ديگران جگر
گوشه گانشان
را اينچنين
از دست ندهند.
به اميد
جمهوری
آينده
نگر فدرال،
دموکراتيک،
و سکولار
در ايران
سام قندچي،
ناشر و سردبير
ايرانسکوپ
۱۵مهر ١٣٨٤
October
7, 2005
مقالات مرتبط:
http://www.ghandchi.com/index-Page4.html
---------------------------------------------------------
مقالات
تئوريک
فهرست
مقالات
http://www.ghandchi.com/SelectedArticles.html