Sam Ghandchiسام قندچي گالبریت و دموکراسی در ایران

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/383-Galbraith.htm
Galbraith and Democracy in Iran
http://www.ghandchi.com/383-GalbraithEng.htm
 

بتازگی  درباره معضل *حفاظت* از دموکراسی (http://www.ghandchi.com/379-Protection.htm)، در دوران های موجودیت دولت دموکراتیک در ایران، یعنی مشخصأ در زمان مصدق،  بحث کردم.  برای درک بهتر این موضوع، مفید است درک کنیم که *قدرت* چیست، و *منابع* آن چه هستند، و به چه *فرم* هائی اعمال میشود.  کتاب جان کنث گالبریتJohn Kenneth Galbraith ، تحت عنوان کالبد شکافی قدرت Anatomy of Power، در این رابطه بسیار خواندنی است.

 

قدرت *چیست*

 

ماکس وبرMax Weber، که خود گالبریت وی را ذکر میکند، قدرت را بمثابه "امکان تحمیل خواست خود بر روی رفتار دیگران" تعریف میکند، و قدرت بدان شکل، مدتها قبل از وبر شناخته شده بوده است، مثلأ وقتی سانتزوSun Tzu تعریف "دانش یعنی قدرت" را قرن ها پیش مطرح کرده است، و این بحث تازه ای در کارهای گالبریت نیست. آنچه در کار گالبریت تازگی دارد، تعریف *منابع* قدرت، *فرمها* یا ابزار های قدرت، و مطالعه این عناصر مختلف و ارتباطات متقابل آنها است. گالبریت رابطه نزدیکی را بین *منابع* قدرت،   یعنی شخصیت، مالکیت، و سازمان؛ و *فرمها* یا ابزارهای قدرت،  یعنی شکل کانداین، پاداشی، و یا تبعی قدرت میبیند.

 

منابع قدرت

 

1- شخصیت- *شخصیتPersonality* یعنی چیزهائی نظیر فرهیختگی یا کاریزمایcharisma شخصی  یک رهبر.

 

2- مالکیت-*مالکیتProperty* میتواند برده،  مالکیت زمین، کارخانجات، و غیره باشد.

 

3- سازمان-*سازمانorganization* میتواند بمعنی موقعیت در یک تشکیلات باشد.  مثلأ، یک مدیر که میتواند در زمان های بحران، کارمندان خود را بیکار کند، منبع قدرتش در جایگاه وی در ساختار تشکیلاتی شرکتش نهفته است.  یا اینکه تصمیم گیری پدر بزرگ و مادربزرگ برای خانواده گسترده،  از جایگاه آنان در هیرارشی خانواده در جامعه سنتی ناشی میشود.

 

فرمهای قدرت

 

1-قدرت کانداین- فرم *اجباریCondign* قدرت،  یعنی اعمال قدرت از طریف نیروی فیزیکی.  مثلأ، اگر معلمی با چوب،  دانش آموز را به گوش دادن وادار کند، او از قدرت فیزیکی کانداین استفاده کرده است.  در جوامع عقب مانده تر، این فرم قدرت بیشتر مرسوم بوده است، چه با استفاده از اجبار شخصی و یا اجبار تشکیلاتی. آنها که شمشیر و تفنگ بیشتر داشتند، قدرتمند تر بودند. حتی در جوامع مدرن، نیروی پلیس هنوز از فرم کانداین قدرت استفاده میکند.

 

2-قدرت پاداشی- فرم *پاداشیCompensatory* قدرت،  یعنی اعمال قدرت از طریق پاداش و جبران.  مثلأ، وقتی که پدر و مادر به کودک میگویند که اگر وی مشقش را تمام نکند، ده درصد مقرری هفتگی اش را کم میکنند، آنها از فرم پاداشی قدرت دارند استفاده میکنند.  این فرم قدرت،  شکل اعمال قدرت در جوامع مدرن تر بوده است، که با استفاده از مالکیت و منابع دیگر قدرت همراه بوده است.

 

3-قدرت تبعی-فرم *تبعیConditioned* قدرت، یعنی اعمال قدرت از طریق عادت دادن مردم به وضعیت خاص، چه از طریق کاریزمای شخصی، یا مالکیت، و یا موقعیت تشکیلاتی. برای گالبریت، قدرت تبعی بیشتر معنی قدرت ناشی از *عادت دادن* است و قدرت رسانه ها، افکار عمومی، و وسائل ارتباطات جمعی را شامل میشود، که در عصر مدرن،  رشد عظیمی داشته اند. برای وی، *قدرت تبعی*،  از طریق جایگاه سازمانی، مالکیت، و کاریزمای شخصی اعمال میشود. شکل تبعی قدرت،  مشابه آنچیزی است که نویسندگانی نظیر ریچارد داکینزRichard Dawkins ، *میمزmemes* میخوانند، میمز که روان اجتماعی را کنترل میکند، و در مقایسه با فرم های قدرت *کانداین* و *پاداشی*، غیر محسوس است.

 

مصدق و شاه

 

مصدق در برقراری دموکراسی خیلی موفق بود، اما در *حفاطت* از دموکراسی موثر نبود، چرا که کنترل مردم در دیکتاتوری، اساسأ از طریق قدرت کانداین بود، و تقلیل استفاده از قدرت کانداین از طرف دولت مصدق، اجازه داد که اوباش از منابع قدرت فوق دولتی خشونت،  برای استفاده از فرم *کانداین* قدرت استفاده کنند، تا که رئیس پلیس مصدق، افشار طوس، را بکشند، و مردم را متوحش کنند.  سازمان سیا نیز از پول،  بمثابه منبع قدرت مالکیتی،  برای استفاده از فرم *پاداشی* قدرت استفاده کرد، و آنهم از طریق دادن رشوه به مقامات دولتی، روحانیت، و اوباش،  تا که  دولت مصدق را تضعیف کند.  آیت الله کاشانی و آمریکا نیز از قدرت تبعی استفاده کرده،  و نارضایتی از دولت مصدق را متشکل کردند،  و بالاخره با استفاده از سه فرم کانداین، پاداشی، و تبعی قدرت، دولت مصدق سرنگون و دیکتاتوری شاه از 1332 تا 1357 برقرار شد.

 

جمهوری اسلامی ایران (ج.ا.ا)

 

قدرت تبعی نوارهای خمینی  روزهای اول انقلاب، بسیار زود با شبکه بغرنج ساختار قدرت جمهوری اسلامی، و فرم کانداین قدرت در رأس،  تعویض شد.  , بزودی در پی آنهم، شکنجه و قتل گسترده مخالفین آغاز شد.  فتوای خمینی برای قتل سلمان رشدی، زمانی بود که وی دیگر نمیتوانست برروی قدرت تبعی تکیه کند، و این فتوا بهترین سمبل این شیفت جمهوری اسلامی،  به اتکأ بیشتر و بیشتر برروی *قدرت کانداین* بود، که با صحنه گردانی پلیس و اوباش ادامه یافت.  هرچند تبلیغات برروی تلویزیون و رادیو افزایش یافتند، قدرت تبعی جمهوری اسلامی کمتر و کمتر موثر بود، و بکارگیری نیروی سبعانه خشونت، شکل قدرت کانداین رابه شکل اصلی قدرت جمهوری اسلامی ایران مبدل کرد، که همراه قدرت پاداشی رشوه ها و اعانات دولتی، دوران تاریک بیست ساله اخیر را رقم زده است.

 

نتیجه گیری

 

با ملاحظه آناتومی قدرت، این مشکل نیست که درک کنیم چقدر ساده لوحانه است که فکر کنیم برای حفاظت از قدرت، میشود فقط فرم *کانداین* قدرت دولت رسمی، یعنی پلیس را، از بین برد، و امیدوار بود دموکراسی با نصیحت کردن پیروز شود.  به عبارت دیگر، فقط حرف خوب گفتن و باصطلاح تمرین دموکراسی کردن، اجازه میدهد نیروهای دیکتاتوری از فرمهای کانداین، پاداشی، و تبعی قدرت، برای بازپس گرفتن قدرت استفاده کنند.  اگر نیروهای دموکراسی خواه ایران،  دوباره موفق به کسب قدرت شوند، بایستی تمام منابع قدرت، یعنی شخصیت، مالکیت، و تشکیلات، مورد استفاده قرار گیرند، و آنهم با تمرکز برروی فرمهای پاداشی و تبعی قدرت، تا که دموکراسی نوپا تقویت شود، و بایستی روشن بود که فرم کانداین قدرت پلیس، تا مدتها بایستی ادامه یابد، و نمیتواند یک شبه پس از برقراری دموکراسی برچیده شود.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

 

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com

http://www.ghandchi.com

چهارم اسفند 1383
February 22, 2005

 

 

مطلب مرتبط

http://www.ghandchi.com/379-Protection.htm

 

 

 

 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH