sam-ghandchi شاه و یادداشتی درباره ی دلیل شکست زنده یاد شاپور بختیار
سام قندچی

http://www.ghandchi.com/4000-shapour-bakhtiar.htm

پی نوشت چهاردهم تیر ماه 1400: درباره ی ارتشبد فردوست و شماری از ژنرالهای عالیرتبه ی ارتش شاه

مطالب مرتبط: 1     2     3

 

bakhtiar-shah

 

همیشه سعی می کنم از بحثهای تاریخی اجتناب کنم و علاقه ام به موضوعات نظری در عرصه ی آینده نگری است؛ اما انتشار این یادداشت کوتاه تاریخی لازم است چون می بینم دو بار هر سال، یکی در این روزهای سالگرد انقلاب 57 و دو دیگر هم در سالگرد ترور دکتر شاپور بختیار، زخمی گشوده می شود و دوستانی که واقعاً همه ی آنها، به حق، میراث دار زنده یاد شاپور بختیار هستند، یکدیگر را به خاطر شکستِ تلاش دکتر شاپور بختیار در زمان نخست وزیری اش، سرزنش می کنند. دکتر شاپور بختیار توان سیاسی زیادی داشت که در مدت کوتاهی توانست طیفهای بسیار دور از یکدیگر را متحد کند، از راست ترین جناحهای سلطنت طلبانی که پیش از آن حتی در حزب رستاخیز فعال بودند*، تا چپ ترین بخشهای جبهه ملی که کمونیست دو آتشه بودند، همه را، در یک جمع گرد هم آورد، و این هنرِ زنده یاد بختیار بود. اما دلیل وضعیت بختیار، جایگاه همان تشکیلاتی بود که نمایندگی می کرد، یعنی «جبهه ملی» در زمان انقلاب 57! جبهه ملی در آنزمان فقط یک اسم بود، چه جناح بختیار، چه سنجابی و چه دیگر جناحهای آن. دو چیز، جبهه ملی را سالها پیش از انقلاب 57، نابود کرد. اولی غلبه ی مشی چریکی بر جنبش سیاسی ایران و دومی خیزش جریانی بنام دکتر علی شریعتی و کلاً جنبش اسلامی. در نتیجه جبهه ملی در زمان انقلاب 57 هیچ شباهتی به جبهه ملی در دوران خیزش مصدق در سالهای 1320 تا 1332 نداشت. قبلاً هم نوشته ام، روزی که دکتر کریم سنجابی از کابینه ی مهندس بازرگان استعفا داد و در مقر جبهه ملی در میدان 24 اسفند سابق (میدان انقلاب کنونی) حاضر شد، شخصاً آنجا بودم و فقط حدود 200 نفر به آن محل بزرگ که جبهه ملی داشت، آمده بودند! منظور اینکه اگر هر کس دیگری نیز از جبهه ملی برگزیده شده بود، مثلاً دکتر صدیقی، در نتیجه ی کار، تغییری حاصل نمی شد! در رابطه با شکست بختیار، برخی نیز، شاه را متهم می کنند که چرا به زنده یاد شاپور بختیار بیشتر اعتماد نکرد، و اختیار ارتش را به تیمسار فردوست سپرد، و جمع دیگری تصور می کنند آنهایی که رژیم شاه را در آمریکا نمایندگی می کردند، تقصیر داشته اند چون به آمریکایی ها گفته بودند با استفاده از نفوذ خود در ارتش ایران، به سران ارتش بگویند که از حمایت زنده یاد بختیار، طفره روند. اینها اصل مسأله نبود، اجازه دهید بگویم حتی اینکه دکتر کریم سنجابی هم زیر عبای خمینی رفت، به دلیل همین نداشتن پایه ی مردمی جبهه ملی در آنزمان بود. یعنی بختیار نظیر همه ی جناح های جبهه ملی، حمایت مردمی نداشت و این بحثهای جانبی در مورد حمایت شاه از فردوست و یا عدم حمایت فرستادگان آمریکا از بختیار، حتی اگر درست هم باشد، در نتیجه ی کار، تغییری نمی داد! دلیل فقدان حمایت مردمی جبهه ملی، نتیجه ی غلبه ی مشی چریکی و خیزش دکتر شریعتی طی 10 سال قبل از انقلاب بود که در گذشته به تفصیل بحث کرده ام، و آن جبهه ی ملی که از اول بر اساس لیبرالیسم ایجاد شده بود، دیگر طرفداری میان جوانان رادیکال 10 سال آخر رژیم شاه نداشت! واقعاً در پایان کار، یعنی همان اردیبهشت 56، اگر شاه می خواست کاری کند که خمینی را خلع سلاح کند، فقط یک راه وجود داشت و آن این بود که خود شاه، جمهوریِ سکولار اعلام، و تحت نظارت خود، برای گزینش رییس جمهور، انتخابات برگزار می کرد. در حقیقت، خودِ خمینی، هیچوقت طرفدار جمهوری نبود، و همیشه از حکومت اسلامی حرف میزد، و در عمل نیز تا به امروز، رژیم اسلامی، «جمهوری» نبوده و نیست، و حالا هم که رژیم اسلامی دارد موروثی می شود! اما در زمان انقلاب 57، مردم خواستار «جمهوری» بودند و خمینی با راه انداختن شعار «استقلال، آزادی، "جمهوری" اسلامی»، از این واقعیتِ روزهای آخر انقلاب، نهایت استفاده را کرد و پیروز شد، با اینکه نه آنروز و نه 42 سال بعد در ایران، «جمهوری» برقرار نشده، و برای مردم، امروز، عبارتِ «جمهوری»، بیشتر با تنفر از رژیم کنونی، تداعی می شود، و در واقع امروز، «سکولاریسم» همانقدر برای مردم «مقدس» است که در زمان انقلاب 57، «جمهوری»، مقدس بود! به هر حال این حرفها، همه تاریخ است و نمی شود به عقب برگشت. شاه آن کاری را کرد که بنظرش بهترین گزینه بود و دستکم خانواده اش را نجات داد، و از تلفاتِ بیشتر مردم جلوگیری کرد، و امروز، مردم کارهای نیکِ عمران و پیشرفت را، از زمان شاه، به یاد می آورند؛ بختیار نیز آنچه از دستش بر می آمد، انجام داد. تاریخ هر آنچه که بوده، دیگر گذشته، و نباید اسبابی برای دعواهای تکراریِ هر ساله باشد، و امید آنکه امروز اتحاد همه ی نیروهای اپوزیسیون ایجاد شود، و به این رژیم اسلامگرا در ایران، با تکیه بر «آینده نگری»، به جای «گذشته نگری»، بعد از این 42 سال، پایان دهیم!

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

بیست و هشتم دی ماه 1399
January 21
, 2021

 

زیرنویس:

 

*در اینجا وقتی از اعضای پیشین حزب رستاخیز نوشته ام، ابداً منظورم زنده یاد دکتر داریوش همایون نیست که بعد از سومکا، سالها پیش از وقایعی که اینجا مورد بحث است، از موضع راست فاصله گرفته بود، و نقش او در حزب رستاخیز به دلیل موضع راست نبود و دلیلش کاملاً جدا از بحث این نوشته است.

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون-برگزیده

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران

http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

ghandchi-english-articles

 

SEARCH

 

ghandchi-all-articles