http://www.cappuccinomag.com/internet/print/000611.html

هفته نامه کاپوچينو -  Cappuccino Magazine

نسخه مخصوص چاپ

March 04, 2003
internet - knowhow

گذری كوتاه در تاريخ ايرانيان در اينترنت


گذری كوتاه در تاريخ ايرانيان در اينترنت

نیّت من اين بود كه از وب هم بعنوان يك منظومه اطلاعات شخصی استفاده شود و هم بعنوان يك ابزار گروهی در همه موازين، حالا يك تيم دو نفره را در نظر بگير كه مشغول طرّاحی يك بروشور برای نمايشنامه ای در مدرسه ابتدائيشان هستند تا جمعيت كره زمين كه بخواهند در مورد مقوله های محيط زيست تصميم بگيرند.

وب بيشتر يك بدعت اجتماعی است تا يك اختراع فنّی. من آنرا بمنظور يك اثر اجتماعی، كه به مردم كمك كند تا با هم كار كنند، بوجود آوردم و نه بعنوان يك اسباب و ابزار فنّی. هدف غائی وب اينست كه هستی وب سانانه ما را در دنيا پشتيبانی كند و بهبود بخشد.


تيم برنرز-لی، مخترع وب
***

پيشگفتار

ديروز يك زن ايرانی مقيم خارج درد دلهايش را در اينترنت نوشت. ده سال بعد و هزاران كيلومتر آنورتر امروز زنی در ايران از دلتنگي هايش در همين اينترنت مينويسد.

از عمر اينترنت و آن روزی كه آن دو محقّق آمريكائی بفكرش افتادند فقط سی سال ميگذرد. عمر «تور جهان گستر» يا همان وب (World Wide Web) تازگيها از مرز ده سالگی گذشت. در ايران نيز كاربرد اينترنت به شكل گسترده اش فقط در چند سال اخير ميان عموم مردم مورد استفاده قرار گرفته است. من خوب بخاطر می آورم كه در سال ۱۳۷۶ و بخاطر فعاليت های ورزشی ام چقدر بايد صغری كبری می چيدم تا به رؤسای چند فدراسيون ورزشی بفهمانم منظور از صفحه خانه و شبكه اينترنت چيست. آنروزها جرأت نميكردم بگويم وب سايت! البته زمان بايد سير تكاملی خودش را بپيمايد تا بتوان به افكار و ايده های جديد جامه عمل پوشاند. چه كسی ميتوانست تصوّر كند كه امروز اينترنت وسيله ای فراگير برای ارتباط و گفتمان بين مردم باشد؟ انگار تحوّلات سی سال گذشته اينترنت در يك كپسول زمانی فشرده شده كه برای سهولت ميگوئيم ديروز چون اين فراگيری خيلی سريع رخ داد، و اصولا امروز تصوّر اينكه روزی اينترنت وجود نداشت در مغزمان نميگنجد.


در اين نوشتار نظری اجمالی به تاريخ حضور ايرانيان در اينترنت انداخته و سعی كرده ام روزشمار فعاليت هاي آنان را در اين فضا از ديدگاه ثبت حوادث و وقايع نشان دهم. شكی نيست كه اين كار آسانی نيست و احتياج به تحقيق مداوم و نظرپرسی همگانی دارد. در اين راستا من به آرشيو شخصی خودم كه در طی ساليان گذشته جمع آوری كرده ام رجوع كردم. همچنين چون برحسب خوش اقبالی از همان اوائل در كوران حوادث اينترنت بوده ام، افتخار آشنائی و در بعضي جاها تماس با چند تن از پيشروان ايرانی را پيدا كردم كه حامل پرچم ايران در اينترنت بودند، و بدينوسيله توانسته ام در مورد بعضی وقايع به جزئيات امور واقف شوم. ناگفته نماند كه يكی از علائق شخصی من وقايع نگاری است كه بيشتر بر محور تاريخ ورزش ايران ميگردد.

آشنائی شخص خودم با اينترنت به بهمن ۱۳۶۶ و زمانيكه تازه به استخدام دانشگاه استانفورد درآمده بودم برميگردد. همان روز اول كه كارم را شروع كردم رئيسم به همكار آينده ام گفت «يادت نره امروز هوشيار رو ببری بخش مركز كامپيوتر و براش ايميل بگيری.» در راه از همكارم پرسيدم ايميل يعنی چه؟ او جواب داد چون اين دانشگاه در بستری گسترده قرار گرفته و فاصله بين ساختمانها زياد است، برای بالا بردن راندمان كاری و بمنظور هدر ندادن وقت كاركنان كه مجبور نباشيم برای هر جلسه ای از اين ساختمان به آن ساختمان برويم بيشتر امور اداری را از طريق كامپيوتر و ابزاري بنام پست الكترونيكي يا كلمه كوتاه شده اش يعني ايميل هم آهنگ ميكنيم. بزودی فهميدم كه استفاده از اين ابزار محدود به محيط خاصی نيست و ميتوان به افراد خارج از دانشگاه هم ايميل فرستاد. دو سال بعد وقتي پيروزمندانه و در عين حال چون بچّه اي هيجان زده اوّلين سِروِر (Server) بخش را به شبكه اينترنت وصل كردم، ناخودآگاه به جستجوي نام هاي ايراني در فايل هوست ها (Hostname)، كه آنروز بزور شامل هزار هوست در دنيا بود، پرداختم. وقتي آن دو كامپيوتر بنام «تهران» و «شيراز» را در ليست ديدم، از خوشحالي در پوست نميگنجيدم. بَه، چه جالب! هر دو در همين دانشگاه و بغل گوش من بودند و من نميدانستم. پس از ۱۵ سال، امروز از ايميل برای تماس با ايران نيز استفاده ميكنم. حالا براي ارتباط با مردم نه تنها احتياجی نيست از اين ساختمان به آن ساختمان بروم بلكه لازم نيست از اين كشور به آن كشور سفر كنم. در مورد سرورها هم همينقدر بگويم كه امروز تعدادشان از چهل ميليون كامپيوتر گذشته است.

وقتی از چشم انداز ايرانيان ديروز، كه حضور ايران در فضای اينترنت را در خارج از ايران شروع كردند، به افق ايرانيان امروز، كه از داخل ايران و با نيروی انسانی بمراتب قويتری به اين حضور ادامه می دهند، نگاه می كنم اقيانوسی مملوّ از وب نويسان جوان می بينم كه هر روز و هر دمی در زورق های مستقل و مخلص خود بی پروارانه و بزرگوارانه پارو ميزنند. من سخت معتقدم حركت ايرانيان درون مرزی امروز دنباله حركت ايرانيان برون مرزی ديروز است. اين يعنی صحّت يكی از رسالت هاي اينترنت كه بنا به تعريف به مكان و زمان بخصوصی بستگی ندارد ولی ارتباط با مردم و تبادل افكار بين آنان را امكان پذير ميسازد. اميدم اينست كه اين تاريخچه كوتاه پلی شود برای پيوستگي ايرانيان ديروز، كه هنوز هم در اينترنت حضوری فعّال دارند، و ايرانيان مشتاق امروز.

طرز عمل اين دو گروه شباهت های زيادی بايكديگر دارد. البته اين وجه تشابه احتياج به تحليل در يك مقاله جداگانه دارد ولی همينقدر بسنده می كنم كه ايرانيان امروز با وبلاگ نويسی با هم ارتباط برقرار می كنند، و ايرانيان ديروز نيز با حضور در بولتن های اينترنتی (Newsgroups) با يكديگر آشنا شدند. وبلاگ نويسان در ايران همايش برگزار می كنند، بولتن نويسان هم چنين همايش هائی (معروف به «ديدار») با حضور گسترده شان براه انداختند. تازگيها شايعه تشكيل باندهای مافيائی و جينگولی بر سر زبان ها افتاده است. ديروز هم چند نفر ادعا ميكردند كه گَنگ مافيائی لانه كرده در دانشگاه استانفورد ميخواهد بقيه ايرانيان حاضر در اينترنت را تحت الشعاع اعمال و افكار خود قرار دهد! چه جالب كه انتقاد هر دو ادعا بر مبناي اين واقعيت است كه چند نفر از طريق اينترنت با هم آشنا ميشوند، با هم قرار ملاقات ميگذارند، و بعداً شرح حال اين ديدار را در اينترنت مينويسند.

در اين وقايع نگاشت به نام های بسياری برميخوريم كه به فراخوان اينترنت لبيك گفته و بنا بر فراخور خويش بدعت گذار پديده ای و بنحوی مبشّر حركت و نهضتی بمنظور پيوستگی مردم بوده اند، حالا چه در صحنه بين المللی و چه در مقطع ايران. من در آرشيو خود از آنان بعنوان «آرزوساز» نام ميبرم. در مقابل اين آرزوسازان به چند تن از بازيگران صحنه اينترنت برميخوريم كه بنا بر تعصّبات شخصي سعي كردند پديده اينترنت را انحصاري كنند و مايل بودند ديگران را از فوائد آن محروم كنند. من آنان را «آرزوشكن» مينامم. در اينجا بايد تذكّر دهم كه بهيچوجه هدف انسان سالاری و بهمان نسبت انسان سركوبي ندارم. تاريخ خودش نقش ها را تعيين ميكند. شكی نيست كه دير يا زود غارنشينی آتش را كشف ميكرد. بديهي است كه سرانجام عدد «صفر» تعريف ميشد، حالا اگر يك هندي با الهام گرفتن از مفهوم «دنياي تهي» در فلسفه ديانت بودائي آنرا براي علوم رياضيات به ارمغان مي آورد.

در دنيای اينترنت يك آقای تيم برنرز-لی انگليسی سر از سوئيس در می آورد و تور جهان گستر را اختراع ميكرد. يك فرهاد شاكری پيدا می شد كه اوّلين كامپيوتر را كه محتوایش مطالب مربوط به ايران بود به شبكه اينترنت وصل ميكرد، و وی نيز اوّلين وب سايت ايرانی را بعنوان يك پايگاه اطلاعات و منابع ايراني در تور جهان گستر مستقر ميكرد كه هنوز پس از ده سال چون ستاره ای تابناك در كهكشان اين تور نامتناهی ميدرخشد. يك علی مؤيديان تيزهوشي (متخلّص به مش چراغ علي﴾ متن ساز «گردسوز» را با آن فونت جالب بنام «ميخی-۱۰» میساخت تا ايرانيان در اينترنت بتوانند فارسی را بشكل حروف فارسي ببينند. حروف لاتين را قاطی كن و از تركيب آنها حروف فارسی بساز. وه، چه فكر اصيلی! چرا به عقل من نرسيد؟ در سال ۱۳۷۱ گردسوز يك ابزار همگاني بود. امروز، بخاطر گزينش مجموعه نويسه (Charater Set) فارسی در استاندارد يونيكد كه امكان نشر فارسي در اينترنت را به آساني مقدور ميسازد، گردسوز بسان خطوط ميخی منقوش بر ديوارهاي كاخ تخت جمشيد به اسطوره تاريخ پيوسته تا نامش هميشه جاوداني بماند.

بلی، خواهی نخواهی استاداني چون ابراهيم مشايخ و سياوش شهشهانی می آمدند و پاها را در يك كفش ميكردند كه ايران را به شبكه اينترنت وصل كنند در حاليكه در آن زمان بسياري از سازمان های خارجی از كمك به ايران خودداری كردند. بعدها دكتر شهشهانی با غرور گفت «پس از اسرائيل، ايران دومين كشور در خاورميانه بود كه به شبكه اينترنت وصل شد. هيچكس بما كمك نكرد و اين فقط از جانب كوششهای شبانه روزی چند جوان ۲۵ ساله دانشگاهی كه سرشان را توي كتاب های فنّی غرق كرده بودند مقدّر شد.» شكی نيست يك انوشيروان حسينی ظهور ميكرد تا درست در زمانی كه هيچكس جرأت نميكرد به ايران تكنولوژی ببرد مديران ندا رايانه را ملاقات كند و برايشان وسائل ارائه سرويس های وب هوستينگ به شركت های خصوصی و ادارات دولتی را فراهم كند.

در راستاي همين روند، جواني هجده ساله بنام شهباز ثابتي در سال ۱۳۷۲ اوّلين ليست ايميل ايراني را براه مي انداخت كه مشتركانش يك مشت ورزشدوست پر التهاب و وطندوست دو آتشه بودند. پس خيلي هم عجيب نبود كه از داخل همين ليست در شبي گرم و تابستاني يك مهرداد مسعودي نگران در كانادا به يك هوشيار نراقي خوره ورزشي در آمريكا نهيب ميزد تا اوّلين طومار ايرانيان در شبكه اينترنت را براه اندازد تا هزاران ايراني از سراسر دنيا بتوانند آنرا امضاء كنند، و بدان وسيله از فوتباليست سرشناس علي دائي و سرمربي تيم ملّي محمد مايلي كهن بخواهند كه در آن برهه فوق العاده حسّاس در تاريخ ورزش ايران، كه بعداً فهميديم چه نقطه عطفي در تحوّلات اجتماعي ايران شد، دست از خودخواهي بردارند، و بخاطر مصلحت وحدت ملّي و برآورده كردن آرزوي ايرانيان پس از سالها انزوا، كه همانا حضوري آبرومندانه در صحنه اي بين المللي چون جام جهاني بود، بقول معروف از خر شيطان پائين بيايند و با يكديگر مدارا كنند.

بالاخره سر و كلّه يك سام قندچي بي غَل و غَش، ولي شديداً متعهّد به حقوق بشر، در بولتن ايرانيان در اينترنت پيدا ميشد كه مجازات سنگسار زنان را عملي غير انساني بنامد و بي باكانه از آن انتقاد كند، و از آنطرف دنيا نيز يك حسين باقرزاده ظاهر ميشد كه شجاعانه به نداي قندچي پاسخ مثبت دهد. ناگهان در مقابل چشمان بهت زده مان در همان بولتن اينترنتي شاهد قيام دوازده نفر زن و مرد متقّن شديم كه آگاهانه و جسورانه «گروه ايراني حقوق بشر» را تأسيس كردند. اين اوّلين گروه مجازي اينترنت با اعضاي ايراني از سراسر دنيا بود كه هدفش دفاع از حقوق مدني و فردي ايرانيان درون مرزي بود. موج عدالت خواهي ايرانيان هميشه تابعي پيوسته بوده است و هميشه رهنورد يك ايده آل. حالا چه برون مرزي، چه درون مرزي. چه ديروز، چه امروز.

و بديهي بود كه عنقريب زمان موعود فرا ميرسيد و يك حسين درخشان نامي از گلستان جوانان ايران برميخاست و ابزار وبلاگ سازی را به عموم مردم معرفی ميكرد تا امروز ايرانيان بتوانند بدينوسيله حرف دلشان را با آزادگی بيان كنند، با يكديگر در سراسر جهان ارتباط برقرار كنند، و به تبادل افكار در همه شئون بپردازند. پس دليل ثبت نام اين اشخاص اينست كه به ابزار اينترنتی كه در اختيار عموم مردم گذاشتند و يا به آثاري كه در اين فضا از خود باقي گذاشتند پی ببريم، و زحمات مخلصانه آن آرزوسازان را سپاس داريم. درست است كه عهد تاريخ اين است كه اين تحوّلات را سرانجام فراهم ميسازد، ولي يكی بايد سرش درد ميكرد، يكی بايد كَك در تنبانش می افتاد، و يكی هم بايد حوصله اش از يكنواختي سر ميرفت. اين افراد به كمبودها و نارسانيهاي موجود پي بردند. پس بپا خاستند و در برطرف كردن آن موانع همّت گماشتند.

نطفه پروژه اينترنت در وزارت دفاع آمريكا بسته شد و در بستر جنگ سرد بدنيا آمد. اينترنت قرار بود فقط چند كامپيوتر نظامی را، كه بنا بر استانداردهای امروز قكسنی محسوب ميشوند، بهم متصّل كند تا در صورت وقوع جنگ اتمی بين آمريكا و شوروی سابق كامپيوترها بتوانند كماكان اطلاعات نظامي را به يكديگر بفرستند. چند سال قبل از اينترنت نيز آقاي تد نلسون ايده اَبـَرمتن (Hypertext) را اختراع كرده بود ولي هيچكس، حتي خود وي، مورد استفاده اي برايش پيدا نكرده بود. سرانجام در سال ۱۳۷۰ مردم دنيا توانستند اطلاعات و مطالب گوناگون را به مشاركت يكديگر در آورند و اين وقتی ميسّر شد كه آقاي تيم برنرز-لی با تلفيق اَبـَر متن و اينترنت پديده تور جهان گستر را به جهانيان عَرضه كرد. وی در اين مورد، در حاليكه نظريه مساعدت زمان را تأئيد ميكند، ميگويد «من هم به اتفاق زمان، و علاقه و استعداد لازمه، به اينجا رسيدم، البته پس از اينكه اَبـَر متن و اينترنت بلوغ خودشان را كرده بودند. خب تنها كاری كه برای من باقی ماند اين بود كه آن دو را به عقد يكديگر درآورم!»

اين وقايع نگاشت به بخش هاي ذيل تقسيم شده است و هر بخش روزشمار (يا دقيقتر سال شمار) وقايع مربوطه را نشان ميدهد:

تاريخ اينترنت
تاريخ تور جهان گستر
اينترنت و ايرانيان برون مرزي
اينترنت در ايران
آمار اينترنت
منابع و مراجع
تاريخ اينترنت

۱۳۳۷: سازمان ARPA توسّط وزارت دفاع آمريكا تأسيس ميشود. هدفش ابداع پيشرفته ترين تكنولوژي در رابطه با همكاري با مراكز تحقيقاتي دانشگاه هاي معتبر كشور است. اين سازمان بدستور رئيس جمهور وقت دوايت آيزنهاور و در جواب قمر اسپوتنيك كه شوروي سابق بفضا پرتاب كرده بود بوجود آمد.

۱۳۴۸: شبكه ARPANET چهار كامپيوتر واقع در چهار دانشگاه آمريكا را بهم وصل ميكند.

۱۳۵۱: رِي تاميلسون مهندس شركت آمريكائي BBN ايميل را اختراع ميكند.

۱۳۵۲: دو محقّق آمريكائي بنام وينتون سِرف و رابرت كان ايده اينترنت را براي اولّين بار ابداع ميكنند.

۱۳۵۳: اينترنت روي كاغذ طراحي ميشود. محققين سِرف و كان پروتكل هاي IP و TCP را بعنوان وسيله حمل پاكتهاي اطلاعات بين دو كامپيوتر تعريف ميكنند.

۱۳۵۸: نرم افزار USENET توسط تام تراسكات، جيم اِليس و اِستيو بلووين ساخته ميشود. اين ابزار به كاربران كامپيوترها اجازه ميدهد به بولتن هاي مختلف بپيوندند تا در مورد اينترنت، سياست، مذهب و خلاصه هر موضوعي صحبت كنند. در ابتدا جزئي از اينترنت نبود و از پروتكل UUCP استفاده ميكرد.

۱۳۶۰: پروتكل BITNET اَبـَركامپيوترهاي IBM را بهم وصل ميكند و در اروپا رشد ميكند. قرار است يعنوان پروتكل متفاوتي رقيب ‏TCP/IP شود.

۱۳۶۲: سازمان DARPA پروتكل هاي ‏TCP/IP (يعني ساختار اينترنت) را بمنظور متصّل كردن كامپيوترهاي وزارت دفاع آمريكا بعنوان استاندارد اختيار ميكند. حالا اينترنت اعتبار رسمي پيدا ميكند.

۱۳۶۵: سازمان دولتي «بنياد علوم ملّي» (NSF) شبكه NSFNET را بر مبناي پروتكل هاي اينترنت يعني TCP/IP در آمريكا بنا ميكند.

۱۳۶۶: پروژه يونيكد توسّط مهندسان شركت اَپل و زيراكس يعني جو بكِر،‌ لي كالينز و مارك ديويس آغاز ميشود. هدف اين پروژه اينست كه تمام نويسه هاي موجود در دنيا را در يك بانك اطلاعاتي جا دهد و معضل مجموعه نويسه (Character Set) كامپيوتر را براي هميشه حّل كند.

۱۳۶۹: شركت هاي مايكروسافت و آي-بي-ام حمايت خود را از پروژه يونيكد اعلام ميكنند و بدان مي پيوندند.

۱۳۶۹: سازمان غير دولتي/سياسي (NGO) بنام «بنياد مرز الكترونيكي» توسّط چند نفر از پيشكسوتان كامپيوتر و اينترنت در شهر سانفرانسيسكو تأسيس ميشود. هدف اين بنياد دفاع از حقوق بشر در مقوله آزادي فكر و بيان و مشاركت افكار و عقايد مردم در شبكه اينترنت و بعداً تور جهان گستر است. در سال ۱۳۷۵ اين بنياد متهّورانه به دفاع از حقوق كاربران اينترنت در ايران مي شتابد.

۱۳۷۱: شركت AOL به مشتركانش اجازه ميدهد به اينترنت وصل شوند و آنان براي اولّين بار ميتوانند به اشخاص خارج از محيط AOL ايميل بفرستند و دريافت كنند.

تاريخ تور جهان گستر

۱۳۴۴: تد نلسون آمريكائي ايده اَبـَرمتن (Hypertext) را اختراع ميكند. ربع قرن طول كشيد تا تيم برنرز-لي از آن بعنوان يكي از اركان وب استفاده كند.

۱۳۵۹: تيم برنرز-لي انگليسي برنامه نرم افزار ENQUIRE را مينويسد. هدف اين برنامه مرتبط كردن و رديابي كاركنان، كامپيوترها و پروژه هاي موجود در موسسه تحقيقاتي CERN در سوئيس است. اين برنامه پيشرو و مبشّر تور جهان گستر (وب) ميشود. وي كلمه نامبرده را از كتاب محبوب دوران كودكيش بنام Enquire Within upon Everything اقتباس ميكند.

۱۳۶۸: تيم برنرز-لي اوّلين نسخه پيشنهاد طرح تور جهان گستر را در موسسه CERN منتشرميكند.

۱۳۶۹: تيم برنرز-لي نرم افزار «تور جهان گستر» را بر روي يك كامپيوتر NeXT سوار ميكند. اين اوّلين خادم وب (Web Server) است و اوّلين صفحه وب را نمايش ميدهد.

۱۳۷۰: تيم برنرز-لي نسخه آلفاي مرورگر خود بنام WorldWideWeb را اعلام ميكند و مردم ميتوانند آنرا از هوستي در موسسه CERN اختيار كنند.

۱۳۷۱: تيم برنرز-لي نسخه رسمي مرورگر خود بنام WorldWideWeb و وب سِرور HTTP را منتشر ميكند و آنرا در اختيار عموم قرار ميدهد.

۱۳۷۱: پاول كانز در «مركز شتاب دهنده خطي» دانشگاه استانفورد (SLAC) اوّلين وب سِرور را در خارج از اروپا نصب ميكند.

۱۳۷۲: نسخه 1.0 مرورگر موزائيك (Mosaic) توسط برنامه نويسان مارك اندريسن و اِريك مينا و چند نفر ديگر در «مركز ملّي اجرائي اَبـَر رايانه اي» (NCSA) در دانشگاه ايلينويز انتشار مي يابد.

۱۳۷۳: مارك اندريسن و سرمايه گذار معروف جيم كلارك شركت موزائيك را در كاليفرنيا تأسيس ميكنند كه بعداً اسمش به Netscape تغيير پيدا ميكند.

۱۳۷۳: وب سايت ياهو! (!Yahoo) توسط دو دانشجوي رشته دكترا در دانشگاه استانفورد ساخته ميشود. وب سايت شامل ليست وب سايت هاي موجود در اينترنت است كه بر حسب موضوع مرتّب شده است.

۱۳۷۳: تيم برنرز-لي كنسرسيوم WWW معروف به W3C را در دانشگاه MIT بنياد ميكند. هدف اين سازمان حفظ استانداردهاي موجود و ايجاد استانداردهاي جديد در وب است.

۱۳۷۳: شركت Netscape نسخه بتاي مرورگر خود بنام Navigator را منتشر ميكند.

۱۳۷۴: شركت آمازون (Amazon.com) اوّلين وب سايت تجارت الكترونيكي را در شهر سياتل آمريكا براه مي اندازد و كار خود را با كتاب فروشي آغاز ميكند.

۱۳۷۴: پيـر اميديار (Pier Omidyar) فرانسوي نيمه ايراني و مقيم آمريكا وب سايت Ebay.com را در حومه شهر سانفرانسيسكو براه مي اندازد. هدف اين وب سايت خريد و فروش هرگونه اجناس بين مردم دنيا است.

۱۳۷۵: شركت مايكروسافت اوّلين مرورگر خود بنام Internet Explorer را منتشر ميكند و بالاخره با حضور خود در اينترنت به همه شايعات خاتمه ميدهد.

۱۳۷۷: شركت Google در كاليفرنيا سرويس پيشرفته موتور جستجوگرش (Search Engine) را در اختيار همه مردم قرار ميدهد.

۱۳۷۸: اِوان ويليامز (Evan Williams) در سانفرانسيسكو سرويس وبلاگ را بنام Blogger.com آغاز ميكند و بدينوسيله مردم دنيا را قادر به نوشتن و انتشار خاطرات روزانه شان در اينترنت ميكند. در اواخر تابستان ۱۳۸۰ وبلاگ نويسي به ايران راه پيدا ميكند.

۱۳۸۰: پديده وب به نقطه اوج تجارت الكترونيكي و سرمايه گذاري «دات كام» ميرسد ولي هنوز سودي براي سرمايه گذاران به ارمغان نياورده است. از اينجا ببعد سرمايه ها مي خشكند و حباب وب شروع به تركيدن ميكند.

۲۰ شهريور ۱۳۸۰: حمله تروريستي به آمريكا و صدمه و ركود اقتصادي متقاعب، رسماً و عملاً دوران «دات كام» را بپايان ميرساند. حالا فقط چند شركت انگشت شمار اينترنتي ميتوانند به بقاي خود ادامه دهند.

اينترنت و ايرانيان برون مرزي

۱۳۶۵: فرهاد شاكري كارمند دانشگاه بركلي كاليفرنيا اوّلين كامپيوتر بنام «تهران» را به شبكه اينترنت وصل ميكند.

۱۳۶۷: فرهاد شاكري، كه بتازگي در دانشگاه استانفورد كاليفرنيا مشغول بكار شده است، دو كامپيوتر بنام «تهران» در آدرس tehran.stanford.edu و «شيراز» در آدرس shiraz.stanford.edu را به شبكه اينترنت وصل ميكند. اينها اوّلين كامپيوترهاي موجود در اينترنت هستند كه حاوي مطالب و اطلاعات مربوط به ايران مي باشند.

۱۳۶۸: فرهاد شاكري اوّلين مقصد FTP را در شبكه اينترنت تحت همان كامپيوتر «تهران» برقرار ميكند. در ابتدا محتويات اين مخزن شامل عكسهاي مربوط به ايران و مجله فنّي «نور» مي باشد و همگان ميتوانند به آن دسترسي داشته باشند.

۲۳ اسفند ۱۳۶۸: در يك رأي گيري همگاني و دموكراتيك با شركت كاربران اينترنت از سراسر جهان و بر طبق دستورالعمل ها و ضوابط مقرّر شده در محيط USENET، ايجاد بولتن بورد اينترنتي SOC.CULTURE.IRANIAN (كه بعداً به SCI معروف شد) به تصويب ميرسد و رسماً افتتاح ميشود. براي اوّلين بار در تاريخ، ايرانيان از هر قشري، با هر عقيده اي و از همه جاي دنيا ميتوانند در محيطي كاملاً آزاد و بدون سانسور و بدون ناظم حضور يابند تا در مورد هرگونه مطلبي مربوط به ايران به بحث و مناظره بپردازند. منشور SCI بسادگي اعلام ميكند «اينجا بولتني است بدون ناظم بمنظور بيان كردن و بحث كردن هر مطلبي راجب به ايران و هر آنچه كه برچسب ايراني دارد.»

۱۳۷۱: علي مؤيديان (متخلّص به مش چراغ علي) متن ساز فارسي «گِردسوز» را بر مبناي مجموعه نويسه ASCII اختراع ميكند و آنرا بطور مجاني در اختيار كاربران SCI قرار ميدهد. گردسوز مجهّز به دو قلم «ميخي-۱۰» و «گرد-۲۱» مي باشد. براي اوّلين بار ايرانيان ميتوانند در اينترنت مطالب خود را به فارسي منتشر كنند.

۱۳۷۱: سيامك هاشمي دانشجوي دانشگاه استانفورد مسئوليت گردهمائي كاربران SCI مقيم منطقه صنعت كامپيوتر در شمال كاليفرنيا (Silicon Valley) را بعهده ميگيرد تا ماهي يكبار دور ميز نهار به ملاقات يكديگر بنشينند. بعداً اين جلسات به «SCI-Lunch» معروف ميشوند. در يك چشم بهم زدن عبارات «SCI آباد» و «SCIer» جزئي جدا ناپذير از حضور ايرانيان در اينترنت ميشوند.

۱۳۷۲: فرهاد شاكري اوّلين وب سايت ايراني را در آدرس http://tehran.stanford.edu براه مي اندازد كه بهمراه وب سايت پاول كانز جزء اوّلين وب سايتها و وب سِرورهاي خارج از اروپا محسوب ميشوند.

۱۳۷۲: در حركت بدعت آور ديگري، علي مؤيديان اوّلين تقويم ايراني اينترنتي موسوم به «خيّام» را ميسازد و آنرا بطور مجاني در اختيار كاربران SCI قرار ميدهد.

۱۳۷۲: جواني هجده ساله بنام شهباز ثابتي در آمريكا اوّلين ليست ايميل ورزشي ايراني را براه مي اندازد. مشتركان اين ليست يك مشت ورزشدوست پر التهاب و وطندوست دو آتشه هستند كه در مورد اخبار و حوادث ورزشي ايران تبادل نظر ميكنند.

۱۳۷۲: اوّلين همايش كاربران SCI با عنوان «ديدار» در حومه دانشگاه استانفورد كاليفرنيا و با حضور ايرانياني از اروپا و افرادي كه مقيم آمريكا بودند منعقد ميگردد.

۱۳۷۲: انوشيروان حسيني نسخه فارسي مرورگر موزائيك بنام Pmosaic و ابزاري بنام Hottea، كه به زبان جاوا نوشته شده است، را منتشر ميكند تا كاربران بتوانند متن فارسي را در وب سايت ها به نمايش درآورند. سعيد وحيد مدير فنّي ندا رايانه از اين ابزار استفاده ميكند و روزنامه همشهري را براي اوّلين بار به زبان فارسي بروي وب مي آورد.

۱۳۷۲: انوشيروان حسيني شركت «گروه انتشارات جهاني» (Global Publishing Group, GPG) را در شمال كاليفرنيا تأسيس ميكند. هدف GPG ارائه خدمات وب هوستينگ به ايرانيان سراسر دنيا مخصوصاً در داخل ايران است.

۱۳۷۳: سام قندچي مقيم كاليفرنيا در مقاله اي در SCI به مجازات سنگسار زنان اعتراض كرده و آنرا عملي غير انساني مينامد و از آن انتقاد ميكند. از آنطرف دنيا حسين باقرزاده مقيم انگلستان از نظر قندچي دفاع ميكند. پس از چند دور مشاوره، دوازده نفر زن و مرد جسورانه «گروه ايراني حقوق بشر» را تأسيس ميكنند كه فقط از طريق اينترنت و ايميل فعّاليت ميكنند. اين اوّلين گروه مجازي اينترنت با اعضاي ايراني از سراسر دنيا است كه هدفش دفاع از حقوق مدني و فردي ايرانيان درون مرزي ميباشد. بعدها سازمان هاي رسمي حقوق بشر از اين گروه منشعب ميشوند.

۱۳۷۳: پروژه طرح «تي شرت SCI» با تشريك نظر كاربران در بولتن بورد آغاز ميشود. بنا به نظر مساعد اكثر كاربران، طرح نهائي بر محور موضوعات و مطالبي كه بطور مرتّب در موردشان بحث شده است قرار ميگيرد، و براي عنوان اين طرح عبارت عاميانه «باهاس وصل بشيم» انتخاب ميشود. پس از شش ماه،‌ بالاخره تي شرت ها آماده ميشوند و به سراسر دنيا پست ميشوند.

۱۳۷۳: بدنبال بحثهاي آتشين و سؤ تفاهم برانگيز ميان كاربران SCI كه ادعا ميكردند حق دارند هرچه ميخواهند بگويند ولي تعجّب ميكنند چرا مورد مخالفت قرار ميگيرند، كاوه مسعوديان با حركتي مسالمت آميز و در عين حال طنز اوّلين اعلاميه آزادي بيان ايرانيان را در SCI منتشر ميكند. عنوان آن «حق شما در SCI» يا به سنّت آمريكائي «SCI Miranda Right» است. اين حق به روشني تضمين ميكند «هر كسي حق دارد هر مطلبي كه دلش ميخواهد به SCI آباد بفرستد، و در عين حال هر كس ديگر نيز حق دارد به همان مطلب اعتراض كند يا با آن مخالفت كند.»

۱۳۷۳: دومين همايش كاربران SCI با عنوان «جيدار» (مقتبس از G-man كه اسم مستعار امير قاآني مهماندار برنامه بود) در كرانه سان دياگو در كاليفرنيا و با حضور بسياري از ايرانيان مقيم اروپا و آمريكا در ايّام كريسمس به وقوع مي پيوندد.

۱۳۷۴: بولتن SCI عمومي ترين محيط براي مطرح كردن مطالب و مباحث راجب به ايران است. آمار USENET نشان ميدهد كه در اواسط اين سال به بالاترين تعداد خوانندگان ميرسد.

۱۳۷۴: سومين همايش كاربران SCI با مهمانداري سيمين همّتي و عنوان «چيدار» (مقتبس از اسم شهر شيكاگو يعني Chicago) در آن شهر برپا ميشود. باز هم بسياري از ايرانيان مقيم اروپا و آمريكا حاضر شده و به ديدار يكديگر ميشتابند.

۱۳۷۴: جهانشاه جاويد در نيويورك اوّلين مجله ايراني و اينترنتي بنام «ايرانيان» را در وب سايت http://www.iranian.com منتشر ميكند. اين وب سايت يكي از غنيترين منابع اطلاعات در مورد ايران است، و تا به امروز پربيننده ترين وب سايت ايراني در فضاي اينترنت محسوب ميشود.

۱۳۷۵: رويا زمانزاده در سانفراسيسكو اوّلين وب سايت اختصاصي زنان ايراني بنام «زن» را در آدرس http://www.zan.org براه مي اندازد. هدف اين سايت اين است كه برداشت هاي كليشه اي غلط در مورد زنان ايراني را از ميان بردارد.

۱۳۷۵: هوشيار نراقي و علي ذَهَبي در يكي از شهرهاي حومه دانشگاه استانفورد اوّلين وب سايت مختص به ورزش ايران بنام «اسپرتستان» را در آدرس http://www.sportestan.com براه مي اندازند.

۱۳۷۵: بدنبال امضاي حكم تحريم اقتصادي ايران و ليبي توسط بيل كلينتون رئيس جمهور وقت آمريكا در تاريخ ۱۴ مرداد، چند روز بعد شخصي بنام دكتر اِستيو گلد استاين، كه در بخش «تحقيق و ساختار شبكه و ارتباطات» مؤسسه ملّي علوم (NSF) كار ميكرد&