Reality TV of Iranian Opposition

Sam Ghandchiسام قندچی

 

 

رياليتی تی وی اپوزيسيون ايران

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/688-OurRealityTV.htm

 

در چند سال اخير در برنامه های تلويزيونی کشورهای مختلف سريال هايی محبوبيت يافته است که به آنها می گويند "رياليتی تی وی" که خيلی هم مورد توجه بينندگان تلويزيون قرار گرفته است. برنامه ای بنام "جرزی شور" شايد معروف ترين در تلويزيونهای آمريکاست که در ميان جوانان بسيار پربيننده است و محلی که از آن پخش می شود شهری است در ايالت نيوجرسی در آمريکا. جالب است وقتی اولين بار آن برنامه را ديدم به دانشجويی که آنرا معرفی کرده بود گفتم اينها مثل هيپی های سالهای 60 زندگی می کنند و او گفت همه کسانيکه در دانشگاه امروز می شناسد، همينطوری زندگی می کنند!

به هر حال ايرانی ها هم از رياليتی تی وی عقب نيفتاده اند و يک شو بنام "شاهان سانست" در لوس آنجلس بتازگی خيلی سرو صدا کرده است و در مطبوعات و تلويزيونهای فارسی زبان نقاط ديگر نيز درباره  اش بسيار بحث شده است. اما اين سطور نه درباره آن برنامه تلويزيونی است و نه در مورد "رياليتی تی وی." هنوز تا آنجا که اطلاع دارم کسی "رياليتی تی وی" با سوژه اپوزيسيون ايران نساخته است، چه در داخل و چه در خارج!

يکی دو هفته پيش با يکی از رهبران اپوزيسيون در مورد آنچه امروزه روز مردم از رهبران سياسی خود انتظار دارند تبادل نظری ميکردم و مقاله ای را برای او فرستادم با اين بحث که لازم است رهبران آينده ايران درباره موضوعاتی نظير مسأله همجنسگرايان روشن نظر دهند (1).

دوست عزيزم در پاسخ گفت مقاله بسيار درست است، ولی اضافه کرد که حقوق دگرباشان در چارچوب حقوق بشر مي آيد. البته ميدانست که در پاسخش خواهم گفت حقوق زنان را نيز عده ای 40 سال پيش اينگونه مينگريستند که در چارچوب حقوق بشر می آيد و وقتی جامعه آزاد شد زنان هم آزاد خواهند شد و در نتيجه نيازی به تأکيد مشخص نيست، اما همانطور که می دانيم جنبش مدنی زنان در 30 سال گذشته به همه سازمانها و رهبران سياسی ثابت کرد که بايد مشخصاً از حقوق زنان حمايت کنند. مضافاً آنکه کمتر رهبر سياسی است که امروز در مورد موضوعات مشخص مربوط به مسائل همجنسگرايان نشنيده باشد (2).

البته دوست گرانمايه ام از اين موضوعات مطلع است و فردی است با دانش. و در ادامه گفت تا "دوستان خودمان كه مدعي دموكراسي و حقوق بشر هستند، ولي حقوق همرزمانشان را هم رعايت نمي كنند و مبارزه را در مبارزه با يكديگر خلاصه مي كنند و حرف نوي بجز هجو يكديگر ندارند، كافی است ما اين بهانه را بدستشان بدهيم كه بتوانند از احساسات هرچند غلط اكثريت مردم استفاده كنند و ما را بزنند. آقای قندچي عزيز، مبارزه سياسي در ايران خيلي خطرناك است و بيشتر خطر آن از جانب به اصطلاح خودي ها است."  

در اينجاست که گفتم ای کاش يک "رياليتی تی وی" از اپوزيسيون ايران بود و اين حقايق را که از دل سوخته دوستم بر ميآمد، مطرح می کرد. منظورم اين است که اگر اين اپوزيسيون قرار است به اين دلايل امروز حرفهايش در سطح 50 سال پيش باقی بماند چه چيز تازه ای برای مردم ما دارد که خودشان از رهبران اپوزيسيون سياسی ما جلوترند. وقتی رياليتی تی وی شاهان سانست مردم عادی از واقعيت جنبش سياسی ما، بيشتر حرف برای گفتن دارد.

هنوز رهبران اپوزيسيون ما نظير رؤسای دولت های ايران هنگام عيد نوروز برای مردم پيام می فرستند و رهنمود می دهند که مردم سال آينده چه کار کنند. آخر رهبران کدام کشور پيشرفته را ديده ايد که چنين کنند. رييس جمهور آمريکا يک ماه و نيم بعد از سال نو به مردم گزارش کار سال گذشته خود را می دهد و نه پيام دهد که قرار است مردم سال آينده چه کار کنند. او از مردم مواجب ميگيرد و نه بر عکس. هر هفته نيز گزارش هفتگی از کارهايش را در راديو می دهد. حالا اپوزيسيون ما، حتی آمريکا و اروپا را نيز به اندازه کافی پيشرفته و مترقی نمی داند و بالاتر از آن را برای ايران آينده می خواهد که عالی است، اما وقتی به نحوه برخورد به کار روزمره می نگريم، متأسفانه هنوز در 50 سال پيش سير می کنيم.

 

سام قندچی، ناشر و سردبیر

ایرانسکوپ

http://www.iranscope.com

نوزدهم فروردين ماه 1391

April 7, 2012

 

پانويس:

 

1. مردم دنبال چه رهبری در اپوزيسيون می گردند-- موضوع همجنسگرايان

http://www.ghandchi.com/631-OppositionLeader.htm

2. خودکشی و همجنسگرايان
http://www.ghandchi.com/648-SuicideAndGays.htm

 

 

 

Web ghandchi.com