Sam Ghandchiسام قندچي بازهم درباره سکولارها و انتخابات

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/548-entekhabat2.htm

 

حدود سه ماه پیش مقاله ای نوشتم تحت عنوان "سکولارها، مردم و اتنخابات در ایران."  (1)

 

برخی از نیروهای هوادار رژیم جمهوری اسلامی نظیر کیهان شریعتمداری مقاله ام را چنین تفسیر کردند که گویا من مدعی شده ام که اپوزیسیون ایران حمایت مردمی ندارد و به همین علت خواستار شرکت در انتخابات گشته ام.

 

از سوی دیگر برخی دوستانم در اپوزیسیون نیز چنین تصور کردند که اساساً من خواستار نوعی انتخابات مشابه انتخابات مقدماتی آمریکا از سوی نیروهای اپوزیسیون ایران شده ام، که در نتیجه این طرح عملاً اقدامی صوری برای افشای رژیم خواهد بود.

 

واقعیت این است که در رابطه با برداشت کیهان آقای شریعتمداری باید بگویم که بخش اولش درست نیست. اگر من فکر میکردم که اپوزیسیون حمایت مردمی ندارد اصلاً وقت خودم و خوانندگان را بااین بحث ها تلف نمیکردم. باید اضافه کنم که خود کیهان تهران هم اگر فکر میکرد اپوزیسیون حمایت مردمی ندارد، اصلاً نمیامد به این بحث های اپوزیسیون برخورد کند. اما بخش دوم حرف کیهان درست است، ولی نه آنگونه که کیهان تهران درک میکند.

 

در رابطه با برداشت دوستانم در اپوزیسیون هم باید بگویم درست میگویند که در آن مقاله نه تنها خواستار طرح شدن مکانیسم انتخابات مقدماتی احزاب، بین احزاب اپوزیسیون شدم،  بلکه آنرا برای همه احزاب در ایران مفید میدانم و بویژه امیدوار بودم که اصلاح طلبان چنان روشی را اتخاذ کنند به عوض آنکه در پشت پرده توافق کنند و بعد خاتمی را معرفی کنند، و بدتر از آنهم این خبر که امیدوارم درست نباشد که گفته میشود هدف خاتمی کنار رفتن در مرحله نهائی به نفع کروبی است. گوئی مردم بازیچه اینها هستند و نه آنکه قرار است از میان **کاندیداهای** هر حزب، **نامزد** آن حزب برای انتخابات ریاست جمهوری برگزیده شود.

 

در نتیجه امروز دوصد چندان روشن است که چرا داشتن انتخابات مقدماتی در درون خود احزاب آنقدر مهم است که در آن مقاله توضیح دادم و دوستانم در اپوزیسیون هم به درستی آنرا ذکر کردند. اما بخش دوم بحث دوستانم که از روی حسن نیت آنها است، واقعیت نیست، یعنی منظورم از طرحم ابداً بحثی صوری نبود و من خواهان شرکت در انتخابات هستم ولی همانطور که گفتم نه آنگونه که کیهان تهران میفهمد.

 

قبل از اینکه بحثم را ارائه کنم اجازه دهید که ذکر کنم بحث من هیچ ربطی به بحث هائی که در گذشته عده ای در جنبش سیاسی ایران در رابطه با دفاع از انتخاب ریاست جمهوری رفسنجانی یا خاتمی کرده اند ندارد. در رابطه با رفسنجانی که مقالات زیادی در زمان انتخابات قبلی نوشتم و در رابطه با آقای خاتمی هم که امروز دوباره مطرح هستند  تا آنجا که من میدانم مواضع ایشان تفاوتی نکرده است و من هم در گذشته مفصلاً در نوشتار "جمهوری آینده نگر ایران" نظرم را درباره نظراتشان و دولت ایشان نوشته ام (2).

 

در نتیجه امیدوارم که این آغاز گفتمان جدید درباره انتخابات بعنوان بحث موضوع خاتمی درک نشود که وقت هم موافقان و هم مخالفان تلف خواهد شد چرا که ربطی به موضوع مورد بررسی در این نوشتار ندارند.

 

موضوع  این است که اگر نیروئی معتقد است ایران قرار است از طریق انقلاب یا کودتا یا حمله خارجی رژیمش تغییر کند، معنی میدهد هدف خود را در همه انتخابات ها و فعالیـت های دیگر فقط روی تحریم و افشاگری بگذارد؛ تا آنزمان که شرایط انقلابی پیش آید و رژیم واژگون شود. الیته یک نیرو ممکن است که اعتقاد نداشته باشد این شرایط انقلابی حالا فراهم است و یا ممکن است به مبارزه مسلحانه نیز اعتقاد نداشته باشد ولی به هرحال اگر تصورش از مکانیسم تغییر در ایران آنچه ذکر کردم باشد، هدف خود را همیشه افشاگری و تحریم انتخابات خواهد گذاشت تا که روزی وضعیت انقلابی پیش آید، و بقیه حرف هایش هم درباره انتخابات های رژیم برای افشاگری خواهد بود و نه برای شرکت در انتخابات.

 

ولی نیروهای اصلاح طلب واقعی چنین نمیاندیشند و میخواهند بدون انقلاب به تغییراتی که به دنبال آن هستند برسند حتی وقتی منظورشان تغییر بنیانی در رژیم باشد. قبلاً دوباره یادآوری کنم که من نظرم درباره اصلاح طلبان ارتجاعی همان است که قبلاً هم نوشته ام و بحث اینجا برای توجیه آنان نبوده و نیست و وقتی از رفرمیست سخن میگویم، به معنی مترقی کلمه است نظیر امیرکبیر است، و *نه* رفرمیست های ارتجاعی (3).

 

بنظر من فرد یا حزب *میتواند* خواهان تغییرات بنیادی در کل جامعه باشد و آنرا علناً طرح کند و در عین حال به قوانین جاری متعهد باشد و برای انتخاب شدن به مقامات دولتی در هر سه قوه تلاش کند.  منظورم چیست؟ اجازه دهید مثالی بزنم. در سال 1993 در استرالیا آقای "پال کیتینگ*" از حزب کارگر که به روشنی هوادار ایجاد جمهوری در استرالیا است، به مقام نخست وزیری انتخاب شد، و سه سال هم انجام وظیفه کرد، یعنی پادشاه، کماکان ملکه الیزابت بود، و آقای کیتینگ هم به قوانین موجود متعهد بود، نه صوری، بلکه واقعی، در عین آنکه حتی بعد از انتخاب به نخست وزیری، در پروسه رفراندوم و مراحل دیگر قانونی برای ایجاد جمهوری نظیر سالهای پیش از انتخابش، شرکت میکرد، و جالب است که در دوران دولت او هم طرح جمهوری به رأی گذاشته شد و  رد شد، و جالب تر آنکه که حتی رقیب محافظه کار وی "جان هوار" نیز که در سال 1996 مقام نخست وزیری را ربود، از طرح جمهوریخواهی برای استرالیا دفاع کرد.

 

درست است که چنین رویدادی هم به اپوزیسیون بستگی دارد و هم به رژیم موجود در یک کشور، ولی تا آنجا که به اپوزیسیون ایران بستگی دارد، ما نیز مدل لنینی که وقتی خواهان تغییر اساسی در جامعه هستیم فقط شرکت در انتخابات مجلس را جایز ببینیم و یا فقط افشاگری را جایز بدانیم را باید به کنار بگذاریم و این را ممکن ببینیم که بتوانیم برای رسیدن به خواستهای اساسی خود نیز بصورت اصلاح طلبانه فعالیت کنیم.

 

فرض کنیم فردا در ایران یک دولت جمهوری سکولار شکل گرفت و حزبی خواست برای تأسیس سلطنت فعالیت کند. اگر کاندیدای آن حزب برای مقام ریاست جمهوری به مردم حقیقت را بگوید که خواستار پادشاه شدن است ولی تا زمانیکه قانون کشور عوض نشده، به جمهوری وفادار خواهد ماند، آیا این ایده آل کوشش برای تغییر بنیادی در جامعه نباید امکان پذیر باشد یا آنکه همیشه آنها که خواستار تغییر اساسی هستند باید راه مخفی و کودتا و انقلاب را برگزینند.

 

بنظر من در انتخابات پیش رو در ایران سه مسأله عمده هستند. اول مسأله سکولاریسم، دوم مسأله صلح با اسرائیل، و سوم مسأله پایان دادن به امنیتـی برخورد کردن به مخالفان سیاسی در ایران. اگر کاندیدائی در انتخابات از این سه برنامه دفاع کند، هرچند تا زمانیکه قانون اساسی در جامعه عوض نشده به رژیم  فعلی سوگند بخورد، قابل دفاع است.  البته تکرار میکنم که موضوع دو طرف دارد. در مثال استرالیا، ملکه انگلیس و رژیم سلطنتی یک طرف مسأله بودند و اپوزیسیون جمهوریخواه نیز طرف دیگر مسأله بود، و بدون تلاش هر دو طرف، چنان تحولی امکان پذیر نبود.

 

البته من در تخیلات غرق نیستم و میدانم که در ایران ما با مسائلی بسیار ابتدائی تر نظیر نظارت استصوابی و شورای نگهبان روبرو هستیم. هدف من این است که مثل بخشی از اپوزیسیون بدنبال فرمول انتخاب بین بد و بدتر **نرویم**، فرمولی که بخش کوچکی از تروتسکیست ها در دوران غلبه لنینیسم در جنبش چپ دنبال میکردند. در واقع آن فرمول انتخاب بین بد و بدتر یعنی عدم فعالیت برای خواستهای واقعی خودمان نظیر سکولاریسم. من نه تنها با آن نوع برخورد که در زمان انتخاب خاتمی و حتی قبل از آن در زمان انتخاب رفسنجانی در میان برخی نیروهای چپ و دیگران طرح شد، مخالف هستم، بلکه فکر میکنم چنان برخوردی اصلاح طلبی مترقی نبوده و کمک به تحمیق مردم و جا انداختن اصلاح طلبی ارتجاعی میکند(3)؛ که کرد، و امروز لغت اصلاح طلبی مترادف با اضلاح طلبی ارتجاعی شده است(3) و نه مترادف با اصلاحات امیرکبیر (4)، و ضرر چنان موضعی، بیشتر از تحریم است چرا که به مردم درک غلطی از خواستهای واقعی مترقی در جامعه میدهد.

 

اما قبول قوانین موجود و کوشش برای برنامه مورد نظر مترقی عملاً حتی در پیشرفته ترین جوامع نیز همیشه مطرح خواهد بود چرا که هیچگاه کسی نمیتواند آنچه امروز میخواهد را فوراً در دستگاه مجریه و قضائیه حاضر ببیند. البته درست است کتغییرات بنیادین نظیر چمهوری که آقای کیتینگ دنبال آن بود که نقطه متضاد سلطنت است، کار ساده ای نیست، اما هدفم از آن مثال نشان دادن این واقعیت است که در دنیای امروز در جنبش اصلاح طلبی مترقی در جهان حتی چنین اهدافی دور از واقعیت نیست. بنظر من اپوزیسیون سکولار ایران بایستی با چنبن برخوردی به انتخابات نگاه کند، اینکه عملاً رژیم حتی اجازه قدم اول را هم به کاندیدا یا حزبی با چنین مشخصاتی بدهد، آینده نشان خواهد داد، ولی از قبل دستهایمان را نبندیم.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE.COM
http://www.ghandchi.com

بیست و هشتم بهمن ماه 1387

February, 16, 2009

 

پانویس:

 

* Paul Keating

 

1. سکولارها، مردم و انتخابات در ايران

http://ghandchi.com/542-entekhabat.htm

 

2ایران-جمهوری آینده نگر-ویرایش سوم
http://www.ghandchi.com/411-FuturistRepublic.htm
Iran-Futurist Republic-Third Edition
http://www.ghandchi.com/411-FuturistRepublicEng.htm

 

3. اصلاح طلبی ارتجاعی
http://www.ghandchi.com/249-ReactionaryReformism.htm
http://isdmovement.com/2016/0516/050416/050416.Sam-Ghandchi-Reactionary-reformism.htm

 

4. ترقی خواهی، جنبش باب، امیرکبیر، کسروی و دهخدا
http://www.ghandchi.com/bab-amirkabir-kasravi-dehkhoda.htm
 

 

 

 

 

 

 

 
 

 

 


 


 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH