Republicans and Monarchists

http://www.ghandchi.com/532-RepublicansAndMonarchists.htm

 

Sam Ghandchiسام قندچيجمهوريخواهان و سلطنت طلبان

سام قندچي 

 

دو ماه پيش سميناري را جبهه ملي در واشنگتن در سي ام و سي و يکم ماه مه برگزار کرد. درباره آن سمينار پيشتر مقاله اي نوشتم (1).

 

امروز بعد از دوماه مي بينم آن سمينار در واقع سريع ترين شکل شکست تلاشهاي مشابه از اين نوع بود که در 7 سال گذشته براي ايجاد اتحاد سياسي بين جمهوريخواهان و سلطنت طلبان ايران انجام شده است. در ظاهر شايد به روشني آن سمينار چنين هدفي را دنبال نميکرد ولي در واقع چنين بود.  البته بسياري از کسانيکه به اين سمينار حمله کردند، خودشان هم دنبال ايجاد اتحادهاي مشابهي در خارج بوده و هستند و اين نوشتار به اين معني نيست که من از جناح معيني از جبهه که مخالفت با اين سمينار را پرچم خود کرده است، حمايت ميکنم.  بحث اين نوشتار وسيعتر از اين صف بندي هاي کاذب است.

 

کوششهاي براي ايجاد اتحاد سياسي از سلطنت طلبان و جمهوريخواهان با پروژه منشور81 شروع شد. منشور81 در واقع ادامه اولين گروه اينترنتي حقوق بشر ايراني بود که در سال 1994 تأسيس شد(2). ولي متن منشور81 که در فوريه 2003 منتشر شد ديگر يک گروه حفوق بشري نبود و در واقع اتحادي سياسي بود، هرچند نميخواست که خودش به يک سازمان مبدل شود. بعدها پروژه منشور81 در سايت 60 ميليون امضا براي رفراندوم دنبال شد و بعد از آنهم در نشست هاي برلين، لندن، و پاريس ادامه يافت و بازمانده آن جريانات امروز «هما» ناميده ميشود (3).

 

واقعيت اين است که در ميان سلطنت طلبان، کوشش آن دسته از سلطنت طلباني که سازمان جداگانه خود يعني حزب مشروطه را ساختند، بسيار پر ثمرتر بوده است.  در ميان جمهوريخواهان نميشود ادعاي مشابهي درباره پروژه ملقب به «اتحاد جمهوريخواهان» کرد ولي شايد اگر جمهوريخواهان بيشتري دنبال ايجاد احزاب جمهوريخواه مستقل رفته بودند، امروز وضع طور ديگري بود. مهمتر آنکه سلطنت طلباني که در حزب مشروطه متشکل شده اند توانسته اند بهتر با نيروهاي جمهوريخواه همکاري کنند تا آنها که ظاهراً در منشور81 و پروژه هاي بعدي در اتحاد سياسي مشترک با جمهوريخواهان بودند.

 

آنچه مسلم است پروژه اتحاد سياسي جمهوريخواهان و سلطنت طلبان بيشتر ضرر زده است تا منفعت و به تنفر و عداوت بين اين دو کمپ دامن زده است و نه آنکه به دوستي بيشتر انجاميده باشد. بسياري از اوقات فقط در ظاهر همکاري بوده است ولي در خفا هر جا احساس خطر ميشده کارشکني و حذف جريان داشته است.

 

البته همه خدعه و نيرنگ ها و زدو بندها بخاطر موضوع سلطنت و جمهوري نبوده، ولي در مقايسه ساده اي بين رشد حزب مشروطه در خارج و اين جريانات، واضح است که اين پروژه تشکيلات سياسي مشترک جمهوريخواهان و سلطنت طلبان به تفرقه بيشتر دامن زده است تا که وحدت آفرين باشد.  حتي در مؤسسات خبري و حقوق بشري آشکارا کسانيکه ظاهراً در يک کمپ هستند بزرگترين دشمني ها را در حق هم ميکنند.

 

من ديگر فکر ميکنم اتحاد عمل بين سلطنت طلبان و جمهوريخواهان در سايه تشکيلات سياسي جداگانه داشتن بيشتر حاصل ميشود تا تلاش براي ايجاد تشکيلات سياسي مشترک که جز دشمني و کارشکني بيشتر بين دو کمپ حاصلي نداشته است.

 

اگر اين انرژي ها صرف ايجاد تشکيلاتهاي سياسي سلطنت طلب و جمهوريخواه شده بود، مطمئن هستم که آن تشکيلاتهاي جداگانه بهتر ميتوانستند در عرصه هاي موسسات خبري و حقوق بشري با هم بهتر همکاري کنند چرا که به وضوح مي بينم همکاري افراد جمهوريخواه با حزب مشروطه بيشتر از همکاري با يکديگر در اين جريانات به ظاهر متحد، ميسر گشته است.

 

اميدوارم که دوستان جبهه ملي دست از بحث هائي که بخاطر اين تجربه ناموفق پيش آمده است بردارند و ببينند که موضوع فراتر از مسائل ويژه جبهه ملي است و علت تصوري از اتحاد اپوزيسيون بوده که وقت کنار گذاشتن آن رسيده است، و جدا از همه حسن نيت ها ديگر روشن شده است که تشکيلات سياسي مشترک از سلطنت طلبان و جمهوريخواهان کارآئي ندارد، و  اين سراب دارد عمر همه ما، چه سلطنت طلب و چه جمهوريخواه را تلف ميکند، و سي سال ديگر هم با هم مشغول دعوا خواهيم بود.

 

دوستان جبهه ملي ميتوانند در همراهي با نيروهاي ديگر جمهوريخواه در شکل دادن به تشکيلات هاي تازه جمهوريخواه کمک کنند و اين تلاش نه تنها به معني دشمني با تشکيلات هاي سلطنت طلب نخواهد بود، بلکه راهي است که ميشود از آن طريق با تشکيلات هاي سلطنت طلب نيز دوستي و همکاري بهتر برقرار کرد.

 

خلاضه کنم ايجاد تشکيلات سياسي مشترک بين دو پلاتفرم سلطنت و جمهوري به ضرر هر دو نيرو تمام شده و باعث به هدر رفتن نيروها و بوجود آمدن دعواهاي بيهوده براي هر دو طرف شده است و اين طرح غلط سالها وقت اپوزيسيون را تلف کرده است و به همکاري در مؤسسات حقوق بشري و خبري بين اين دو بخش اپوزيسيون نه تنها کمکي نکرده است بلکه لطمه هم زده است.

 

به اميد ايجاد جمهوری آينده نگر، فدرال، سکولار و دموکراتيک در ايران،

 

سام قندچي، ناشر و سردبير

ايرانسکوپ

http://www.iranscope.com

 13مرداد 1387

August 3, 2008

 

پانويس ها:

 

1. http://www.ghandchi.com/521-SeminarJebhe.htm

2. http://www.ghandchi.com/iranscope/Anthology/IHRWG.htm

3. http://www.hambastegimelli.info

 

 

--------------------------------------------------------- 

مقالات تئوريک

http://www.ghandchi.com

 

فهرست مقالات

http://www.ghandchi.com/SelectedArticles.html

 

Web ghandchi.com