Sam Ghandchiسام قندچيخطر جنگ جمهوری اسلامی و اسراییل ..و اینکه اپوزیسیون چه کار میتواند بکند

ویرایش دوم

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/1308-IRI-IsraelWar.htm

Danger of IRI-Israel War..and What Iranian Opposition Needs to Do
http://www.ghandchi.com/1308-IRI-IsraelWarEng.htm


جمهوری اسلامی ایران از ابتدای بوجود آمدنش به تهدید اسراییل پرداخته است و این تحریکات با اعلام روز قدس در تهران پس از برقراری جمهوری اسلامی توسط شخص آیت الله خمینی بعنوان ظاهراً دفاع از ملت فلسطین، آغاز شد، هرچند در حقیقت هدف وی چیزی نبود جز صادر کردن اسلام گرائی شیعه به اقصی نقاط خاورمیانه. طی سالهای اخیر جمهوری اسلامی با لفاظی درباره موشکهای دوربُرد که قادر به به هدف گرفتن شهرهای اسراییل هستند، همانگونه لافزنی هائی را نشان داده است که صدام حسین علیه اسراییل راه انداخت تا بالاخره به حملات پیش گیرنده اسراییل به تأسیسات اتمی عراق، منجر شد.

محمود احمدی نژاد در دوران ریاست جمهوری خود همه رجزخوانی های کابنیه های قبلی جمهوری اسلامی را به اوج تازه رساند وقتی که از یکسو به کرّات خواستار نابودی اسراییل شد و از سوی دیگر فاجعه هولوکاست را یک افسانه خواند. بطور خلاصه، انکار کشتار یهودیان در جنگ دوم جهانی به همه کوشش های اروپائیان که مدتها سعی در نادیده گرفتن لفاظی های ضد اسراییلی جمهوری اسلامی ایران داشتند، پایان داد و حتی آنها را بیش از آمریکا در حمایتشان از اسراییل، مصمم کرد.

لفاظی های احمدی نژاد درباره هولوکاست و موشکهای شهاب که به ادعای جمهوری اسلامی به اسراییل میرسند، و نیز فراهم کردن تدارکات نظامی و آموزش برای حزب الله لبنان در جنگ اخیر حزب الله با اسراییل، دو کشور ایران و اسراییل را بیش از هرزمان دیگر که شعار دهی و تبلیغ تنفر ضد اسراییل توسط
جمهوری اسلامی ایران ادامه داشته است، به جنگ نزدیک کرد.

افق درگیری نظامی جمهوری اسلامی و اسراییل که قریب الوقوع است زمانی که ایران با تحریم های اقتصادی روبرو است، تحریم هائی که
همه این سالها به دلیل رفتار جمهوری اسلامی ایران ادامه یافته است. اگر در زمان جنگ ایران و عراق، ایران تنها با تحریم های آمریکا روبرو بود، در این ستیزه جوئی های تازه جمهوری اسلامی، نه تنها ایران با تحریم های آمریکا مواجه شده، بلکه با تحریم شورای امنیت سازمان ملل روبرو بوده که شامل اروپا، چین و روسیه است.

در واقع تا آنجا که به کنفرانس هولوکاست در تهران مربوط است، اپوزیسیون ایران بایستی از آقای احمدی نژاد بخاطر دعوت فاشیستهای نازی و کوکلاکس کلان ها و اعلام اتحاد و همبستگی و اهداف مشترک با آن نیروها در همایش مزبور، تشکر کند. منظور این است که چقدر اپوزیسیون بایستی زحمت میکشید تا به جهانیان نشان دهد که جمهوری اسلامی یک رژیم واقعاً فاشیستی است. منظور اینکه آقای احمدی نژاد بهترین فعالیت روابط عمومی را برای مخالفین جمهوری اسلامی انجام دادند.

بنابراین هرچند تشکر خود را از آقای احمدی نژاد برای کمک به ما در اپوزیسیون برای نشان دادن چهره واقعی جمهوری اسلامی یعنی همان تشابه رژیم با فاشیستهای نازی، بایستی ابراز کنم، اما قرار دادن ایران در خطر جنگ فقط درباره جمهوری اسلامی نیست، و مسأله حیات همه ایرانیان و موجودیت ایران بعنوان یک کشور در جهان است.

اینجا است که تهدیدات تشنج زای محمود احمدی نژاد در مورد مسأله اتمی دولت ایران به همراه حملات علیه اسراییل و یهودیان، زمانیکه جاه طلبی های
ایران در عراق و لبنان در حال زبانه کشیدن هستند، ایران را بیش از پیش منزوی کرده و امروز ایران مطمئناً در معرض خطر جنگی میان جمهوری اسلامی ایران و اسراییل قرار دارد.

اگر حمله کامل اسراییل به عراق بوسیله قدرت های بزرگ اجتناب شد به این خاطر بود که آنها از انزوای کشورهای عربی از غرب وحشت داشتند و آمریکا کشوری بود که بالاخره رهبری حمله به عراق را به عهده گرفت، اما در مورد ایران، هرگونه درگیری مستقیم اسراییل در جنگ با ایران از طرف کشورهای عربی با استقبال روبرو میشود.

حتی اپوزیسیون کشورهای عربی و نیروهای رادیکال اسلامگرای آن کشورها، اگر هرکدام از آنها در چنان کشمکشی با ایران سمت گیری کنند، بمثابه غیر وطن پرست در کشورهای عربی تلقی خواهند شد همانگونه که برای شیعیان در عراق در زمان جنگ ایران و عراق رخ داد و اینگونه نیروها در کشورهای عربی حتی اگر با جمهوری اسلامی سمت گیری کنند، براحتی سرکوب خواهند شد و هرگونه امید
جمهوری اسلامی به چنین نیروهائی خیال واهی دیگری است نظیر امید آیـت الله خمینی که فکر میکرد کربلا را از طریق شیعیان عراق که با او در جنگ با صدام سمت بگیرند، فتح خواهد کرد، و به اینگونه میلیونها ایرانی و عراقی را به کشتن داد.

به اینگونه اسراییل در عین حال میتواند جنگ دائمی در مرزهای خود را به نقطه ای به دوری ایران منتقل کند و  فضای
تنفسی برای خود ایجاد کند. هم اکنون اسراییل به توافق با بسیاری از گروه های فلسطینی دستیافته و از حمایت ضمنی عربستان و نیروهای کرد برخوردار است. حمله اسراییل به حزب الله در لبنان نشان داد که هیچیک از گروه های سّنی از حزب الله دفاع نکردند، و اینبار نیز گروه های رادیکال شیعه در لبنان که بعنوان عوامل جمهوری اسلامی نگریسته میشوند، از پشتیبانی در میان اعراب سنّی مذهب برخوردار نیستند.

بسیار روشن است که در صورت بروز جنگ بین جمهوری اسلامی و اسراییل، ایران در میان کشورهای عرب متحدی نخواهد داشت. و ما همه به خوبی درباره روابط ترکیه و دیگر همسایگان ایران با غرب بطور کلی و با اسراییل بطور مشخص مطلعیم. حضور نیروهای ائتلاف غرب در همه کشورهای همسایه ایران اختلاف عمده دیگر وضعیت در منطقه در مقایسه با زمان جنگ ایران و عراق است. این امر نشان میدهد که
جمهوری اسلامی، ایران و ایرانی را با درگیر شدن در جنگ با اسراییل بسوی چه موقعیت فاجعه باری هدایت میکند.

این وضعیتی است که نیاز به اقدامات ویژه از سوی اپوزیسیون ایران را طلب میکند. اپوزیسیون ایران بایستی ابتکار روشن
را برای آغاز مراوده کامل با مردم اسراییل، آغاز کند و به مردم اسراییل نشان دهد که ایرانیان دوست مردم اسراییل هستند و نیز دوست یهودیان هستند در واقع یهودیان ایران یکی از ستونهای تمدن ایران هستند (1) و اینکه ما خواهان هیچ جنگی بین ایران و اسراییل نیستیم. سالهاست که اپوزیسیون ایران سخت کوشیده است که پیام مشابهی را به مردم آمریکا برساند که ما ملتی نیستیم که هیچ جنگی با آمریکا را بخواهیم و اپوزیسیون در انتقال این پیام به مردم آمریکا موفق بوده است.

در
همه سالهای پس از تأسیس جمهوری اسلامی، بسیاری از ایرانیان که در آمریکا زندگی میکنند ابتکار مردمی برای فرستادن پیام صلح مردم-به-مردم از ایرانیان به آمریکائیان را در آمریکا، بعهده گرفتند. اما مردم ایران در ارتباط با فرستادن پیام صلح ما به مردم اسراییل تقریباً هیچ کاری نکرده اند و ما بایستی این کار را پیش از آنکه دیر شود شروع کنیم، چرا که جمهوری اسلامی ما را بسوی فاجعه جنگ با اسراییل در آینده خیلی نزدیک میکشاند، و ما فرصت زیادی برای آغاز ابتکار صلح در داخل اسراییل نداریم.

اسلامگرایان و چپی ها (2) همواره کشمکش اسراییل-فلسطین را از طریق سمت گیری با فلسطینیان، مسأله ایرانیان کرده اند، در صورتیکه این مسأله ایرانیان *نیست*. اپوزیسیون ایران بایستی این نکته را هرچه روشن تر اعلام کند که ما نمیخواهیم در هر جنگی با اسراییل چه مستقیم و چه از طریق عواملی نظیر حزب الله لبنان، در گیر شویم، جنگهائی که هیچ نتیجه ای برای ما بجز نابودی ایران و ایرانی نخواهد داشت.

آیا کسی میتواند حتی یک دولت در خاورمیانه را که مدرن تر و دموکراتیک تر از اسراییل برای شهروندان *خود* باشد، نام ببرد؟ درباره نحوه رفتار با فلسطینیان بعنوان شهروندان درجه دوم در اسراییل مطلعم. آنرا میدانم و محکوم میکنم. ولیکن با سیاه پوستان نیز رفتار بعنوان شهروند درجه دوم نه تنها در قانون کشور تا سال 1864 بلکه حتی تا زمان جنبش مدنی در آمریکا در قرن بیستم، ادامه داشت، اما آمریکا در همان سالها برای بقیه جمعیـت خود دموکراسی بود، با وجود واقعیت زشت آپارتید در همه آن دوران در تاریخ آمریکا. همین بحث درباره قبول واقعیت دموکراسی در اسراییل صادق است که قبول وجود دموکراسی در آنکشور برای شهروندان خود بمعنی انکار واقعیت موقعیت شهروند درجه دوم برای فلسطینان که محکوم میکنم، نیست، و از تلاشهای صلح جویانه برای اصلاح موقعیت تأسف بار فلسطینیان دفاع میکنم.

اجازه دهید بیاد آوریم که در مقایسه با اسراییل، جمهوری اسلامی و کشورهای عربی نه تنها با شهروندان باصطلاح "درجه دوم" خود، نظیر زنان و اقلیت های مذهبی و قومی
و همجنسگرایان
، در پائین استانداردهای دموکراسی و حقوق بشر رفتار میکنند، بلکه با همه شهروندانشان عاری از حقوق دموکراتیک رفتار میکنند، و این دولت ها آنقدر عقب مانده اند که به کشتن مرتدین دینی، گردن زدن و تنبیهات وحشیانه دیگر در عربستان سعودی و مجاز بودن سنگسار و جنایات دیگر علیه شهروندان خود در ایران عمل میکنند و حتی در خود قانون اساسی خود جمهوری اسلامی این وحشیگری ها تجویز شده اند. بنابراین دولت هائی نظیر جمهوری اسلامی آخرین کسانی هستند که بتوانند از نقض حقوق بشر در اسراییل سخن بگویند وقتیکه آنها با شهروندان باصطلاح "درجه اول" خود هم با چنین نقض های فاحش حقوق بشری رفتار میکنند.

 

و اکثریت این کشورهای خاورمیانه با داشتن نفت بسیار ثروتمندتر از اسراییل هستند و میتوانستند خیلی از این ثروت را برای مدرنیزه کردن و دموکراتیزه کردن بکار ببرند اگر که از رهبری درستی برخوردار بودند.  اسراییل یکی از موفقترین کشورهای خاورمیانه است که توانسته است از همه کشورهای خاورمیانه مدرنتر و دموکراتیک تر بشود حتی بدون داشتن درآمد نفت.

 

ارجحیت دستگاه دولتی اسراییل در داشتن پارلمان مستقل و کنترل و توازن قدرت، وجود انتخابات واقعی و نه انتخابات های تقلبی، و برخورداری از سیستم رفاه اجتماعی و مکانیزم های دیگر حقوق بشر در آنکشور، غیر قابل انکار است، و سطح بالای تکنولوژی و مؤسسات درمانی اسراییل حتی برای مردم عادی ایران هم شناخته شده است که آرزو دارند عزیزانشان را برای درمان به بیمارستان های اسراییل ببرند، و اگر کسی بگوید که اینهمه بخاطر وابستگی اسراییل به آمریکاست، پاسخ میدهم که عربستان سعودی نیز به آمریکا وابسته بوده، اما سمبل عقب ماندگی است و نه پیشرفت.

 

معهذا حملات اسراییل علیه فلسطینیان را محکوم میکنم و اگر برخی مقامات اسراییل هنوز تصور کنند که مشروعیت مالکیت بر قطعه ای از زمین در خاورمیانه بر مبنای هرآنچه در هزاراران سال پیش ممکن است که وضع این مناطق بوده، قابل توجیه است، کاملاً در اشتباهند.  به همین شکل هم فلسطینیان و اعرابی که تصور کنند از موقعیت های ویژه ای بر مبنای برخی وقایع تاریخی برخوردارند وقت خود را تلف میکنند بجای آنکه سعی کنند مسائل امروز اسراییلیان و فلسطینیان را حل کنند، که آنچیزی است که همه روند صلح خاورمیانه موضوعش است و هیچ راه دیگری هم برای حل مسأله نیست.

 

آنهائی که میخواهند مسائل را با برگشتن به تاریخ در فلسطین و اسراییل حل کنند نظیر آن است که کسی بگوید جمعیت سفید پوست هیچ حقی در سرزمین آمریکا ندارد، چرا که همه این سرزمین زمانی در تاریخ به سرخپوستان متعلق بوده است.  واقعیت این است که امروز کشوری بنام اسراییل وجود دارد به هر علتی در تاریخ، همانگونه که به علل دلائل گوناگون تاریخی آن کشورهای عربی متفاوت وجود دارند بجای آنکه فقط یک کشور عربی وجود داشته باشد. بهتر است که فرد واقعیت را ببیند و برای حل مسائل امروز بر مبنای واقعیت امروز نقشه بریزد تا که انسانهای بیشتری را به کشتن دهد بخاطر آنکه بخواهد نسخه معینی از تاریخ خیالی را برای حل مسائل امروز بکار ببرد.

 

بنابراین اساساً برایم اینکه طرف معینی را در تضاد فلسطین و اسراییل بگیرم مطرح نیست و روشن بگویم که مشاجره درباره این بحث های تاریخی اتلاف وقت است و بایستی به واقعیت عملی خاورمیانه توجه را متمرکز کرد نه آنکه در تاریخ غرق شد.  مضافاً آنکه همه اینها مسائل مردم اسراییل و فلسطینیان هستند و نه مسائل مردم ایران که در اینباره ها به این یا آن شکل تصمیم بگیریم.  ما به اندازه کافی خودمان مسئله داریم که به آنها بپردازیم.

 

ایرانیان روابط خوب با اسراییل را میخواهند و این به نفع ماست که درباره پیشرفت های تکنیکی و اجتماعی اسراییل بیاموزیم و نگاه به اسراییل از زاویه تضاد اسراییل-فلسطین برخورد غلطی در میان اپوزیسیون ایران به اسراییل برای نیم قرن بوده است. حتی در جنگ ایران و عراق، جریانات سیاسی فلسطینی جانب عراق را گرفتند و نه ایران.  ایرانیان نیازی به جنگ با اسراییل ندارند و اگر رهبران جمهوری اسلامی جنگی با اسراییل راه بیاندازند آنها هستند که فاجعه دیگری برای ایران و ایرانیان به ارمغان میاورند.

 

هر جنگ جمهوری اسلامی با اسراییل میتواند به ایرانیان لطمات جبران ناپذیری بزند، بسیار بیش از جنگ ایران و عراق و آن ایرانیانی که به شکل گیری چنین جنگی با حمله کردن به اسراییل کمک کنند، تحت هر بهانه ای که باشد، از حمایت از فلسطینیان گرفته تا هر آرمانی دیگر، بایستی که به نابودی ناشی از چنین جنگی برای ایران و ایرانی پاسخگو باشند.  آنها بهتر است که با واقعیات جدید خاورمیانه (3) آشنا شوند تا که ایران و ایرانی را در معرض خطری تازه  قرار دهند.

 

اپوزیسیون ایران لازم است که ابتکار گفتگوی صلح با اسراییل را در دست بگیرد و نبایستی به رهبران جمهوری اسلامی اجازه داد که با ارعاب مانع برقراری روابط خوب  مردم ایران با مردم اسراییل شوند.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران


سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com
 
http://www.ghandchi.com
 
چهاردهم بهمن ماه 1395
February 3, 2017
 

*نسخه نخستین این مقاله 10 سال پیش در تاریخ هفتم بهمن ماه 1385 برابر January 27, 2007 منتشر شده است.

 

پانویس:

 

1. A Brief History of Iranian Jews
http://www.cultureofiran.com/judaism.html

 

2. Again and again Worry about Zionism and Palestine instead of Iran
http://www.ghandchi.com/196-ZionismOrIran.htm

 

3. Iran and Restructuring of the Middle East
http://www.ghandchi.com/182-middleeast.htm
 

 

 
متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com  


 

SEARCH