Sam Ghandchiسام قندچي شورای گذار: مصاحبه ای با اسماعیل نوری علا؛ مصاحبه گر اکبر کرمی

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/4534-nooriala-akbar-karami.htm

 

shoraye-gozaar-nooriala-akbar-karami

 

این نگارنده 10 روز پیش مقاله ای منتشر کردم تحت عنوان «رضا پهلوی: مصاحبه ای با اسماعیل نوری علا؛ مصاحبه گر اکبر کرمی»! روز گذشته 16 اردیبهشت ماه 1403، مصاحبه گر دکتر اکبر کرمی در یکی از برنامه ی ویدیویی شان در یوتیوب که تحت عنوان «پشت عینک دیگران» منتشر می شوند، گفتگوی تازه ی جالبی داشتند با دکتر اسماعیل نوری علا تحت عنوان «شورای مدیریت گذار در نگاه اسماعیل نوری‌علا»*! طی این گفتگو علاوه بر «شورای گذار»*، از برخی شخصیتهای سیاسی مشخص اپوزیسیون ایران نیز از جمله میهن بان رضا پهلوی، آقای مصطفی تاجزاده، آقای عبدالله مهتدی، دکتر شهریار آهی، مهندس حسن شریعتمداری، دکتر مهران براتی، آقای یزدان شهدایی، دکتر محسن سازگارا، آقای حسن اعتمادی، دکتر تقی آل رضا، و چند تن دیگر نام برده شد که موضوع مرور این نگارنده نیست و این قلم مایلم اساساً در رابطه با موضوع «تجزیه طلبی در ایران» که محور بحثهای این گفتگو بود، یکی دو نکته را مطرح کنم که امیدوارم برای گفتگوهای آینده در اپوزیسیون در این رابطه قابل استفاده باشد!

 

در گفتگوی مورد اشاره در بالا بسیاری از موضوعات مربوط به «تجزیه طلبی» و «خودگردانی» در مناطق اتنیکی ایران بحث شده که در مورد اولی من سالهاست بحث کرده ام و در مورد دومی در حقیقت دوستانی از جمله آقای حسن دانشور از مدیران مهستان سکولار دموکراسی و دوستان دیگری در اپوزیسیون که در اروپا زندگی می کنند خیلی بیش از این نگارنده مطلع هستند بویژه در رابطه با تجربه هایی نظیر انتخاباتهای شهرداریها در فرانسه! در تاریخ آمریکا شاید در این رابطه تجربه ی ناحیه گرایی یا لوکالیسم جالب توجه باشد که حتی انتخاباتهای کلانترها در هر روستایی با رأی مستقیم اهالی در بسیاری از نواحی آمریکا برگزار می شد، با اینحال به مرور زمان بیشتر این نوع از دموکراسی در آمریکا عمرش با ورود کامپیوتر در عرصه ی سیاسی رنگ باخته و شاید امروز بقایای آنهم بیشتر دست و پا گیر است تا راهگشا برای تعمیق و گسترش دموکراسی در کشور! به هرحال این موضوعات اصل توجه این نگارنده در این یادداشت نیست و نوشته های تخصصی زیادی در این عرصه ها در اینترنت وجود دارد!

 

اما اصل بحثی را که می خواهم مطرح کنم این است که کلاً نه تنها موضوعات قومی که در اپوزیسیون ایران تحت عنوان تجزیه طلبی و فدرالیسم و امثالهم مطرح می شود بلکه حتی خود ساختار انقلاب اسلامی 57 در ایران، از همان اول نتیجه ی عقب ماندگی در کل ایران بود، و آنچه روی داد و همچنان ادامه دارد، مخصوص فقط مناطق اتنیکی نبوده و نیست! مثلاً در تمام شهرهای بزرگ از جمله تهران، روستاییانی که بعد از انقلاب سفید به شهرها آمدند و به حاشیه نشینان شهرهای بزرگ تبدیل شدند، یعنی ساکنان حلبی آبادها، نیروی اصلی انقلاب 57 شدند و با خود عقب مانده ترین دیدگاههای مذهبی را به ارمغان آورده و در آن انقلاب تقویت کردند*. و فقط در ایران که اسلامگرایان به قدرت رسیدند، سیر وقایع اینطور نبود بلکه در کشورهایی نظیر چین و ویتنام و کشورهای مشابهی که اصلاً جنبش مذهبی نبود و کمونیستها در رهبری انقلاب بودند وقتی مثلاً در انقلاب چین مائو «تئوری محاصره شهرها از طریق دهات» مطرح شد، در حقیقت همین حالت در انقلابهای آن کشورهابه وجود آمد، و شاید حتی عقب ماندگی روسیه و قدرت روستا در شوروی که تا به آخر با تاپاله ی گاو بخاری روشن می کردند، در سرنوشت نهایی کمونیسم در آن کشور تأثیر داشته است! من خود از منتقدین جدی مارکسیسم هستم ولی چرا مارکسیسم در اروپای غربی که پیشرفته بود، به سرنوشتی مشابه آن کشورها دچار نشد، در صورتیکه حتی در بخش اروپایی روسیه و اروپای شرقی عقب مانده و بعد هم در چین و ویتنام و کامبوج جهان با تجربه هایی نظیر «خمر سرخ» در کامبوج روبرو شد! و در نیم قرن اخیر هم داستان طالبان و بعد هم همین کل بازگشتشان به قدرت در افغانستان حدود 4 سال پیش که  نوعی «محاصره ی شهرها از طریق دهات» اما از نوع اسلامی آن بود و بسیاری از شهرنشینان افغانستان حتی بعد از سقوط طالبان از فرصت استفاده کردند و از افغانستان به غرب فرار کردند آنهم وقتی ظاهراً در افغانستان دموکراسی برقرار شده بود و البته به برکت استفاده از حمایتهای میلیاردی آمریکا که حدود یک دهه پیش از تغییر استراتژی آمریکا و قبل از موافقت آمریکا با بازگرداندن طالبان به قدرت در افغانستان، همانطور که آمریکا حدود 50 سال پیش از آن در سال 1973 با روی کار آمدن کمونیستها به قدرت در ویتنام موافقت کرد و چند سال بعد هم در همکاری با دولت کمونیستی ویتنام، حکومت خمر سرخ را که نوعی دولت دهقانیِ صرف بود، سرنگون کرد، دولت جناینکار خمر سرخ که توسط کسانی رهبری می شد که برخی از آنها مدرک دکترا از دانشگاههای اروپا داشتند!

 

در حقیقت مشکل روستا با انقلابهای مورد اشاره در بالا نه تنها حل نشد بلکه بدتر هم شد و بسیاری از بحثهای جاری در مورد موضوعات اتنیک، فدرالیسم و تجزیه طلبی این معضلات اساسی در اکثر کشورهای آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین از جمله افغانستان، ایران، عراق، ترکیه و سوریه و امثالهم را مورد توجه قرار نمی دهد! مشکل توسعه معضلی عمیق تر از بحث موضوعات صرفاً سیاسی است که البته دکتر نوری علا در بحث تجربیات خود در سازمان برنامه به این موضوع نیز اشاره کردند! و همچنین آشکار است که در اپوزیسیون ایران دو دسته هستند که جدا از ادعای دو نوع ناسیونالیسم، یکی پان ایرانیستی و دیگری اتنیکی، می خواهند از تجاوز قدرتهای خارجی به ایران برای کسب قدرت در کشور استفاده کنند. اول آنهایی هستند که منتظرند اسراییل رژیم ایران را ساقط کند و آنها را بر سریر قدرت در مرکز قرار دهد، و دوم نیز آنهایی هستند که امیدوارند با طرحهای جداسازی بخشی از ایران حمایت خارجی جلب کنند و تکه ای از ایران را به «کوبانی تخیلی خود در ایران» تبدیل کنند! این دو رؤیا در حقیقت دو کابوس برای ایران است که در صورت تحقق هزار بار از صد استبداد و رژیم واپسگرا در گذشته و حال بدتر است و قهقرای تازه ای خواهد بود که از «صد اشتباه انقلاب 57» و هزار رویارویی ناخواسته و جنگ با عراق صدام حسین، بیشتر ایران و ایرانی را به ورطه ی سقوط خواهد کشاند!

 

واقعیت این است که ساختن آینده در هر نقطه ی جهان که زندگی کنیم نیاز به دیدگاهی آینده نگر دارد و دیدگاههای تازه ای نظیر آینده نگری کرزوایلی فقط قابل استفاده برای غرب نیست!

 

بازهم با خسته نباشید به دکتر اسماعیل نوری علا و دکتر اکبر کرمی برای بحثهای بسیار جالبی که مطرح کرده اند و امیدوارم این گفتگوها بیشتر ادامه پیدا کند!

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

17 اردیبهشت 1403
May 6, 2024

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

 

SEARCH