Sam Ghandchiسام قندچي دو کلمه درباره بحثهای برخی ایرانیان هوادار سلطنت در اسکاندیناوی

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/4525-scandinavia.htm

پی نوشت صبح روز بعد یعنی 24 فروردین 1403: مطلب مرتبط: نقدی به خانم مسیح علینژاد

 

scandinavia

 

سالها پیش شخصی خود را هوادار "سوسیالیسم سلطنتی" معرفی می کرد که برایم عجیب بود و مدتها علاقمند بود با این نگارنده دیدار کند و من هم از حضور در جلساتی که داشتند اجتناب می کردم چون مثل همین حالا وقت نداشتم! بالاخره سالها بعد با او تصادفاً در یک مهمانی آشنا شدم و دیدم از «سلطنت طلبان» قدیمی ایران و وضع مالی خودش هم خوب است و شاید فکر می کرده که من چپی بوده ام و با طرح این نظر که حامی سیستم کشورهای اسکاندیناوی هست، می خواسته باب گفتگو  را با من باز کند و شخصیتاً هم خیلی انسان بود و از آشنایی با او خیلی خوشحال شدم. به هرحال منظورم اینکه همه ی ما در مورد یکدیگر خیلی پیشداوری داریم که برخی شخصی، و برخی نیز به دلیل گذشته ی ایران پیش از انقلاب 57 است. مثلاً عده ای از دوستان ایرانی مقیم کشورهای اسکاندیناوی از جمله سوئد و نروژ به تازگی شدیداً هوادار «جریانات بازگشت سلطنت به ایران» شده اند که به خودشان مربوط است و من کاری ندارم. همچنین برخی دوستان جمهوریخواه نیز هوادار «میهن بان رضا پهلوی» شده اند به رغم آنکه میهن بان رضا پهلوی 3 سال پیش حکومت موروثی را خودشان رد کردند، و با اینحال، در اوج جنبش مهسا، جلسه ی منشور مهسا را ترک کردند، و فوراً به اسرائیل سفر کردند و خود و همسرشان را "شاه و شهیانوی ایران" خواندند، که بازهم به خودشان و هودارانشان مربوط می شود وامیدوارم موفق باشند و در مورد نقش میهن بان نیز بویژه در «یکی دوسال جنبش مهسا» به اندازه ی کافی سعی کردم برخورد دوستانه داشته و به همکاریها کمک کنم و همچنان قصدم ادامه ی همکاریهاست و نیازی به تکرار مکررات نیست و اصلاً موضوع این نوشتار این بحثها نیست. فقط می خواستم یک نکته را به دوستان مقیم سوئد و دیگر کشورهای اسکاندیناوی یادآوری کنم که شاید از خود من بهتر بدانند. حقیقت این است که در این کشورها، عملاً بعد از انقلاب کبیر فرانسه، سلطنت عقب نشینی کرد و سلطنتهای دموکراتیک شکل گرفت. دو سه قرن بعد نیز در اوائل قرن بیستم که جنبش کمونیستی و سوسیالیستی در اروپا و آسیا رشد چشمگیر کرد، دوباره بسیاری از این کشورهای اروپایی چه سلطنتی و چه جمهوری، در برابر جنبش چپ پرقدرت آن دوران عقب نشینی کردند و دولتهای سوسیال دموکرات در آنها شکل گرفت که در آن دولتها حقوق کارگران و اقشار پایین دست جامعه از راه مالیاتهای بالای تصاعدی روی طبقات بالای جامعه، تأمین شد و تا امروز درآمدهای عمومی «سوسیال» در این کشورها برقرار است و از جمله زندگی بسیاری از پناهندگان ایرانی از منبع همین درآمدها در همه ی 45 سال گذشته تأمین شده است. برعکس آن، دلیلی است که اساساً در آمریکا جنبش سیاسی ایرانیان در همه ی این سالها بسیار ضعیف بوده؛ چون جمعیت اصلی ایرانی دیگر دانشجو نیستند که از طریق خانواده تأمین مالی داشته باشند و به غیر از درصد بسیار کم ایرانیان ثروثمند، اکثریت ایرانیان مانند اکثریت آمریکایی ها درگیر تأمین نان هستند و مگر در جامعه مسائلی حاد نظیر جنگ ویتنام که در سالهای پایانی 1960 اتفاق افتاد که تعداد زیادی از جوانان مجبور به اعزام به جنگ شدند، و تا حدی هم در دوران جرج بوش پسر در زمان جنگ عراق هرچند بعد از پایان جنگ ویتنام و همچنان تا به امروز خدمت سربازی در آمریکا داوطلبانه است، و در نتیجه حرکتهای اجتماعی بزرگی در رابطه با مسائل بین المللی را در همه ی این سالها در آمریکا شاهد نبوده ایم! به هر حال منظورم این است که در دوران سلطنت سابق در ایران ما هیچوقت «سوسیالیسم سلطنتی» نداشتیم و در حقیقت دستگاه سلطنت ایران در دوران پهلوی در بالاترین سطوح خود اساساً از فئودالها و سرمایه داران بزرگ ایران تشکیل می شد و تا آخر هم همینطور بود. اینکه میهن بان رضا پهلوی برای برنامه های آینده ی خود چه در سیستمی پادشاهی و چه در سیستمی جمهوری، چه چیزی در نظر دارند اصلاً موضوع بحث من نیست و به خودشان و هوادارانشان مربوط است، و همانطور که پیشتر هم خاطر نشان کرده ام اصلاً علاقه ای ندارم که به موضوعات سلطنت و جمهوری در ایران بپردازم!

 

و تا آنجا که به میهن بان رضا پهلوی و برنامه هایشان مربوط می شود، آخرین بار نظرم را 3 سال پیش در مطلبی تحت عنوان «تصورات نادرست درباهء رهبری انقلاب 21 در ایران» نوشتم و در «سایت ایرانسکوپ-دات-کام» نیز منتشر کردم، و عملاً از سوی ایشان اقدامی ندیدم و دنبال نکردم. بعدها نیز میهن بان رضا پهلوی در منشور مهسا فعال شدند و این نگارنده نیز «از منشور مهسا و دست اندرکاران آن»، حمایت کردم؛ اما سفر میهن بان رضا پهلوی به اسرائیل در اوج فعالیت جنبش مهسا و اعلام خود و همسرشان بعنوان «شاه و شهبانوی ایران» کار اشتباهی بود که بعد از سالها اعلام اینکه فقط مأموریت خود را آزاد شدن ایران می دانند انجام دادند، و مصاحبه بعدیشان با پیرز مورگان و اعلام آمادگی برای عهده دار شدن دولت بعد از حمله ی اسراییل به ایران نیز ادامه ی همان کار بود و انجام شدن چنین برنامه هایی می توانست ایران را امروز به آنچه در غزه شاهدیم تبدیل کند یعنی به «کن فیکون دیگری در ایران»، بیانجامد! در عین حال می فهمم که دلیل این کار میهن بان، پیشدستی در برابر اقدام مشابهی توسط برخی نیروهای تجزیه طلب کرد بود که دو ماه پیش در نامه ام به آقای عبدالله مهتدی، خاطر نشان کردم. به هر حال اساساً همه ی این موضوعات مربوط به گذشته است و امیدوارم هم میهن بان رضا پهلوی، و هم آقای عبدالله مهتدی که ایشان در اوج جنبش مهسا و تا به امروز به تجریه طلبان بال و پر دادند، از اشتباهاتی که در دوران جنبش مهسا و مدتی بعد کردند، آموخته باشند و امروز بهتر است که به آینده بیاندیشیم!

 

فقط می خواستم به دوستانی که امروز در کشورهای اسکاندیناوی خواستار بازگشت سلطنت سابق به ایران هستند خاطر نشان کنم که ما چیزی شبیه سوسیال دموکراسی که این دوستان در آن کشورها از آن بهره مند هستند نه تنها در ایران بلکه حتی تا به امروز در آمریکای کنونی نداریم و هرچند مدیکر و سوسیال سکورتی که در زمان روزولت در آمریکا به وجود آمد و سالها بعد نیز که اوباماکر تسهیلات بیمه ی نیم بندی در زمان اوباما را شکل داده، در آمریکا ابداً چنین امکانات «سوسیال» که این دوستان با بهره مندی از آن در همه ی این سالها در اروپا توانسته اند بیشتر از همتایان خود در آمریکا فعال باشند، وجود نداشته و ندارد! کشورهایی نظیر شیخ نشینهای خلیج فارس که چنین امکاناتی برای شهروندانشان دارند نیز خیلی در جهان کم هستند و این مزایا فقط به شهروندانی که نسلها در آن سرزمنیها ساکن بوده اند تعلق می گیرد که جمعیتی کوچک و صاحبان درآمد سرشار نفتی این کشورها، و تجزیه طلبهایی که امیدوارند در مناطق اتنیکی در ایران به چنان وضعیتی برسند در خواب و خیالند و مانند آب و برق را مجانی می کنیم خمینی حرف کشک است، و در بهترین حالت در صورت موفقیت به کشورهایی نظیر افغانستان تبدیل می شوند که دولت "اصلاح طلب" در آن کشور بعد از حمله آمریکا با سالها امکانات حمایت آمریکا نتوانست به جایی برسد و خود آمریکا به رغم داشتن پایگاه و نیروهای نظامی، همه را به طالبان داد و همانها را به قدرت بازگرداند تا بتواند جلوی گسترش نفوذ روسیه را بگیرد و اینهمه در زمان دولت پرزیدنت ترامپ انجام شد و دولت بایدن فقط مجری تصمیم بود که در روزهای اول دولت بایدن به انجام رسید! همچینن شاید کردستان عراق به دلیل ذخائر نفتی در صورت جدا شدن بتواند مثل جمهوری آذربایجان عمل کند که نفت دارد ولی برای بقیه ی جریانات اتنیکی حتی چنین امکانی هم نیست و سرنوشتی مانند یمن و افغانستان خواهد بود و خواب و خیال تبدیل شدن به بحرین فقط همان خواب و خیال است و بس! این راههای آسان برای کشوری مثل ایران یا بخشهایی از آن کار نمی کند و حتی اگر منظور جنوب خوزستان باشد که به معنی حمله ی نظامی کل مردم ایران به آن ناحیه خواهد بود، خودتان و مردم را گول نزنید و دنبال گنج پیدا کردن نباشید اگر از کمونیستهای سابق کرد و عرب هستید که حالا تجزیه طلب شده اید! خیلی بی رودربایستی از من گفتن! شکستی که کمونیسم در کشورهایی نظیر شوروی و اقمار آن در اروپای شرقی و چین و آلبانی و کره شمالی و کوبا و امثالهم خورده به این راحتی قابل جبران نیست و موفقیتهای سوسیال دموکراسی اروپا نیز به این راحتی قابل کپی کردن نیست و موفقیت اولی یعنی دموکراسی در کشورهای سلطنتی اروپا متعاقب عقب نشینی آنها بعد از انقلاب کبیر فرانسه بود، و دومی هم نوعی عقب نشینی در برابر کمونیسم پرقدرت اوائل قرن بیستم بود، وگرنه اگر سوسیال دموکراسی به این راحتی پیروز میشد که اصلاً لنینیسم شکل نمیگرفت و اساساً هم سوسیال دموکراسی نتوانسته مسأله ی عدالت اجتماعی را حل کند و ابداً این حرفم نیز حمایت از لنینیسم نیست که به اندازه ی کافی در نقد آن نوشته ام، بلکه همه ی جریان مارکسیستی به تاریخ تعلق دارند و کلاً سوسیالیسم هم نمی تواند راه سعادت بشر تلفی شود و به قول پوپر «برابری ناقض آزادی» است و باید راه حلهای تازه برای دستیابی به عدالت و آزادی را در پرتو آینده نگری جست که ایجاد فراوانی و هچنین ایجاد درآمد آلترناتیو برای مردم از جمله ی این راهکارها هستند!

 

به هر حال قابل درک است که شما دوستان می خواهید آنچه را که خود در این کشورهای اسکاندیناوی کسب کرده اید، برای همه ی مردم ایران تعمیم دهید؛ اما، متأسفانه کار به این راحتی نیست و من را به یاد فوریه سوسیالیست فرانسوی می اندازید که فکر می کرد با قانع کردن ناپلئون به خوب بودن سوسیالیسم می تواند اروپای آن زمان را سوسیالیستی کند! با بهترین آروزها برای شما و همه ی مردم ایران!

 
به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

23 فروردین 1403
April 10, 2024

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

 

SEARCH