Sam Ghandchiسام قندچيوقایع آذربایجان و ساختار قدرت در ایران

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/444-azerbaijan.htm

Azerbaijan Events and Structure of Power in Iran

http://www.ghandchi.com/444-azerbaijanEng.htm

بعدالتحریر اول ماه اکتبر 2017: اعلام تغییر موضع به مخالفت با هرگونه فدرالیسم برای ایران
http://www.ghandchi.com/1641-etelaieh-federalism.htm

 

با اینکه امروز اکثر صاحب نظران اپوزیسیون ایران قبول دارند که انقلاب 1357 ایران یک انقلاب ارتجاعی بوده است [http://www.ghandchi.com/355-Iran1357.htm] ، اما وقتی به تحلیل وقایع ایران مینشینند گوئی این واقعیت را فراموش میکنند که رژیم ایران از ابتدای تأسیسش تا امروز هدفش *بازگشت به گذشته" 1400 سال پیش بوده و هست.  درنتیجه استبداد رژیم را از نوع فاشیسم یا کمونیسم میانگارند که اساساً جریاناتی از جامعه مدرن بودند که میخواستند با اعمال دیکتاتوری مورد نظرشان تندتر به جلو بروند.

 

در نوشته دیگری درباره غلط بودن مدل انقلاب مشروطیت برای تحلیل تحول ایران کنونی نوشتم.  لازم است یاد آوری کنم که در همه سالهای قبل از مشروطیت، دولت ایران،  از ناصرالدین شاه گرفته تا مظفرالدین شاه خود به سفر های اروپائی رفته و دنیای مدرن را سمبل و ایده آل خود میدیدند.  در نتیجه اختلاف مشروطه خواهان با دولت استبداد در این بود که اولی ها میخواستند تندتر به جلو بروند، و البته مشروطه خواهان فقط در عرصه اقتصادی پیشرفت را نخواسته بلکه در عرصه اجتماعی هم آنرا میخواستند یعنی خواهان دموکراسی بودند، نظیر نیروهای مدرنی که اقلیتی در انقلاب 57 بودند.

 

ولیکن مشروعه طلبان در زمان مشروطیت که جریان ضعیفی بودند و شانس خود را در ابقاء استبداد سلطنتی میدیدند خواهان گراندن چرخ تاریخ به عقب بودند و البته آنچه آنها میخواستند را، برعکس تصورشان، اگر محمد علیشاه پیروز شده بود هم بدست *نمیاوردند* ، و انچه خمینی کرد در حقیقت چیزی بود که آرزوی آنها میتوانست برآورده کند، و بیخود نیست که خمینی شیخ فضل الله نوری را سلف خود میدید.  در زمان مشروطیت، جامعه ایران، بر خلاف 1357 ، بروشنی با پیشرفت بسوی دنیای مدرن جهت گیری کرده بود. در باره انقلاب 57 هم قبلاً مفصل نوشتم که چرا  برنامه بازگشت به گذشته توانست پرچم آن انقلاب شود و عاقبت این رژیم بر ایران چیره گردد [http://www.ghandchi.com/500-FuturistIran.htm].

 

جمهوری اسلامی بیش از 25 سال است که در ایران در پی بازگرداندن جامعه به عقب بوده است، و در این راه با موانع داخلی و خارجی زیادی روبرو بوده است، ولیکن در همه این سالها جهت گیری اش همین بوده است.  در واقع چادر بر سر زنان کردن اهمیتش در این نیست که برخی از زنان ایران چادر را ترجیح میدادند و این خواست آنها بوده است و یا آنکه جامعه سنتی ایران ابقاء شده است.  اهمیتش در این است که این عمل حرکتی برای عقب بردن جامعه ای که سالها بخش بزرگی از آن بی چادر بوده است به استاندارد های جامعه قرون وسطائی است و بصورت آگاهانه این هدف دنبال میشود و فقط موقعی که کل حیات رژیم در خطر میافتد این حرکت واپسگرا تعدیل میشود تا دوباره بعداً از نو ادامه یابد.  تفاوت جمهوری اسلام ایران با طالبان فقط پراگماتیست تر بودن جمهوری اسلامی است وگرنه جهت گیری هردو یکسان است، البته یکی شیعه ایده آلش است و دیگری تسنن.  تکرار میکنم منظورم این نیست که کسی مسلمان است و دوست دارد چادر بر سر کند، منظورم بعقب کشیدن کل جامعه ای است که بخش برزگی از آن چادر را سالها است به کنار زده بوده است.

 

وقایع اخیر آذربایجان برخی را دچار شگفتی کرده است که میگویند آذری ها که خود شیعه هستند و حتی خامنه ای و بسیاری از سران رژیم هم آذری هستند پس چرا چنین مخالفتی با رژیم آنهم در آذربایجان.  به سالهای اوائل انقلاب برگردیم و بیاد آوریم زمانی که تظاهرات های طرفداران آیت الله شریعتمداری و حزب خلق مسلمان در تبریز سرکوب شدند.  اگر دقیق نگاه کنیم از همان موقع قرون وسطائی بودن این رژیم باعث آن درگیری ها شد.  یعنی آنکه سران این رژیم بین مقلدین آیت الله شریعتمداری و مقلدین آیت الله خمینی اختلاف میگذاشتند و براین مبنای قرون وسطائی بخشی از جمعیت کشور را سرکوب میکردند.  یعنی نه فقط سنی ها و پیروان مذاهب دیگر نظیر بهائی ها بلکه مقلد کدام آیت الله بودن هم باعث تفاوت بین رفتار با شیعیان مختلف میشد. بعدها هم آیت الله منتظری مغضوب شد و آیت الله اراکی محبوب و امروز هم ناصر مکارم شیرازی ها و فاضل لنکرانی ها و مشکینی ها بر اریکه قدرت سوارند.

 

آنچه مهم است این نیست که در میان شیعیان کدام آیت الله محبوب است یا نیست، بحث بر سر این است که جمهوری اسلامی جامعه را به عقب برده و میبرد و تفکیک جمعیت بر مبنای این عوامل قرون وسطائی در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی  عمل میکند و مثلاً یک عده آیت الله متحجر شورای نگهبان حیات سیاسی کل جامعه را در دست دارند و ولی فقیه و شورای مصلحت و همه ساختار قرون وسطائی قدرت در دست آنها است [http://www.ghandchi.com/313-Judgment.htm]. سیستم قدرتی است که بیش از 25 سال است در پی عقب بردن جامعه در همه عرصه های زندگی است.  بسیاری از جوانان ایران با وجود مخالفت با رژیم و اظهار علاقه به فرهنگ غرب از طریق رسانه ها، ولیکن در این سالها تحت تأثیر خرافات ترویج شده از طریق این رژیم در مدارس و همه جوانب جامعه بوده اند، و آثار آنهم آشکار است.  یعنی برعکس مشروطیت که حرکت نیروهای مختلف دولت مسابقه ای برای جلو رفتن است، در جمهوری اسلامی مسابقه نیروهای حاکم برای باز گرداندن گذشته 1400 سال پیش است.

 

به وقایع آدربایجان برگردم.  این وقایع عکس العمل در برابر یک رژیم قرون وسطائی است ولیکن نه یک رژیم قرون وسطائی نظیر قاجاریه یا رژیم عربستان سعودی بلکه رژیم قرون وسطائی ای که در صدد به عقب بردن جامعه ای است که مدرن شده بوده و آنهم نه عقب بدن به صد سال پیش بلکه به 1400 سال پیش و آنرا نه فقط در قم و مشهد و چاه چمکران بلکه در همه نقاط ایران دنبال میکند.  در مقاله دیگری گفتم که این در زمانی است که ما در دنیای گلوبالی زندگی میکنیم که مردم انتخاب های بیشماری دارند [http://www.ghandchi.com/443-mashrootiat.htm] و به همین علت هم هست که ما میلیونها مهاجر ایرانی در اقصی نقاط جهان میبینیم.

 

آیا خواستهای مردم آدربایجان قومی است؟  من در این باره قبلاً بسیار توضیح داده ام که در عصر کنونی اساساً دولت های ملی اهمیتشان از بین رفته و آنچه از ملیت ها میماند همان اتنیسیته یا قومیت است که اهمیت سیاسی اش هم مثل خانواده هر روز کمتر میشود [http://www.ghandchi.com/434-NationStates.htm].  در نتیجه در مقابله با رژیمی که تنها با طالبان و رژیم عیدی امین قابل مقایسه است، هرچند پراگماتیست تر، ویژگی های محلی و منطقه ای، بخاطر رفتار قرون وسطائی رژیم، در زمان های مختلف برجسته میشوند، و جامعه ایران هم بالاخره راه خود را در یک سیستم حکومتگری مدرن فدرالی خواهد یافت که به ویژگی های محلی و ناحیه ای میتواند توجه کرده و دموکراسی را در همه نقاط ایران از طریق برقرار کردن کنترل و توازن در هر سه قوه دولت برقرار کند [http://www.ghandchi.com/342-KurdFed.htm]. 

 

درست است که اگر این رژیم صد سال دوام آورد میتواند به تجزیه نقاطی از ایران بیانجامد همانگونه که پایان قرون وسطا بمعنی شکل گیری دولت هائی در اروپا بود که از زیر یوغ قرون وسطائی کلیسا بیرون آمدند.  درواقع خروج میلیونها نفر از ایران که نمیخواهند به آن شکل زندگی کنند نه برای نبودن کار بلکه بخاطر آن است که نمیخواهند تحمیل بازگشت به قرون وسطی را بپذیرند و در واقع ایرانیان مقیم خارج اولین "جدائی طلبان ایران" هستند که سالهاست بخاطر مخالفتشان با رژیم ایران از امکانات دنیای گلوبال استفاده کرده و جدا شده اند.  امیدوارم که قسمتهای مختلف ایران بجای جدا شدن از یکدیگر دست یکدیگر را بفشارند و یک دولت مدرن فدرال را که به خواستهای آحاد مردم توجه داشته و خواهان دموکراسی و رفتن بجلو باشد را بسازند.  دولت سکولار و فدرالی که به این کوششهای بازگشت به 1400 سال پیش این رژیم، پایان دهد.

 

 

به امید جمهوری آینده نگر، فدرال، دموکراتیک، و سکولار در ایران

 

سام قندچی، ناشر و سردبیر

ایرانسکوپ

http://www.iranscope.com

 17 خرداد 1385

June 7, 2006

 

 

 متن مقاله به زبان انگلیسی

http://www.ghandchi.com/444-azerbaijanEng.htm 

مقالات مرتبط:

http://www.ghandchi.com/index-Page10.html

http://www.ghandchi.com/index-Page16.html

 

 

--------------------------------------------------------- 

مقالات تئوریک

http://www.ghandchi.com

 

فهرست مقالات

http://www.ghandchi.com/SelectedArticles.html