Sam Ghandchiسام قندچي وقایع آذربایجان و ساختار قدرت در ایران، ویرایش سوم

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/444-azerbaijan.htm

Azerbaijan Events and Structure of Power in Iran, Third Edition

http://www.ghandchi.com/444-azerbaijanEng.htm

تذکری درباره ویرایش سوم: آنچه امروز در سایت جنبش سکولار دموکراسی ایران تحت عنوان ویرایش سوم این مطلب منتشر شد، در حقیقت فقط ویرایش سوم این مطلب نیست و بهتر است بگویم بازنویسیِ کامل این نوشتار توسط دکتر اسماعیل نوری علا است، که همیشه ادیتوری بوده که مقصودِ مطالبم را بهتر از خودم بیان کرده و این نگارنده این سعادت را داشته ام که سالها این دوست عزیز، ویراستاری بیشتر مطالب فارسی اینجانب را با صبر و حوصله انجام داده اند. س. ق.

پی نوشت بیست و چهارم آذر ماه 1399: از سایت جنبش: کوشش برای به عقب کشاندن جامعه و ماهيت اصلی مخالفت با آن

پی نوشت بیست و دوم آذر ماه 1399: ارّان یا آذربایجان؟

پی نوشت سوم آذر ماه 1399: در حاشیه ی گفتگوی حسن شریعتمداری دبیر کل شورای گذار با علی لیمونادی

پی نوشت هفتم مهر ماه 1396: اعلام تغییر موضع به مخالفت با هرگونه فدرالیسم برای ایران

 

azerbaijan

 

با اینکه امروز اکثر صاحب نظران اپوزیسیون ایران قبول دارند که انقلاب 1357 ایران یک انقلاب ارتجاعی بوده است، اما وقتی به تحلیل وقایع ایران مینشینند گوئی این واقعیت را فراموش میکنند که رژیم اسلامی ایران از ابتدای تأسیس تا به امروز، هدفش «بازگشت به گذشته ی 1400 سال پیش»، بوده و هست.  درنتیجه استبداد رژیم را از نوع فاشیسم یا کمونیسم میانگارند که اساساً جریاناتی از جامعه مدرن بودند که میخواستند با اعمال دیکتاتوری مورد نظرشان تندتر به جلو بروند.

 

از ناصرالدین شاه تا مظفرالدین شاه، چه هواداران استبداد و چه طرفداران مشروطه، به اروپا سفر می کردند و دنیای مدرن را سمبل و ایده ال خود می دیدند و خواهان رفتن به جلو بودند، هرچند دسته ای خواهان ادامه ی استبداد و شماری نیز از طریق دموکراسی. مشروعه طلبان که جریان ضعیفی بودند و شانس خود را در ابقاء استبداد سلطنتی میدیدند خواهان گراندن چرخ تاریخ به عقب بودند و البته آنچه آنها میخواستند را، برعکس تصورشان، اگر محمد علیشاه پیروز شده بود هم بدست *نمیاوردند* ، و آنچه خمینی کرد در حقیقت چیزی بود که آرزوی مشروعه طلبان عصر مشروطیت را میتوانست برآورده کند، و بیخود نیست که خمینی، شیخ فضل الله نوری را سلف خود میدید. در زمان مشروطیت، جامعه ایران، بر خلاف 1357، بروشنی با پیشرفت بسوی دنیای مدرن جهت گیری کرده بود، و در هردو سوی استبداد و مشروطه، هدف پیشرفت به جلو بود اما به دو شیوه ی مختلف، اولی در ادامه ی استبداد و دومی از طریق دموکراسی.

 

جمهوری اسلامی بیش از 25 سال است که در ایران در پی بازگرداندن جامعه به عقب بوده است، و در این راه با موانع داخلی و خارجی زیادی روبرو بوده است، ولیکن در همه ی این سالها جهت گیری اش همین بوده است. در واقع چادر بر سر زنان کردن اهمیتش در این نیست که برخی از زنان ایران چادر را ترجیح میدادند و این خواست آنها بوده است و یا آنکه جامعه سنتی ایران ابقاء شده است.  اهمیتش در این است که این عمل حرکتی برای عقب بردن جامعه ای که سالها بخش بزرگی از آن بی چادر بوده به استاندارد های جامعه قرون وسطائی است و بصورت آگاهانه این هدف دنبال میشود و فقط موقعی که کل حیات رژیم در خطر میافتد این حرکت واپسگرا تعدیل میشود تا دوباره بعداً از نو ادامه یابد.  تفاوت رژیم اسلامی کنونی در ایران با طالبان فقط پراگماتیست تر بودن جمهوری اسلامی است، وگرنه جهت گیری هردو یکسان است، البته یکی شیعه است و دیگری سنّی.  تکرار میکنم منظورم این نیست که کسی مسلمان است و دوست دارد چادر بر سر کند، منظورم بعقب کشیدن کل جامعه ای است که بخش برزگی از آن، چادر را سالها است به کنار زد.

 

وقایع اخیر آذربایجان، برخی را دچار شگفتی کرده است که میگویند آذری ها که خود شیعه هستند و حتی خامنه ای و بسیاری از سران رژیم هم آذری هستند پس چرا چنین مخالفتی با رژیم آنهم در آذربایجان. به سالهای اوائل انقلاب برگردیم و بیاد آوریم زمانی که تظاهرات های طرفداران آیت الله شریعتمداری و حزب خلق مسلمان در تبریز سرکوب شدند. اگر دقیق نگاه کنیم از همان موقع، قرون وسطائی بودن این رژیم باعث آن درگیری ها شد.  یعنی آنکه سران این رژیم بین مقلدین آیت الله شریعتمداری و مقلدین آیت الله خمینی اختلاف میگذاشتند و براین مبنای قرون وسطائی، بخشی از جمعیت کشور را سرکوب میکردند. یعنی نه فقط سنی ها و پیروان مذاهب دیگر نظیر بهائی ها، بلکه مقلد کدام آیت الله بودن هم باعث تفاوت بین رفتار با شیعیان مختلف میشد. بعدها هم آیت الله منتظری مغضوب شد و آیت الله اراکی محبوب و امروز هم ناصر مکارم شیرازی ها و فاضل لنکرانی ها و مشکینی ها بر اریکه قدرت سوارند.

 

آنچه مهم است این نیست که در میان شیعیان کدام آیت الله محبوب است یا نیست، بحث بر سر این است که جمهوری اسلامی جامعه را به عقب برده و میبرد و تفکیک جمعیت بر مبنای این عوامل قرون وسطائی در چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی  عمل میکند و مثلاً یک عده آیت الله متحجر شورای نگهبان، حیات سیاسی کل جامعه را در دست دارند و ولی فقیه و شورای مصلحت و همه ساختار قرون وسطائی قدرت در دست آنها قرار دارد، سیستم قدرتی است که بیش از 25 سال است در پی عقب بردن جامعه در همه عرصه های زندگی است.  بسیاری از جوانان ایران با وجود مخالفت با رژیم و اظهار علاقه به فرهنگ غرب از طریق رسانه ها، در این سالها تحت تأثیر خرافات ترویج شده از طریق این رژیم در مدارس و همه جوانب جامعه بوده اند، و آثار آنهم آشکار است. یعنی برعکس مشروطیت که در حرکت نیروهای مختلف دولت، مسابقه ای برای جلو رفتن است، در به اصطلاح "جمهوری،" اسلامی مسابقه ی نیروهای حاکم برای بازگرداندن جامعه به گذشته 1400 سال پیش است.

 

به وقایع آدربایجان برگردم.  این وقایع عکس العمل در برابر یک رژیم قرون وسطائی است ولیکن نه یک رژیم قرون وسطائی نظیر قاجاریه یا رژیم عربستان سعودی بلکه رژیم قرون وسطائی ای که در صدد به عقب بردن جامعه ای است که مدرن شده بوده و آنهم نه عقب بردن به صد سال پیش، بلکه به 1400 سال پیش و آنهم نه فقط در قم و مشهد و چاه چمکران، بلکه در همه ی نقاط ایران.  در مقاله دیگری گفتم که این در زمانی است که ما در دنیای گلوبالی زندگی میکنیم که مردم انتخاب های بیشماری دارند و به همین علت هم هست که ما میلیونها مهاجر ایرانی در اقصی نقاط جهان میبینیم.

 

آیا خواستهای مردم آذربایجان قومی است؟  در این باره قبلاً بسیار توضیح داده ام که در عصر کنونی اساساً اهمیت سیاسی اقوام مختلف در دولت های ملی بسیار کاهش یافته و آنچه میماند همان اتنیسیته یا قومیت است که اهمیت سیاسی اش مثل خانواده، هر روز کمتر میشود. در نتیجه در مقابله با رژیمی که تنها با طالبان قابل مقایسه است، هرچند پراگماتیست تر، ویژگی های محلی و منطقه ای، بخاطر رفتار قرون وسطائی رژیم، در زمان های مختلف برجسته میشوند، و جامعه ی ایران هم بالاخره راه خود را در نوعی سیستم حکومتگری خواهد یافت که به ویژگی های محلی و ناحیه ای توجه کرده و دموکراسی را در همه نقاط ایران از طریق برقرار کردن کنترل و توازن در هر سه قوه دولت برقرار کند. 

 

درست است که اگر این رژیم صد سال دوام آورد میتواند به تجزیه ی نقاطی از ایران بیانجامد همانگونه که پایان قرون وسطا شکل گیری دولت هائی در اروپا بود که از زیر یوغ قرون وسطائی کلیسا بیرون آمدند. درواقع خروج میلیونها نفر از ایران که نمیخواهند به آن شکل زندگی کنند نه برای نبودن کار بلکه بخاطر آن است که نمیخواهند تحمیل بازگشت به قرون وسطی را بپذیرند و ایرانیان مقیم خارج اولین "جدائی طلبان ایران" هستند که سالهاست بخاطر مخالفتشان با رژیم ایران از امکانات دنیای گلوبال استفاده کرده و جدا شده اند. امیدوارم که قسمتهای مختلف ایران بجای جدا شدن از یکدیگر دست یکدیگر را بفشارند و دولتی مدرن را که به خواستهای آحاد مردم توجه داشته، سکولار و دموکراتیک باشد، ایجاد کنند.  دولت سکولار دموکراتی که به این کوششهای بازگشت به 1400 سال پیش رژیم حاضر، پایان دهد.

 

 

به امید جمهوری آینده‌نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

هفدهم خرداد ماه 1385

June 7, 2006

  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران

http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

 

SEARCH