Sam Ghandchiسام قندچي حسین رونقی قربانی مصاف با لابی های رژیم اسلامی در خارج کشور

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/4258-hossein-ronaghi-iri-lobbies.htm

پی نوشت دوازدهم اسفند ماه 1400: یادداشت امروز حسین رونقی

مطالب مرتبط: 1     2     3     4     5     6     7     8     9     10     11     12     13     14     15

 

hossein-ronaghi-iri-lobbies

 

روز گذشته یادداشتی منتشر کردم تحت عنوان «چه کسی صدای زینب جلالیان ها و خانواده های آنها ست» و تلویحاً به مانع بزرگی که بر سر راه حمایت از زندانیان سیاسیِ مخالف با اصلاح طلبان، در خارج کشور وجود دارد، اشاره شد: لابی های رژیم اسلامی! حتی شخصیتهای معروف و قدرتمند اپوزیسیون خارج در مورد این لابی ها سکوت می کنند چون موضوع بغرنج تر از آن است که بتوان به این سادگی توضیح داد یعنی فقط سیاه و سفید نیست و از جمله دو تن از اعضای خانواده ای که بودجه ی بزرگترین لابی رژیم اسلامی را در آمریکا تأمین می کرد، چند سالی است که در ایران در زندان هستند و در صدر لیستی قرار دارند که در همه ی مذاکرات آمریکا برای تبادل زندانیانی که در مذاکرات بین دو کشور مطرح می شوند، و برای آزادی آنها آمریکا هزینه می دهد. شخصاً ترجیح می دهم وارد این بحثها نشوم چون واقعاً فراتر از آن است که سواد بیشتر به آنرا داشته باشم و علاقه و توانم نیز در موضوعات حقوقی نیست. تنها مقاله ای که سالها پیش نوشتم و اصل بحث را در آن از نظر سیاسی بیان کردم، تحت عنوان «فریبکاری بزرگ حکومت اسلامی که اپوزیسیون را از خواست تغییر رژیم دور کرد»، منتشر شد و بیش از آن حرفی در این زمینه ندارم. اما به دلیل این واقعیات، اساساً نقد جدی از جریانات لابی رژیم اسلامی در خارج که تحت عناوین «فعالان حقوق بشر» یا «رسانه های فارسی زبان در خارج»، فعالیت می کنند، خیلی به ندرت در مطبوعات اپوزیسیون در خارج دیده می شود. به همین دلیل برخی فعالان حقوق بشر در داخل ایران که حقیقت عدم وجود کسانیکه را که صدای آنها در خارج باشند، احساس کرده اند، از همان داخل کشور فعالیت علیه این جریانات لابی ها که در رسانه های فارسی زبان نیز حضور مداوم دارند، وارد عمل شده اند. اولین کسی که شخصاً به یاد دارم که این کار را کرد، زندانی سیاسی خانم گلرخ ایرایی بود وقتی مدتی از زندان آزاد شده بود و از داخل ایران در مورد نایاک مطالبی منتشر می کرد که حتی در خارج کسی را نمی دیدید که آن موضوعات را بحث کند!  ظاهراً خانم گلرخ ایرایی به دلیل مصاحبه با رسانه های خارج کشور دوباره به زندان بازگردانده شد! رسانه هایی که در قبضه ی این لابیگران رژیم اسلامی قرار دارد. حالا هم مدتی بود که از داخل ایران دوست عزیز حسین رونقی یقه ی این لابی های رژیم اسلامی را در خارج گرفته بود و حتی به زبان انگلیسی در برخی نشریات بین المللی مطلب منتشر کرده و به روشنی گفته بود که اینها سخنگوی فعالان حقوق بشری و سیاسی در ایران نیستند و حتی با برخی برنامه های رسانه های فارسی زبان که این لابی گران رژیم اسلامی در کنترل خود دارند، وارد مصاف شده بود. این جریانات میلیونها دلار بودجه های کلان دارند و وقتی احساس خطر کنند هر کاری می کنند. همانطور که سالها پیش نوشتم هنگامیکه کارم را در صدای آمریکا از دست دادم و می خواستم همچنان «ایرانسکوپ» را منتشر کنم، با یکی از کسانیکه در همین دارودسته ها مقامی بالا و بودجه های زیادی در اختیار دارد، تماس گرفتم و در حدی که در همان صدای آمریکا حقوق می گرفتم تقاضای بودجه کردم. در حقیقت حقوق من در صدای آمریکا یک سوم حقوقی بود که قبل از نقل مکان به واشنگتن در سیلیکانولی کالیفرنیا در کارهای تکنیکی داشتم، یعنی حقوقم در صدای آمریکا بعنوان کارمندی قراردادی چیز قابل ملاحظه ای نبود، و همانقدر بودجه ای بود که مطرح کردم؛ با اینحال آن آقا در پاسخم گفت «برای پروژه ای نظیر ایرانسکوپ کسی از این پولها نمی دهد» و دیگر هم ایمیلهایم را پاسخ نداد و من هم هرچه داشتم و نداشتم را در 10 سال گذشته برای ادامه ی کارم خرج کردم و بقیه اش را خوانندگان مقالاتم خبر دارند. اینها واقعیات رودررو شدن با لابی رژیم اسلامی در خارج کشور است که ظاهراً از شعر و موسیقی و هنر و دعوت از شخصیتهای فرهنگی داخل کشور و دادن کمک به خیریه ها، زیاد حرف می زنند اما در واقعیت دکان هایی هستند که سالهاست باز کرده اند و امثال بی بی سی هم در ارتباط تنگاتنگ با آنها هستند. دوست عزیز آقای حسین رونقی از فاصله ای چند هزار مایلی با آنها وارد مصاف شد و اینها نیز با او وارد جنگ شدند! در واقع همین مقدارِ کم هم که در این باره ها نوشته ام، برخی دوستان قدیمی که مدتهاست دیگر آنها را نمی بینم بارها تماس گرفتند و گفتند این چیزها را در مورد اینها منتشر نکن! در واقع شخصاً با هیچکس از جمله آقای حسین رونقی یا خانم گلرخ ایرایی حرفی نزده ام و هرآنچه گفته ام فقط بحث در مورد لابی رژیم اسلامی در یادداشتهایم بوده و بس که اساساً هم نوشته هایی ژورنالیستی در مورد فاکت ها بوده و نه تقابل ایدئولوژیک یا پلمیک! به هر حال این جریانات میلیونها دلار از این راه درآمد دارند که کانالهای ارتباطی قوی نیز در خارج و داخل برایشان ایجاد کرده و می کند و شخصاً وقت و توانش را ندارم که بخواهم با این جریانات سرشاخ شوم. روز گذشته در توییترِ خانم دکتر نیره انصاری، که حقوقدان هستند، دیدم شماره 164 مجله ای تحت عنوان «مجله_حقوق_ما»، ذکر شده است؛ و نمی دانم چنین نشریات حقوقی بتوانند در این زمینه ها کمکی به دوستان داخل یا خارج کشور باشند که در این عرصه ها فعال هستند! شخصاً با دکتر نیره انصاری در این مورد تماسی نگرفته ام و همانطور که ذکر کردم وقت و توان پیگیری این موضوعات را ندارم. اما دوستانی در داخل ایران یا در خارج کشور که مایل به پیگیری این مسائل هستند ممکن است اینگونه منابع حقوقی را نیز در نظر بگیرند؛ همچنین سازمانهایی نظیر «عدالت برای ایران» یا فعالانی نظیر آقای ایرج مصداقی بسیار بیش از کسی نظیر من در مورد این مسائل حقوقی آگاهی دارند و فعال هستند و ممکن است بتوانند در این موارد به آنهایی که در این عرصه ها در داخل و خارج کشور فعالند، کمک کنند و با بهترین آرزوها برای همه دوستان و اظهار تأسف از اینکه بیش از این کاری در این زمینه ها از دستم بر نمی آید.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران،

 

سام قندچی

IRANSCOPE
http://www.ghandchi.com

دوازدهم اسفند ماه 1400
March 3,
2022

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

متون برگزیده سام قندچی

 

 

برای حزب جمهوریخواهان سکولار دموکرات و آینده نگر ایران
http://www.ghandchi.com/futuristparty/index.html

 

 

 

SEARCH