بعدالتحریر اول ماه اکتبر 2017: اعلام تغییر موضع به مخالفت با هرگونه فدرالیسم برای ایران
http://www.ghandchi.com/1641-etelaieh-federalism.htm
P.S. Oct 1, 2017:Announcing Change of Position to Opposing any form of Federalism for Iran
http://www.ghandchi.com/1641-etelaieh-federalism-english.htm

 

--------------------------------------------------------------------------------------------------

Sam Ghandchiسام قندچيدوست عزیز پرزیدنت طالبانی

سام قندچی

http://www.ghandchi.com/425-Talabani.htm

Dear Friend President Talabani

http://www.ghandchi.com/425-TalabaniEng.htm

 

سالهاست که از مدل فدرال برای دولت ایران دفاع کرده ام، با تمرکز تحلیل خود برروی تجربه کردستان ایران، وقتی که در عین حال بروشنی نشان داده ام که جدائی کردستان از ایران به نفع کردهای ایران نیست [http://www.ghandchi.com/700-KurdsIran.htm].

 

در عین حال همیشه از این کار اجتناب کرده ام که درباره آنکه چه به نفع مردم کردستان سابق عثمانی است بگویم، چرا که آن موضوعی است که به بهترین وجه بوسیله متفکرینی که تمرکز توجه شان برروی کردستان عراق، ترکیه، سوریه، و بخش های دیگر امپراطوری عثمانی سابق است، میتواند انجام شود.

 

دلیل آنکه این نامه را مینویسم به این خاطر نیست که بخواهم در آنچه مردم عراق، و از جمله کردهای عراق، بهترین طرح برای خود میدانند،  دخالت کنم، بلکه میخواهم که ملاحظات خود را بعنوان ناظری *بیرونی* بیان کنم، که ممکن است دیدگاه دیگری را برای در نظر گرفتن احتمالی در اختیار شما قرار دهد.

 

معتقدم اینکه یک کرد بعنوان پرزیدنت کشوری در خاورمیانه است دستاورد تاریخی بسیار پراهمیتی است وقتی که میدانیم کردها اساسأ  در شکل گیری دولت مرکزی در همه کشورهای منطقه قرن هاست که بکنار گذاشته شده بودند.  نقش تازه کردها در دولت مرکزی عراق میتواند فرصت مهمی باشد که در عین وفاداری به خواستهای پایه های خود که امکان دستآوردهای کنونی را فراهم کرده است، این نقش تازه، به مشاجرات قومی بی اهمیت ننزل نیابد.

 

اجازه دهید نمونه ای تاریخی را ذکر کنم.  وقتی که جنگ داخلی در آمریکا پایان یافت، آبراهام لینکلن به هواداران های خود در ایالات شمال را که امکان پیروزی در جنگ با ایالات مخالف لغو برده داری ممکن کردند، وفادار ماند، اما در سخنرانی معروف پس از پایان جنگ داخلی، تلاش کرد تا که پلی بر شکاف دوران جنگ داخلی بزند،  و برای همه آمریکائی ها سخن گوید، و تعهد خود را به دموکراسی و حقوق بشردر مافوق نظرگاه ایالتی نشان دهد.  در واقع، اشتباه دولت مؤتلفه جنوب در زمان جنگ داخلی آمریکا در این بود که فکر میکرد حق ایالات را که فدرالیسم برای آنها ممکن کرده بود مافوق حمایت دولت مرکزی از حق *بشر*  برای لغو برده داری است، و در نتیجه آنرا مبنائی برای پشتیبانی از ایالاتی کرد که خواهان حفظ برده داری بودند[http://www.ghandchi.com/362-FederalismRights.htm].  در مقایسه، لینکلن حتی پس از پایان جنگ نشان داد که آنچه تقدم دارد حقوق *بشر* همه آمریکائیان است که در مافوق تمایلات هر ایالت معین و از جمله ایالات شمال که دیگر *پیروزمندان* بودند، قرار دارد.  این است دلیل آنکه در تاریخ آمریکا پس از جنگ داخلی، دیدگاه *پیروزمندان* در برابر *شکست خوردگان* آنقدر رشد نکرد و ملت متحد ماند بجای آنکه این شکاف دوباره در زمان های بعد زنده شود.

 

از دیدگاه این قلم در عراق شما این فرصت تاریخی را دارید که رفتار مشابهی را با جمعیت عرب اهل سنت بکنید.  درست است که حساسیت به فدرالسم در میان جمعیت سنی وجود دارد، اما فقط با نشان دادن اینکه دموکراسی و حقوق بشر به حقوق قومی هر ایالت تقدم دارند است که شما نمونه ای بر جای میگدارید که کردها بعنوان *پیروزمندان* هم، برای حقوق بشر بایستند، و نه آنکه فشار بر روی اعراب برای تلافی کردن ستمی که در گذشته اعراب بر کردها روا شده، بگذازند.

 

به اینگونه شما میتوانید جمعیت عرب اهل تسنن را به مشارکت در ساختن دموکراسی مدرن بدون ترس از انتقامجوئی قومی بکشید.  در واقع فدرالیسم ربطی به شکاف قومی ندارد، و اساسأ برای ایجاد *کنترل و توازن* در خدمت دموکراسی است[http://www.ghandchi.com/117-Madison.htm]. اما راحت میشود فهمید که چگونه سؤتفاهم قومی از فدرالیسم میتواند بوجود آید، وقتی ببینیم در کشوری مثل آمریکا که حدود یک قرن پس از برقراری فدرالیسم، هنوز نصف کشور در زمان جنگ داخلی، فدرالیسم را غلط میفهمیدند، و تصور میکردند که فدرالیسم به این معنی بود که هر ایالتی میتواند خواست عالیتر آزادی در برابر برده داری را بر مبنای حق ایالتی انکار کند.  بنابراین بسیار قابل فهم است که چگونه طرح برای فدرالسیم در ایران و عراق غلط درک شود و فقط آموزش صبورانه مردم به پیشرفت در این زمینه کمک میکند.  منظورم این نیست که درخواست فدرالیسم حذف شود، اما منظورم این است که شما رهبری کوششهایی را که با هدف جلب مشارکت صادقانه جمعیت عرب سنی به زندگی سیاسی در عراق بویژه در مناطق کردنشین است، در دست بگیرید و اینکه به اعراب نشان داده شود که فدرالیسم درباره شکاف قومی نیست بلکه درباره *کنترل و توازنchecks and balances* است.

 

باورنکردنی است که این همه حملات انتحاری امروز در عراق دیده میشود.  پیش از سقوط صدام القاعده، آنقدر در عراق صاحب نفوذ نبود و سقوط حزب بعث به آنها کمک کرده که در عراق طرفدار پیدا کنند، چرا که یک آلترناتیو دموکراتیک  برای اعراب سنی هنوز بمثابه دیدگاه غالب در میان آنها شکل نگرفته است ، و آنها بر مبنای خطوط قومی و مذهبی احساس بیگانگی میکنند و شخصی نطیر شما در رهبری عراق، این را امکان پذیر میکند که دست دوستی بطرف اعراب دراز کنید و نمونه تازه ای بگذارید که در آن ستم قومی بشکل موضوعی برای تاریخ درآید.

 

اکنون یک لحظه تاریخی برای کردها در عراق است که نشان دهند چگونه میتوانند نقشی پراهمیت در رهبری دولت دموکراتیک مدرن چندملیتی در خاورمیانه ایفا کنند.  این چالشی است بسیار مهمتر از حکومت بر یک گروه قومی.  این نظیر تجربه چینی های آینده نگری است که نقشهای مهمی در سنگاپور و بسیاری از کشورهای جنوب شرقی آسیا در شکل دادن دولت مدرن در نیم قرن گذشته، ایفا کردند.  گفتارهای درباره دولت جداگانه کرد فقط به موقعیت کردها در کشورهای جداگانه ای که آنها در آن زندگی میکنند لطمه میزند زمانیکه چنین فرصت تاریخی ای هست که کردها نقش کلیدی در این کشورها برای شکل دادن دموکراسی و دوستی منطقه ای، بجای جنگ، ایفا کنند.

 

و در واقع اگر دولت کردستان بطور جداگانه، از طریق برخی کردهای ترکیه بوجود آید، آن دولت میتواند که به هدفی برای جنگ های ممتد و خرابی وضع کردها و دیگر مردم خاورمیانه تبدیل شود، وقتی هر دولت ارتجاعی از جنگ با آن برای تحریک احساسات ملی  و بعنوان بز طلیعه برای سرپوش گذاشتن بر کمبودهای خود استفاده خواهد کرد، آنگونه که دولت های ارتجاعی عرب در پنجاه سال گذشته از حمله به اسرائیل برای سرپوش گذاشتن بر عدم وجود دموکراسی و مدرنیسم در کشورهای خود سود جسته اند.  همانگونه که در کتاب کردها و دولت مرکزی در ایراتن نشان داده شده است [http://www.ghandchi.com/700-KurdsIran.htm]، همه این بحثها درباره کردستان بزرگ، اقلأ تا آنجا که به کردستان ایران مربوط میشود، فقط باعث لطمه خوردن به شانس پیروزی کردهای ایران برای بوجود آوردن آینده ای مدرن برای کردهای ایران و بقیه ایرانیان میشود.

 

به امید جمهوری آینده نگر دموکراتیک و سکولار در ایران

 

سام قندچی، ناشر و سردبیر ایرانسکوپ
http://www.iranscope.com

http://www.ghandchi.com

دهم مهر  1384

October 2, 2005

 

مقالات مرتبط

http://www.ghandchi.com/index-Page16.html

 


متون برگزیده
http://featured.ghandchi.com

 

 

 

SEARCH