Iranscope Storeفروشگاه ايرانسکوپ

How to Neutralize IRI Filtering

http://www.ghandchi.com/424-filtershekan-plus.htm

Sam Ghandchiسام قندچيچگونه فيلترينگ جمهوري اسلامي را خنثي کنيم

سام قندچي

 

بيش از سه سال پيش در مارس 2002 من مقاله اي نوشتم درباره استفاده از پراکسي براي خواندن مطالب اينترنت که فيلتر شده اند [http://www.ghandchi.com/119-Proxy.htm].  در آنزمان تازه تعداد بسيار معدودي از سايتهاي سياسي  از طريق جمهوري اسلامي بوسيله فيلترينگ سانسور ميشدند و رژيم هم اصلأ نميگفت چنين کاري ميکند.  هنوز براي رژيم اينترنت آنقدر مهم نبود و مشغول بستن روزنامه ها بود.

 

آنها هم که از نظر تکنيکي کار فيلترينگ رژيم را ميکردند، و ظاهرأ سازنده شبکه اينترنت در بخشي از ايران بودند، وقتي من در يک گروه خبري اينترنتي از آنها مستقيمأ اين سؤال را کردم گفتند که سايت هاي سکسي را براي مدارس فيلتر ميکنند، که نشان ميداد در اين کار درگير بودند.  من به آنها گفتم که يک کاربر اينترنتي مثل يک خانواده ميتواند آنگونه محتوائي را که دوست دارد براي خود يا کودکان خانواده فيلتر کند، نه آنکه رژيم براي همه موسسات و مردم ايران تصميم بگيرد.

 

در عين حال يکي دو سايت سياسي را هم نام بردم که شنيده بودم در شبکه اينترنتي مدارس ايران که اين افراد در ساختن آن درگير بودند  فيلتر شده بودند، و آنها جواب دادند که آن ها تروريست هستند، و بعد پرسيدم که آيا آنها در اينترنت کار تروريستي ميکردند، و پرسيدم که  چه تضميني هست که شما همين سانسور را فردا درباره ديگران بکار نبريد.

 

آنها ديگر ساکت شدند و جوابي ندادند و سالها ست نميگويند که چقدر آنها دست اندر کار اين سانسور در ايران و کار تکنيکي براي ايجاد فيلتر هستند، زماني که امروز در ايران نه تنها سايتهاي بسيار معتدل سياسي هم تحمل نميشوند، بلکه مهمترين بحث هاي مستند و علمي و تاريخي بخاطر فيلترينگ سايت هاي مستند سانسور ميشوند.

 

من آرزو دارم روزي اين افراد به جلو بيايند و به جهان بگويند که چگونه اين زندان اوين براي اينترنت در ايران ساخته شد.  اين موضوع شخصي نيست و همانطور که امثال اوپن هايمر پس از جنگ دوم جهاني به اشتباه خود اذعان کردند، اين ها نيز اين را به ملت ايران مديونند.

 

به اينگونه، مردم ما از دسترسي به دانش و انديشه محروم ميشوند،  و اين افراد هم نميگويند که از علم خود در زمينه اينترنت و کامپيوتر چه خدمتي به جمهوري اسلامي ايران کرده و ميکنند.  بله اين آخوند ها نيستند که فيلتر ميسازند، بلکه اين متخصصين کامپيوترند که برخي شان هنوز فکر ميکنند با دانش خود به مردم ايران خدمت ميکنند، وقتي براي پول به اين کار شنيع فيلترينگ مشغولند، و چه مايه تأسف است که اگر پنجاه سال پيش دانشمنداني از علم دانش فيزيک هسته اي بمب ساختند و سالها از کار خود سرافکنده شدند، امروز نيز عده اي که ابتدا خواهان گسترش دانش و اينترنت به ايران بودند، به سازندگان حصار زندان فيلترينگ به دور ايران تبديل شده اند.

 

يکسال بعد از مقاله بالا،  و بحث هائي که ذکر کردم، سانسور اصلي سايت هاي سياسي در ماه مه سال 2003 شروع شد.  به خاطر دارم در آن ماه آقاي دکتر شاهين فاطمي در سايت  ايران و جهان ، خبر فيلتر سايت خود را اعلام کرد،  و هنور سايت ايرانسکوپ خود من فيلتر نشده بود،  اما من فورأ مقاله خود در مورد مقابله تکنيکي با فيلترينگ  را روز به روز کردم ، و اشاره کردم  که ميشود با پراکسي اين فيلترينگ را دور زد [نگاه کنيد به بعدالتحرير 11 مارس 2003 در مقاله http://www.ghandchi.com/119-Proxy.htm] که ايران و جهان نيز در آنزمان آنراچاپ کرد [http://iranvajahan.net/cgi-bin/news_en.pl?l=en&y=2003&m=05&d=12&a=11]. همچنين من ليستي از سايتهائي را که ممنوع شده بودند دريافت کردم که همانوقت چاپ کردم [http://iranscope.ghandchi.com/0103-Banned_Websites.htm].

 

سه سال بعد از اولين اشاره من به موضوع سانسور از طرق فيلترينگ اينترنت، ديگر حتي سايت هاي مستند و خبري هم که رژيم دوست نداشت فيلتر شدند و تعداد سايت هاي فيلتر شده از 600000 تا يک ميليون ذکر شده است و گفته ميشود که رژيم  از فيلترينگ سمانتيک semantic هم استفاده ميکند، که معنايش اين است که تعداد زيادي لغت هاي معين به دستگاه داده ميشود و بر مبناي آنکه محتواي سايتي، تعداد معيني از اين لغت ها را استفاده کند، آن سايت فيلتر ميشود.  ديگر نه تنها سايت هاي مستند خبري ، نظير سايت خبري ايرانسکوپ من، بلکه حتي سايت هائي نظير سايت شخصي من[http://www.ghandchi.com]  هم فيلتر شدند، که در مقاله اي در ماه مه امسال درباره آن نوشتم [http://www.ghandchi.com/407-FilteredSite.htm] .

 

واقعيت اين است که از رژيمي که مخالفين سياسي خود نظير اسماعيل محمدي را که در هيچ عمليات مسلحانه اي نبود و فقط ضد رژيم فعاليت سياسي کرده بود را اعدام ميکند [http://groups.yahoo.com/group/IranscopeNews/message/6345] ، و ديگر مخالفين نظير گنجي ها ، محمدي ها، طبرزدي ها و داراب زند ها را در زندان ها تا مرز مرگ برده است، چه انتظار ديگري ميتوان داشت.  اگر هم سانسور را زمانهائي کم کنند، بخاطر اعتراض مردم ، نيازهاي اقتصادي، و فشارهاي بين المللي است ،  وگرنه آرزوي رهبران متحجر اين است که هرچه روزنامه و راديو و تلويزيون است را ببندند و همانگونه که سالها آيت الله جنتي سعي کرد،  اصلأ به اينترنت اجازه ورود به ايران را ندهند تا که نيازي به فيلتر کردنش هم نباشد.

 

***

 

در اينجا موضوع بحث من فعاليت در سازمان ملل ضد فيلترينگ اينترنت، سانسور در ايران، يا تضييقات حقوق بشر توسط جمهوري اسلامي نيست، که درباره اش در مقالات ديگر بحث کرده ام [http://www.ghandchi.com/209-UN.htm] و موضوع اين مقاله من نيست.  موضوع اين مقاله من راه هاي مقابله *مستقيم * با فيلترينگ است.

 

سه سال پيش،  درباره راه حل تکنيکي استفاده از پراکسي نوشتم،  و از آنزمان تا کنون، تعداد زيادي پراکسي عمومي براي ايران ساخته شده است،  و بيشتر آنها هم مجاني هستند،  و سرويس هاي خيلي خوب هم هستند، که نشان ميدهد خيلي ها نياز مردم ما دراين زمينه را درک کردند و همت به ياري کردند.  اما اکثر اين پراکسي ها  خود شان هم يا فيلتر شده اند، يا خيلي زود فيلتر ميشوند.  حتي برخي از موسسات که هر چند هفته يک پراکسي جديد درست ميکنند، و پراکسي هايشان هم از کيفيت عالي برخوردار است، فورأ از طرف جمهوري اسلامي فيلتر ميشوند، و در نتيجه خيلي زود آن پراکسي ها غير قابل استفاده ميشوند.

 

راه هاي تکنيکي البته محدود به استفاده از پراکسي هاي عمومي نيستند.  مثلأ شما ميتوانيد اگر دوستي خارج از ايران داريد، که به اينترنت در منزلش وصل است، از او خواهش کنيد در کامپيوتر منزلش يک پراکسي خصوصي درست کند،  و آدرسش را به شما بدهد، که شما براي ديدن سايت هاي مورد علاقه تان از آن پراکسي استفاده کنيد، و آن يک آدرس عمومي نيست که دولت بتواند از آن اطلاع داشته باشد که آنرا فيلتر کند. 

 

راه ديگر هم اين است که پراکسي هائي هستند که با اي ميل کار ميکنند و شما آدرس وبي که نميتوانيد دسترسي پيدا کنيد را با اي ميل به آنها ميفرستيد، و آنها صفحه اول را با اي ميل برايتان ميفرستند، بعد هرلينکي  را که کليک کنيد، صفحه مربوط به آن لينک براي شما با اي ميل ارسال ميشود و دوباره هر لينکي را که کليک کنيد همينطور با اي ميل دريافت ميکنيد.  البته تا آنجا که من ارائه دهندگان اين گونه سرويس را ديده ام ، تعداد صفحات مجاني کم است،  و خيلي زود براي هر صفحه بايستي پول بدهيد، که اين راه را خيلي گران ميکند و همچنين خيلي خسته کننده مگر آنکه کسي اين روش را در داخل براوزر بسازد، که البته بعد هم رژيم ميتواند آن IP را رديابي کند و پورت اي ميل آن آي پي را بلوک کند.

 

غير از راه هاي تکنيکي موجود، و يا آنچه در بالا گفتم، ميتوان راه هاي تازه تري نيز اختراع کرد.  بنظر من ميتوان در خود براوزر مايکروسافت IE يا نت اسکيپ Netscape يا موزيلاMozilla تغييراتي داد و آنها را براي دسترسي به پراکسي توانمندتر کرد.  مثلأ اگر خود براوزر بتواند بفهمد آدرسي  بلوک است و اتوماتيک از پراکسي اي که کارآ باشد استفاده کند، براي هر کاربر معمولي کامپيوتر کار مطالعه سايت هاي فيلتر شده راحت تر ميشود.

 

همچنين اگر توليد کننده براوزر نظير مايکروسافت سازنده Internet Explorer-IE يک سري آدرس پراکسي درست کند که اعلام نشده باشند و آن آدرسها رمزيencrypted شده باشند، و در داخل براوزر يک کُدي باشد که بطور رندام random آدرس پراکسي مختلفي را هر بار که براوزر ميخواهد به کسي وصل شود را بوجود آورد، و يک کليدي درست کند که با سازنده براوزر مثلأ مايکروسافت تماس بگيرد و هر دفعه  آدرس IP معيني را دو طرف توافق کنند که از آن بعنوان پراکسي استفاده کنند، هر چند خود آدرس رمزيencrypted بماند،  در آنصورت کاربر ميتواند بدون آنکه بداند آن آدرس چيست، و يا حتي بداند که پراکسي چگونه کار ميکند، از سرويس استفاده کند، و فقط اسم سايت فيلتر شده را طبق معمول وارد کند،  و سايت را ببيند بدون آنکه حتي بداند سرويس پراکسي اين تماس را ممکن کرده است.

 

البته اگر دولت جمهوري اسلامي بخواهد تمام  چنان آدرس هاي پراکسي که مايکروسافت IE يا نت اسکيپ Netscape يا موزيلاMozilla بسازند را کشف کند و فيلتر کند، بايستي استفاده براوزر را با ابزاري اتوماتيک تکرار کند، و آن آدرسهاي رندام random را با مانيتور کردن ترافيک شبکه کشف کند، که کار ساده اي نيست، و مانند کشف کدهاي رادار خيلي طول ميکشد،  بويژه اگر تعداد آدرسهاي موجود در ذخيره پراکسي چند مليون باشد.  تازه هر چند ماه يکبار کمپاني اي مثل مايکروسافت ميتواند آن آدرسها را عوض کند و update براي براوزر خود بفرستد که در نتيجه آدرس رندام random  اينبار از ذخيره pool جديد انتخاب ميشوند.  به هر حال چنين اختراع و کاري ازدست شرکتهائي نظير مايکروسافت، نت اسکيپ، موزيلا و ديگر سازندگان براوزر هاي وب بر ميايد.

 

البته راه هاي تکنيکي ديگري نيز هستند.  مثلأ ياهو يا گوگل ميتوانند مقدار web caching سايتهاي فيلتر شده را در درون جستجوگر خودافزايش دهند مثل آرشيو هاي اينترنتي و به اين صورت آن سايت ها از طريق موتورهاي جستجوگر خوانده شوند ونه مستقيم. 

 

يا اينکه اين موسسات اجازه دهند کاربرانشان که  در سيستم آنها حساب دارند بتوانند پراکسي خصوصي خود را روي سيستم آنها بسازند و به اين شکل از آن پراکسي براي خواندن مطالبي که در ايران فيلتر ميشوند استفاده کنند.

 

***

 

آنچه هدف من در اين مقاله است هيچيک از اين راه هاي تکنيکي نيست، که به هر حال ايجاد بيشتر آنها در توان هيچ کاربر اينترنتي بطور مستقيم نيست.

 

ما امروز حدود 4 تا 6 ميليون کاربر اينترنت در ايران داريم.  بسياري از کاربران وارد تر به کامپيوتر و اينترنت مطالب سايت ها را از طريق اي ميل از دوستان يا از ليست هاي خبري يا از طريق پراکسي ميگيرند.  بنظر من اگر همه کساني که دسترسي به اينترنت دارند، سايت درست کنند و در سايت خود مطالب سايت هاي فيلتر شده را که مييابند را بگذارند، رژيم که نميتواند 4 تا 6 ميليون نفر را دستگير کند، و ديگر رژيم يا مجبور ميشود همه آنها را بلوک کند که کل سيستم اينترنت در ايران را فلج کرده است، و در تضاد با دلائل اقتصادي و سياسي اي است که اصلأ به اينترنت اجازه رشد داده است، و يا که عملأ فيلترينگ رژيم کارائي اش را از دست ميدهد.

 

در واقع فرق راديو، که در گذشته رژيم ها با پارازيت آنها را فلج ميکردند، و اينترنت، در اين است،  که شنونده راديو نميتوانست براحتي فرستنده در داخل کشورش درست کند، برنامه ها را تجديد پخش کند، و در نتيجه راديوهاي خارجي براحتي با پارازيت سانسور ميشدند.  در صورتيکه در سيستم اينترنت هر کاربر براحتي ميتواند خود فرستنده باشد، و آنهم نه بمعني فوروارد کردن اي ميل، بلکه بمعني ساختن سايت خود چه با استفاده از وبلاگ، چه استفاده از سرويس هاي وب هوستينگ هاي بسيار ارزان که در ايران و خارج فراوانند، و رژيم نميتواند همه آنها را بلوک کند.  مضافأ آنکه با استفاده از آي پاد کستينگ PodCasting که در واقع با يک دستگاه ساده  mp3 مثل iPod ميشود فرستنده راديوئي اف ام و حتي سرور وب درست کرد ، و بيش از 60 گيگ مطلب تصويري و صوتي و چاپي روي آن گذاشت و در دسترس دوستان و خانوده قرار داد، در شبکه خصوصي دور وبر محل زندگي.

 

يک مسأله که ممکن است کاربران با آن روبرو شوند مسأله CopyRight حق طبع و نشر است.  بعضي سايت ها  اصلأ CopyRight حق طبع و نشر نگذاشته اند تا هرکسي مطلبي را خواست در جاي ديگري منتشر کند، مسأله اي نداشته باشد.  اما اگر مطمئن نيستيم که سايتي موافق يا مخالف تجديد چاپ مطلبشان هستند يا نه، ميتوانيم از آنها بپرسيم.  اما کلأ تا آنجا که من اطلاع دارم در اکثر کشورها اگر مطلبي بخاطر سود مالي تجديد چاپ نشده باشد و فقط براي اطلاع رساني باشد، از نظر قوانين CopyRight حق طبع و نشر مسأله اي نيست، اما بهرحال بهتر است اين موضوع را نيز در جائي که زندگي ميکنيم از کساني که قوانين آن کشور را ميدانند سؤال کنيم. نوشته هاي من در  سايت شخصي ام [http://www.ghandchi.com]  علامت CopyRight  ندارند و تجديد چاپ آنها در هر جا بلا مانع است و مطالب ديگران يا سايت هاي ديگر را هم از اين نظر ميتوانيد دقت کنيد که بعدأ مسأله نشود.

 

خلاصه کنم بنظر من براي مقابله با فيلترينگ در اينترنت همه 4 تا 6 ميليون نفر کاربر آن در ايران بايستي فعاليت کنند.  ديگر دوران اوليه اينترنت نيست که تعداد معدودي در آن فعال بودند و رژيم جمهوري اسلامي هم با آن کاري نداشت [نگاه کنيد به مقاله هوشيار نراقي درباره اولين روزهاي اينترنت http://www.cappuccinomag.com/internet/000611.shtml].  موفقيت اينترنت در عين حال با خود سرکوب رژيم را به اين عرصه آورده است.  رژيمي که تا سالها کارش فقط توقيف روزنامه ها بود، حالا هرثانيه وب لاگ ديگري را فيلتر ميکند.

 

کار ديگر رژيم هم اين بوده است که نظير عرصه روزنامه ها و کتاب ها،  از يکسو با سانسور و سرکوب عمل کند،  و از سوي ديگر انديشمندان را به خود سانسوري ميکشد.  هرچند من درک ميکنم که برخي سايت هاي ايران به اين روش توانسته اند دوام آورند، اما حتي براي خيلي از آنها نيز، وقتي سايت هاي ديگر حذف شدند، نوبت به آنها رسيد، هرچند خيلي هم در سايتشان خود سانسوري ميکردند. در واقع وقتي من اولين مقاله ام را راجع به استفاده از پراکسي براي کمک به سايت هاي ممنوع شده نوشتم، هنوز سايت خود من فيلتر نشده بود. امروز حتي سايت هاي علمي و مستند هم از فيلتر رژيم در امان نيستند. 

 

باز هم تکرار ميکنم که من آنها که خود سانسوري ميکنند را درک ميکنم،  و هدفم کوچک کردن آنها نيست.  بلکه ميخواهم بگويم که مبارزه 4 تا 6 ميليون کاربر اينترنت با فيلترينگ و سانسور که من اشاره کردم، به اين سايت ها هم ، يا بعد از فيلتر شدنشان کمک ميکند،  يا که باعث ميشود که رژيم نتواند براحتي آنها را هم فيلتر کند.  نميشود 6 ميليون نفر را کشت.  نميشود 6 ميليون روزنامه را بست.  و اينترنت اين را ممکن کرده است که بيش از 6 ميليون سايت در ايران بوجود آيد.

 

به اميد روزي که در ايراني بدون سانسور زندگي کنيم

 

سام قندچي، ناشر و سردبير

ايرانسکوپ

http://www.iranscope.com

29 شهريور  1384

September 20, 2005

 

مقالات مرتبط:

http://www.radiofarda.com/culture_article/2005/9/88ca6aae-6135-402c-ba98-15b4e3a57238.html 

http://www.ghandchi.com/407-FilteredSite-plus.htm

http://www.ghandchi.com/271-Censorship.htm

http://www.ghandchi.com/119-Proxy.htm

http://www.rferl.org/featuresarticle/2005/11/2fdba63a-153a-4268-af4b-e6ebcf54e9ef.html

 

 

 

--------------------------------------------------------- 

مقالات تئوريک

http://www.ghandchi.com

 

فهرست مقالات

http://www.ghandchi.com/SelectedArticles.html

 

 

 

Web ghandchi.com